دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٣٤٣٥
ترجمان الاشواق ، اولین اثر منظوم محیی الدین ابن عربی (٥٦٠ ـ ٦٣٨) .ابن عربی ( فتوحات ، ج ٣، ص ٥٦٢) گاه آن را ترجمان الاشواق (شرح آرزومندیها) و گاه دیوان ترجمان الاشواق نامیده (همان ، ج ٣، ص ١٢٩) و حاجی خلیفه (ج ١، ستون ٣٩٦) آن را ترجمان الاشواق فی الغزل و النسیب ضبط کرده است .
ابن عربی در ٥٩٨ در مکه ترجمان الاشواق را آغاز کرد ( ترجمان ، ترجمة انگلیسی ، مقدمة لینگز ، ص ٦؛ جهانگیری ، ص ٩٣) و تا پنجاه سالگی این کار را ادامه داد ( ترجمان ، ص ٥٨، بیت ٢)؛ بنابراین ، به احتمال بسیار این اثر در ٦١٠ یا ٦١١ پایان یافته است (همان ، ترجمة انگلیسی ، همانجا؛ جهانگیری ، ص ٦٩٠). او علاوه بر الفتوحات المکیّة (ج ٣، ص ١٢٩، ٥٦٢)، در رساله ای که در پاسخ به خواهش برخی از یارانش در خصوص فهرست تألیفاتش نوشته ، از این اثر نام برده است (عوّاد، ص ٥٥؛ جهانگیری ، ص ١٠٦ـ١٠٧). ابن عربی به نوشتة خودش ( ترجمان ، ص ٢٨ـ٣٠)، در مکه در مجلس درس شیخ مکین الدین ابوشجاع زاهربن رستم بن ابی الرجاء اصفهانی (متوفی ٦٠٩) نِظام ، دختر زیبا و پارسا و دانای شیخ ، را دیده ، زیباییهای ظاهری و معنوی نظام در وی اثر ژرف بخشیده ، دلباختة او گشته و این دلباختگی الهام بخش او در سرودن اشعار عارفانه و عاشقانة ترجمان الاشواق شده است . وی در این اثر با واژه های زیبا و عبارات دلنشین به وصف فضائل نظام پرداخته و او را چشمة نور و بها، یگانة دهر، نادرة روزگار، دوشیزة فرزانه ، درّ یگانه ، افسانة گرانمایه و آیینة تمام نمای حکمت جاودانه دانسته (ص ٢٩ـ٣٠؛ جهانگیری ، ص ٧٠ـ٧١) و همة این توصیفات را جزئی از « ذخائر الاعلاق » خود دانسته که تقدیم مجلس نظام کرده است ( ترجمان ، ص ٣٠).
ابن عربی کلمة نظام را در ترجمان الاشواق پنج بار به کار برده است : ١) «وَ هُما ضدّان لَنْ یَجْتَمِعا/ فَشَتّاتی ما لَهُ الدّهرَ نظامٌ» (ص ١٣٨)، آنها دو ضدند که هرگز با هم جمع نمی شوند. پس برای پراکندگی من در دهر جمع و وحدتی نیست . ٢) «طالَ شوقی لِطَفْلَةٍ ذاتِ نَثْرٍ/ و نِظامٍ و مِنْبَرٍ و بیانِ» (ص ١٥٩)، شوق من به دخترکی به درازا کشید که صاحب نثر و نظم و منبر و بیان است . ٣) «نَظَمَتْ نِظامَ الشّمْل فَهی نِظامُنا/ عَرَبیّةٌ عَجمآءُ تُلْهِی العارِفا» (ص ١٠٩)، او نظام وحدت را برقرار ساخت ، پس او نظام ماست . تازی و پارسی (یعنی خودی و بیگانه ) است که عارف را بازی می دهد. ٤) «ما لِلغُرابِ نَعیقٌ فی مَنازِلن'ا/ و ما لَهُ فی نظام الشَّمْلِ مِنْ نَدَبِ» (ص ٥١)، کلاغها در منازل ما بانگ برنمی آورند و در نظام وحدت ما رخنه ای به وجود نمی آورند. ٥) «فلا بُدَّ مِنْ وَجْدٍ یکونُ مُقارناً/ لِم'ا زادَ مِنْ حُسْنٍ نِظاماً مُحرَّراً» (ص ٨٧)، پس گزیری نیست از وجدی که طبق نظامی مقدّر با افزایش حُسن فزونی می یابد.
در میان این ابیات ، اشاره به نظام اصفهانی در قصیدة نوزدهم صراحت بیشتری دارد، بخصوص که در دنبالة آن بیت ، نظام را از شاهزادگان سرزمین پارس و از شهر اصفهان و دختر امام (مکین الدین ابوشجاع ) معرفی می کند، البته او در شرح خود ( رجوع کنید بهادامة مقاله ) کلمة نظام را در همة موارد به معنای مابعدطبیعی و عرفانی می گیرد، ولی بالاخره اعتراف می کند که این معارف الاهی را در حجاب نظم دختر شیخ ، دوشیزة از خلق بریده و به خدا پیوسته ، پنهان کرده است (ابن عربی ، ذخائر ، ص ١٠٩).
ابن عربی در ٦١٠ یا ٦١١ در حلب به سبب این اثر، با اتهامات و انتقادات سختی مواجه شد. برخی از فقیهان شهر نیز بر وی خرده گرفتند که او در این کتاب نظرش به زیباییهای ظاهری و شهوانیت است ؛ ازینرو وی به خواهش دوستش ، بدربن عبداللّه حبشی (متوفی ٦٩٨)، و اسماعیل بن سودکین (متوفی ٦٤٦) به شرح کتاب پرداخت ، در ٦١١ از شرح آن فراغت یافت و آن را ذخائرالاعلاق نامید (ابن عربی ، فتوحات ، ج ٣، ص ٥٦٢؛ جهانگیری ، ص ٧٤ـ٧٥). او در این شرح کوشیده تا خواننده را آگاه کند که نظرش در نظم این کتاب همواره واردات الاهی ، معارف ربانی ، اسرار روحانی ، علوم عقلی و تنبیهات شرعی است (ابن عربی ، فتوحات ، همانجا). او می گوید که فقیه منکِر وقتی این شرح را می بیند، دست از انکار برمی دارد و توبه می کند و ابن عربی هم او را دعا کرده که انکار امثال وی سبب پدید آمدن این شرح گشته است ( ترجمان ، مقدمة طبّاع ، ص ٩ـ١١؛ همو، فتوحات ، همانجا).
ظاهر اشعار ترجمان الاشواق با مفاهیم متداول در زندگی متعارف انسانها پیوند دارد، اما ابن عربی در شرح آن ، اشعار را با معانی عرفانی ربط داده است ؛ مثلاً در بیت «وَاذْکُر'ا لی حَدیثَ هندٍ و لُبْنی '/ و سُلَیمی ' و زینبٍ و عِنان »، ظاهراً می خواهد که برایش داستان هند و لُبْنی ' و سُلَیْمی ' و زینب و عِنان ، از زیبارویان و معشوقه های مشهور، را بگویند، ولی در شرح خود ( ذخائر ، ص ١٠٧ـ ١٠٨) «هند» را به مکان فرود آمدن آدم و اسرار مختص به آن موطن ، «لُبْنی » را به حاجت ، سُلَیْمی ' را به حکمت سلیمانی بلقیس ، «عنان » را به علم احکام امور سیاست ، و «زینب » را به انتقال از مقام ولایت به مقام نبوت تأویل می کند. بنابراین معنای باطنی ابیات این است که برای من از محل فرود آمدن آدم و از اسرار مخصوص آن و از نیاز به آن و از حکمت سلیمانی بلقیس و از علم احکام امور سیاست و از انتقال مقام ولایت به مقام نبوت سخن بگویید. همچنین در بیت «طال شوقی لِطفلةٍ ذات نثر/ و نظام و منبر و بیان »، می گوید که شوق من به دخترکی صاحب نثر و نظم و منبر و بیان به درازا کشید، اما در شرح خود واژة « طفلة » را ــ که به معنای دخترک لطیف اندام و دوشیزة زیباست ــ به معرفت ذاتی و «نثر» و «نِظام » را به مقید و مطلق معنا می کند که از حیث ذات ، وجود مطلق است و از حیث مالک بودن ، مقیّد به ملک است ، و «منبر» را به درجات اسماءالحسنی تأویل می کند که بر آمدن بر آنها، تخلّق به آنهاست ، و «بیان » را هم مقام رسالت می داند ( ذخائر ، ص ١٠٩).
به نظر آسین پالاسیوس (ص ٢٩٧ـ ٢٩٨)، ابن عربی شناس معروف اسپانیایی ، همچنانکه ابن عربی کتاب ذخائرالاعلاق را در شرح ترجمان الاشواق نوشت تا تهمت شهوانیت را از خود رفع کند، دانته نیز در کتاب > ضیافت < که در شرح چهارده سرودة عشقی خود نوشته ، همین مقصود را دنبال کرده است . به نظر پالاسیوس ، میان این دو کتاب از لحاظ مطالب و صناعات ادبی و نمادهای خیالی ، آنچنان شباهتی وجود دارد که می توان اصول ادبی و زیربنای فکری آنها را یکسان دانست (همانجا).
قالب اشعار ابن عربی ، به گفتة خودش ( فتوحات ، ج ٣، ص ١٢٩)، قصیده است . ترجمان الاشواق ٦٢ قصیده و ٥٩٩ بیت دارد. این قصاید در بحرهای مختلف سروده شده اند. بر اساس چاپ ١٣٨١ مَطلع قصیدة اول ، دوم ، ششم ، شانزدهم ، سی ویکم ، سی وهشتم ، چهل وسوم ، در بحر رمل ؛ قصیدة سوم ، هفتم ، یازدهم ، هجدهم ، چهلم در بحر بسیط ؛ قصیدة نهم ، دهم ، نوزدهم ، بیست وسوم ، سی ام ، سی وششم در بحر کامل ؛ قصیدة بیستم ، بیست وپنجم ، بیست وششم ، بیست وهفتم ، بیست و هشتم ، بیست ونهم ، سی وپنجم ، چهل وششم ، چهل وهفتم ، چهل ونهم ، پنجاهم ، پنجاه وهفتم ، شصت ویکم در بحر رَجَز؛ قصیدة چهاردهم ، سی وچهارم ، پنجاه وسوم ، پنجاه ونهم ، شصت ودوم ، در بحر وافر؛ قصیدة بیست وچهارم ، سی ودوم ، چهل ودوم ، پنجاه وپنجم ، شصتم در بحر متقارب ؛ قصیدة چهل وهشتم در بحر سریع ؛ قصیدة بیست ویکم ، چهل ویکم ، چهل وپنجم در بحر خفیف و مطلع هفده قصیدة باقی در بحر طویل است .
نسخه های خطی فراوانی از ترجمان الاشواق در کتابخانه ها و موزه های کشورهای اسلامی و غیراسلامی موجود است ( رجوع کنید بهیحیی ، ص ٢٤٨ـ٢٤٩؛ عوّاد، ص ٥١ ـ٦٠).
ترجمان الاشواق چندین بار چاپ شده است ، از جمله در بیروت در ١٣٨١/ ١٩٦١ با مقدمه ای کوتاه در بارة شرح حال ابن عربی ، در قاهره در ١٣٨٨/ ١٩٦٨ با تصحیح محمد عبدالرحمان نجم الدین کردی ، مدرّس دانشکدة زبان و ادب عربی جامع الازهر، همراه با ذخائرالاعلاق و رساله ای از ابن عربی به نام الامر المحکم المربوط فی مایلزم اهل طریق اللّه من المشروط ، بار دیگر در بیروت در ١٤١٧/ ١٩٩٧ با تصحیح و مقدمة دکتر عمر فاروق طبّاع همراه با ذخائرالاعلاق .
رینولد نیکلسون ، برای اولین بار متن عربی ترجمان الاشواق را از روی سه نسخة خطی تصحیح ، و با ترجمة انگلیسی و خلاصه ای از ذخائرالاعلاق و مقدمه ای که بر کتاب نوشت ، در ١٣٢٩/ ١٩١١ در لندن چاپ کرد. در ١٣٥٧ ش / ١٩٧٨ نیز همین کتاب با مقدمة مارتین لینگز در همانجا چاپ شد. موریس
گلوتون نیز ترجمان الاشواق را در ١٣٧٥ ش / ١٩٩٦ به فرانسه ترجمه کرد ( چکیده های ایران شناسی ، ج ٢٠ـ٢١، ص ٢٩٧ـ٢٩٨).
گل بابا سعیدی ترجمان الاشواق چاپ نیکلسون را به فارسی ترجمه کرد و همراه با مقدمه و فهرست لغات و اصطلاحات در ١٣٧٧ ش در تهران به چاپ رساند.
بر برخی از قصاید ترجمان الاشواق ، از جمله قصیدة دوم و بیستم ، شروحی نوشته شده است که نویسندگان آنها ناشناخته اند. سندیونی (متوفی ١٠٣١) نیز بیت چهارم از قصیدة دوازدهم را شرح کرده است ( رجوع کنید به یحیی ، ص ٢٥٠).
منابع :
(١) ابن عربی ، دیوان ترجمان الأشواق ، چاپ عمرفاروق طبّاع ، بیروت ١٤١٧/١٩٩٧؛
(٢) همو، ذخائر الاعلاق شرح ترجمان الاشواق ، چاپ محمد عبدالرحمان کردی ، قاهره ١٣٨٨/ ١٩٦٨؛
(٣) همو، الفتوحات المکیّة ، بیروت : دارصادر، ( بی تا. ) ؛
(٤) محسن جهانگیری ، محیی الدین ابن عربی : چهرة برجستة عرفان اسلامی ، تهران ١٣٧٥ ش ؛
(٥) چکیده های ایران شناسی ، ( به کوشش شارل ـ هانری دوفوشه کور ) ، ج ٢٠ـ٢١، ( ترجمة فارسی ) ، تهران : مرکز نشر دانشگاهی ، ١٣٨٠ ش ؛
(٦) حاجی خلیفه ؛
(٧) کورکیس عوّاد، «فهرست مؤلفات محیی الدین بن عربی »، المجمع العلمی العربی ، ج ٣٠ (جمادی الاولی ١٣٧٤)؛
(٨) عثمان اسماعیل یحیی ، مؤلفات ابن عربی : تاریخها و تصنیفها ، ترجمة عن الفرنسیة احمد محمد طیب ، ( مصر ) ١٤١٣/ ١٩٩٢؛
(تقطیع ابیات ترجمان الاشواق را جلیل تجلیل برای استفاده در تألیف این مقاله انجام داده است .)
/ محسن جهانگیری /