دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٥٤٣٩
چِشْتی ، قطبالدین مودودبن یوسف، از مشایخ سلسله چشتیه *. وی در ٤٣٠ در چشت بهدنیا آمد. پدرش خواجه یوسف چشتی (متوفی ٤٥٩)، ملقب به ناصرالدین، بود (داراشكوه بابری، ص ٩٠؛ غلام سرور لاهوری، ج ١، ص ٢٤٦، ٢٤٨). گفتهاند كه یوسف چشتی با خواجه عبداللّه انصاری (متوفی ٤٨١) ملاقات داشته و مورد علاقه و احترام وی بوده (رجوع کنید به جامی، همانجا؛ غلام سرور لاهوری، ج ١، ص ٢٤٨) و ابوبكر شبلی (متوفی ٣٣٤) نیز در مجلس سماع یوسف چشتی حاضر میشده است (چشتی عثمانی، ص ٧٥؛ غلام سرور لاهوری، ج ١، ص ٢٤٧)، اما این موضوع از لحاظ زمانی تا اندازهای بعید به نظر میرسد.
پس از یوسف چشتی، فرزند بزرگش، مودود، در ٢٤ یا ٢٦ سالگی بر سجاده قطبیت نشست (جامی، همانجا؛ چشتی عثمانی، ص ٧٨). برخی از نزدیكان مودود، به سبب جوانی او، وی را شایسته جانشینی پدر ندانستند، بلكه عموی وی (خواجه علی چشتی) را، كه در دهلی نزد سلطان غیاثالدین بَلبن *بود، وارث سجاده دانستند، اما خواجهعلی در نامهای این مقام را به مودود سپرد (میرخورد، ص ٢٢١ـ٢٢٢).
از جمله سوانح زندگی مودود، ملاقات او با شیخ احمدِجام *ملقب به ژندهپیل بود. چگونگی مواجهه این دو، با تفاوتهایی، نقل شده است (رجوع کنید به جامی، ص ٣٣١ـ٣٣٤؛ غزنوی، ص ٧٠ـ٧٤؛ چشتی عثمانی، ص ٨٢ ـ٨٤؛ غلام سرور لاهوری، ج ١، ص ٢٤٨ـ٢٤٩). قطبالدین مودود در رجب ٥٢٧ وفات یافت و در چشت دفن شد (همانجا).
وی مریدان بسیاری داشت كه معروفترین آنان عبارتاند از: ١) فرزند و جانشین وی، احمد چشتی، كه پس از تشرف به حج مدتی در مدینه اقامت كرد. هنگام بازگشت، در بغداد به خانقاه شیخ شهابالدین سهروردی، صاحب عوارفالمعارف، رفت و مورد تكریم وی و همچنین خلیفه بغداد قرار گرفت (جامی، ص ٣٣٤ـ ٣٣٥؛ معصومعلیشاه، ج ٢، ص ١٣٥). خواجهاحمد در ٥٧٧ در چشت وفات یافت (جامی، ص ٣٣٥).
٢) حاجیشریف زَنْدَنی (متوفی ٦١٢)، ملقب به نیرالدین. نقل است كه او چهل سال در عزلت و در خرابه زیست و با برگ و میوه درختان سد جوع كرد. وی نزد سلطان سنجر محترم بود (میرخورد، ص ٥٣ ـ٥٤؛ چشتی عثمانی، ص٩٠ـ٩٣). خلافت چشتیه بعد از او به خواجه عثمان هارونی (متوفی ٦١٨) رسید (میرخورد، ص ٥٤).
٣) شاهمحمود سنجان (متوفی ٥٩٧)، ملقب به ركنالدین، كه لقب شاه را از قطبالدین مودود گرفت. مزار او در قریه بایج، از توابع تربت حیدریه، است (معصومعلیشاه، ج ٢، ص ١٣٤؛ غلام سرور لاهوری، ج ١، ص ٢٥٢). وی شعر هم میسروده كه بیشتر آنها رباعی بوده است (معصومعلیشاه، همانجا).
از دیگر مریدان قطبالدین چشتی این اشخاص بودند: پیر كبار چشتی اهل پیشاور (عالم فقری، ص ١١٩)؛ ابونصر شكیبان زاهد، از مشایخ سیستان؛ شیخ حسن تبتی؛ خواجه سبزپوش آذربایجانی و عثمان رومی، كه خرقه بایزیدِ بسطامی *به وی رسیده و ازاینرو پیر هر دو سلسله بوده است (غلام سرور لاهوری، ج ١، ص ٢٥٠).
به قطبالدین چشتی دو اثر، یكی خلاصه الشریعه و دیگری منهاجالعارفین، نسبت داده و گفتهاند كه كتاب اخیر را در پانزده سالگی در باره سیرت خواجگان چشتی نوشته است (رجوع کنید به چشتی عثمانی، ص ٧٨؛ غلام سرور لاهوری، ج ١، ص ٢٤٨). از این دو كتاب نسخهای بهدست نیامده، فقط یك نسخه خطی به نام منهاجالعارفین، از مؤلفی ناشناس، موجود است (رجوع کنید به نوشاهی، ج ١، ص ١٥١).
منابع:
(١) عبدالرحمانبن احمد جامی، نفحات الانس، چاپ محمود عابدی، تهران ١٣٧٠ ش؛
(٢) هدیه بن عبدالرحیم چشتی عثمانی، سیرالاقطاب، لكهنو ١٣٣١/١٩١٣؛
(٣) داراشكوه بابری، سفینه الاولیا، كانپور ١٣١٨؛
(٤) عالم فقری، اولیاءاللّه، لاهور ١٩٩٠؛
(٥) محمدبن موسی غزنوی، مقامات ژنده پیل: احمدجام، چاپ حشمتاللّه مؤید سنندجی، تهران ١٣٤٠ ش؛
(٦) غلام سرور لاهوری، خزینه الاصفیا، كانپور ١٣٣٢/١٩١٤؛
(٧) محمدمعصومبن زینالعابدین معصوم علیشاه، طرائق الحقائق، چاپ محمدجعفر محجوب، تهران ١٣٣٩ـ ١٣٤٥ ش؛
(٨) احمد منزوی، فهرست مشترك نسخههای خطی فارسی پاكستان، اسلامآباد ١٣٦٢ـ١٣٧٠ ش؛
(٩) محمدبن مبارك میرخورد، سیرالاولیاء در احوال و ملفوظات مشایخ چشت، لاهور ١٣٥٧ ش؛
(١٠) عارف نوشاهی، فهرست كتابهای فارسی چاپ سنگی و كمیاب كتابخانه گنج بخش، اسلامآباد ١٣٦٥ شـ .
/ محمد مشهدی نوشآبادی /