دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٤٨٣٤
جمال خلوتی ، صوفی، مفسر، محدّث و شاعر عثمانی، بنیانگذار شاخه جمالیه طریقت خلوتیه *و نخستین شیخ برجسته خلوتی در استانبول در قرن نهم. نام كامل وی، ابوالفیوضات محمدبن حمیدالدینبن محمودبن محمدبن جمالالدین آقسرایی، معروف به محمد جمالی و چلبی خلیفه است ( د. ا. د. ترك ، ذیل مادّه؛ نیز رجوع کنید به ثریا، ج ٤، ص ١٠٥). جمال خلوتی، از طرف پدر، قرهمانیالاصل بود. تاریخ تولد وی معلوم نیست. محل تولدش را آقسرای یا آماسیه نوشتهاند ( د. ا. د. ترك ، همانجا؛ بروسهلی، ج ١، ص ٥١؛ پاكالین ، ذیل "Cemaliyye" ؛ نیز رجوع کنید به عطائی، ص ٦٢).
جمال خلوتی پس از اتمام تحصیلات ابتدایی در زادگاهش، به استانبول رفت و در آنجا، ضمن تحصیل علوم دینی، به تصوف رو آورد. ابتدا نزد یكی از مشایخ شاخه زینیه (منتسب به زینالدین حافی/ خوافی، متوفی ٨٣٨) طریقت خلوتیه، به نام عبداللّه قَسْطَمونی (متوفی پیش از ٨٨٦) معروف به حاجی خلیفه، مراحل سلوك را پشت سر گذاشت، سپس به خدمت یكی از مریدان علاءالدین خلوتی (متوفی ٨٦٦)، به نام عبداللّه قرهمانی، در آمد و پس از درگذشت وی، رهسپار توقات شد و مرید شیخ طاهرزاده اُمّی گشت، سپس مرید بهاءالدین اَرْزَنجانی (متوفی ٨٦٩) شد و پس از اخذ خلافت از وی، به آماسیه رفت و در آنجا به ارشاد پرداخت (ثریا؛ پاكالین؛ د ا. د. ترك ، همانجاها).
آشنایی دیرین سلطان بایزید دوم (حك : ٨٥١ - ٩١٨) با جمال خلوتی و ارادت یكی از وزرای بایزید به نام قوجهمصطفی پاشا به وی، موجب شد كه پس از جلوس بایزید دوم بر تخت سلطنت، شیخ جمال به استانبول دعوت شود. شیخ جمال به آنجا رفت و نُه سال مسندنشین خانقاهِ («تكّه»/ «تكیه») قوجه مصطفی پاشا در محلهای در استانبول شد كه امروز نیز به همان نام (قوجهمصطفی پاشا) خوانده میشود. خود سلطان نیز دو بار برای طلب دعای خیر، نزد شیخ رفت (پاكالین، همانجا). سلطان در واقعه شیوع بیماری طاعون، از شیخ جمال خواست كه برای دفع بیماری از استانبول به سفر حج برود و دعا كند. شیخ همراه چهل تن از مریدانش به سوی حجاز حركت كرد، ولی در محله حِساءِ تبوك، در نزدیكی دمشق، درگذشت. گفتهاند مقارن همان ایام، از شیوع بیماری در قسطنطنیه (استانبول) كاسته شد (طاشكوپریزاده، ص ٢٦٩؛ ثریا؛ بروسهلی، همانجاها). وی را، بر طبق وصیتش، كنار مسیر حاجیان در همان حوالی دفن كردند (پاكالین، همانجا؛ برای اطلاع بیشتر در باره جمال خلوتی رجوع کنید به طاشكوپریزاده، ص ٢٦٧ـ ٢٦٩). در باره سال وفات وی اختلاف نظر هست ( رجوع کنید به ثریا؛ پاكالین، همانجاها؛ تریمینگام ، ص ٧٦)؛ اما، بیشتر منابع سال ٨٩٩ را ذكر كردهاند ( رجوع کنید به بروسهلی؛
پاكالین؛
د. ا. د. ترك ، همانجاها).
جمال خلوتی، مفسر قرآن، محدّث و شاعر نیز بود و به همین سبب در مدت كوتاهی، از مشایخ مشهور استانبول گشت. وی از جمله صوفیانی بود كه بیشترین آثار را از خود به جا گذاشتهاند و ازاینرو، حوزه تأثیرات صوفیانه او به طریقت خلوتیه محدود نمیشود، بلكه با آثار خود در شناساندن تصوف و فرهنگ طریقتها تأثیر بسیار به جا گذاشته است ( د. ا. د. ترك ، همانجا).
وی تقریباً بیست اثر دارد كه همه آنها به عربی است، برخی از آنها عبارتاند از: كتابالنوریة (تفسیر آیهالكرسی)؛
رسالة الكوثریة (تفسیر آخرین آیات سوره حشر مطابق با اطوار سبعه)؛
رسالة الاسلامیة (شرح برخی از ابیات فریدالدین عطار)؛
انوارالقلوب لطالبی رؤیة المحجوب (تفسیر آیات ٧٠ـ٧٣ سوره اسراء)؛
مقالة التوثیقیة و رسالة التوحیدیة (شرح یكی از ابیات ملای جامی در باره «كلمه توحید»)؛
شرح الاربعین حدیثاً قدسیاً (شرح چهل حدیث قدسی)؛
تأویلات اربعین حدیثاً (تفسیر و شرح چهلحدیث در باب زهد و تقوا)؛
سراجالقلوب (بررسی برخی از اصطلاحات صوفیانه در ٤١ باب)؛
و دیوانچه (همانجا).
طریقت جمالیه یكی از چهار شاخه اصلی طریقت خلوتیه (در كنار روشنیه، احمدیه و شمسیه) با آداب و آیینهایی مشابه بود كه زیرشاخههای آن به ترتیب، سنبلیه *یا سِنانیه (منتسب به یوسف سنبل سنان، متوفی ٩٣٦)، شعبانیه *(منتسب به شعبان ولی، متوفی ٩٧٦)، اَصّالیه (منتسب به احمد اصّالی، متوفی ١٠٤٨) و بخشیه (منتسب به محمد بخشی، متوفی ١٠٩٨) بودند و چهار زیرشاخه از مجموع حدود چهل تا پنجاه زیرشاخه طریقت خلوتیه در آسیای صغیر (آناطولی) را تشكیل میدادند (پاكالین، همانجا؛
نیز رجوع کنید به اُوزترك، ص ٩١ـ٩٢). از این میان، شعبانیه بیشترین انشعابات را داشته ( د. ا. د. ترك، همانجا؛
برای نمودار زیرشاخههای شعبانیه رجوع کنید به اوزترك، ص ٩٢) و طریقت جمالیه در واقع، به واسطه شعبانیه تا امروز در آناطولی ادامه یافته است ( د. ا. د. ترك ، همانجا؛
اوزترك، ص ٩٢، ١٠١). جمالیه، همچنین به واسطه طریقت بكریه (منتسب به شمسالدین مصطفی بكری، متوفی ١١٦٢)، از زیرشاخههای طریقت شعبانیه، در شمال افریقا و سوریه و حجاز گسترش یافت ( د. ا. د. ترك ، همانجا؛
برای اطلاعات بیشتر رجوع کنید به كلیر، ص ١٥ـ١٦، ٣١).
منابع:
(١) محمدطاهر بروسهلی، عثمانلی مؤلفلری، استانبول ١٣٣٣ـ ١٣٤٢؛
(٢) محمد ثریا، سجل عثمانی، استانبول ١٣٠٨ـ ١٣١٥/ ١٨٩٠ـ ١٨٩٧، چاپ افست انگلستان ١٩٧١؛
(٣) احمدبن مصطفی طاشكوپریزاده، الشقائق النعمانیة فی علماءالدولة العثمانیة، چاپ احمد صبحیفرات، استانبول ١٤٠٥؛
(٤) محمدبن یحیی عطائی، حدائق الحقائق فی تكملة الشقائق، در شقائق نعمانیه و ذیللری، چاپ عبدالقادر اوزجان، استانبول: دارالدعوة، ١٩٨٩؛
(٥) Nathalie Clayer , Mystiques, etat et societe : les Halvetis dans l'aire balkanique de la fin du XV e sieclea a nos jours , Leiden ١٩٩٤;
(٦) Yasar Nuri Ozturk , The eye of the heart: an introduction to sufism and the major tariqats of Anatolia and the Balkans , tr. Richard Blakney, Istanbul ١٩٩٥;
(٧) Mehmet Zeki Pakalin, Osmanli tarih deyimleri ve terimleri sozlugu, Istanbul ١٩٧١-١٩٧٢;
(٨) J. Spencer Trimingham, The sufi orders in Islam , London ١٩٧٣;
(٩) TDVIA , s.v. "Cemal-i Halveti" (by Mehmed Serhan Taysi).
/ حجت فخری /