دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٢٢٨٩
بهلول لودی (لودهی ) ، نخستین پادشاه افغانی دهلی (حک : ٨٥٥ ـ ٨٩٤) و بنیانگذار سلسلة لودی (٨٥٥ ـ٩٣٢). پدربزرگ او، بهرام لودی ، از روه (وطن اصلی افغانان در پای کوه سلیمان ) به هندوستان آمد و در مُلتان به سپاه ملک مروان ، حاکم ملتان ، پیوست (نظام الدین احمد هروی ، ج ١، ص ٢٩٧؛ فرشته ، ج ١، ص ١٧٣). بهلول فرزند ملک کالالودی و برادرزادة ملک شاهد، ملقب به «اسلام خان » ( د.اردو ، ذیل مادّه ) استاندار سرهند بود. پدر بهلول در جنگ با قبیلة نیازی کشته شد و پسرش بهلول چند روز بعد از این واقعه به دنیا آمد؛ و چون مادرش نیز هنگام تولد او درگذشت ، سرپرستی وی را عمویش ، اسلام خان ، به عهده گرفت . اسلام خان که بعداً شایستگی بهلول را دید، او را جانشین خود کرد و دخترش را نیز به عقد او درآورد. پس از مرگ اسلام خان ، بهلول استاندار سرهند شد (نظام الدین احمد هروی ، ج ١، ص ٧٠، ٢٩٧).
پس از قتل سلطان مبارکشاه (حک : ٨٢٤ ـ ٨٣٨) از پادشاهان بنی خضر، سلطان محمدشاه به سلطنت رسید. در این هنگام ، بهلول سرزمینهای پنجاب شرقی و هَریانه را تا حوالی دهلی به تصرف درآورد. با حملة محمود خلجی ، حاکم مالوه ، به دهلی در ٨٤٤، سلطان محمدشاه از بهلول یاری خواست . حاکم مالوه که نتوانسته بود دهلی را تصرف کند، با سلطان محمدشاه صلح کرد و بازگشت . اما بهلول موقع را مناسب شمرده به سپاه محمود خلجی یورش برد و آنان را تا مالوه عقب نشاند و سپس به همراه سلطان محمدشاه پیروز به دهلی آمد. سلطان به پاس این پیروزی ، به او لقب خان خانان داد و لاهور، جالَنَدر و دیپال پور را نیز به وی واگذار کرد و بهلول استاندار سرزمین پنجاب شد (مشتاقی ، گ ٢ر؛ نظام الدین احمد هروی ، ج ١، ص ٢٩٧).
بهلول به تحریک دشمنان خضرخان و فرزندانش ، به دهلی حمله کرد، اما شکست خورد. دومین یورش او به دهلی ، در دورة سلطنت سلطان علاءالدین (حک : ٨٤٩ ـ ٨٥٥)، نیز نتیجه ای نداشت ، و او ناچار به سرهند بازگشت (عبدالله ، ص ٧؛ نظام الدین احمد هروی ، ج ١، ص ٢٩٦). چندی بعد، سلطان علاءالدین برای آرام کردن بداؤن * به آنجا رفت . او هنگام سفر وزیر خود حمیدخان را به زندان افکند و دهلی را به دو برادر همسرش سپرد. کشمکش میان امرای دهلی ، به آزادی حمیدخان و افتادن شهر به دست او انجامید. حمیدخان
برای نگهداری دهلی از بهلول دعوت کرد تا به عنوان پادشاه از شهر دفاع کند. بهلول با استناد به اینکه فقط یک سپاهی است ، این پیشنهاد را نپذیرفت و به این ترتیب حمیدخان بر منصبش باقی ماند. با وجود این دوستی میان آن دو دیری نپایید و بهلول با زندانی کردن حمیدخان حکومت دهلی را به دست گرفت و سلطان علاءالدین را به دهلی دعوت کرد. اما سلطان او را شاه خواند. سرانجام ، بهلول در ٨٥٥ با لقب سلطان بهلول لودی بر تخت نشست و به نام خود سکه زد (مشتاقی ، گ ٤ر؛ عبدالله ، همانجا؛ نظام الدین احمد هروی ، ج ١، ص ٢٩٣؛ فرشته ، ج ١، ص ١٧٣ـ١٧٤). او میوات ، سَنبَهل ، علیگره و جونپور را به تصرف درآورد و به این ترتیب حکومت وی تا بِهار (بیهار) گسترش یافت . بهلول در ٨٩٤ پس از سرکوب راجای گوالیار، هنگام بازگشت به دهلی درگذشت . پس از او پسرش نظام خان با لقب سکندر لودی به سلطنت رسید ( د.اردو ، همانجا).
دورة پادشاهی بهلول در تاریخ دهلی اهمیت ویژه ای دارد. او دهلی را که در ٨٠١ با حملة تیمور ویران شده بود بازسازی کرد و با برقراری امنیت و عدالت اجتماعی ، علما و دانشمندانی را که از دهلی مهاجرت کرده بودند به آنجا بازگرداند و آن شهر از مراکز علم و دانش شد. همچنین لاهور و شهرهای دیگر را که بر اثر حملة مغول (٦٣٩) و سپس امیر تیمور (٨٠١) ویران شده بودند، از نو آباد و پررونق ساخت .
منابع :
(١) اردو دائرة معارف اسلامیه ، لاهور ١٣٨٤ـ١٤١٠/ ١٩٦٤ـ١٩٨٩، ذیل «بهلول لودهی »؛
(٢) عبدالله ، تاریخ داودی ، چاپ عبدالرشید، علیگره ١٩٥٤؛
(٣) محمد قاسم بن غلامعلی فرشته ، تاریخ فرشته ، یا، گلشن ابراهیمی ، لکهنو ١٢٨١؛
رزق الله مشتاقی ، واقعات مشتاقی ، نسخة
(٤) خطی کتابخانة موزة بریتانیا؛
(٥) نظام الدین احمد هروی ، طبقات اکبری ، ج ١، کلکته ١٩٢٧.
/ شریف حسین قاسمی /