دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٤٢٦٣
ثَقیف ، قبیلة بزرگ عرب عدنانی . آنان در گذشته از قبایل هَوازِن * به شمار می رفتند ( رجوع کنید بهسمعانی ، ج ١، ص ٥٠٨ ـ٥٠٩؛ قلقشندی ، ص ١٨٦؛ ابن خلدون ، ج ٢، ص ٣٦٩). ثقفیان از نسل قَسِیّبن مُنَبِّه بن بکربن هَوازِن (ابورِغال * ) بودند (ابن حزم ، ص ٢٦٦؛ یعقوبی ، تاریخ ، ج ١، ص ٢٢٥، ٢٢٧) مرکّب از دو گروه بزرگ به نامهای اَحْلاف و بَنومالک (ابن عِنَبَه ، ص ٦٥). ثقیف لقب قسی بن منبّه بود که در عربی به معنای مرد زیرک و چالاک است (قلقشندی ، همانجا؛ صفی پوری ، ذیل «ثقف »). در نسب شناسی عربی ، عدنان در مرتبة جَذْم یا نخستین مرتبة اَنساب عرب مُسْتَعْرَبه ( رجوع کنید به عرب * ) قرار دارد ( یواقیت العلوم ، ص ١٨٦) که به معنای اصل و بن هر چیز است (صفی پوری ، ذیل «جذم »). مساکن قبیلة ثقیف از عصر جاهلیت در ناحیة طائف * قرار داشت که پس از غلبة ثقفیان بر قبیلة عدوان بن عمرو به تصرف آنان در آمده بود (یعقوبی ، البلدان ، ص ٣١٦؛ سمعانی ، ج ١، ص ٥٠٩؛ ابن خلدون ، ج ٢، ص ٣٧٠؛ قلقشندی ، همانجا). ثقفیان در عام الفیل (٥٧٠ میلادی ) که اَبْرَهة حبشی به قصد ویران کردن کعبه راهی مکه شد، یکی از افراد قبیلة خود به نام ابورِغال را راهنمای سپاه او کردند اما ابورغال پیش از رسیدن به شهر در مکانی به نام مُغَمَّس ، در یک منزلیِ مکه ، درگذشت . بعدها مردم قبر او را سنگباران می کردند (ابن هشام ، قسم ١، ص ٤٧ـ ٤٨؛ مسعودی ، ج ٢، ص ٢٠٠ـ٢٠١؛ نیز رجوع کنید به ابورغال ثقفی * ).
ثقفیان با دولت ساسانی آشنایی داشتند. حارث بن کَلدة ثقفی ، طبیب معروف عرب ، پیش از اسلام به جندیشاپور و فارس سفر کرد و پس از آموختن طب در دانشگاه جندیشاپور و کسب مهارت ، به قبیله اش بازگشت (قفطی ، ص ١٦١؛ ابن جُلْجُل ، ص ٥٤).
ثقفیان با دولت حیره ، که تابع ساسانیان بود، نیز ارتباط داشتند. هند (دختر نُعمان بن مُنذِر) که تا عصر معاویه زنده
بود، مفاخرات دو تن از ثقفیان را در حضور پدرش ، به خاطر داشت (مسعودی ، ج ٣، ص ٢١٤ـ٢١٥). ثقفیان در دورة جاهلیت ، مانند اکثر مردم عرب ، بت پرست بودند و نام بتشان لات بود که ذکرش در قرآن آمده است ( رجوع کنید بهنجم : ١٩؛ ابن هشام ، قسم ١، ص ٤٧؛ یاقوت حموی ، ذیل «اللات »). پرستش
لات ظاهراً از نَبَطیان به قبیلة ثقیف رسیده بود ( رجوع کنید بهسالم ، ص ٣٧٦ـ ٣٧٨). آل عَتّاب بن مالک ، از بنی عَجلان ثقفی ،
پرده دار و خدمتگزار بتخانه و بت لات بود (واقدی ، ج ٣، ص ٩٧٢).
پیامبر اسلام پس از فوت حامی بزرگ خویش ، ابوطالب ، در سال دهم بعثت ، برای جلب حمایت و همراهی قبیلة ثقیف به طائف رفت ، ولی بزرگان ثقیف خواست پیامبر را اجابت نکردند و به آزارش برخاستند (یعقوبی ، تاریخ ، ج ٢، ص ٣٥ـ٣٦؛ ابن هشام ، قسم ١، ص ٤١٩). ثقفیان طائف ، که با قریشیان مکه هم پیمان بودند، در بعضی جنگهای آنان با مسلمانان ، همچون اُحد و حُدَیبیه ، شرکت کردند ( رجوع کنید بهواقدی ، ج ١، ص ٢٠٣، ج ٢، ص ٥٧٩). پس از پیروزیهای متعدد مسلمانان ، تدریجاً چند تن از افراد قبیلة ثقیف به مسلمانان پیوستند ( رجوع کنید بهثقفی ، ج ٢، ص ٥١٦ ـ٥١٧). ثقفیان در غزوة حُنَین در سال هشتم از مسلمانان شکست خوردند و به طائف گریختند که به محاصرة طائف در همان سال انجامید و پس از حدود بیست روز پایان یافت . سرانجام در رمضان سال نهم ، پس از بازگشت پیامبر از غزوة تَبوک * ، بزرگان و نمایندگان ثقیف با ایشان دیدار کردند و اسلام آوردند و به همراه مُغِیرة بن شُعبه و ابوسفیان ، که پیامبر آنان را مأمور تخریب بتخانة لات کرده بود، به طائف بازگشتند. ثقفیان پس از دو سه روز تردید، از بزرگان خود تبعیت کردند و به تخریب بتخانه رضایت دادند ( رجوع کنید بهواقدی ، ج ٣، ص ٨٨٥ ـ ٨٨٨، ٩٠٧ـ ٩٠٨، ٩٢٢ـ ٩٣٨، ٩٦٠ـ٩٧٣؛ ابن هشام ، قسم ٢، ص ٤٣٧ به بعد، ٤٧٨ به بعد، ٥٣٧ـ٥٤٣؛ ابن خلدون ، تاریخ ، ج ٢، ص ٤٦٢ـ٤٧٠؛ قزوینی ، ص ٦٤ـ٦٦). پیامبر اسلام پس از این پیروزی ، معاهده ای برای ثقفیان فرستاد که در آن تأکید شده بود سرزمین آنان همچون حرم است و قطع درختان و صید جانوران و هرگونه ستم و دزدی و بدرفتاری در آن سرزمین ، حرام و نارواست (حمیداللّه ، ص ٢٨٤ـ٢٨٦).
ثقفیان در نخستین جنگهای مسلمانان با دولت ساسانی شرکت کردند. ابوعبیدبن مسعود ثقفی (متوفی ١٣) در جنگ یوم الجِسر، در قُسُّالناطِف بر ساحل فرات کشته شد (بلاذری ، ص ٣٥١ـ٣٥٢؛ ابن خلدون ، ج ٢، ص ٥٢٠ ـ٥٢٤؛ ثقفی ، ج ٢، ص ٥١٧). ابومِحْجَن مالک بن حبیب ثقفی * (متوفی ٣٠)
از مبارزان شجاع جنگ قادسیه بود ( ((ر.ک.ب)) دینوری ، ص ١٢١ـ
١٢٣؛ بلاذری ، ص ٣٥٦ـ٣٦٥). عثمان بن ابی العاص ثقفی (متوفی ? ٥١) حاکم شهر طائف ، پس از اسلام آوردن ثقفیان ، حاکم عمان و بحرین گشت و در عهد خلافت عمربن خطّاب یکی از فاتحان ارمینیه و فارس و بعضی بلاد هند شد ( ((ر.ک.ب))ابن حزم ، ص ٢٦٦؛ ابن خلدون ، ج ٢، ص ٤٧٠، ٤٩٢ـ٤٩٣، ٥٤٧، ٥٥٣، ٥٦٥ ـ٥٦٦، ٥٧٧). سائب بن اَقْرَع ثقفی از سوی خلیفة دوم مسئول تقسیم غنایم جنگ نهاوند شد و پس از آن به حکومت اصفهان رسید و در همانجا درگذشت . فرزندانش در قرون اول اسلامی از بزرگان اصفهان بودند ( ((ر.ک.ب))ابونعیم ، ج ١، ص ٧٥، ٣٤٢). حجاج بن یوسف ثقفی (متوفی ٩٥) سهم عظیمی در تثبیت و استحکام خلافت امویان داشت و فرزندان و اعقابش از بزرگان دولت اموی در حجاز و شام و اندلس
بودند. محمدبن قاسم ثقفی * (متوفی ٩٨) فاتح سند بود.
حُرّبن عبدالرحمان بن عبداللّه بن عثمان ثقفی (متوفی ? ١٠٦)
از امیران و فاتحان معروف اندلس در پایان قرن اول بود
( ((ر.ک.ب))ابن حزم ، ص ٢٦٦ـ ٢٦٨؛ ابن خلدون ، ج ٢، ص ٣٦٩). بعضی از بزرگان دولت طاهریان خراسان از ثقفیان بودند
( ((ر.ک.ب))سمعانی ، ج ١، ص ٥٠٩ ـ٥١٠). منصب قضاوتی بغداد و کوفه را، سالها خاندان ثقفی برعهده داشتند و خاندان آل شهری
از نسل مغیرة بن شعبه ثقفی در قرن نهم با قبایل خَفاجه
عراق به سر می بردند (ابن عنبه ، ص ٦٥).
بقایای قبیلة ثقیف ، مشتمل بر دهها طایفة کوچک و بزرگ ، هنوز در طائف و اطراف آن به سر می برند و کوه حجاز در میان مکه و طائف ، یکی از مراکز اصلی سکونت آنان است (کحّاله ، ج ١، ص ١٤٧ـ ١٤٨).
منابع :
(١) ابن جلجل ، طبقات الاطباء والحکماء ، چاپ فؤاد سید، قاهره ١٩٥٥؛
(٢) ابن حزم ، جمهرة انساب العرب ، بیروت ١٤٠٣/١٩٨٣؛
(٣) ابن خلدون ؛
(٤) ابن عنبه ، الفصول الفخریه ، چاپ جلال الدین محدث ارموی ، تهران ١٣٦٣ ش ؛
(٥) ابن هشام ، السیرة النبویة ، چاپ مصطفی سقا، ابراهیم ابیاری ، و عبدالحفیظ شلبی ، ( بیروت ) : دارابن کثیر، ( بی تا. ) ؛
(٦) احمدبن عبداللّه ابونعیم ، کتاب ذکر اخبار اصبهان ، چاپ سون ددرینگ ، لیدن ١٩٣١ـ١٩٣٤، چاپ افست تهران ( بی تا. ) ؛
(٧) بلاذری (بیروت )؛
(٨) ابراهیم بن محمد ثقفی ، الغارات ، چاپ جلال الدین محدث ارموی ، تهران ١٣٥٥ ش ؛
محمد حمیداللّه ، مجموعة الوثائق السیاسیة للعهد النبوی و
(٩) الخلافة الراشدة ، بیروت ١٤٠٧/ ١٩٨٧؛
احمدبن داوود دینوری ،
(١٠) الاخبار الطوال ، چاپ عبدالمنعم عامر، مصر ( ١٣٧٩/١٩٥٩ ) ، چاپ افست بغداد ( بی تا. ) ؛
(١١) سیدعبدالعزیز سالم ، تاریخ العرب فی عصرالجاهلیة ، ( اسکندریه ) ١٩٨٨؛
(١٢) سمعانی ؛
(١٣) عبدالرحیم بن عبدالکریم صفی پوری ، منتهی الارب فی لغة العرب ، چاپ سنگی تهران ١٢٩٧ـ ١٢٩٨، چاپ افست ١٣٧٧؛
زکریابن محمد قزوینی ، کتاب آثارالبلاد و اخبارالعباد ، چاپ فردیناند ووستنفلد، گوتینگن ١٨٤٨، چاپ
(١٤) افست ویسبادن ١٩٦٧؛
(١٥) علی بن یوسف قفطی ، تاریخ الحکماء، و هومختصر الزوزنی المسمی بالمنتخبات الملتقطات من کتاب اخبار العلما باخبار الحکما،چاپ لیپرت،لایپزیگ ١٩٠٣;
احمد بن علی قلقشندی،نهایه الارب فی المعرفه انساب العرب، بیروت،چاپ محمد تقی دانش پژوه، تهران:بنیاد فرهنگ ایران،١٣٤٥ ش .
/علی پورصفر قصابی نژاد/