دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٤٦٢١
جَرَش ، گراسا ی قدیم، شهری در شمال اردن. جرش در َ١٧ ٣٢ عرض شمالی و َ٥٤ ٣٥ طول شرقی، در حدود پنجاه كیلومتری شمال شهر عَمّان/ امّان (پایتخت اردن)، قرار دارد. این شهر را نباید با جَرَشِ نزدیك بیتالمقدّس و جُرَشِ یمن یكی دانست. جَرَش در دامنه جنوبشرقی كوههای عَجْلون * و در ساحل شرقی رود جَرَش واقع است. رود جرش از ریزابههای راست رود زَرقا، با جهت شرقی ـ غربی، است كه به رود اردن میریزد و به بحرالمیت (رجوع کنید به بحر لوط * ) منتهی میشود.
جرش یكی از هشت شهر بزرگ اردن (رجوع کنید به اسعدی، ج ١، ص ٥) و در تقسیمات سیاسی اردن، مركز محافظهای به همین نام (با جمعیت حدود ٠٠٠ ، ١٧٠ تن در ١٣٨٣ ش/ ٢٠٠٥) است (رجوع کنید به الموسوعة العربیة العالمیة، ج ١، ص ٤٨٣؛ < فرهنگ جغرافیایی جهان >، ذیل "Jordon" ). ویرانههای شهر گراسای قدیم، با ستونهای سنگی قرمزرنگ فراوان، در مغرب شهر جرش قرار دارد (روندو، ص ١٩ـ٢٠).
آب و هوای این ناحیه تحت تأثیر اقلیم مدیترانهای و بارش سالانه آن بین ٣٥٠ تا ٥٠٠ میلیمتر است (ساپن، ص ٢٢٣؛ نیز رجوع کنید به شحاده، ص٣٠). استعداد زراعی زمینهای جرش، نشان میدهد كه در كشاورزی پیشینهای كهن دارد. در اطراف شهر جنگلهایی هست (رجوع کنید به غوانمه، ١٩٨٢ ب، ص ٢٩؛ ویل ، ص ٢٣٩، پانویس ١٧) و در نواحی جرش كشت جو رواج دارد (دبّاغ، ج ١، قسم ١، ص ٦٧٤).
بر اساس آمار ١٣٨٣ ش/٢٠٠٥، جرش حدود سی هزار تن جمعیت دارد (رجوع کنید به < فرهنگ جغرافیایی جهان >، ذیل ""Jaras ) كه، برخی از آنان چركسهای مهاجرند كه به عربی و قفقازی سخن میگویند (اسعدی، ج ١، ص ٨؛ دبّاغ، ج ٣، قسم ٢، ص ٤٧٢؛ نیز رجوع کنید به ادامه مقاله). جاده عمّان به نواحی شمالی اردن از جرش میگذرد. این شهر و شهر كهن پِتْرا (رجوع کنید به رقیم *) قطب صنعت گردشگری اردن هستند (رجوع کنید به < كتاب سال جهان اروپا ١٩٩٩ >، ج ١، ص ٢٠٠٤).
بافت جدید و مسكونی در مشرق شهر و بافت قدیم و غیرمسكونی در مغرب شهر قرار دارد. بخش باستانی، در مغرب شهر، با ستونها و بناهای عظیم آن شبیه شهرهای رومی قرن اول میلادی است؛ اما، سفالینههایی كه در میدان اصلی شهر و در معبد زئوس پیدا شده است، تأثیر معماری یونانی (هِلِنی) قرن دوم پیش از میلاد را نشان میدهد (ویل، ص٢٤٠ـ٢٤١). رود جرش، با جهت شمالی ـ جنوبی، تقریباً از میان شهر میگذرد و آن را به دو قسمت شرقی و غربی تقسیم میكند. گرمابهای در مشرق این رود و در حوزه ساخت و سازهای رومی، و گرمابهای در مغرب آن در حوزه ساخت و سازهای مسیحی و اسلامی وجود داشته است. آثاری از چند كلیسا، مثل كلیسای حواریون مسیح و كلیسای شهدا در شمال و كلیسای پروكوپیوس در جنوبشرقی شهر فعلی، و آثار مسجدی متعلقبه دوره امویان (حك : ٤١ـ١٣٢) در مشرق این رود باقیمانده است. ظاهراً همه عناصر عامالمنفعه شهری دوره یونانی ـ رومی شهر، در مغرب رود جرش قرار داشتهاند كه آثار باقیمانده آنها به ترتیب از شمال به جنوب عبارتاند از: چهارراه ستوندار یا میدان شمالی، گرمابه غربی، تماشاخانه شمالی، معبد آرتمیس، كلیسای ویادوكت، كلیسای جامع سنتئودور، كنیسه یهودیان، مقر اسقف گنسیوس، مقبره چند قدیس، چهار راه ستوندار جنوبی، كلیسای سنپتر و كلیسای سنپل، میدان عمومی شهر، معبد زئوس و تماشاخانه جنوبی (رجوع کنید به برقوتی ، ص ٢١٨ـ ٢٢٨). اكثر این اماكن از طریق مسیرهایی كه دو طرف آنها ستونهای سنگی قرار داشت، باهم ارتباط داشتند. از دروازه شمالی تا دروازه جنوبی، مسیر مستقیم سنگفرشی است كه اطراف آن را ستونهای سنگی احاطه كرده است. این مسیر پس از عبور از دروازه جنوبی و گذشتن از كنار میدان بزرگ اسبدوانی به طاق پیروزی میرسد. مسیری كه از چهارراه جنوبی بهسوی مشرق میرود، پس از قطع رود جرش به مسجد دوره امویان میرسید كه گرمابه شرقی نیز تقریباً در جوار آن قرار داشت. از این قسمت به سمت مشرق، ساخت و سازهای مسكونی دورههای بعدی با سیمایی متفاوت شروع میشود كه از شمال به جنوب امتداد دارد. شهر به شكل كثیرالاضلاع نامنظمی است كه در اطراف آن آثار برج و باروهای قدیمی وجود دارد. این شهر از جنوب به عمّان و از شمال به عجلون میرسد (همانجا؛ برای اطلاع بیشتر در باره آثار جرش رجوع کنید به الموسوعة العربیة، ذیل مادّه؛ دَبـّاغ، ج٣، قسم ٢، ص ٤٧١ـ ٤٧٢؛ فیشر، ١٣٤٢، ص٢٠٠ـ٢٠٣؛ همو، ١٣٥١، ص ٨٥ ٨٧).
از مشاهیر این شهر، نیكوماخوس گراسایی بوده كه در حدود سال ١٠٠ میلادی میزیسته و به سبب داشتن تألیفات متعدد در ریاضیات و موسیقی به شهرت رسیده بوده است. از او دو اثر به نامهای مدخلی بر حساب و راهنمای علمالحان باقی مانده است ( زندگینامه علمی دانشوران، ذیل "Nicomachus of Gerasa" ). طبری (ج ٧، ص ٢٤٢) نیز از شخصی به نام نَضْربن جرشی نام برده است.
پیشینه. بنای شهر به اسكندر مقدونی (حك : ٣٣٦ـ ٣٢٣ ق م) منسوب است (روندو، ص ١٩). نام آن اولین بار در آثار دوره مَكّابیان (خاندانی یهودی در قرنهای دوم و اول پیش از میلاد) آمده است ( د. اسلام ، چاپ اول، ذیل مادّه). اسكندر بین ده شهر از منطقه شامات ــ كه پلینی اكبر (پلینیوس) آنها را دكاپولیس نامیده است مجموعه بههم پیوستهای ایجاد كرد كه یكی از آنها گراسا (در متن: گالاسا ) یا جرش امروزی بوده است. علاوه بر گراسا، گادارا (امّقیس كنونی در شمال اردن، كنار مرز این كشور با سوریه و فلسطین اشغالی)، گراسا (جَرَش) در ناحیه سواد، و فیلادلفیا (رَبَتِ بنی عَمّون، عمان كنونی؛ اسعدی، ج ١، ص١٠) در ناحیه بَلقاء، نیز جزو دكاپولیس بودهاند (پلینیوس، ج ٢، كتاب ٥، ص ٢٧٧؛ صلیبی، ص ١٣؛ نیز رجوع کنید به عطیه اللّه، ج ١، ص ٥٩٣ـ٥٩٤؛ دبّاغ، ج ١، قسم ١، ص ٦٣٤ـ ٦٣٥). بر اساس یافتههای باستانشناسان، جرش شهری تجاری و كاروانرو، با آب و ثروت كافی بوده و نقش مهمی در پذیرش جمعیت و حفظ ائتلاف ده شهر داشته است (ویل، ص ٢٣٩).
در سال ٦٣قم، پومپیوس، سردار رومی، طیجنگهای خود وارد دمشق شد و در همان سال به جرش رسید. او دكاپولیس را به ایالت سوریه، كه تازه به وجود آمده بود، ملحق نمود (روندو، همانجا؛ ویل، ص ٢٣٧ـ٢٣٩؛ نیز رجوع کنید به روبر، ذیل "Dإcapole" ).
در سال ٣٠ یا ٣١ ق م، زلزلهای به قدرت هفت ریشتر، به مركزیت ریحا (یا جریكو)، در مغرب رود اردن به وقوع پیوست كه احتمالاً جرش نیز از این زلزله آسیب دید (رجوع کنید به عیسی ، ص٢٣٣).
در اوایل قرن دوم میلادی، همزمان با حكومت ترایانوس (امپراتور روم، حك : ٩٨ـ١١٧ میلادی)، جرش شهری ثروتمند با تجارت پررونق بود. اهمیت شهر، در زمان هادریانوس (حك : ١١٧ـ ١٣٨ میلادی)، كه در توسعه و زیباسازی آن كوشید، حفظ شد به طوری كه در دوره وی این شهر را انطاكیه كریسوروآس (نام لاتینی رود بَرَدی' *) مینامیدند (ویل، ص ٢٣٩). طاق پیروزی بیرون شهر نیز در همین زمان به مناسبت ورود هادریانوس به این شهر بنا شده است (ویل؛ روندو؛ الموسوعة العربیة، همانجاها؛ دبّاغ، ج ١، قسم ١، ص ٦٤٨ـ٦٤٩).
جرش در حدود سال ١٦٠ میلادی جزو سرزمینهای اسلامی محسوب میشد. این شهر در قرن سوم میلادی، پس از ویرانی تَدمُر * ، جزو فلسطین شد و اهمیت خاصی یافت. بسیاری از ویرانههای باشكوه امروزی از آن دوره بازمانده است ( د. اسلام ؛ روندو، همانجاها). جرش در قرن چهارم میلادی از شهرهای قلعهای بود. در قرن ششم میلادی، یعنی در دوره امپراتوری روم شرقی، یازده كلیسا برای ساكنان مسیحی آنجا ساخته شد (روندو، ص ١٩ـ٢٠؛ نیز رجوع کنید به الموسوعة العربیة، همانجا). در ٦١٤ میلادی، ساسانیان (حك : ٤٣٨ـ٦٥١) آنجا را تصرف كردند و ستونهای وسط میدان اسب دوانی، كه بعداً میدان چوگان شد، از آثار آنهاست (لنكستر هاردینگ، ص ١٠٢).
مسلمانان در زمان خلافت عمربن خطّاب (١٣ـ٢٣)، به فرماندهی شُرَحْبیلبن حَسَنه * ، جرش را با صلح فتح كردند (بلاذری، ص ١٥٩ـ١٦٠؛ یاقوت حموی، ذیل مادّه). در سدههای نخستین اسلامی، در این شهر زلزلههای ویرانگر متعددی رخ داد. بر اساس گزارشها، زمینلرزههای سالهای ٣٨ یا ٣٩، ١٢٩ و ٢٣٩ یا ٢٤٠، شدیدتر از بقیه بودهاند (رجوع کنید به عیسی، ص ٢٣٢ـ٢٣٣؛ نیز رجوع کنید به ادامه مقاله).
ابنخرداذبه در میانه قرن سوم (ص ٧٨) و ابنفقیه در اواخر این قرن (ص ١١٦)، جرش را «كوره»ای در اردن خواندهاند. ظاهراً در قرنهای دوم و سوم، سفالگری در جرش متداول بوده، زیرا قدیمترین سفالینه یافته شده در جرش، متعلق به این سدههاست (غوانمه، ١٩٨٢ الف ، ص ١١٩).
مقدسی در نیمه دوم قرن چهارم، شام را به شش حوزه تقسیم كرد كه یكی از آنها اردن و یكی از شهرهای اردن، شهر اَذْرِعات (یا دَرْعا * ) و رستاق آن جبل جرش بود (ص ١٥٤، ١٦٢). در ٤٢٦، این شهر بار دیگر از زلزله آسیب دید (عیسی، ص ٢٣٣). از بناهای اواخر قرن پنجم و اوایل قرن ششم جرش، به قلعهای متعلق به طُغْتَگین، اتابك دمشق (حك : ٤٩٧ـ٥٢٢)، اشاره كردهاند. بودوئن دوم، حاكم صلیبی بیتالمقدّس (حك : ١١١٨ـ١١٣١)، این قلعه را در ٥١٤/ ١١٢١ ویران كرد. اكنون هیچ نشانی از این قلعه باقی نمانده است (رانسیمان، ج ٢، ص ١٥٩؛ نیز رجوع کنید به پیك، ج ١، ص١٢٠ـ١٢٥). در اوایل سده هفتم، یاقوت حموی (همانجا) به عظمت جرش در گذشته و ویرانی آن در زمان خود اشاره كرده و در باره چاههای عظیم آنجا، نهری كه از میان شهر میگذرد و از كوه نزدیك آن به نام جبل جرش، كه از نام جرشبن عبداللّه گرفته شده، و آبادیها و روستاها و مزارع خوب آن سخن گفته است.
از سده هفتم تا سیزدهم، اطلاع ویژهای از وضع شهر در دست نیست، جز آنكه چند زلزله در سدههای دهم تا سیزدهم به این شهر آسیب رسانده است (رجوع کنید به عیسی، همانجا). در اواسط سده سیزدهم حدود ده تا یازده هزار تن از قبایل چادرنشین، از جرش تا رود اردن پراكنده بودند و به پرورش گوسفند و بز اشتغال داشتند. بعضی از این قبایل در فصل برداشت محصول، در جرش اقامت میكردند (جونز، ص ٣٠٨). در ١٢٩٥/ ١٨٧٨، بر اثر سیاستها و برنامههای دولت عثمانی، مهاجرت چركسها و چچنها از روسیه به تركیه و اردن آغاز شد (رجوع کنید به عطیة اللّه، ج ١، ص ٥٩٤) و مدتی بعد چركسها در بعضی از شهرهای منطقه، از جمله جرش، ساكن شدند. آنها روستای كوچكی در مشرق رود جرش ساختند كه به تدریج بخش بزرگی از شهر قدیم را فراگرفت (جونز، ص٣١٠؛ لنكستر هاردینگ، ص ١٠٣؛ دبّاغ، ج ٤، قسم ٢، ص ٧٢٥). جرش در این زمان، قضایی از لواء اِربِد * بود (كردعلی، ج ٣، ص ٢٢٩).
در ١٣٣٧/١٩١٨، فیصل اول، كه در ١٣٣٩/ ١٩٢١ به پادشاهی عراق رسید، شهرهای عمّان را تصرف كرد و بدینترتیب تمامی اردن فعلی، از جمله جرش كه ٥٠٠،١ تن جمعیت داشت (رجوع کنید به دبّاغ، ج ٣، قسم ٢، ص ٤٧٢)، تحت سلطه او در آمد (علاء جاسممحمد، ص ٥١ ٥٢). در زمان فیصل، با وجود تلاش برای اداره نواحی اِرْبِد و عجلون به عنوان یك واحد، شیوخ قدرتمند طایفه الكاید جرش، حكومت جداگانهای تشكیل دادند (صلیبی، ص ٤٦).
در ١٣٠٤ ش/١٩٢٥، بخش قدیمی شهر جرش، كه تا آن زمان كاملاً زیر خاك دفن شده بود، حفاری گردید و آثاری از یونان و روم از آن بهدست آمد (روندو، ص ١٩).
در ١٣٢٥ ش/١٩٤٦، با استقلال اردن، جرش نیز یكی از شهرهای این كشور به حساب آمد. در جرش و نواحی پیرامون آن از ١٣٢٧ ش/١٩٤٨ و پس از اشغال فلسطین، درگیریهای پراكندهای رخ داد، از جمله، درگیری نظامیان اردنی با مبارزان فلسطینی در تیر ١٣٥٠/ ژوئیه ١٩٧١ (اسعدی، ج١، ص١٤، ٢٢).
منابع:
(١) ابنخرداذبه؛
(٢) ابنفقیه؛
(٣) مرتضی اسعدی، جهان اسلام، تهران ١٣٦٦ـ١٣٦٩ ش؛
(٤) بلاذری (بیروت)؛
(٥) فردریك جرارد پیك، تاریخ شرقی الاردن و قبائلها، تعریب بهاءالدین طوقات، بغداد [? ١٩٣٤ (؛
(٦) مصطفی مراد دبّاغ، بلادنا فلسطین ، خلیل، ج ١، قسم ١ ) ١٩٧٣ (، ج ٣، قسم ٢، ١٤٠٥/١٩٨٥، ج ٤، قسم ٢، ١٣٩٢/١٩٧٢؛
(٧) طبری، تاریخ (بیروت)؛
(٨) احمد عطیة اللّه، القاموس الاسلامی ، قاهره ١٣٨٣ / ١٩٦٣ـ ؛
(٩) علاء جاسم محمد، الملك فیصلالاول: حیاته و دوره السّیاسی فی الثورة العربیة و سوریة و العراق ، ١٨٨٣ـ١٩٣٣، بغداد ) ١٩٩٠ ]؛
(١٠) یوسف درویش غوانمه، التاریخ الحضاری لشرقی الاردن فی العصر المملوكی، عمان، ١٩٨٢ الف؛
(١١) همو، التاریخ السیاسی لشرقی الاردن فی العصر المملوكی الاول: الممالیك البحریة، عمان ١٩٨٢ ب ؛
(١٢) داود ت. فیشر، «آثار جرش الفخمة »، المقتطف، ج ٨٢ ، ش ١ (رمضان ١٣٥١)؛
(١٣) همو، «خرائب جرش»، المقتطف، ج ٦٤، ش ٢ (جمادیالا´خره ١٣٤٢)؛
١٤- محمد كردعلی، خطط الشام، بیروت ١٣٨٩ـ١٣٩٢/ ١٩٦٩ـ١٩٧٢؛
(١٥) گ. لنكسترهاردینگ، آثارالاردن، تعریب سلیمان موسی، عمان ١٩٧١؛
(١٦) مقدسی؛
(١٧) الموسوعة العربیة، دمشق: هیئة الموسوعة العربیة، ١٩٩٨ـ ، ذیل «جرش» (از علی قیم)؛
(١٨) الموسوعة العربیة العالمیة، ریاض: مؤسسه اعمال الموسوعة للنشر و التوزیع، ١٤١٩/١٩٩٩؛
(١٩) یاقوت حموی؛
(٢٠) Asem N. Barghouti, "Urbanization of Palestine and Jordan in Hellenistic and Roman times", in Studies in the history and archaeology of Jordan , ed. Adnan Hadidi, vol.١, Jordan: Department of Antiquities, Amman, ١٩٨٢;
(٢١) Dictionary of scientific biography , ed. Charles Coulston Gillispie, New York: Charles Scribner's Sons, ١٩٨١, s.v. "Nicomachus of Gerasa" (by Leonardo Teran);
(٢٢) EI١ , s.v. "Djarash" (by Fr. Buhl ;
(٢٣) The Europa world yearbook ١٩٩٩ , London: Europa Publications, ١٩٩٩;
(٢٤) Zuhair H. Isa, "Earthquake studies of some archaeological sites in Jordan", in Studies in the history and archaeology of Jordan , ibid, vol.٢, ١٩٨٥;
(٢٥) Barclay G. Jones, "International relationships in Jordan: persistence and change", in ibid, vol. ٢;
(٢٦) Jordan ( map, ) scale: ٧٣٠'٠٠٠, Reading, Eng.: GEOProjects, [n.d.(;
(٢٧) Pliny )the Elder,[ Natural history , with an English translation, vol. ٢, ed. & tr. H. Rackham, Cambridge, Mass. ١٩٤٧;
(٢٨) Paul Robert, Le petit Robert: des noms propres , Paris ٢٠٠٠;
(٢٩) Philippe Rondot, La Jordanie , Paris ١٩٨٠;
(٣٠) Steven Runciman, A history of the Crusades , vol. ٢, Middlesex, Eng ١٩٨١ ;
(٣١) Kamal Salibi, The modern history of Jordan , London ١٩٩٨;
(٣٢) Jean Sapin, "Prospection geo- archeologique de l'Ajlun ١٩٨١-٨٢: Example de recherche integrante", in Studies in the history and archaeology of Jordan , ibid, vol.٢;
٣٣- Numan Shehadeh,"The climate of Jordan in the past and present", in ibid, vol.٢;
(٣٤) Ernest Will, "L'urbanisation de la Jordanie aux epoques hellenistique et romaine: conditions geographiques et ethniques", in ibid, vol.٢;
World gazetteer( ,Online .) Available: http://www. world- gazetteer. com/wg. php?x... [٢٠ May ٢٠٠٥].
/ اصغر كریمی /