دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٧٧٣
بَدَل (٣) ، (جمعِ آن : اَبدال )، در پزشکی و داروشناسی جالینوسی ، یک یا چند داروی «مُفرَد» که بتوان منفرداً یا جمعاً جانشین داروی مُفرد واحدی کرد. برای آنکه بدل (مفرد یا مرکّب ) اثر درمانیِ مطلوب را داشته باشد باید «مِزاج » (گرم ، سرد، خشک ، تَر) آن به «دَرَجة » مناسب (اول تا چهارم ) و «صفات » یا «اَفعال » آن (مُلطِّف ، جالی ، مُفتِّح ، مُنضِّج ، مُجفِّف ، قابض ، و جز اینها) همانندِ داروی مُبَدَّلٌ مِنه باشد.
پزشکان ترجیح می دادند که داروی مفرد واحدی را بدلِ داروی مفرد واحد دیگری گردانند، ولی اگر همة خواصّ مبدلٌ منه در مفردی واحد یافت نمی شد، با ترکیب دو یا سه مفرد به مطلوبِ خود می رسیدند (رجوع کنید به بَدیغورَس * ، ترجمة انگلیسی در لیوی ، ص ١٥؛ دربارة بدیغورس رجوع کنید به دنبالة مقاله ). «قوانین » اَبدال را جالینوس (قرن دوم میلادی )، که شاید قدیمترین پزشکی باشد که توجهی خاص به این موضوع نموده ، چنین بیان کرده است : «وقتی که نیاز به مفرده ( = داروی بسیطِ ساده ) ای دارید و چیزی به همان سودمندی نمی یابید، آنگاه داروی ضعیفی را به دو برابر وزنِ آن به کار برید. اگر این ( بدل ) هم ضعیف باشد، دو برابرش کنید. اگر نیاز به ترکیب دارویی دارید و نمی توانید چیز مناسبی را در میان مفردات بیابید، دو برابر مقدار داروی ضعیفتری را ترکیباً به کار برید تا مانع از کمتریِ تأثیر داروی مرکّب شوید» (به نقل محمدبن زکریای رازی ، ترجمة آن در همان ، ص ٤٧ـ٤٨).
لزوم تشخیصِ «اَبدال » از ضرورت استعمال داروهای فراوانتر یا آسان یابتر و، بالتَّبَع ، ارزانتر از داروهای کمیابِ وارداتی ناشی شد. هرچه پزشکان با درمان و داروهای ملتهای دیگر بیشتر آشنا می شدند، داروهای بومی بیشتری (هندی ، ایرانی ، افریقایی ، اسپانیایی ، و جز اینها)، و معمولاً با نامهای محلی آنها، به داروشناسی عمومی افزوده می شد (مثلاً جامعِ ابن بیطار، گیاه و داروشناس نامدار اندلسی ( متوفی ٦٤٦ ) ، شاملِ ٤٥٤ نام فارسی به عنوان نام اصلی دارو یا مترادف آن است ــ یعنی نزدیک ٤٢% کلّ نامها و مترادفهای داروشناختیِ مذکور در جامع ، که بالاترین درصدِ نامهای غیر عربی در این تألیف است ( به شمارش بن مراد١، ج ١، ص ٢٠٧ ) ). گرچه دیسقوریدس (قرن اول میلادی )، جالینوس و برخی از پزشکان سنتیِ سپسین بدلهایی را گهگاه برای برخی داروها یا منظماً برای همة آنها در تألیفات داروشناختی خود ذکر کرده اند، بعضی دانشمندان تألیف رسالة مستقلی را دربارة داروهای جایگزین ضروری دانستند. شناخت و استعمال این داروها چندان اهمیت یافت که بزرگترین پزشک جهان اسلام ، محمدبن زکریای رازی (٢٥١ـ٣١٣)، معتقد شد که بی اطلاعی پزشکان از ابدال نقیصه ای در صناعتِ ایشان به شمار می آید (رجوع کنید به رازی در دنباله مقاله ؛ ترجمة انگلیسی لیوی ، ص ٤٧).
قدیمترین تألیفات عربی در بارة ابدال ترجمة رسالة دانشمند یونانی ناشناخته ای به نامِ بَدیغورَس * ، تألیفات ماسَرْجُویَه / ماسَرْجَوَیْه (اوایل قرن هشتم میلادی ) و، بویژه ، تألیفات محمدبن زکریای رازی است . بررسی این آثار نشان می دهد که ، در نتیجة گسترش معلومات داروپزشکی ، کار دانشمندان دورة اسلامی در این زمینه ، این تألیفات غنیتر و متنوعتر از نوشته های دانشمندان یونانی قدیم است ، مانند مجموعة ابدالی (در حدود ١٩٠ تا) که بولُسِ اَجانیطی * (نیمة اول قرن هفتم میلادی ) از آثار گوناگون جالینوس استخراج کرده و به ایجازی تمام به صورت فصلی در تألیفِ خود آورده است ، مثلاً : «به جای شَبّ ( زاج ) ، نمکِ تُرکی ، ... به جای روغن کهنه ، پیه کهنة خوک ... بگیرند» (به نقل لیوی ، ص ١٠).
١) بَدیغورَس (یا بادیغوروس )، کتاب فی أبدال الادویة المفردة و الاشجار و الصُّموغ و الطّین (نسخة خطی ایاصوفیه ، ش ٤٨٣٨، گ ١٧٨ پ ـ ١٩٠ پ ؛ لیوی ، ص ١١؛ نیز رجوع کنید به سزگین ، ج ٣، ص ٢٢). این رساله که حُنَین بن اسحاق * (١٩٤ـ٢٦٠) احتمالاً آن را از اصلِ یونانی ترجمه کرده ، در نوع خود تألیفی جالب و ارزشمند است ، زیرا، همچنانکه از عنوان آن برمی آید، مؤلف داروها و ابدال آنها را به حسب نوع داروها ــ «اشجار» (در اینجا، به معنی «گیاهان »)، صَمغها، «طین » (در اینجا، به معنی «کانیها») و غیره ــ گروهبندی ، و یکی از خواص درمانی مهم بسیاری از آنها را به اختصار ذکر کرده است (رجوع کنید به ترجمة انگلیسی لیوی ، ص ١٥ـ٣٤)، مثلاً : «عُروقِ صُفْر ( = زردچوبه ) : ( عُصارة آنها ) چشم را جلا و بینایی را حدّت می بخشد. بدل آنها نیم وزنِ آنها مامیران است » (مثال برای یک بدل واحد به جای یک داروی واحد؛ لیوی ، ص ٢١)؛ «فوفَل : برای درمان وَرَمهای غلیظِ حارّ سودمند است . بدل آن ، هموزنِ آن ، صندلِ سرخ و نیم وزنِ آن ، گشنیز تازه است » (مثال برای یک ترکیب به جای یک داروی مفرد؛ همان ، ص ١٨). رسالة بدیغورس شامل ١٦٣ بدل است .
٢) ماسَرْجَوَیْه / ماسَرْجُویَة * جُندیشاپوری ، کتاب فی أبدال الادویة و ما یَقوم مَقامَ غیرها مِنها (نسخة خطی ایاصوفیه ، ش ٤٨٣٨، گ ١٩١ پ ـ ١٩٥ پ ؛ لیوی ، ص ١١؛ نیز رجوع کنید به سزگین ، ج ٣، ص ٢٢٤). این ماسرجویه را که معاصر ابونواسِ شاعر (متوفی در حدود ١٩٦؟)، محتملاً عیسوی و پدر دو پزشک معروف ، عیسی * بن ماسرجویه و صَهارْبُخْت * بن ماسرجویه ، بود، نباید با ماسرجویة * بَصْری ، پزشک کلیمی ایرانی و مترجمِ کُنّاشِ اَهْرُنِ * اسکندرانی ، اشتباه کرد (چنانکه لیوی ، ص ١١ـ١٢، اشتباه کرده است ؛ رجوع کنید به سزگین ، ج ٣، ص ٢٠٦ـ٢٠٧، ٢٢٤ـ٢٢٥). ماسرجویه در مقدمة این رسالة کوتاه ، که شاملِ ١١١ بدل بدون ذکر خاصیت درمانی مبدلٌ منه است (ترجمة انگلیسی لیوی ، ص ٣٥ـ ٤٥)، می گوید که محتوای آن برگرفته از آثار حکمای یونانی ، هندی و ایرانی است . نمونه هایی از ابدال او: «بدلِ شِکَر، آلوی سیاه خشک است » (لیوی ، ص ٣٥)؛ «بدل آلوی سیاه خشک ، تَمرِ هندی است » (همان ، ص ٣٦)؛ «بدلِ کُرکُم ( زردچوبه ) ، ریواسِ چینی است » (همان ، ص ٣٧)؛ «بدل زَهرة گرگ ، زَهرة کفتاراست » (همان ، ص ٤٥)؛ «بدلِ مَرهمِ تپالة گاو، مرهمی مرکّب از تپالة میش ، خردل و عسل است » (همان ، ص ٤٣).
٣) ابوبکر محمدبن زکریای رازی ، کتاب أبدال الادویة (نسخة خطی ایاصوفیه ، ش ٣٧٢٥، گ ٤٠ رـ ٥٠ پ ( ولی در سزگین ، ج ٣، ص ٢٨٦: ش ٣٧٢٤، گ ٤٠ رـ٥٠ ر ) ؛ در بارة نسخه های خطیِ دیگر آن رجوع کنید به سزگین ، همانجا؛ ترجمة انگلیسی لیوی ، ص ٤٧ـ٦٢). رازی ، به گفتة خود (ترجمة انگلیسی لیوی ، ص ٤٧)، برای تألیف این رساله ، که شامل ١٠١ بدل است ، از آثار پیشینیانِ خود استفاده کرده است (این نامها در این رساله آمده : بدیغورس ، دیسقوریدس ، جالینوس ، اُریباسیوس * ، دو بولُس ، ( یکی بولسِ اجانیطی است و دیگری نامعلوم ؛ لیوی ، ص ٧١، یادداشتِ ٢٥٣ ) ماسرجویه ، ابن ماسَوَیْه / ماسُویَه * ، و حنین بن اسحاق ) و چون در بسیاری از موارد مأخذ خود را ذکر کرده ، رساله اش از لحاظ ارجاعات تاریخی ارزش بسیاری دارد. مزیّت دیگر این تألیف بر دو رسالة پیشین ترتّب ابجدی نامهای داروهای مبدلٌ منه است . رازی خاصیت درمانی مبدلٌ منه را در همة موارد نیاورده ولی گاهی تصریح کرده است که فلان اِبدال در مورد فلان خاصیتِ مبدلٌ منه مؤثر است ، مثلاً: «بَسْفایَج : بدل آن برای درمان شکمروشِ سوداوی یک برابر
و نیمِ وزنِ آن ،اَفیثِمون / کُشُوث و هموزن آن ، نمک هندی است » (ترجمة انگلیسی لیوی ، ص ٤٩)؛ «هَیوفَقَسْطیداس : ابن ماسویه می گوید که بدلِ آن ، صمغِ زیتون است » (همان ، ص ٥٢)؛ «آزادْ درخت : بدل آن ، برگِ گیاهِ شاهدانه (قِنَّب ) است » (همان ، ص ٤٩).
درمان و داروهای سنتی هنوز در هند و پاکستان ، خاورمیانه نزدیک ، و شمال افریقا رواج دارد و با این که گسترش بازرگانی در سطح جهانی یا منطقه ای امکان دسترسی به همة داروهای سنتی اقوام مختلف آن منطقه را فراهم کرده است (مثلاً رجوع کنید به فهرست «عَقاقیر» سنتی موجود در بازار کراچی ( عثمان غنی ، هوندا، و میکی ، ص ١ـ١٣ ) ، در یکی از عطاریهای تهران ( صلاح الدین احمد، هوندا، و میکی ، ص ١ـ٥ ) ، یکی از عطاریهای قاهره ( همان ، ص ١١ـ١٥ ) و مراکش ( همان ، ص ١٦ـ٢٤ ) ، در یکی از عطاریهای استانبول ( بشیر، هوندا، و میکی ، ص ١ـ٦ ) ، و در یکی از عطاریهای تونس ( ابن اخضر، هوندا، و میکی ، ص ١ـ٣ ) )، هنوز مسیلة نیاز به اَبدال کمابیش باقی است و داروپزشکان و درمانگران سنتی ، که همچنان از اطلاعات تکراری و تقلیدی منابع قدیم استفاده می کنند (مثلاً، در ایران ، از ذخیرة خوارزمشاهیِ
اسمعیل جُرجانی ، ( تألیف در ٥٠٤ ) ، اختیارات بدیعیِ حاج زینِعطار ( قرن هشتم ) ، تحفة حکیم مؤمن ( متعلق به روزگار شاه سلیمان صفوی ) و جز اینها)، ابدالِ مذکور در آن منابع را محتملاً تجویز می کنند.
منابع :
(١) ابن بیطار ، الجامع لمفردات الادویة و الاغذیة ، بولاق ١٢٩١؛
(٢) ابراهیم ابن مراد، المصطلح الاعجمی فی کتب الطّب و الصیدلة العربیة ، بیروت ١٩٨٥؛
(٣) K. H. C. Ba í er, Gisho Honda, and Wataru Miki, Herb drugs and herbalists in Turkey , Tokyo ١٩٨٦;
(٤) Ibn Akhdar, Gisho Honda, and Wataru Miki, Herb drugs and herbalists in the Maghrib , Tokyo ١٩٨٢;
(٥) Martin Levey, Substitute drugs in early Arabic medicine , Stuttgart ١٩٧١;
(٦) M. Salah Ahmed, Gisho Honda, and Wataru Miki, Herb drugs and herbalists in the Middle East , Tokyo ١٩٧٩;
(٧) Fuat Sezgin, Geschichte des arabischen Schrifttums , Bande ê : Medizin, Pharmazie, Zoologie, Tierheilkunde bis ca. ٤٣٠ H. , Leiden ١٩٧٠;
(٨) Khan Usmanghani, Gisho Honda, and Wataru Miki , Herb drugs and herbalists in Pakistan , Tokyo ١٩٨٦.
/ هوشنگ اعلم /