دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٥٨٩٤
حِراء ، از كوههاى مشهور مكه كه وحى اولینبار در آنجا بر حضرت محمد صلیاللّهعلیهوآله نازل شد و از اینرو به آن جبلالنور نیز گفتهاند. این كوه در شمالشرقى مكه (ابنجبیر، ص١٣٠؛ بلادى، ص ٨٢)، در مقابل كوه ثَبیر واقع است (یاقوت حموى، ذیل مادّه) و شهرت آن به سبب غارى است كه در آن قرار دارد و حضرت محمد هر سال مدتى را در آن به خلوت و عبادت میگذراند و خدا آن حضرت را در آنجا به رسالت مبعوث كرد بنابه فرموده امام على علیهالسلام، پیامبر اكرم پیش از بعثت هر سال مدتى در حراء مجاور میشد (فاسى، ج ١، ص ٢٧٩؛ نیز رجوع کنید به تحنث*).
شكل كوه مخروطى است و از دیگر كوههایى كه شهر مكه بر دامنه آنها واقع شده، مستقل است (قائدان، ص ١٠٧)، در حالى كه كوههاى اطراف مكه از سمت شمال تا حدود شهر جده*، واقع در هفتاد كیلومترى مكه، امتداد دارند (خادمى، ج ٢، ص ١٥٦). بنابر منابع متقدم، فاصله كوه حراء تا مكه یك فرسنگ (رجوع کنید به ابنجبیر، همانجا؛
ابنبطوطه، ج ١، ص ١٥٨) یا سه میل (ابنجبیر، ص ١٩٢؛
یاقوت حموى، همانجا؛
فاسى، ج ١، ص ٢٨٠؛
قس حمیرى، ص١٩٠) است. اكنون، حراء را در چهار تا شش كیلومترى مكه (مسجدالحرام) میدانند (قائدان، همانجا؛
شهیدى، ص ٦٢). حراء امروزه، بهسبب توسعه شهر مكه، داخل شهر قرار گرفته و ساختمانهاى مسكونى آن را احاطه كرده است (قائدان، همانجا). این كوه مشرف بر مِنا (ابنجبیر؛
ابنبطوطه، همانجاها) و در كنار راه مِنا ـ عرفات است (قائدان، همانجا). ارتفاع آن از سطح دریا ٥٦٠ متر است (عبدالغنى، ص ٢٢). حراء كوه مرتفعى است كه فقط از یك مسیر میتوان از آن صعود كرد و آن راهى است كه از دیگر جاها جدا شده است (حمیرى، همانجا). آب و سبزه نیز در آن دیده نمیشود (یاقوت حموى، همانجا). قله حراء حدود چهل متر مربع مساحت دارد. اطراف قله باز است و هیچ صخره یا مانعى در برابر كسى كه میخواهد اطراف را تماشا كند، وجود ندارد. فاصله بین غار و قله حدود بیست متر است. براى رسیدن به آن از میان دو صخره بسیار نزدیك به هم عبور میكنند. پس از آن، غار نمایان میشود (خادمى، ج ٢، ص ١٥٧).
از عجایب غار حراء، این است كه انتهاى آن كاملاً به سوى مسجدالحرام و كعبه، و دهانه آن تقریباً به سمت بیتالمقدّس است (قائدان، ص ١٠٨). از بالاى كوه حراء مسجدالحرام و گلدستهها دیده میشوند (خادمى، همانجا). وسعت دهانه غار به اندازهاى است كه یك شخص متوسط القامت میتواند از آن عبور كند و در آنجا به نماز بایستد. داخل آن از هنگام طلوع تا غروب آفتاب روشن است، اما گرماى سوزان به آن نفوذ نمیكند (قائدان، ص ١٠٧ـ١٠٨).
برخى مورخان، غار حراء را با غار ثور* ــ كه پیامبر اكرم هنگام هجرت از مكه به مدینه، به آن پناه بردــ اشتباه كردهاند (رجوع کنید به ازرقى، ج ٢، ص ٢٨٨؛
فاسى، همانجا؛
نهروالى، ص٤٤٠). روایت شده است كه حضرت آدم علیهالسلام خانه كعبه را از سنگهاى پنج كوه بنا كرد كه یكى از آنها كوه حراء بود (هیثمى، ج٣، ص٢٨٨؛
فاسى، ج١، ص٩١). گفته شده كه كوه حراء همان كوه فاران است كه در تورات (كتاب اول سموئیل نبى، ١:٢٥) از آن یاد شده، اما ظاهراً فاران نامى است كه به همه كوههاى مكه اطلاق شده است نه فقط كوه حراء (عاملى، ج ١، ص ١٩٧).
این كوه در دوره جاهلیت نیز محترم بوده و در اشعار جاهلى از آن یاد شده است، از جمله در اشعار عَوف بن اَحْوَص و ابیطالب عموى پیامبر (رجوع کنید به بكرى، ذیل مادّه؛
فاسى، ج ١، ص ٢٨١؛
نهروالى، همانجا). نخستین كسى كه در كوه حراء اعتكاف نمود، عبدالمطلب، نیاى پیامبر، بود (ابناثیر، ج ٢، ص ١٥؛
براى آگاهى بیشتر رجوع کنید به تحنث*).
برخى فقها زیارت غار حراء را از مستحبات اعمال حج ذكر كردهاند (رجوع کنید به شهید اول، ج ١، ص ٤٦٨؛
سبزوارى، ص ٦٩٥؛
قس ابنتیمیه، ج ١٥، جزء٢٦، ص ٦٨). از گذشته تاكنون، مردم به زیارت غارحراء میروند و گفته شده است كه دعا در آنجا مستجاب میشود (ابنجبیر، ص ١٩٠؛
فاسى، ج ١، ص ١٩٩، ٢٨٠). گفتهاند از معجزات پیامبر اكرم آن بود كه كوه حراء در زیر پاى آن حضرت به حركت درآمد و سپس به فرمان پیامبر از حركت بازایستاد (رجوع کنید به ابنحنبل، ج ٢، ص ٤١٩؛
طبرسى، ج ١، ص ٣٢٦؛
مقریزى، ج ٥، ص ٥٧).
منابع :
(١) ابناثیر؛
(٢) ابنبطوطه، رحلة ابنبطوطة، چاپ محمدعبدالمنعم عریان، بیروت ١٤٠٧ /١٩٨٧؛
(٣) ابنتیمیه، مجموعالفتاوى، چاپ مصطفى عبدالقادر عطا، بیروت ١٤٢١/٢٠٠٠؛
(٤) ابن جبیر، رحلة ابنجبیر، چاپ حسین نصّار، قاهره ١٩٩٢؛
(٥) ابنحنبل، مسندالامام احمدبن حنبل، بیروت: دارصادر، (بیتا.)؛
(٦) محمدبن عبداللّه ازرقى، اخبار مكة و ماجاء فیها من الآثار، چاپ رشدى صالح ملحس، بیروت ١٤٠٣/١٩٨٣، چاپ افست قم ١٣٦٩ش؛
(٧) عبداللّهبن عبدالعزیز بكرى، معجم مااستعجم من اسماء البلاد و المواضع، چاپ مصطفى سقّا، بیروت ١٤٠٣/١٩٨٣؛
(٨) عاتق بلادى، معالم مكة التاریخیة و الاثریة، مكه ١٤٠٠/١٩٨٠؛
(٩) محمدبن عبداللّه حمیرى، الروض المعطار فى خبر الأقطار، چاپ احسان عباس، بیروت ١٩٨٤؛
(١٠) محمدحسن خادمى، راهنماى حج و عمره، تهران ١٣٨٣ش؛
(١١) محمدباقربن محمدمؤمن سبزوارى، ذخیرة المعاد فى شرح الارشاد، چاپ سنگى تهران ١٢٧٣ـ١٢٧٤، چاپ افست قم (بیتا.)؛
(١٢) محمدبن مكى شهید اول، الدروس الشرعیة فى فقه الامامیة، قم ١٤١٢ـ١٤١٤؛
(١٣) جعفر شهیدى، عرشیان، تهران ١٣٨٤ش؛
(١٤) احمدبن على طبرسى، الاحتجاج، چاپ محمدباقر موسوى خرسان، نجف ١٣٨٦/١٩٦٦، چاپ افست قم (بیتا.)؛
(١٥) جعفر مرتضى عاملى، الصحیح من سیرة النبى الاعظم صلیاللّهعلیهوآلهوسلم، قم ١٤٠٣؛
(١٦) عارف عبدالغنى، تاریخ امراء مكة المكرمة: من ٨ ه ـ١٣٤٤ه ، دمشق ١٤١٣/١٩٩٢؛
(١٧) محمدبن احمد فاسى، شفاء الغرام بأخبار البلد الحرام، بیروت: دارالكتب العلمیة، (بیتا.)؛
(١٨) اصغر قائدان، تاریخ و آثار اسلامى مكه مكرّمه و مدینه منوّره، (تهران) ١٣٨٤ش؛
(١٩) مجلسى؛
(٢٠) احمدبن على مقریزى، امتاع الاسماع بما للنبى صلیاللّهعلیهوسلم من الاحوال و الاموال و الحفدة و المتاع، چاپ محمد عبدالحمید نمیسى، بیروت ١٤٢٠/١٩٩٩؛
(٢١) محمدبن احمد نهروالى، كتاب الاعلام باعلام بیتاللّه الحرام، چاپ على محمد عمر، قاهره ١٤٢٥/٢٠٠٤؛
(٢٢) علیبن ابوبكر هیثمى، مجمع الزوائد و منبع الفوائد، بیروت ١٤٠٨/١٩٨٨؛
(٢٣) یاقوت حموى.
/ فریده حشمتى /