دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٥٧٦
بحر عُمان (دریای عمان / خلیج عمان ) ، دریایی در جنوب شرقی ایران که در حقیقت ادامة اقیانوس هند است . از شمال به سواحل ایران و از جنوب به دریای عربستان و کشور عمان محدود است ، و مدار رأس السرطان از جنوب آن می گذرد. عرض آن از دماغة حد (رأس الحد)، در شمال شرقی کشور عمان ، تا بندر گَواتِر، در منتهی الیه جنوب شرقی ایران (در مرز ایران و پاکستان )، حدود ٣٢٠ کیلومتر و طول آن حدود ٥٦٠ کیلومتر است . در شمال غربی از طریقِ تنگة هرمز، در شمال شبه جزیرة مُسَندَم * (رأس مسندم )، به خلیج فارس می پیوندد. بندرهای آن در جنوب (در سواحل کشور عمان ) صُور، مسقط ، مَطرَح ، خابورَه و صُحار است . جزایر قشم و هرمز در جانب شمال غربی آن ، در مدخل خلیج فارس ، و بندرعباس در ساحل ایران در چهارده کیلومتری شمال غربی جزیرة هرمز قرار دارد. از قدیم در ساحل جنوبی آن ، کشور مَزْون (نام فارسی عمان ) قرار داشت که مرکز آن صحار بود و ظاهراً نخستین ساکنان آن از اقوام غیر عرب بودند. مزون که مدتی عیسویت در آن رایج بود و اسقف نشین داشت ، چندی تابع ایران بود و مردم آن مذهب زرتشتی داشتند، و هنگام حملة اعراب دولتی مستقل داشت (مسعودی ، ج ١، ص ١٧٧؛ مارکوارت ، ص ٤٣ـ٤٤).
مدتی دریاهای کرانه های جنوبی ایران ، در سواحل شهرستانهای چاه بهار * و جاسک و میناب و گاهی بندرعباس (هرموز قدیم )، دریای مُکران و دریای کرمان خوانده می شد. فاصلة بندرها و کرانه های ایرانی دریای عمان (مکران ) به خط مستقیم از مشرق به مغرب به این شرح است : از بندر گواتر تا چاه بهار حدود نود کیلومتر (بندر تیز یا طیس در پانزده کیلومتری شمال بندر چاه بهار و بندر کُنارَک در حدود ٦٥ کیلومتری مغرب بندر چاه بهار، در حاشیة غربی خلیج چاه بهار قرار گرفته است )؛ از چاه بهار تا بندر جاسک حدود ٢٩٠ کیلومتر؛ از بندر جاسک تا دماغة کوه (رأس الکوه ) حدود پنجاه کیلومتر؛ از رأس الکوه ، که ساحل به سوی شمال امتداد می یابد، تا مصب رود میناب حدود ١٤٥ کیلومتر. رود میناب ( شاید خوریتاب ) را با رود آنامیس که ، به روایت مورخان یونانی ، نِئارخوس ، سردار اسکندر، حدود ٣٠٠ ، ٢ سال پیش در کنار آن پیاده شد و به اردوگاه اسکندر در داخل ایران رفت ، مطابق می دانند (گابریل ، ص ٣١؛ مستوفی ، ص ٤٦، ٥٢ـ٥٣). فاصلة شهرمیناب تا رأس خلیج فارس (بندرعباس ) از جادة اصلی (آسفالته ) به حدود ١٠٤ کیلومتر می رسد. در این فاصله ، بخش بیابان از شهرستان میناب قرار دارد که آخرین قسمت کرانة ایران در ساحل بحر عمان است .
آب و هوای دریای عمان ، به لحاظ قرار گرفتن در شمال مدار رأس السرطان گرم و عمدتاً متأثر از آب و هوای استوایی است .
نام دریای عمان پیش از اسلام بدرستی روشن نیست . به نقل از هرودت ، در ٥١٢ ق م ، نخستین بار ناوگان داریوش بزرگ به دریا سالاری اِسکیلاس یونانی از رود سند وارد دریای اریتره (دریای احمر و بحر عمان و خلیج فارس ) شد و سواحل مکران و عربستان ( عمان ) را بازدید کرد (سایکس ، ج ١، ص ٢٢٠؛ پیرنیا، ج ١، ص ٦٢٩، ٦٣١). در قرن چهارم هجری ، دریای عمان جزو دریای اعظم به شمار می آمد و هر بخشی از دریای اعظم به نام ناحیه یا شهری که در کنار آن قرار داشت خوانده می شد؛ مانند دریای پارس ، دریای بصره و دریای عمان ( حدودالعالم ، ص ١٢، ١٦٤). ظاهراً به لحاظ رونق بازرگانی بندر و شهر عمان در دورة اسلامی ، بحرعمان نیز اهمیّت یافت ؛ زیرا، در آن دوره شهر عمان ( و بندر ) بارکدة جهان به شمار می آمده و ظاهراً با بندر تیز در خلیج فارس ارتباط دایمی داشته است . بازرگانان آن توانگرترین تجار شهرها بودند و از مغرب و مشرق و جنوب و شمال کشتیها به آنجا می آمدند (همان ، ص ١٦٩). دریای سبز یا بحر اخضر یا خلیج اخضر، که امروز کمابیش مطابق با دریای عربستان است ، در جنوب آن قرار داشت (بکران ، ص ٢٢). در زمانهایی دریای عمان و دریای فارس را یکی می دانستند و سواحل جنوب شرقی ایران بحر مکران و بحر کرمان خوانده می شد. بحر کرمان ( از مشرق ) به بحر مکران پیوسته بود و ( از مغرب ) از جزیرة کیش فراتر می رفت و قسمتی از بحر فارس را هم در بر می گرفت . بحر مکران ( از مشرق ) به بحر سند و ( از مغرب ) به بحر کرمان پیوسته بود (همان ، ص ٢٠ـ٢١). ظاهراً گاهی قسمت جنوبی این دو دریا را بحر عمان می خواندند. بارکدة کرمان (در بحر کرمان )، هرموز (هرمز) و بارکدة مکران (در دریای مکران ) بندر تیز بود. از مطالب کتاب افضل الدّین کرمانی (پیش از حملة مغول ) چنین برمی آید که در آن دوره بندر تیز، بارکدة مکران ، بندر بینِ قاره ای محسوب می شد؛ در افریقا با مصر و حبشه و زَنج (زنگبار) و در آسیای مرکزی با هند و سند و در خاورمیانه با کشورهای عربی مانند عُمان و بحرین مناسبات تجاری داشته است . در این دوره ازمکران فانید (= شکر) و قند صادر می شد و مشک و عنبر و پارچه های مخملی لطیف ونیل و محصولات دیگر در تیز داد و ستد می شد (ص ١٢٧ـ ١٢٨).
دریای عمان ، به لحاظ آنکه بخشی از راه مواصلاتی خلیج فارس و مناطق نفت خیز آن با اقیانوس هند، شرق دور، افریقای شرقی ، دریای مدیترانه و اروپاست ، از نظر اقتصادی و سوق الجیشی اهمیّت بسیار دارد. طبق مقررات قانون نفت ، مصوّب مرداد ١٣٣٦، فلات قارة ایران در دریای عمان نیز مانند خلیج فارس تابع مقررات قانون نفت ایران شد (تاج بخش ، ج ١، ص ١٥٣ـ١٥٤). شرکت شیلات ایران در کرانه های شمالی بحر عمان تأسیساتی دارد. بر اثر حفریات باستان شناسان در کرانه های جنوبی شهرستانهای چاه بهار و جاسک و میناب ، که در ارتفاع کمتر از دویست متر قرار دارد، در شمال غربی شبه جزیرة کنارک و کرانة رودی در جنوب آبادی سَدَیچ (حدود صد کیلومتری شمال شرقی شهر جاسک ) و در ده کیلومتری جنوب شرقی آبادی کوهستک (حدود ٤٨ کیلومتری جنوب شهر میناب ) آثار باستانی ما قبل تاریخ پیدا شده است ؛ آثار یافته شده در سدیچ متعلق به ٥٠٠ ، ٦ تا ٥٠٠ ، ٧ سال پیش از میلاد و در کنارک متعلق به دورة دیرینه سنگی میانه یا عصر حجر قدیم وسطی است (ویتافینزی و کپ لند، ص ١٤٩، ١٥٠).
(برای آگاهی از اهمیّت نظامی و بازرگانی این دریا در دوره های تاریخی ، و نقش آن به عنوان گذرگاهی مهم
رجوع کنید به بحرفارس * ؛ خلیج فارس * ).
منابع :
(١) احمدبن حامد افضل الدین کرمانی ، کتاب عقدالعلی للموقف الاعلی ، چاپ علیمحمد عامری نائینی ، تهران ١٣٥٦ ش ؛
(٢) ایران . وزارت راه و ترابری ، نقشة راههای ایران ، تهران ١٣٧٠ ش ؛
(٣) محمدبن نجیب بکران ، جهان نامه ، چاپ محمدامین ریاحی ، تهران ١٣٤٢ ش ؛
(٤) حسن پیرنیا، ایران باستان ، یا، تاریخ مفصل ایران قدیم ، تهران ١٣٦٩ ش ؛
(٥) غلامرضا تاج بخش ، «فلات قاره ی ایران در خلیج فارس »، در خلیج فارس ، تهران ( ١٣٤٢ ش ) ؛
(٦) حدودالعالم من المشرق الی المغرب ، چاپ منوچهر ستوده ، تهران ١٣٤٠ ش ؛
(٧) حسینعلی رزم آرا، فرهنگ جغرافیائی ایران (آبادیها) ، ج ٨ : استان هشتم (کرمان و مکران ) ، تهران ١٣٥٥ ش ؛
(٨) پرسی مولزورث سایکس ، تاریخ ایران ، ترجمة محمدتقی فخر داعی گیلانی ، تهران ١٣٦٢ ش ؛
(٩) شرکت ساختمانی پایه اسکله ، گزارش مقدماتی شناسایی طرح احداث بنادر صیادی واقع در سواحل استانهای سیستان و بلوچستان ، هرمزگان ، بوشهر و خوزستان برای شرکت سهامی شیلات ایران ، تهران ١٣٦٥ ش ؛
(١٠) آلوفنس گابریل ، تحقیقات جغرافیائی راجع به ایران ، ترجمة فتحعلی خواجه نوری ، چاپ هومان خواجه نوری ، تهران ١٣٤٨ ش ؛
(١١) احمد مستوفی ، «سفر دریایی نئارخ در سواحل عمان و خلیج فارس »، مجلة دانشکدة ادبیات دانشگاه تهران ، سال ٣، ش ٤ (تیر ١٣٣٥ ش )؛
(١٢) علی بن حسین مسعودی ، مروج الذهب و معادن الجوهر ، چاپ شارل پلا، بیروت ١٩٦٥ـ١٩٧٩؛
(١٣) J.Marquart, E ¦ ra ¦ ns § ahr, Berlin ١٩٠١;
(١٤) The New Encyclopaedia Britannica, Micropaedia, Chicago ١٩٨٥, s.v. "Oman, Gulf of";
(١٥) The Times atlas of the world, London ١٩٨٥;
(١٦) C. Vita-Finzi, L. Copeland, ûSurface finds from Iranian Makraný, Iran: Journal of the British Institute of Persian Studies, XVIII (١٩٨٠).
/ خسرو خسروی /