دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٣٠٤٣
تاجیکستان ، کشوری در جنوب شرقی آسیای مرکزی . سابقاً با عنوان جمهوری شوروی سوسیالیستی تاجیکستان بخشی از اتحاد جماهیر شوروی بود و در ١٣٧٠ ش / ١٩٩١ به استقلال رسید. جمهوری تاجیکستان از شمال و مغرب با ازبکستان ، از شمال شرقی با قرقیزستان ، از مشرق با جمهوری خلق چین و از جنوب با افغانستان همسایه است . مساحت آن ١٠٠ ، ١٤٣ کیلومترمربع است .
در ١٣٦٨ ش / ١٩٨٩ جمعیت تاجیکستان ٦٠٣ ، ٠٩٢ ، ٥ تن بوده است ، مشتمل بر ٣ر٦٢% تاجیک ، ٥ر٢٣% ازبک ، ٦ر٧% روس و ٤ر١% تاتار. تخمین زده شده که در ١٣٧٩ ش /٢٠٠٠ جمعیت آن ٠٠٠ ، ٢٠٠ ، ٦ تن بوده است . از نظر شهرنشینی ، تاجیکستان در میان جمهوریهای شوروی سابق در مرتبة آخر قرار داشت ؛ در ١٣٧٧ ش / ١٩٩٨ نیز فقط ٣٣% مردم شهرنشین بودند. ترکیب جمعیت کشور باتوجه به آثار جنگ داخلی و خروج دسته جمعی روسها و بسیاری دیگر از اروپایی تبارهای تاجیکستان تا حد زیادی دگرگون شد و شمار تاجیکها به حدود ٧٠%، ازبکها ٢٥% و روسها به ٧ر٢% از کل جمعیت تاجیکستان رسید ( > کتاب سال جهان اروپا ٢٠٠١ < ، ج ٢، ص ٣٧٩١، ٣٨٠٠؛ > دایرة المعارف اینکارتا < ، ذیل مادّه ). بیشترین
تراکم جمعیت در دره ها و مناطق پست شمالی و غربی تاجیکستان دیده می شود. پایتخت و پرجمعیت ترین شهر تاجیکستان دوشنبه * است . خُجَند * ، کولاب ، قُرغان تپه ، اوراتپه و پَنجکَند/ پنجیکت * از شهرهای مهم تاجیکستان اند (همانجاها؛ برنامة توسعة سازمان ملل متحد ، ص ٩، ١٥). تاجیکها در سراسر کشور پراکنده اند، ازبکها بیشتر در خجند و محدوده ای میان کولاب و قرغان تپه و حصار و تورسون زاده و شهر توس ساکن اند و روسها عمدتاً در دوشنبه و خجند زندگی می کنند (مختاری ، ص ٤٧). حدود ٩٧% از مردم ، مسلمان و بیشتر آنها حنفی مذهب اند. حدود ٥% از جمعیت تاجیکستان شیعة اسماعیلی اند که عمدتاً در بدخشان زندگی می کنند. روسها نیز عمدتاً مسیحی و ارتدوکس اند. در تاجیکستان تصوف نفوذ اندکی دارد؛ طریقت نقشبندیه
تا اندازه ای در میان اهل سنّت نفوذ دارد. زبان رسمی کشور تاجیکی است ( > دایرة المعارف اینکارتا < ، همانجا؛ > کتاب سال جهان اروپا ٢٠٠١ < ، ج ٢، ص ٣٧٩١، ٣٨٠٦؛ بنیگسن و ویمبوش ، ص ١٩٦).
از نظر اداری تاجیکستان به چهار ولایت تقسیم می شود: سُغد به مرکزیت خجند، خَتلان به مرکزیت قرغان تپه ، نواحی تابع مرکز به مرکزیت دوشنبه و ولایت خودمختار بدخشان کوهی به مرکزیت خاروغ (منتظمی ، ص ١؛ برنامة توسعة سازمان ملل متحد، ص ١٤).
تاجیکستان کشوری کوهستانی و زلزله خیز است . ٩٣% از خاک آن را رشته کوههای مرتفع تین شان و پامیر و آلای دربرگرفته که غیرقابل کشت و سکونت است . تقریباً نیمی از مساحت تاجیکستان در ارتفاعی بیش از سه هزار متر قرار دارد. بلندترین قلة کشور، اسماعیل سامانی (سابقاً به نام کمونیسم ، ارتفاع : ٤٩٥ ، ٧ متر) است که با قلة لنین (ارتفاع : ١٣٤ ، ٧ متر) در بخش شمالی ارتفاعات پامیر قرار دارد. بزرگترین یخچال طبیعی تاجیکستان ، فِدْچِنْکو، ٧ر٦٥١ کیلومترمربع مساحت دارد. مساحت عمومی یخچالهای کشور حدود ٠٠٠ ، ٨٥کیلومترمربع است . در میان کوههای تاجیکستان وادیهای حاصلخیز حصار، وَخش ، کافرنهان پایین ، سرخ آب و یخ / یاغ سو قرار دارد. ارتفاع کوههای پامیر غربی در بدخشان بیش از شش هزار متر و ارتفاع بخش شرقی آن از ٧٠٠ ، ٣ تا ٢٠٠ ، ٤ متر است . تنها مناطق وسیع و پست ، بخش تاجیکستانی درة فَرغانه در شمال و دره های گرم و خشک حصار و وادی وخش در جنوب غربی است . جلگة رود وخش پست ترین نقطة کشور است و تنها پانصد متر بالاتر از سطح دریای آزاد قرار دارد (نور نظروف ، ص ٢٠؛ د. تاجیکی ، ج ٧، ص ٣٩٤ـ ٣٩٥).
در تاجیکستان زمستانها بسیار سرد و تابستانها گرم و مرطوب است . میانگین دما در منطقة پست خجند در دی ْ٩ر٠- و در تیر ْ٤ر٢٧ و گاه بیشتر از آن است . بارش در دره های این منطقه اندک است و به ١٥٠ تا ٢٥٠ میلیمتر در سال می رسد. در مناطق کوهستانی دمای هوا در زمستان حتی به کمتر از ْ٤٥- می رسد. در منطقة مرغاب در کوهستانهای جنوب شرقی بدخشان ، میانگین دما در دی ْ٦ر١٩- است . در مناطق کوهستانی باران بسیار اندک است و بندرت به شصت تا هشتاد میلیمتر در سال می رسد. برف و یخبندان شدید در برخی مناطق کوهستانی چند ماه ارتباط زمینی اهالی را با بقیة کشور قطع می کند. بیشترین میزان بارش در جنوب غربی کشور رخ می دهد که به سیصد تا هفتصد میلیمتر در سال می رسد ( > کتاب سال جهان اروپا ٢٠٠١ < ، ج ٢، ص ٣٧٩١؛ د. تاجیکی ، ج ٧، ص ٣٩٥).
در تاجیکستان رودهای بسیاری وجود دارد که عمدتاً به سه رود اصلی ، سیردریا و زرافشان در شمال و آمودریا در جنوب ، می ریزند. از نظر ذخایر آبی تاجیکستان بسیار غنی است و در آسیای مرکزی در جایگاه اول قرار دارد که این امر به اهمیت اقتصادی و راهبردی تاجیکستان می افزاید. از رودهای اصلی کشور برای آبیاری بسیار استفاده می شود ( د. تاجیکی ، همانجا).
در تاجیکستان ٣٠٠ ، ١ «کول » (دریاچه )، مجموعاً با مساحتی حدود ٧٠٥ کیلومترمربع ، وجود دارد که اغلب در پامیر و رشته کوههای حصار و آلای واقع شده اند. مرتفعترین کول ، آب شور است و بزرگترین کول ، قراکول است که در پامیر شرقی در ارتفاع ٩١٤ ، ٣ متری قرار دارد. کولهای مشهوری مانند سَریز و یاشیل کول بر اثر زلزله و انسداد مسیر رود به وجود آمده اند. اسکندرکول و کولهای مرغزار و کول کلان در کوهستانهای زرافشان و حصار قرار دارند و از مکانهای جهانگردیِ مشهورند (همانجا؛ نور نظروف ، ص ٢٠ـ٢١).
اقتصاد تاجیکستان در دورة شوروی ، متمرکز و دولتی بود و اساساً مسکو آن را هدایت می کرد. در میان جمهوریهای شوروی سابق چه پیش از استقلال و چه پس از آن ، تاجیکستان فقیرترین جمهوری بوده است . تاجیکستان شدیداً به نظام اقتصادی شوروی وابسته بود و پس از فروپاشی شوروی و نظام تجاری آن در ١٣٧٠ ش / ١٩٩١ و شروع جنگ داخلی در ١٣٧١ ش / ١٩٩٢، واحدهای تولیدی و صنعتی و کشاورزی آن بشدت آسیب دید و از فعالیت آنها تا حد زیادی کاسته شد. درنتیجة جنگهای داخلی سطح زندگی مردم بسیار پایین آمد، به نحوی که در اوایل ١٣٧٩ ش /٢٠٠٠ حدود ٨٠% از مردم در فقر به سر می بردند (منتظمی ، ص ٣٧؛ > دایرة المعارف کلمبیا < ، ذیل مادّه ).
فقط ٧% از خاک تاجیکستان قابل کشت است و این مناطق عمدتاً به بخشهایی از شمال و جنوب غربی کشور محدود می شود؛ با وجود این ، اقتصاد تاجیکستان مبتنی بر کشاورزی است و بنابر آمار ١٣٧٧ ش / ١٩٩٨ حدود ٦٥% از نیروی کار در این بخش شاغل بوده اند. پنبه محصول اصلی است که در ١٣٧٠ ش /١٩٩١، پیش از جنگهای داخلی ، تولید آن به نهصد هزار تُن رسید. محصولات مهم دیگر گندم و جو و میوه ، از جمله انگور، و انواع سبزی است . دولت تاجیکستان از ١٣٧٥ ش / ١٩٩٦ اجرای طرحهای خصوصی سازی مزارع اشتراکی و دولتی را آغاز کرده است . دام پروری و پرورش کرم ابریشم نیز در آنجا رونق دارد ( > کتاب سال جهان اروپا ٢٠٠١ < ، ج ٢، ص ٣٧٩٨ـ٣٧٩٩؛ منتظمی ، ص ٤١ـ٤٢).
در تاجیکستان صنایع سنگین کمی وجود دارد و صنایع عمدة آن به استخراج معادن ، تولید آلومینیوم در تورسون زاده ، تولید نیرو، تولید کود ازت در وخش و دیگر موادشیمیایی بویژه در کارخانة شیمیایی یاوان محدود می شود. صنایع سبک نیز عمدتاً شامل تولید مواد غذایی ، کارخانه های پنبه پاک کنی و ابریشم ریسی و تولید منسوجات و قالی و سیمان است . مهمترین صنعت تاجیکستان تولید آلومینیوم است که ظرفیت تولید آن پیش از جنگهای داخلی به پانصد هزار تن در سال می رسید (نیکولایوا، ص ١٨٦؛ منتظمی ، ص ٤٤، ٤٧؛ > کتاب سال جهان اروپا ٢٠٠١ < ، ج ٢، ص ٣٧٩٨؛ > دایرة المعارف کلمبیا < ، همانجا). تاجیکستان ذخایر معدنی مهمی شامل طلا، نقره ، آنتیموان ، آلومینیوم ، آهن ، سرب ، جیوه و قلع دارد. همچنین در این کشور معادن نمک ، اورانیوم ، روی ، تنگستن و ذخایری از زغال سنگ و نفت و گازطبیعی وجود دارد. بااینحال ، عوارض کوهستانی و نامناسب بودن راهها استخراج معادن را دشوار می کند. کوههای پرشیب و رودهای متعدد موجب توانمندی تاجیکستان در تولید برق آبی شده است . نیروگاه راغون که بزرگترین نیروگاه آبی آسیای مرکزی است ، و سد نارَک که یکی از مرتفعترین سدهای جهان با ارتفاع سیصد متر است ، با نیروگاه بزرگ آن در تاجیکستان قرار دارند. تاجیکستان در بخش انرژی بشدت به واردات نفت و گاز وابسته است ، به گونه ای که
در ١٣٧٧ ش / ١٩٩٨ واردات سوخت و انرژی آن ٤ر٣٥% از ارزش واردات آن را شامل می شد. از دیگر واردات عمدة آن ، مواد غذایی و ماشین آلات است . صادرات اصلی تاجیکستان ، آلومینیوم و نیروی برق و پنبه و منسوجات است . شرکای اصلی تجاری آن پس از استقلال ، ازبکستان و روسیه بوده اند ( > کتاب سال جهان اروپا ٢٠٠١ < ، ج ٢، ص ٣٧٩٨ـ٣٧٩٩، ٣٨٠٢ـ ٣٨٠٣؛ منتظمی ، ص ٤٣ـ٤٤). در اردیبهشت ١٣٧٤/ مه ١٩٩٥ تاجیکستان واحد پول خود، روبل تاجیکی ، را منتشر کرد. با کاسته شدن متوالیِ ارزش روبل تاجیکی ، تاجیکستان برای تقویت نظام مالی و بانکی خود در مهر ١٣٧٩/ اکتبر ٢٠٠٠ پول جدیدی به نام «سامانی » را جانشین پول پیشین کرد ( > کتاب سال جهان اروپا ٢٠٠١ < ، ج ٢، ص ٣٧٩٦، ٣٨٠١؛ > گاه شمار سیاسی آسیای مرکزی ، جنوبی و شرقی < ، ص ٢٨٩، ٢٩٣).
پیشینه . اسلاف تاجیکان کنونی ، که اقوامی ایرانی تبار و رمه دارانی کوچرو بودند، بین ١٥٠٠ تا ١٠٠٠ ق م عمدتاً بین دو رود آمودریا و سیردریا ساکن شدند. از ٧٠٠ تا ٣٠٠ ق م سکاها به آنان هجوم می آوردند. در دورة کوروش کبیر (سدة ششم پیش از میلاد) تاجیکستان کنونی ضمیمة پادشاهی هخامنشیان شد. شاهان ایرانی بر باکتریا/ باختر که شامل جنوب تاجیکستان و افغانستان می شد، و سغد که جنوب ازبکستان و بخش غربی تاجیکستان را دربرمی گرفت ، حکومت می کردند. در سدة چهارم پیش از میلاد اسکندر مقدونی با تصرف قلمرو هخامنشیان ، بر تاجیکستان کنونی نیز سلطه یافت (غفوروف ، ج ١، ص ٩٩، ١٣٨ـ١٤٦). پس از اسکندر، سلوکیان و در فاصلة سالهای ٣٠٠ تا ١٤٠ ق م دولت یونانی باختر، تاجیکستان را در تصرف داشتند. دولت یونانی باختر را سکاها سرنگون کردند. پس از مدتی «یوئه چی »ها (یا تخارها)، سکاها را از باختر راندند. یکی از قبایل یوئه چی به نام کوشان در ٢٧ ق م امپراتوری کوشان را تأسیس کرد که در اواخر سدة سوم میلادی رو به ضعف نهاد (غفوروف ، ج ١، ص ١٥١، ١٦٠، ١٦٥؛ افشار سیستانی ، ص ٨٤ ـ ٨٥). در اواخر سدة چهارم میلادی باختر و تخارستان از قلمرو دولت کوشانی به تصرف ساسانیان درآمد. در نیمه های سدة ششم میلادی اقوام ترک بیابانگرد بتدریج به آسیای مرکزی آمدند و با ساسانیان درگیر شدند. در این زمان سرزمینهای کنونی تاجیکستان جنوبی و ازبکستان و ترکمنستان در تصرف ایران و نواحی شمالی در دست ترکها بود.
مسلمانان حدوداً از سال پنجاه تا اوایل دهة ١٣٠ مهمترین ولایات این منطقه را فتح کردند و اسلام بتدریج در میان مردم نفوذ یافت (غفوروف ، ج ١، ص ٢٣١ـ٢٣٣، ٣٠٤ـ٣٣٧، ٤٧٧؛ افشار سیستانی ، ص ٨٥). در فاصلة ٢٦١ تا ٣٨٩ تاجیکستان بخشی از قلمرو سامانیان بود تا اینکه ترکان قراخانی با تصرف بخارا * سامانیان را سرنگون کردند و بر آسیای مرکزی مسلط شدند. در نیمة دوم سدة پنجم ترکان سلجوقی با هجوم به آسیای مرکزی ، قراخانیان را خراجگزار خود کردند. سلطان محمد خوارزمشاه در ٦٠٩ قراخانیان را سرنگون کرد. با ورود مغولان به آسیای مرکزی از ٦١٧ تا ٦١٩ دولت خوارزمشاهیان فروپاشید. از آن پس تا ١٥٠ سال بعد قبایل مختلفی ، از جمله جغتاییها، بر آسیای مرکزی مسلط بودند تا اینکه تیمور در ٧٧١ دولت مستقل خود را در این منطقه بنا نهاد و از جمله تاجیکستان کنونی را به تصرف درآورد (غفوروف ، ج ١، ص ٥٢٦، ٥٣٧، ٦١١، ٦٣٠، ٦٣٧، ٦٤٥، ٦٩٩، ٧٠٦، ٧٠٨، ٧٤٩، ٧٥٥). دولت تیموریان در اوایل سدة دهم با حملة ازبکهای شیبانی از میان رفت . در ١٠٠٧ ازبکهای اشترخانی جای شیبانیان را گرفتند. در ١١٥٣ نادرشاه بخارا را تصرف کرد و اشترخانیان تا ١١٦٠ که نادرشاه کشته شد، خراجگزار ایران بودند. در ١١٥٣ محمد رحیم بی ، ابوالفیض خان اشترخانی را به قتل رساند و پایه گذار سلسلة مَنْغیت در بخارا شد. بخشهای مرکزی و جنوبی تاجیکستان کنونی جزئی از امارت بخارا و بخشهای شمالی آن عمدتاً در تصرف امارت خوقند بود (همان ، ج ٢، ص ٨٠٣ ـ٨٠٤، ٨٦٥ ـ٨٦٦، ٨٩٩، ٩٠١ـ٩٠٢).
در ١٢٨٣/ ١٨٦٦ روسها خجند و اوراتپه و قلعه ناو و در ١٢٨٥/ ١٨٦٨ بخش علیای رود زرافشان از جمله پنجکند را گرفتند، در ١٢٨٦/ ١٨٦٩ امیر بخارا حصار و کولاب را به قلمرو خود ضمیمه کرد؛ بدین ترتیب ، شمال تاجیکستان به روسیة تزاری و جنوب آن به امارت بخارا ملحق شد (همان ، ج ٢، ص ٩٩١، ٩٩٥، ١٠٠١). در ١٣٠٩/ ١٨٩٢ واحدهای روسی وارد پامیرشرقی شدند. در ١٣١٣/ ١٨٩٥ هیئت مشترک انگلستان و روسیه مرز آسیای مرکزی را، از جمله در پامیر، تعیین کردند. در ١٣٣٤/ ١٩١٦ مردم آسیای مرکزی ، از جمله اهالی خجند و دیگر بخشهای تاجیکستان شمالی ، به سبب فرمان تزار روسیه برای سربازگیری ، بر او شوریدند (نیکولایوا، ص ١٨، ٢٣؛ غفوروف ، ج ٢، ص ١٠١٢).
در رجب ١٣٣٦/ آوریل ١٩١٨ شمال تاجیکستان بخشی از جمهوری خودمختار شوروی ترکستان گردید. با اینحال باسماچیان * در بخشهای مختلف منطقه ، از جمله در تاجیکستان شمالی ، در برابر نیروهای شوروی مقاومت کردند و تا بهمن ١٣٠٠/ فوریة ١٩٢١ نیروهای شوروی موفق به تصرف کامل بخارای شرقی و از جمله دوشنبه نشدند (احمد رشید، ص ١٦٧ـ ١٦٨؛ نیکولایوا، ص ٢٩، ٣١، ٤٩؛ ابوالحسن شیرازی ، ص ٨٥). در مهر ١٣٠٣/ اکتبر ١٩٢٤ در نتیجة مرزبندیهای ملی در آسیای مرکزی ، جمهوری شوروی سوسیالیستی ازبکستان تأسیس شد. جمهوری خودمختار شوروی سوسیالیستی تاجیکستان ــ که شامل دوازده ناحیه از جمهوری خودمختار ترکستان و پنج ولایت بخارای شرقی (پس از سرنگونی امیربخارا در محرّم ١٣٣٩/ سپتامبر ١٩٢٠، جمهوری خلق بخارا نام گرفته بود) می شد ــ در درون جمهوری شوروی سوسیالیستی ازبکستان قرار داشت . در دی ١٣٠٤/ ژانویة ١٩٢٥ ولایت پامیر ــ که بعداً ولایت خودمختار بدخشان کوهی نامگذاری شد ــ به عنوان بخشی از جمهوری خودمختار تاجیکستان ایجاد شد. قیام باسماچیان تا ١٣٠٥ش / ١٩٢٦ با شدت تمام در قلمرو تاجیکستان کنونی ادامه یافت . در ٢٤ مهر ١٣٠٨/ شانزدهم اکتبر ١٩٢٩ جمهوری شوروی سوسیالیستی تاجیکستان با الحاق ولایت خجند، که پیش از آن بخشی از ازبکستان بود، رسماً ایجاد شد (نیکولایوا، ص ٩٢ـ٩٣، ١٤١ـ١٥١؛ > کتاب سال جهان اروپا ٢٠٠١ < ، ج ٢، ص ٣٧٩١).
در دورة شوروی مزارع تاجیکستان اشتراکی شد و صنایع سبک و سنگین گوناگونی بویژه پس از جنگ جهانی دوم در آنجا ایجاد گردید، ولی سطح زندگی مردم پایین باقی ماند (رجوع کنید به نیکولایوا، ص ١٥٥ـ١٧٧، ١٨٠ـ١٨٧)، به گونه ای که در ١٣٦٨ ش / ١٩٨٩، ٧ر٢٥% مردم تاجیکستان بیکار بودند. در این دوره مبارزه با مذهب منجر به تعطیلی بیشتر مساجد و مدارس دینی گردید. از ١٣٠٦ش / ١٩٢٧ تغییر تدریجی خط از فارسی به الفبای لاتینی آغاز شد تا اینکه در ١٣٠٨ش / ١٩٢٩ خط لاتینی رسمیت یافت و در ١٣١٩ ش /١٩٤٠ الفبای سیریلی جای آن را گرفت (احمد رشید، ص ١٧٠ـ١٧١؛ > گاه شمار سیاسی آسیای مرکزی ، جنوبی و شرقی < ، ص ٢٨٦ـ٢٨٧).
در دهة اول حکومت شوروی (دهة ١٣٠٠ ش /١٩٣٠) بسیاری از کسانی که از حاکمیت شوروی بر تاجیکستان ناراضی بودند یا در قیام باسماچیان مبارزة مسلحانه کرده بودند، راهی شمال افغانستان شدند. در فاصلة ١٣٠٦ تا ١٣١٠ ش / ١٩٢٧ تا ١٩٣١ استالین ، با متهم کردن رهبران حزب کمونیست تاجیکستان به ملی گرایی و خیانت ــ که آن را ناشی از تماس این رهبران با بریتانیا می دانست ــ بسیاری از آنان را برکنار کرد و تا ١٣١٤ ش / ١٩٣٥، ٦٦% از رهبران برجستة حزب که در اواخر دهة ١٣٠٠ش / ١٩٣٠ به مقامات حزبی رسیده بودند، برکنار شدند. در محاکمات ١٣١٦ ش / ١٩٣٧، رئیس جمهور و دبیر شورای مرکزی و رئیس کنگرة خلق از حزب کمونیست تاجیکستان اخراج و با چند رهبر دیگر اعدام شدند. در دورة سرکوبهای دهة ١٣١٠ ش /١٩٣٠ تقریباً تمامی مقامات تاجیک در حکومت تاجیکستان جای خود را به روسها دادند (نیکولایوا، ص ٢٢٧ـ٢٣١).
در دورة شوروی قدرت در دست خجندیها و متحدان کولابی آنها بود. از دهة ١٣٥٠ ش /١٩٧٠ بتدریج باورهای اسلامی در میان مردم تاجیکستان رشد یافت ، از جمله در ١٣٥٧ ش / ١٩٧٨ شورشی بر ضد روسها به پا شد که سیزده هزار تن در آن شرکت داشتند و پس از حملة شوروی به افغانستان در ١٣٥٨ ش / ١٩٧٩، شماری از مردم تاجیکستان به علت مخالفت با این حمله بازداشت شدند ( > گاه شمار سیاسی آسیای مرکزی ، جنوبی و شرقی < ، ص ٢٨٧).
با روی کارآمدن گورباچف در ١٣٦٤ ش / ١٩٨٥، در تاجیکستان همانند دیگر جمهوریهای شوروی ، مبارزه با فساد آغاز شد. درنتیجة این سیاست رحمان نبی اف که از ١٣٦١ ش / ١٩٨٢ دبیر اول حزب کمونیست تاجیکستان بود، به فساد مالی و خویش و قوم بازی متهم شد و جای خود را به قهار محکموف داد. در این دوره بتدریج از شدت سانسور کاسته و آزادی بیان بویژه در مطبوعات بیشتر شد. در ١٣٦٨ ش / ١٩٨٩ تاجیکی ، زبان رسمی اعلام گردید ( > کتاب سال جهان اروپا ٢٠٠١ < ، ج ٢، ص ٣٧٩١).
در بهمن ١٣٦٨/ فوریة ١٩٩٠ به دنبال شایعاتی مبنی بر اسکان آوارگان ارمنی در شهر دوشنبه ، مردم اعتراض کردند و درنتیجة درگیری آنان و نیروهای پلیس عده ای زخمی یا کشته شدند. مردم در تظاهرات خود خواستار اصلاحات اقتصادی و سیاسی ، بازگشایی مساجد و احیای فرهنگ ملی خود بودند. به دنبال این درگیریها، فعالیت حزب رستاخیز و حزب دموکراتیک تاجیکستان * و حزب نهضت اسلامی * غیرقانونی اعلام شد. در آبان ١٣٦٩/ نوامبر ١٩٩٠ محکموف به ریاست جمهوری برگزیده شد. در نهم شهریور ١٣٦٩/ ٣١ اوت ١٩٩٠ محکموف که با کودتای نظامیان بر ضد گورباچف مخالفت نکرده بود، به دنبال تظاهرات گستردة مردم مجبور به استعفا شد (همانجا؛ احمد رشید، ص ١٧٣). در هجدهم شهریور/ نهم سپتامبر شورای عالی تاجیکستان به استقلال تاجیکستان رأی داد. اصلانوف ، رئیس شورای عالی و کفیل ریاست جمهوری ، فعالیت حزب کمونیست را ممنوع و دارایی آن را ملی کرد، اما شورای عالی ــ که اکثر نمایندگان آن کمونیست بودند ــ اصلانوف را برکنار و نبی اف را جانشین وی کرد و ممنوعیت فعالیت حزب کمونیست را لغو نمود. در چهاردهم مهر/ ششم اکتبر شورای عالی درنتیجة فشار مخالفان ، فعالیت حزب کمونیست را به حال تعلیق درآورد و فعالیت حزب نهضت اسلامی را آزاد اعلام کرد. نبی اف بلافاصله پس از آن از کفالت ریاست جمهوری استعفا کرد تا زمینة برگزاری انتخابات فراهم شود. انتخابات ریاست جمهوری سرانجام در سوم آذر ١٣٧٠/ ٢٤ نوامبر ١٩٩١ برگزار و نبی اف با ٥٧% آرا رئیس جمهور شد. رقیب اصلی وی ، دولت خدانظروف که از پشتیبانی احزاب اصلی مخالف کمونیستهای پیشین برخوردار بود، ٣٤% آرا را به دست آورد، هرچند که مخالفان صحت برگزاری انتخابات را رد کردند. در ماه بعد تاجیکستان به عضویت جامعة کشورهای مستقل مشترک المنافع درآمد ( > کتاب سال جهان اروپا ٢٠٠١ < ، همانجا؛ احمد رشید، ص ١٧٣ـ ١٧٥؛ هیرو، ص ٢٠٣).
نبی اف باردیگر در چهاردهم دی ١٣٧٠/ چهارم ژانویة ١٩٩٢ به حزب کمونیست تاجیکستان اجازة فعالیت داد. در اسفند ١٣٧٠/ مارس ١٩٩٢ در دوشنبه در اعتراض به برکناری نوجوانف ، از اهالی بدخشان ، از وزارت کشور تظاهرات ضدحکومتی آغاز شد. در فروردین ١٣٧١/ آوریل ١٩٩٢ به دنبال دستگیری مقصود اکرام اف ، شهردار دوشنبه که اجازة نصب مجسمة فردوسی به جای لنین را داده بود، تظاهرات مردم شدت بیشتری گرفت . مخالفان حکومتی تقریباً دو ماه در مرکز دوشنبه ماندند. حکومت نیز با آوردن هواداران خود از کولاب و خجند ــ که از دورة شوروی حامی حزب کمونیست بودند ــ تظاهراتی در دوشنبه ترتیب داد. پس از ٥١ روز از شروع تظاهرات و کشته شدن حدود ١٥٠ تن ، مذاکرات مخالفان با نبی اف به نتیجه رسید و حکومت مصالحة ملی در ٢١ اردیبهشت ١٣٧١/ یازدهم مه ١٩٩٢ تشکیل شد که از ٢٤ وزیر آن هشت وزیر از احزاب مخالف بودند. پس از این مصالحه درگیری در دوشنبه خاتمه یافت (احمد رشید، ص ١٧٥؛ هیرو، ص ٢٠٧ـ ٢٠٨؛ > کتاب سال جهان اروپا ٢٠٠١ < ، ج ٢، ص ٣٧٩٢)، ولی در همان ماه نیروهای کولابی طرفدار کمونیسم ضمن مخالفت با حکومت مصالحة ملی و خلع سلاح خود، با هواداران احزاب اسلامی و دموکراتیک در آن منطقه درگیر شدند.
در اوایل خرداد ١٣٧١/ اواخر مه ١٩٩٢ شبه نظامیان جبهة خلق تاجیک به فرماندهی سنگک صفروف ــ که پس از ٢٣ سال زندان به جرم اعمال جنایی ، آزاد شده بود ــ از کولاب به قرغان تپه ، پایگاه اصلی احزاب اسلامی و دموکراتیک ، حمله کردند. کولابیها ادعا می کردند که مخالفان از گروههای اسلامی افغانستان ، بویژه حزب اسلامی گلبدین حکمتیار، اسلحه می گیرند و در پایگاههای این حزب آموزش می بینند. اتحاد دموکراتیک ـ اسلامی نیز ادعا می کرد که نیروهای نظامی روسیه مستقر در تاجیکستان شبه نظامیان طرفدار حکومت را مسلح می کنند. در اوایل شهریور ١٣٧١/ اواخر اوت ١٩٩٢ شبه نظامیان کولابی صدها تن را در قرغان تپه کشتند. تظاهرکنندگان مخالف حکومت با ورود به کاخ ریاست جمهوری ٣٥ تن از مقامات را گروگان گرفتند. درنتیجة فشار مخالفان ، نبی اف در شانزدهم شهریور/ هفتم سپتامبر مجبور به استعفا گردید و اکبرشاه اسکندراف ، رئیس شورای عالی ، کفالت ریاست جمهوری را عهده دار شد و عبدالملک عبداللّه جانف از خجند را به نخست وزیری برگزید. در پنجم مهر/ ٢٧ سپتامبر کولابیها با تصرف قرغان تپه موجب فرار هزاران تن (تا نیمة نوامبر ٠٠٠ ، ١٢٦ تن ) به دوشنبه شدند (احمد رشید، ص ١٨٠؛ هیرو، ص ٢١١ـ٢١٢؛ > کتاب سال جهان اروپا ٢٠٠١ < ، همانجا).
اسکندراف که در پایان دادن به جنگ داخلی شکست خورده بود مجبور شد برگزاری نشست شورای عالی را در خجند بپذیرد؛ ازینرو در نوزدهم آبان ١٣٧١/ دهم نوامبر ١٩٩٢ به همراه دولت خود استعفا کرد. نشست فوق العادة دو هفته ای شورای عالی ، که کمونیستها در آن بیشترین سهم را داشتند، امامعلی رحمانف از کولاب را به ریاست کشور و عبدالملک عبداللّه جانف را به نخست وزیری برگزید. در حکومت جدید، وابستگان به احزاب اسلامی و دموکراتیک مناصب خود را از دست دادند و بیشتر وزرای جدید نیز کولابی بودند. شورای عالی همچنین با ادغام کولاب و قرغان تپه ولایت جدید ختلان را ایجاد کرد تا اطمینان یابد که جنوب کشور را نیروهای کولابی طرفدار کمونیسم اداره می کنند ( > گاه شمار سیاسی آسیای مرکزی ، جنوبی و شرقی < ، ص ٢٨٨).
در آذر ١٣٧١/ دسامبر ١٩٩٢ نیروهای وفادار به حکومت جدید و شبه نظامیان کولابی ـ حصاری ، دوشنبه را تصرف کردند و صدها تن از شبه نظامیان هوادار گروههای اسلامی و دموکراتیک را کشتند و در پایتخت و جنوب کشور بویژه نسبت به مردم غَرم (از پایگاههای اصلی نیروهای اسلامی و دموکراتیک ) و بدخشان ، قساوت زیادی به خرج دادند. در همین ماه به درخواست امامعلی رحمانف نیروهای ارتش روسیه و ازبکستان وارد تاجیکستان شدند و در سرکوب نیروهای مخالف به حکومت تاجیکستان کمک کردند. تا اسفند ١٣٧٢/ مارس ١٩٩٣ حکومت اختیار بخش اعظم کشور و از جمله غرم را به دست گرفت . در نتیجة این درگیریها حدود پنجاه هزار تن کشته شدند؛ هرچند که برخی ، شمار کشتگان جنگ داخلی را تا صد هزار تن برآورد کرده اند. شمار زیادی از روسها و غیربومیان ، تاجیکستان را ترک کردند و در داخل کشور حدود هشتصد هزار تن جابجا شدند که این بزرگترین جابجایی جمعیت در آسیای مرکزی از زمان اشتراکی کردن اراضی در دهة ١٣١٠ ش /١٩٣٠ بود. ضمناً چند شهر و شمار زیادی روستا و کشتزار و کارخانه بکلی تخریب شد (احمد رشید، ص ١٨٠ـ١٨١؛ هیرو، ص ٢١٤؛ > کتاب سال جهان اروپا ٢٠٠١ < ، همانجا).
در آذر و دی ١٣٧١/ دسامبر ١٩٩٢ و ژانویة ١٩٩٣، حدود شصت هزار تن در پی حملات کولابیها به افغانستان گریختند، از جمله قاضی اکبر تورجان زاده بالاترین مقام مذهبی تاجیکستان که حکومت ، او را به تلاش برای برقراری دولتی اسلامی متهم کرده بود. در بهمن ١٣٧١/ فوریة ١٩٩٣ فتح اللّه شریف زاده به جای وی مفتی تاجیکستان شد که او نیز در دی ١٣٧٤/ ژانویة ١٩٩٦ به دست افراد ناشناسی کشته شد (احمد رشید، ص ١٨٢؛ > کتاب سال جهان اروپا ٢٠٠١ < ، ج ٢، ص ٣٧٩٢).
جنگ داخلی تاجیکستان در اوایل ١٣٧٢ ش / ١٩٩٣ تا حد زیادی آرام شد، ولی درگیریها با شدت کمتری تا چند سال بعد ادامه یافت . در خرداد ١٣٧٢/ ژوئن ١٩٩٣ دیوان عالی رسماً فعالیت حزب نهضت اسلامی تاجیکستان ، سازمان لعل بدخشان ، سازمان رستاخیز و حزب دموکراتیک تاجیکستان را غیرقانونی اعلام کرد و عملاً تنها حزب کمونیست تاجیکستان را قانونی دانست . در آذر ١٣٧٢/ دسامبر ١٩٩٣ در نتیجة اختلاف کولابیها و خجندیها، عبداللّه جانف از نخست وزیری استعفا کرد. مذاکرات صلح میان حکومت و مخالفانش از فروردین ١٣٧٣/ آوریل ١٩٩٤ در مسکو تحت نظارت سازمان ملل و در حضور نمایندگانی از جمهوری اسلامی ایران ، پاکستان ، روسیه و ایالات متحدة امریکا آغاز شد ( > گاه شمار سیاسی آسیای مرکزی ، جنوبی و شرقی < ، ص ٢٨٩؛ برای مطالعة بیشتر دربارة جنگ داخلی و روند برقراری صلح رجوع کنید به > تاجیکستان : مشکلات استقلال < ، جاهای متعدد).
در انتخابات ریاست جمهوری در پانزدهم آبان ١٣٧٣/ ششم نوامبر ١٩٩٤، رحمانف با ٥٨% آرا بر تنها رقیب خود عبداللّه جانف ، که ٣٥% آرا را کسب کرد، پیروز شد. در همین انتخابات ٩٠% رأی دهندگان قانون اساسی جدید را تأیید کردند ( > کتاب سال جهان اروپا ٢٠٠١ < ، ج ٢، ص ٣٧٩٣).
پس از مذاکرات طولانی نمایندگان حکومت با مخالفان آن ، در مسکو و کابل و آلماآتا و عشق آباد و بیشکک و مشهد و بویژه در تهران ، سرانجام سیدعبداللّه نوری رهبر حزب نهضت اسلامی و امامعلی رحمانف سازشنامة عمومی استقرار صلح و سازگاری ملی را در پنجم مرداد ١٣٧٦/ ٢٧ ژوئن ١٩٩٧ در مسکو امضا کردند و رسماً به جنگ داخلی پنج ساله پایان دادند. به دنبال آن شبه نظامیان مخالف حکومت عفو شدند و به آنها اجازة بازگشت به کشور داده شد. بسیاری از این شبه نظامیان بنابر سازشنامة صلح در ارتش تاجیکستان ادغام شدند. ضمناً در شورای مصالحة ملی که در نتیجة پیمان صلح به وجود آمد، و هریک از طرفین سیزده کرسی به دست آوردند و ٣٠% از مناصب حکومتی در سطح ملی و منطقه ای به مخالفان داده شد ( > کتاب سال جهان اروپا ٢٠٠١ < ، ج ٢، ص ٣٧٩٤ـ ٣٧٩٥؛ > گاه شمار سیاسی آسیای مرکزی ، جنوبی و شرقی < ، ص ٢٩٠ـ٢٩١).
در اوایل آبان ١٣٧٧/ نوامبر ١٩٩٨ نیروهای فرمانده شورشی ارتش ، محمود خدای بِردی اف ، به خجند حمله کردند و پنج روز نبرد شدید میان نیروهای او و سربازان حکومتی درگرفت . پس از سرکوبی تهاجم ، خدای بردی اف به ازبکستان گریخت . رحمانف ، چند تن از جمله عبداللّه جانف نخست وزیر سابق ، و دوستوف معاون پیشین رئیس جمهور، را از محرکان این واقعه اعلام کرد. وی همچنین اسلام کریموف ، رئیس جمهور ازبکستان ، را به دست داشتن در این توطئه متهم کرد. این وقایع به تیرگی روابط دو کشور انجامید ( > گاه شمار سیاسی آسیای مرکزی ، جنوبی و شرقی < ، ص ٢٩١).
در اواخر ١٣٧٨ ش / ١٩٩٩ مجلس عالی به طرحهای رحمانف مبنی بر اصلاحاتی در قانون اساسی رأی داد. این اصلاحات که شامل تمدید دورة ریاست جمهوری از پنج به هفت سال و قانونی کردن احزاب سیاسی و مذهبی می شد، در همه پرسی چهارم مهر ١٣٧٨/ ٢٦ سپتامبر ١٩٩٩ به تأیید مردم رسید. در انتخابات ریاست جمهوری در پانزدهم آبان ١٣٧٨/ ششم نوامبر ١٩٩٩، رحمانف در رقابت با تنها رقیبش ، دولت عثمان ، به پیروزی دست یافت ( > کتاب سال جهان اروپا ٢٠٠١ < ، ج ٢، ص ٣٧٩٦؛ > گاه شمار سیاسی آسیای مرکزی ، جنوبی و شرقی < ، ص ٢٩٢).
منابع :
(١) حبیب اللّه ابوالحسن شیرازی ، ملّیتهای آسیای میانه ، تهران ١٣٧٠ ش ؛
(٢) ایرج افشار سیستانی ، «مقدمه ای بر شناخت قوم تاجیک »، در تاجیکان در مسیر تاریخ ، چاپ میرزا شکورزاده ، تهران ١٣٧٣ ش ؛
(٣) آلکساندر بنیگسن واندرز ویمبوش ، صوفیان و کمیسرها: تصوف در اتحاد شوروی ، ترجمة افسانه منفرد، تهران ١٣٧٨ش ؛
(٤) باباجان غفوروف ، تاجیکان ، دوشنبه ١٣٧٧ ش ؛
(٥) مجید مختاری ، «منازعات داخلی در تاجیکستان ». پایان نامة کارشناسی ارشد مطالعات منطقه ای ، دانشکدة روابط بین الملل وزارت امورخارجه ، تهران ١٣٧٩ ش ؛
(٦) رویا منتظمی ، تاجیکستان ، تهران : دفتر مطالعات سیاسی و بین المللی ، ١٣٧٤ ش ؛
(٧) لاریسا نیکولایوا، تاجیکستان : تحولات سیاسی ـ اجتماعی در یکصد سال اخیر ، تهران ١٣٨٠ ش ؛
(٨) Ahmed Rashid, The resurgence of Central Asia: Islam or nationalism?, Karachi ١٩٩٥;
(٩) The Columbia encyclopedia , ٦th ed. , New York ٢٠٠١. [On- line(. Available: WWW . bartleby. com./٦٥/ta/ Tajikist. html, s.v. "Tajikistan";
Encarta encyclopedia, )On-line(. Available: http://encarta. msn. com. )July ٢٠٠١], s.v. "Tajikistan";
Ensiklopediya ¦yi Sa ¦vetii Ta ¦jik , Dushanbe ١٩٧٨-١٩٨٨;
The Europa world yearbook ٢٠٠١ , London ٢٠٠١, s.v. "Tajikestan";
Dilip Hiro, Between Marx and Muhammad: the changing face of Central Asia , London ١٩٩٤;
Mahmud Nur Nazarov, Tajikeston , Dushanbe ١٩٩٨;
A Political chronology of Central, South and East Asia , ed. Ian Preston, London: Europa Publications, ٢٠٠١;
Tajikistan : the trials of independence , ed. Mohammad - Reza Djalili, Frإdإric Grare and Shirin Akiner, Surrey : Curzon, ١٩٩٨;
United Nation Development Programme, Human development report ١٩٩٩ , New York ١٩٩٩.
/ مهدی کریمی و لقمان بایْمَتْاُف /