دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٦٢١٢
حسین بن على ، امام، امام سوم از امامان دوازدهگانه شیعه امامیه و یكى از چهارده معصوم. به اتفاق همه منابع، نام و نسب او حسینبن علیبن ابیطالببن عبدالمطلببن هاشم است. جد مادریاش پیامبر اكرم صلیاللّه علیهوآلهوسلم، پدرش امیرمؤمنان على علیهالسلام و مادرش فاطمه سلاماللّه علیها دختر رسول خداست (ابنسعد، ج ٦، ص ٣٩٩؛
ابوالفرج اصفهانى، ص ٥١؛
مفید، ج ٢، ص ٢٧). پیامبر او را به نام پسر دوم هارون، شَبیر، حسین نامید (ابنسعد، ج ٦، ص ٣٥٦ـ٣٥٧؛
ابنحنبل، ج ١، ص ٩٨، ١١٨؛
دولابى، ص ٩٩؛
كلینى، ج ٦، ص ٣٣؛
قس ابنسعد، همانجا؛
دولابى، ص ١٢٢، كه حسین را مشتق از حسن شمردهاند). بنابر برخى روایات، امام على دوست داشت كه او را حرب بنامد، اما در نامگذارى بر پیامبر پیشى نگرفت (رجوع کنید به ابنبابویه، ١٣٦٣ش الف، ج ٢، ص ٢٥ـ٢٦؛
فضلبن حسن طبرسى، ١٤١٧، ج١، ص٤٢٧ـ ٤٢٨؛
قس بلاذرى، ١٩٩٦ـ٢٠٠٠، ج ٢، ص ٤٥٤). بنابر روایات دیگر، نخست امام به نام عمویش، جعفر طیار ــكه در آن زمان هنوز در حبشه بودــ جعفر نامیده شده بود، اما پیامبر نام او را به حسین تغییر داد (ابنحنبل، ج ١، ص ١٥٩؛
دولابى، ص ٩٩، ١٢١؛
طبرانى، ج٣، ص ٩٨). اما بنابر روایات شیعى، پیامبر بدواً و پیش از آنكه نامى براى او انتخاب شود نام حسین را به امر خدا بر آن حضرت نهاد (براى نمونه رجوع کنید به كلینى، ج ٦، ص ٣٣ـ٣٤؛
ابنبابویه، ١٣٨٥ـ ١٣٨٦، ج١، ص ١٣٧ـ١٣٨؛
طوسى، ١٤١٤، ص ٣٦٧؛
براى نقد محتوایى روایات دیگر رجوع کنید به قرشى، ج ١، ص ٣١ـ٣٢). در برخى روایات تأكید شده است كه نامهاى حسن و حسین از اسامى بهشتى بوده و پیش از اسلام سابقه نداشتهاند (رجوع کنید به ابنسعد، ج ١، ص ٣٥٧؛
دولابى، ص ١٠٠؛
براى اقوال مشابه درباره نامگذارى امام حسن علیهالسلام رجوع کنید به حسنبن على*، امام).
كنیه امام حسین در تمام منابع ابوعبداللّه ذكر شده (براى نمونه رجوع کنید به ابن ابیشیبه، ج ٨، ص ٦٥؛
ابنقتیبه، ١٩٦٠، ص ٢١٣؛
طبرانى، ج ٣، ص ٩٤؛
مفید، همانجا)، اما خصیبى (ص ٢٠١) كنیهاش را نزد خاصه ابوعلى دانسته است. به امام حسین علیهالسلام القاب فراوانى نسبت داده شده كه بسیارى از آنها با القاب برادرش، امام حسن علیهالسلام، مشترك است (رجوع کنید به حسنبن على*، امام). از القاب خاص امام، زكى، طیب، وفىّ، سید، مبارك (ابن ابیالثلج، ص ٢٨؛
ابنطلحه شافعى، ج ٢، ص ٣٧٤)، نافع، الدلیل على ذاتاللّه (ابن ابیالثلج، همانجا)، رشید، و التابع لمرضاةاللّه (ابنطلحه شافعى، همانجا) بوده است (براى فهرستى از القاب آن حضرت رجوع کنید به ابنشهر آشوب، ج ٤، ص ٨٦). ابنطلحه شافعى (همانجا) لقب زكى را مشهورتر از دیگر القاب و لقب سید شباب أهلالجنه را مهمترین آنها دانسته است. در پارهاى از احادیث امامان شیعه نیز امام حسین علیهالسلام با لقب شهید یا سیدالشهداء خوانده شده است (براى نمونه رجوع کنید به حِمْیرى، ص٩٩ـ١٠٠؛
ابنقولویه، ص٢١٦ـ٢١٩؛
طوسى، ١٤١٤، ص٤٩ـ ٥٠؛
مجلسى، ج ٣٧، ص ٩٤ـ٩٥؛
نیز رجوع کنید به سیدالشهداء*). در برخى متون ادبى و تاریخىِ متعلق به سدههاى چهارم به بعد براى امام حسین لقب امیرالمؤمنین نیز یاد شده است (براى نمونه رجوع کنید به ابناعثم كوفى، ترجمه فارسى، ص ٨٠٢، ٨٤٦؛
ناصرخسرو، ص ٧٢ـ٧٥، ٨٥؛
سنایى، ص ٢٦٢، ٢٦٦؛
مجدخوافى، ص ٢٢، ٢٦، ٢٠٥، ٢٧١؛
جنید شیرازى، ص ٢٥١ـ٢٥٢)، كه با توجه به اینكه آن حضرت هیچگاه خلافت ظاهرى نیافت، در خور توجه است.
ولادت و شهادت. در اینكه زادگاه امام حسین علیهالسلام مدینه است، اختلافى نیست (براى نمونه رجوع کنید به مفید، همانجا؛
طوسى، ١٤٠١، ج ٦، ص ٤١). سال تولد او را نیز سال سوم (رجوع کنید به كلینى، ج ١، ص ٤٦٣؛
طوسى، ١٤٠١، همانجا؛
ابنعبدالبرّ، ج ١، ص ٣٩٢)، چهارم (ابنسعد، ج ٦، ص ٣٩٩؛
یعقوبى، ج ٢، ص ٢٤٦؛
دولابى، ص ١٠٢، ١٢١؛
طبرى، ج ٢، ص ٥٥٥؛
ابوالفرج اصفهانى، ص ٥١؛
مفید، همانجا)، پنجم (ابنعبدالبرّ، ج١، ص٣٩٣) و ششم هجرى (حاكم نیشابورى، ج ٣، ص١٧٧؛
ابنعساكر، ج ١٤، ص ١١٦) ذكر كردهاند. روز ولادت وى، بنابر قول مشهور، سوم شعبان بوده است (مجلسى، ج ٤٤، ص٢٠١)، اما برخى، زادروز امام را آخر ربیعالاول (رجوع کنید به طوسى، ١٤٠١، همانجا)، پنجم ماه شعبان (ابوالفرج اصفهانى؛
مفید، همانجاها؛
ابنطلحه شافعى، ج ٢، ص ٣٧٢) یا یكى از نخستین شبهاى ماه شعبان (ابنسعد؛
طبرى؛
دولابى، همانجاها) نوشتهاند. بنابه روایتى، امام در غروب پنجشنبه متولد شد (ابنبابویه، ١٣٦٣ش ب، ج ١، ص ٢٨٢؛
براى اقوال مختلف درباره روز و ماه و سال تولد امام رجوع کنید به فضلبن حسن طبرسى، ١٤١٧، ج ١، ص ٤٢٠؛
مِزّى، ١٤٢٢، ج ٦، ص ٣٩٨ـ٣٩٩). فاصله تولد امام حسین و امام حسن را شش ماه و ده روز (رجوع کنید به كلینى، ج ١، ص ٤٦٤؛
ابن ابیالثلج، ص ٨)، ده ماه و بیست و دو روز (ابنقتیبه، ١٩٦٠، ص ١٥٨) و یك سال و ده ماه (دولابى، ص ١٠١؛
ابنعبدالبرّ؛
ابنعساكر، همانجاها) گزارش كردهاند.
پس از تولد، پیامبر همان آدابى را براى او به جا آورد كه درباره حسنبن على انجام داده بود، مانند گفتن اذان و اقامه در گوش نوزاد و عقیقه كردن (براى تفصیل بیشتر رجوع کنید به حسنبن على*، امام). به نوشته ابنسعد (ج ٦، ص ٤٠٠ـ٤٠١)، امّفضل (همسر عباسبن عبدالمطلب)، به امر پیامبر، دایگى امام را برعهده گرفت و بدین ترتیب امام برادر رضاعى قُثمبن عباس، كه او نیز شیرخواره بود، گردید (نیز رجوع کنید به ابناعثم كوفى، ج٤، ص٣٢٣؛
قس ابنحنبل، ج ٦، ص ٣٤٠؛
دولابى، ص ١٠٦؛
بهاءالدین اربلى، ج ٢، ص ٣٠٨،٣٢٠، ٣٤٨ـ٣٤٩، كه این موضوع را به امام حسن علیهالسلام نسبت دادهاند). اما كلینى (ج ١، ص ٤٦٥) روایاتى نقل كرده است كه بنابر آنها امام حسین علیهالسلام از هیچ زنى، حتى مادرش فاطمه زهرا علیها السلام، شیر نخورد.
امام حسین علیهالسلام در دهم محرّمِ (روز عاشورا) سال ٦١ هجرى در سرزمین نینوا (كربلا) در عراق به شهادت رسید (ابنسعد، ج٦، ص٤٤١؛
بلاذرى، ١٩٩٦ـ٢٠٠٠، ج ٢، ص٥١٢؛
طبرى، ج ٥، ص ٣٩٤،٤٠٠؛
طوسى، ١٤٠١، ج ٦، ص ٤١ـ٤٢؛
قس طبرى، ج ٥، ص ٣٩٤، كه بنابر روایتى شهادت امام را در ماه صفر دانسته است؛
ابن ابیالثلج، همانجا، كه سال شهادت را شصتم هجرى ذكر كرده است).
روز شهادت امام را جمعه (رجوع کنید به ابنسعد، همانجا؛
طبرى، ج ٥، ص ٤٢٢؛
ابوالفرج اصفهانى؛
طوسى، ١٤٠١، همانجاها)، شنبه (طبرى؛
ابوالفرج اصفهانى؛
طوسى، ١٤٠١، همانجاها)، یكشنبه (دولابى، ص ١٣٣) و دوشنبه (كلینى؛
طوسى، ١٤٠١، همانجاها) گزارش كرده (نیز رجوع کنید به فضلبن حسن طبرسى، ١٤١٧، همانجا) و در این میان روز جمعه را قول صحیح و مشهور شمردهاند (رجوع کنید به مسعودى، تنبیه، ص ٣٠٣؛
ناطقبالحق، ص ١١). ابوالفرج اصفهانى (همانجا) قول شهادت امام در روز دوشنبه را قولى شایع میان مردم دانسته و آن را از نظر محاسبات تقویمى مردود شمرده است (نیز رجوع کنید به ناطقبالحق، همانجا).
سن امام را به هنگام شهادت ٥٦ سال و پنج ماه (رجوع کنید به ابنسعد؛
ابوالفرج اصفهانى، همانجاها؛
نیز رجوع کنید به ابنقتیبه، ١٩٦٠، ص ٢١٣؛
بلاذرى، ١٩٩٦ـ٢٠٠٠؛
یعقوبى، همانجاها؛
طبرانى، ج٣، ص١١٥، كه سن امام را ٥٦ سال نوشتهاند)، ٥٧ سال و پنج ماه (فضلبن حسن طبرسى، ١٤١٧، همانجا؛
نیز رجوع کنید به كلینى، ج١، ص :٤٦٣ ٥٧ سال و چند ماه؛
ابنابیالثلج؛
مسعودى، تنبیه، همانجاها: ٥٧ سال) و ٥٨ سال (ابنسعد؛
ابنقتیبه، ١٩٦٠، همانجاها؛
طبرانى، ج٣، ص٩٨ـ٩٩، ١٠٣، ١٠٥؛
طوسى، ١٤٠١، همانجا) ذكر كردهاند (براى اقوال گوناگون درباره سن امام به هنگام شهادت و روز و ماه و سالآن رجوع کنید به مزّى،١٤٢٢ ، ج٦،ص٤٤٥ـ٤٤٦).
سوانح حیات
پیش از امامت. ابنسعد (ج ٦، ص ٣٩٩) امام حسین علیهالسلام را در زمره واپسین طبقه (طبقه پنجم) از اصحاب رسول خدا صلیاللّهعلیهوآلهوسلم ــكه به هنگام وفات آن حضرت خردسال بودند و در هیچ جنگى او را همراهى نكردندــ یاد كرده است. قریب به هفت سال از زندگانى امام در زمان حیات پیامبر گذشت (رجوع کنید به ابن ابیالثلج، همانجا؛
دلائلالامامة، ص ١٧٧). پیامبر او و برادرش را بسیار گرامى میداشت، چنانكه آن دو را بر سینه خود مینشاند و در همان حال با مردم سخن میگفت (رجوع کنید به ابنسعد، ج ٦، ص ٤٠١) و گاهى آن دو را بر دوش خود مینهاد (ابنماجه، ج ١، ص ٢١٦؛
طبرانى، ج ٣، ص ٦٥)، بنا به نقلى، روزى پیامبر بر بالاى منبر سخنرانى میكرد و چون آن دو را دید از منبر پایین آمد و ایشان را در آغوش گرفت (ابنحنبل، ج ٥، ص ٣٥٤؛
ابنماجه، ج ٢، ص ١١٩٠؛
ترمذى، ج ٥، ص ٣٢٤). اما مهمترین رخداد دوران كودكى امام، شركت در مباهله* و معرفى او و برادرش به عنوان مصداق «ابناءَنا» (رجوع کنید به آلعمران: ٦١؛
براى بیان امام رضا علیهالسلام درباره این آیه رجوع کنید به ابنبابویه، ١٣٦٣الف، ج ١، ص ٢٣١ـ٢٣٢) بود (رجوع کنید به ابنسعد، ج ٦، ص ٤٠٦ـ٤٠٧؛
مسلمبن حجاج، ج ٧، ص ١٢٠ـ١٢١؛
ابنبابویه، ١٣٦٣ش الف، ج ١، ص ٨٥؛
مفید، ج ١، ص ١٦٨؛
براى اقوال مشابه درباره امام حسن علیهالسلام رجوع کنید به حسنبن على*، امام).
بنابه گزارشى، امام حسین علیهالسلام در كودكى به خلیفه دوم، كه بر منبر پیامبر نشسته بود، اعتراض كرد و خلیفه نیز خطبه خود را نیمهكاره رها كرد و از منبر به زیر آمد (ابنشبّه نمیرى، ج ٣، ص ٧٩٨ـ٧٩٩). همچنین روایت شده است كه خلیفه دوم سهم بیتالمال امام حسن و امام حسین علیهماالسلام را، به سبب قرابت آنان با رسول خدا، همانند سهم حضرت على علیهالسلام و اهل بدر قرار داده بود (ابنسعد، ج ٦، ص ٤٠٧). در برخى منابع تاریخى از حضور امام حسین علیهالسلام به اتفاق برادرش در فتح طبرستان به سال ٢٩ هجرى یاد شده است (رجوع کنید به بلاذرى، ١٤٠٧، ص ٤٦٧؛
طبرى، ج ٤، ص ٢٦٩؛
درباره این گزارش رجوع کنید به حسنبن على*، امام).
در زمان خلافت عثمان، امام حسین به هنگام تبعید ابوذر به ربذه، در كنار پدر و برادرش امام حسن او را مشایعت كرد (مسعودى، مروج، ج ٣، ص ٨٤؛
ابن ابیالحدید، ج ٨، ص ٢٥٣؛
براى سخن وى خطاب به ابوذر رجوع کنید به مجلسى، ج ٢٢، ص ٤١٢ـ٤١٣). به روایتى، در شورش برضد عثمان، امام حسین، به توصیه امام على، همراه با برادرش كوشید عثمان را از خطر محفوظ دارد (نعیمبن حمّاد، ص ٨٤ـ٨٥) و به نقلى، در این واقعه مجروح شد (ابنشبّه نمیرى، ج ٣، ص ١١٣١؛
قس ابنقتیبه، ١٤١٠، ج ١، ص ٥٨، ٦٢؛
مسعودى، مروج، ج ٣، ص ٨٩، كه این مجروح شدن را به امام حسن علیهالسلام نسبت دادهاند). امام حسین در جنگهاى دوره خلافت امامعلى نیز حضور داشت (رجوع کنید به بلاذرى، ١٩٩٦ـ٢٠٠٠، ج٢، ص١٨٧، ٢١٣، ٢٤٦، ٣٢٣؛
مسعودى، مروج، ج ٣، ص ١٠٤ـ١١٤، ١٣٦) و در جنگ صِفّین خطبهاى در تحریض به جهاد خواند (رجوع کنید به نصربن مزاحم، ص ١١٤ـ١١٥). همچنین امام على، امام حسین را پس از امام حسن علیهمالسلام متولى صدقات (موقوفات) خود قرار داد (ابنشبّه نمیرى، ج ١، ص ٢٢٧؛
نهجالبلاغة، نامه ٢٤). به نقلى، امام حسین به هنگام شهادت پدر، براى انجام دادن مأموریتى كه على علیهالسلام به او داده بود، در مدائن بود و با نامه امام حسن علیهالسلام از موضوع آگاه شد (بلاذرى، ١٩٩٦ـ٢٠٠٠، ج ٢، ص ٣٥٦، قس ج ٢، ص ٣٥٧). امام حسین در مراسم تجهیز و خاكسپارى پدر حاضر بود (رجوع کنید به ابنقتیبه، ١٤١٠، ج ١، ص ١٨١؛
بلاذرى، ١٩٩٦ـ٢٠٠٠، ج ٢، ص ٣٥٥ـ ٣٥٦؛
مفید، ج١، ص٢٥؛
مجلسى، ج٤٢، ص٢٣٥، ٢٩٤ـ ٢٩٥).
در دوره امامت امام حسنعلیهالسلام، كه حدود ده سال به طول انجامید (رجوع کنید به ابن ابیالثلج، همانجا؛
دلائل الامامة، ص ١٥٩، ١٧٧)، امام حسین همراه و همگام برادر بود. با اینكه طبق برخى منابع تاریخى، امام حسین با واگذارى خلافت به معاویه مخالف بود (رجوع کنید به بلاذرى، ١٩٩٦ـ٢٠٠٠، ج ٢، ص ٣٩٣، ٤٥٦؛
ابناعثم كوفى، ج ٤، ص ٢٨٩ـ٢٩٠) و حتى پس از صلح امام حسن، با معاویه بیعت نكرد (ابناعثم كوفى، ج ٤، ص ٢٩٢)، پس از وقوع صلح به این مصالحه ملتزم بود. حتى وقتى برخى شیعیان از او تقاضا كردند پیمان را بشكند و با معاویه بجنگد، به آنان امر كرد كه تا زمان مرگ معاویه منتظر بمانند (رجوع کنید به بلاذرى، ١٩٩٦ـ٢٠٠٠، ج ٢، ص ٤٥٧ـ٤٥٨). ابنسعد (ج ٦، ص ٤١٠ـ٤١٥) از امام باقر علیهالسلام روایت كرده كه امام حسن و امام حسین، در نماز به مروان ــكه منصوب از جانب معاویه بودــ اقتدا میكردند و حال آنكه حسینبنعلى با وى برخوردهاى تند داشت؛
ضمن آنكه، تقیهاى هم در كار نبود. اما این روایت با شمار زیادى حدیث در منابع شیعه كه از اقتدا به غیر معتقدان به عقاید صحیح و نیز اقتدا به شخص فاسق نهى كردهاست، سازگار نیست (رجوع کنید به حرّ عاملى، ج٨، ص ٣٠٩ـ٣١٨). مواجهه قاطع و صریح امام با مروان به هنگام اهانت به مادرش فاطمه سلاماللّهعلیها نیز گزارش شده است (رجوع کنید به احمدبن على طبرسى، ج ٢، ص ٢٣). همچنان كه در برابر سبّ امام على علیهالسلام از سوى امویان، بهشدت واكنش نشان میداد (ابنسعد، ج٦، ص٤٠٩ـ٤١٠، ٤١٥؛
براى گزارش برخورد متفاوت امام حسن علیهالسلام رجوع کنید به همانجاها؛
نیز رجوع کنید به حسنبن على*، امام). در كل، گزارش منابع نشان میدهد كه امام حسین در زمان امامتِ امام حسن آشكارتر از برادر در برابر بنیامیه موضع میگرفت و علنآ با آنان مخالفت میكرد (براى نمونه رجوع کنید به همان، ج٦، ص٤١٤ـ٤١٥). با این حال، بهرغم برخى اختلافهاى ظاهرى در رفتار امام حسن و امام حسین علیهماالسلام (رجوع کنید به همان، ج ٦، ص ٤١٣؛
ابنابیشیبه، ج ٢، ص ١٧٤)، غیر از توضیحى كه از منظر عقیده امامتِ منصوص مطرح میشود، از نظر تحلیل تاریخى نیز وحدت رویه كلى آن دو قابل اثبات است (نمونهاى از این هماهنگى در مراسم خاكسپارى امام حسن گزارش شده است رجوع کنید به حسنبن على*، امام). امام حسین پس از شهادت امام حسن علیهالسلام، با وجود افرادى كه به سن از وى بزرگتر بودند، شریفترین فرد از خاندان هاشم به شمار میرفت (رجوع کنید به یعقوبى، ج ٢، ص ٢٢٦؛
نیز رجوع کنید به ابنسعد، ج ٦، ص ٤٠٩، كه از احترام خاص ابنعباس به وى سخن گفته است) و در امور خویش با او مشورت میكردند و نظر او را بر رأى دیگران ترجیح میدادند (رجوع کنید به ابنسعد، ج ٦، ص ٤١٤ـ٤١٥).
امامت در دوران خلافت معاویه. پس از وفات امام حسن علیهالسلام، مردم كوفه براى قیام برضد معاویه به امام حسین علیهالسلام نامه نوشتند، اما امام ضمن آنكه مشروعیت حكومت معاویه بر مسلمانان را رد كرد و بر جهاد با ظالمان تأكید نمود، از قیام دورى گزید و آن را به پس از مرگ معاویه موكول كرد (همان، ج ٦، ص ٤٢٢ـ٤٢٣؛
بلاذرى، ١٩٩٦ـ٢٠٠٠، ج ٢، ص ٤٥٨ـ٤٥٩؛
مفید، ج ٢، ص ٣٢). معاویه نیز از قیام امام بیم داشت و پس از شهادت امام حسن از امام خواست كه از قیام بپرهیزد و امام پایبندى خود را به عهدنامه صلح به وى یادآورى كرد (ابنسعد، همانجا؛
قس بلاذرى، ١٩٩٦ـ٢٠٠٠، ج ٢، ص ٤٥٩ـ٤٦٠). معاویه نیز به تعهد مالى سالیانه خود ادامه داد (بلاذرى، ١٩٩٦ـ٢٠٠٠، ج ٢، ص ٤٦٠).
معاویه خود بهخوبى از میزان نفوذ امام حسین علیهالسلام در مدینه آگاه بود، چنانكه به فردى از قریش گفته بود هرگاه حلقهاى از جمعیت در مسجدالنبى دیدى كه سخن هزلى در آن نیست، آن حلقه حسین است (ابنسعد، ج ٦، ص ٤١٤). زمانى كه معاویه براى یزید بیعت میگرفت، امام از معدود كسانى بود كه بیعت با یزید را نپذیرفت و در خطابهاى قاطع معاویه را محكوم كرد (همان، ج ٦، ص ٤٢٢؛
یعقوبى، ج ٢، ص ٢٢٨؛
ابناعثم كوفى، ج ٤، ص ٣٣٧ـ٣٣٩، ٣٤٢ـ٣٤٣؛
طبرى، ج ٥، ص ٣٠٣) و، برخلاف دیگر افراد بنیهاشم، هدیه معاویه را نیز قبول نكرد (ابناعثم كوفى، ج ٤، ص ٣٣٩). معاویه نیز، با توجه به جایگاه امام، به یزید توصیه كرده بود كه با امام مدارا كند و در صدد بیعت گرفتن از امام نباشد (ابنسعد، ج ٦، ص ٤٢٣؛
طبرى، ج ٥، ص ٣٢٢؛
ابناعثم كوفى، ج ٤، ص ٣٤٩ـ٣٥٠؛
ابنبابویه، ١٤١٧، ص ٢١٥ـ٢١٦).
امامت در دوران خلافت یزید رجوع کنید به كربلا*، واقعه شمایل و سیره. در بیشتر منابع حدیثى و تاریخى و رجالىِ كهن از شباهت حسینبن على به پیامبر اكرم سخن گفته شده (رجوع کنید به بلاذرى، ١٩٩٦ـ٢٠٠٠، ج ٢، ص ٣٦٦، ٤٥٣؛
دولابى، ص ١٠٤؛
طبرانى، ج ٣، ص ٩٥؛
ناطقبالحق، ص ١١؛
مفید، ج ٢، ص ٢٧) و در یك روایت، امام حسین شبیهترین فرد به پیامبر وصف شده است (رجوع کنید به ابنحنبل، ج ٣، ص ٢٦١؛
بخارى، ج ٤، ص ٢١٦؛
ترمذى، ج ٥، ص ٣٢٥). بنابر روایتى دیگر از امام على، آن حضرت فرزندش حسین را شبیهترین فرد به خود از نظر خُلق و خو و رفتار، دانسته است (رجوع کنید به ابنسعد، ج ٦، ص ٤١٣؛
بلاذرى، ١٩٩٦ـ٢٠٠٠، ج ٢، ص ١٢٣).
امام حسین علیهالسلام سپید چهره بود (ناطقبالحق، همانجا). گاه عمامهاى از خز (طبرانى، ج ٣، ص ١٠١) و گاه عمامهاى سیاه بر سر میگذاشت (ابنسعد، ج ٦، ص ٤١٥؛
ابنابیشیبه، ج ٦، ص ٤٦؛
طبرانى، ج ٣، ص ١٠٠). موى سر و محاسن خود را خضاب مینمود (ابنسعد، ج ٦، ص ٤١٣ـ ٤١٧؛
ابن ابیشیبه، ج ٦، ص ٣، ١٥). نقش دو انگشترى او یكى «لاالهالّااللّه، عُدَّةٌ للِقاءاللّه» و دیگرى «اناللّه بالغٌ اَمْرَه» بود (كلینى، ج ٦، ص ٤٧٣ـ٤٧٤؛
ابنبابویه، ١٤١٧، ص ١٩٣، ١٩٤، ٥٤٣).
امام حسین علیهالسلام ٢٥ بار، همراه با نزدیكانش، پیاده حج گزارد (ابنسعد، ج ٦، ص ٤١٠؛
طبرانى، ج ٣، ص ١١٥؛
ابن عبدالبرّ، ج ١، ص ٣٩٧). با مسكینان مینشست، دعوت آنان را میپذیرفت و با آنان غذا میخورد و آنان را نیز به خانه خود دعوت میكرد و آنچه در منزل داشت از ایشان دریغ نمیكرد (ابنسعد، ج ٦، ص ٤١٣). دشمنان امام نیز به فضائل او معترف بودند، چنان كه معاویه میگفت كه حسین همچون پدرش على اهل غدر و حیله نیست (ابناعثم كوفى، ج ٣، ص ٤٠) و عمروبن عاص او را محبوبترین فرد از زمینیان نزد اهل آسمان میدانست (ابنسعد، ج ٦، ص ٤٠٨؛
ابنابیشیبه، ج ٧، ص ٢٦٩).
او همواره احترام برادرش، امام حسن علیهالسلام، را پاس میداشت و در برابرش سخن نمیگفت، چنانكه محمدبن حنفیه با امام حسین چنین برخورد میكرد (رجوع کنید به مجلسى، ج ٤٣، ص ٣١٩؛
نیز براى روایتى دیگر درباره احترام امامحسین به امام حسن علیهالسلام رجوع کنید به بهاءالدین اربلى، ج ٢، ص ٤٨١؛
و براى احترام محمدبن حنفیه به امامحسین رجوع کنید به ابنشهرآشوب، ج ٤، ص ٧٤). امام بسیار بخشنده بود و در مدینه به جود و كرم شناخته شده بود (رجوع کنید به ابنشهرآشوب، ج ٤، ص ٧٣). اگر سائلى از او درخواست میكرد و امام در حال نماز بود، نمازش را كوتاه میكرد و هر چه در اختیار داشت، به او میداد (ابنعساكر، ج ١٤، ص ١٨٥). او غلامان و كنیزانش را در قبال خوشرفتاریشان آزاد میكرد. به نقلى، كنیزى را كه معاویه همراه با اموال و لباسهاى فراوانى برایش هدیه فرستاده بود، در ازاى خواندن آیاتى از قرآن و سرودن شعرى درباره فناى دنیا و مرگ انسانها آزاد كرد و اموال را بدو بخشید (ابنعساكر، ج ٧٠، ص ١٩٦ـ١٩٧؛
براى موارد مشابه رجوع کنید به ابنحزم، ج ٨، ص ٥١٥؛
بهاءالدین اربلى، ج ٢، ص ٤٧٦). حتى یكبار یكى از غلامانش كار ناشایستى كرد كه درخور عقاب بود ولى چون غلام آیه «والعافین عنالناس» را خواند، او را بخشید، سپس غلام گفت : «واللّه یحبالمحسنین»، و امام او را در راه خدا آزاد كرد (بهاءالدین اربلى، ج ٢، ص ٤٧٨ـ٤٧٩). دَین اسامةبن زید را، كه در بستر بیمارى افتاده و از پرداختش عاجز مانده بود، از جانب او پرداخت (ابنشهرآشوب، ج ٤، ص ٧٢ـ٧٣). بنابه روایتى، زمین و اشیایى را كه به او ارث رسیده بود، پیش از دریافت آن بخشید (قاضى نعمان، ج ٢، ص ٣٣٩). دیه مردى را در ازاى پاسخ به سه پرسش به طور كامل پرداخت و انگشتریاش را نیز بدو عطا كرد (مجلسى، ج ٤٤، ص ١٩٦؛
نیز رجوع کنید به ابن ابیالدنیا، ص ١٤٠؛
كلینى، ج ٤، ص ٤٧؛
ابنبابویه، ١٣٦٢ش، ج ١، ص ١٣٥ـ١٣٦، درباره بخشش حسنین علیهماالسلام). كرم او به حدى بود كه زن و مردى یهودى به سبب این خلق نیكوى او مسلمان شدند (ابن شهرآشوب، ج ٤، ص ٨٣). او به آموزگار فرزندانش مال و لباس بسیار اعطا كرد و دهانش را از دُرّ پركرد، در حالى كه میگفت این جبرانكننده تعلیم تو نیست (همان، ج ٤، ص ٧٣ـ٧٤). درباره حلم امام گفتهاند كه وقتى مردى شامى به او و پدرش ناسزا گفت، از او درگذشت و او را مورد لطف قرار داد (رجوع کنید به ابنعساكر، ج ٤٣، ص ٢٢٤ـ٢٢٥). گفته شده است اثر انبان آذوقهاى كه براى ایتام و مساكین بر پشتش حمل میكرد، در روز شهادت آشكار بود (ابنشهرآشوب، ج ٤، ص ٧٣).
امامت. نص و تعیین الهى، به اعتقاد شیعه، از جمله شروط اساسى و ضرورى براى اثبات امامت هر امامى است. این نص درباه امام حسین علیهالسلام نیز به طرق مختلف وارد شده است. از آن جمله است حدیث مشهورى از پیامبر كه بر امامت حسنین دلالت دارد (رجوع کنید به قاضى نعمان، ج ١، ص ٣٧؛
ابنبابویه، ١٣٨٥ـ١٣٨٦، ج ١، ص ٢١١؛
خزاز رازى، ص ١١٧؛
مفید، ج ٢، ص ٣٠؛
نیز رجوع کنید به حسنبن على*، امام). افزون بر این، احادیثى از پیامبر رسیده است كه در آنها به تعداد امامان و امامت امام على، امام حسن و امام حسین علیهمالسلام و نُه تن از فرزندان حسینبن على تصریح شده است (براى نمونه رجوع کنید به ابنبابویه، ١٣٦٣ش ب، ج ١، ص ٢٥٧ـ٢٥٨؛
خزاز رازى، ص ١٣ـ١٤، ٢٣، ٢٨ـ٢٩، و جاهاى دیگر؛
نیز براى روایاتى مشابه از امام على و امام حسن علیهماالسلام رجوع کنید به خزاز رازى، ص ٢١٧، ٢٢١ـ٢٢٣). دلیل دیگر، وصیت امام حسن درباره جانشینى امام حسین پس از وى و سفارش به محمد حنفیه به پیروى از آن حضرت است (رجوع کنید به ابناعثم كوفى، ج ٤، ص ٣١٩؛
كلینى، ج ١، ص ٣٠١ـ٣٠٢؛
خزاز رازى، ص ٢٢٩؛
فضلبن حسن طبرسى، ١٤١٧، ج ١، ص ٤٢١ـ٤٢٣؛
نیز براى اعتراف محمد حنفیه به امامت آن حضرت رجوع کنید به همان، ج ١، ص ٤٢٣). مفید (ج ٢، ص ٣٠ـ٣١) بر آن است كه با توجه به ادله مذكور، امامت امام حسین علیهالسلام ثابت و قطعى است گرچه آن حضرت، به سبب تقیه و التزام به صلح و ترك مخاصمه (هُدْنه)، آشكارا به امامتِ خود دعوت، نكرد؛
اما پس از مرگ معاویه و اتمام دوره ترك مخاصمه، امامت را علنى كرد (نیز رجوع کنید به فضلبن حسن طبرسى، ١٤١٧، ج ١، ص ٤٢٣ـ٤٢٤).
علم به جمیع شئون و معارف دین به شكل تام و كامل نیز از لوازم امامت است؛
از اینرو، امام على علیهالسلام از او، همچنان كه از امام حسن، خواست براى مردم سخنرانى كند تا بعدها قریشیان او را به نداشتن علم منسوب نكنند (رجوع کنید به ابنبابویه، ١٤١٧، ص ٤٢٥؛
همو، ١٣٥٧ش، ص ٣٠٧ـ٣٠٨). شاهد آن اقوالى از صحابه درباره مقام علمى آن حضرت و تقاضاى افتاء از اوست (براى نمونه رجوع کنید به ابنبابویه، ١٣٥٧ش، ص ٨٠؛
ابنعساكر، ج ١٤، ص ١٧٤، ١٨٠، ١٨٣ـ١٨٤). به برخى سخنان خود امام حسین علیهالسلام درباره امامت خویش (رجوع کنید به ابنبابویه، ١٣٦٣ش الف، ج ١، ص ٦٨؛
خزاز رازى، ص ٢٣٠ـ٢٣٤) و نیز پارهاى معجزات و كرامات كه به دست آن حضرت تحقق یافت نیز در اثبات امامت وى استناد شده است (رجوع کنید به فضلبن حسن طبرسى، ١٤١٧، ج ١، ص ٤٢٣؛
براى نمونه رجوع کنید به صفار قمى، ص ٢٩١؛
ابنبابویه، ١٣٦٣ش ب، ج ٢، ص ٥٣٧؛
طوسى، ١٤٠١، ج ٥، ص ٤٧٠؛
قطبراوندى، ج ١، ص ٢٤٥ـ٢٤٦؛
دلائل الامامة، ص ١٨١ـ١٨٣، ١٨٦، ١٨٨ـ١٨٩؛
ابنعساكر، ج ١٤، ص ٨٢؛
ابنشهرآشوب، ج ٤، ص ٥٧، ٥٩ـ٦٠؛
مجلسى، ج ٤٤، ص ١٨٥ـ١٨٦؛
هاشمبن سلیمان بحرانى، ج ٢، ص ٨٣ـ٢٣٠؛
نیز رجوع کنید به حبابه والبیه*). گفتنى است گاه در انتساب پارهاى از كرامات یا فضایل یا برخى افعال، بین امام حسن و امام حسین علیهماالسلام خلاصه شده است.
فضائل و مناقب. در منابع حدیثى شیعه و سنّى مناقب و فضائلى خاص درباره امام حسین علیهالسلام، از زمان ولادت تا شهادت آن حضرت، نقل شده است. از جمله گفته شده است كه دوران «حمل» وى شش ماه بود كه نظیر آن پیشتر تنها درباره عیسیبن مریم یا یحییبن زكریا رخ داده بود (رجوع کنید به كلینى، ج ١، ص ٤٦٥؛
ابنبابویه، ١٣٨٥ـ١٣٨٦، ج ١، ص ٢٠٦؛
دلائل الامامة، ص١٧٧؛
نیز رجوع کنید به ابنبابویه،١٣٦٣ش ب، ج١، ص٤٦١؛
ابنشهرآشوب، ج ٤، ص ٩٢). هنگام ولادت او جبرئیل به همراه هزار فرشته از آسمان فرود آمدند تا ولادتش را به پیامبر تبریك گویند (كلینى، ج ١، ص ٤٦٤؛
ابنبابویه، ١٣٦٣ش ب، ج ١، ص ٢٨٢ـ٢٨٤؛
دلائلالامامة، ص ١٩٠؛
ابنشهرآشوب، ج ٤، ص ٨٢) و آنگاه جبرئیل پیامبر را از شهادت وى به دست امت مسلمان و نیز تداوم امامت در نسل او آگاه كرد (كلینى، همانجا؛
نیز براى تفصیل بیشتر رجوع کنید به ابنبابویه، ١٣٨٥ـ ١٣٨٦، ج ١، ص ٢٠٥ـ٢١٠؛
براى تشبیه تداوم امامت از صلب امام حسین نه برادرش حسن علیهماالسلام به ماجراى هارون و موسى رجوع کنید به ابنبابویه، ١٣٦٢ش، ج ١، ص ٣٠٥؛
براى فهرستى از روایاتى درباره اِخبار پیامبر از شهادت امام حسین علیهالسلام رجوع کنید به عبداللّهبن نوراللّه بحرانى، ج ١٧، ص ١١٣ـ١٣٣). جبرئیل مشتى از خاك كربلا را نیز براى پیامبر آورد و این خاك بعدها نزد امّسلمه بود و او از تغییر رنگ آن در روز عاشورا، از شهادت نواده پیامبر با خبر شد (ابنسعد، ج ٦، ص ٤١٧ـ٤١٩؛
ابنحنبل، ج٦، ص٢٩٤؛
ابنقولویه، ص١٣٢؛
ابنشهرآشوب، ج ٤، ص٦٣).
در روایات فراوانى پیامبر اصحابش را از شهادت فرزندش حسین آگاه كرده بود (براى نمونه رجوع کنید به صفار قمى، ص ٦٨؛
كلینى، ج ١، ص ٢٠٩؛
ابنقولویه، ص ١٤٣ـ١٤٨؛
ابنبابویه، ١٤١٧، ص ٨٩). به جز پیامبر، امام على و امام حسن علیهما السلام نیز از ماجراى شهادت آن حضرت خبر داده بودند (رجوع کنید به نصربن مزاحم، ص ١٤٢؛
ابنسعد، ج ٦، ص ٤١٩ـ٤٢٠؛
ابنقولویه، ص ١٤٩ـ١٥٦؛
ابنبابویه، ١٤١٧، ص ١٧٧ـ١٧٨، ١٩٦ـ١٩٧؛
همو، ١٣٦٣ش ب، ج ١، ص ٢٥٩ـ٢٦٠، ج ٢، ص ٥٣٢ـ٥٣٥؛
مفید، ج ١، ص ٣٣٠ـ٣٣١؛
ابن شهر آشوب، ج ٤، ص ٩٣ـ٩٤؛
براى تفصیل مآخذ روایى در منابع اهلسنّت رجوع کنید به امینى، ص ٤٩ـ١٥٠). چنانكه خداوند انبیاى پیشین را از شهادت امام آگاه ساخته بود (براى فهرستى از این روایات رجوع کنید به عبداللّهبن نوراللّه بحرانى، ج ١٧، ص ١٠١ـ١١٢).
درباره حوادث روز عاشورا و پس از شهادت آن حضرت و نیز عقوبت كسانى كه در شهادت امام دست داشتند، نیز امور معجزهآسایى نقل شده است (رجوع کنید به كربلا*، واقعه). از جمله گفتهاند خدا در روز عاشورا چهارهزار فرشتهاى را كه در جنگ بدر به یارى پیامبر فرستاده بود، به سوى او فرود آورد و امام مخیر شد كه از بین پیروزى و دیدار با پیامبر یكى را برگزیند و او ترجیح داد به لقاى پیامبر نایل شود. این فرشتگان به امر خدا تا روز قیامت بر مزارش گریه میكنند و براى زائران دعا و طلب بخشش میكنند (رجوع کنید به ابنقولویه، ص١٧١ـ١٧٢، ٣٥٤؛
ابنبابویه، ١٣٦٣ش ب، ج ٢، ص ٦٧٢؛
دلائلالامامة، ص ١٧٨).
در منابع حدیث و تفاسیر شیعه نیز آیاتى از قرآن درباره امام حسین علیهالسلام تأویل یا تطبیق (در اینباره رجوع کنید به جرى و انطباق*) شده است. از جمله آیه ١٥ سوره احقاف كه در آن از مادر باردارى سخن گفته شده است كه با رنج كودك خویش را حمل میكند و با درد او را به دنیا میآورد. این آیه ناظر به فاطمه زهرا سلاماللّهعلیها دانسته شده كه در دوران حمل فرزندش خبر شهادت او را از پیامبر از طریق جبرئیل شنید و غمگین شد (رجوع کنید به كلینى، ج ١، ص ٤٦٤؛
ابنقولویه، ص ١٢٢؛
ابنبابویه، ١٣٨٥ـ ١٣٨٦، ج ١، ص ٢٠٦؛
ابنشهرآشوب، ج ٤، ص ٥٧؛
نیز رجوع کنید به قمى، ج ٢، ص ٢٩٧). همچنین حروف مقطعه ابتداى سوره مریم (كهیعص) در اشاره به واقعه كربلا تأویل شده است كه خداوند پس از آنكه اسامى پنج تن را به زكریاى نبى آموخت، رمزش را براى وى آشكار كرد (قمى، ج ٢، ص ٤٨؛
ابنبابویه، ١٣٦٣ش ب، ج ٢، ص ٤٦١؛
همو، ١٣٦١ش، ص٢٢؛
دلائل الامامة، ص ٥١٣ـ٥١٤؛
احمدبنعلى طبرسى، ج ٢، ص ٢٧٢ـ ٢٧٣؛
ابنشهرآشوب، ج ٤، ص ٩٢؛
فضلبن حسن طبرسى، ١٤٠٨، ذیل آیه). گفته شده است زكریا وقتى از ماجراى شهادت امام حسین علیهالسلام آگاه شد از خداوند خواست تا فرزندى به وى عطا كند كه سرنوشتى مشابه حسین داشته باشد و خداوند یحیى را به او داد كه مدت حملش شش ماه بود و همچون حسین به شهادت رسید (ابنبابویه، ١٣٦٣شب؛
دلائلالامامة؛
احمدبن على طبرسى؛
ابنشهرآشوب، همانجاها). همچنین آیات ٦ سوره احزاب (رجوع کنید به كلینى، ج ١، ص ٢٨٧ـ٢٨٨؛
ابنبابویه، ١٣٦٣ش ب، ج ١، ص ٣٢٣، ج ٢، ص ٤١٤؛
ابنشهرآشوب، ج ٤، ص ٥٤؛
نیز رجوع کنید به عیاشى، ج ١، ص ٢٥١، ج ٢، ص ٧٢) و ٢٨ سوره زخرف (ابنبابویه، ١٣٨٥ـ ١٣٨٦، ج ١، ص ٢٠٧؛
همو، ١٣٦٣ش ب، ج ١، ص ٣٢٣، ج ٢، ص ٣٥٩، ٤١٥، ٤١٧؛
ابنشهرآشوب، ج ٤، ص ٥٣ـ٥٤؛
نیز رجوع کنید به فضلبن حسن طبرسى، ١٤٠٨؛
طباطبائى، ذیل آیه) در اشاره به تداوم امامت از نسل امام حسین علیهالسلام تفسیر شدهاند. برخى از آیات قرآن نیز ناظر به قیام و شهادت آن حضرت دانسته شدهاند، از جمله آیه ٧٧ سوره نساء (رجوع کنید به كلینى، ج ٨، ص ٣٣٠؛
نیز رجوع کنید به عیاشى، ج ١، ص ٢٥٨، ج ٢، ص ٢٣٥)، آیه ٣٣ سوره اسراء (كلینى، ج ٨، ص ٢٥٥؛
ابن قولویه، ص ١٣٥؛
نیز رجوع کنید به عیاشى، ج ٢، ص ٢٩٠؛
كوفى، ص ٢٤٠) و آیات ٢٧ تا ٣٠ سوره فجر (قمى، ج ٢، ص ٤٢٢؛
مجلسى، ج ٢٤، ص ٩٣؛
نیز رجوع کنید به ابنبابویه، ١٣٦٨ش، ص ١٢٣؛
فضلبن حسن طبرسى، ١٤٠٨، ج ١٠، ص ٧٣٠، كه سوره فجر سوره امام حسین علیهالسلام شمرده شده است). براى زیارت امام حسین فضیلتهاى بسیارى ذكر شده و در احادیث منقول از پیامبر و امامان شیعه بر آن تأكید بسیار گردیده است (براى روایات فضیلت زیارت امام حسین و زیارتنامههاى آن حضرت رجوع کنید به علوى شجرى، ص ٢٨ـ٩٤؛
ابنقولویه، ص ٢٢٠، ٤٣٩؛
طوسى، ١٤٠١، ج ٦، ص ٤٢ـ ٦٩)، همچنانكه براى تربت آن حضرت فضائل بسیارى یاد كردهاند (رجوع کنید به تربت*).
سخنان امام. از امام حسین علیهالسلام سخنان زیادى بر جاى نمانده، كه مهمترین علت آن، وضع خاص جهان اسلام در آن دوره و تنگناهاى شدیدى بوده كه نظام حاكم اموى، هم براى عترت پیامبر و هم براى شیعیانشان، ایجاد میكرده است. به جز خطبهها و سخنان امام در ماجراى قیام عاشورا (براى مجموعهاى از این اقوال رجوع کنید به روائعالحكمة، ص ٢٧٢ـ٣١١؛
نجمى، ١٣٧٨ش)، برخى سخنان پراكنده از آن حضرت در متون كهن اهلسنّت و شیعه هست، از جمله سخنان حكمتآمیزى از امام درباره اصناف خلق (رجوع کنید به ابنسعد، ج ٦، ص ٤١٢؛
براى فهرستى از سخنان حكیمانه و مواعظ منقول از امام رجوع کنید به عطاردیقوچانى، ج ٣، ص ١٤٣ـ١٥٢، ٢٦٢ـ٣١١). همچنین است سخن مشهور آن حضرت در تأكید بر آزادگى، خطاب به سپاه اموى هنگامى كه قصد حمله به خیام امام را داشتند و آن حضرت توان مقابله نداشت، با این مضمون كه اگر دین ندارید، دست كم آزاده باشید (براى نقلهاى گوناگون آن رجوع کنید به دینورى، ص ٣٠٠؛
ابناعثم كوفى، ج ٥، ص ١١٧؛
طبرى، ج ٥، ص ٤٥٠؛
ابوالفرج اصفهانى، ص ٧٩؛
ابنطاووس، ١٤١٧، ص ٧١).
برخى از دعاهاى امام حسین علیهالسلام در منابع كهن نقل شده است (براى نمونه رجوع کنید به ابنسعد، ج ٦، ص ٤١٣؛
ابنابیشیبه، ج ٢، ص ٢٠٠، ج ٧، ص ١١٣؛
حمیرى، ص ١٥٧ـ ١٥٨). از مشهورترین آنها، دعاى عرفه است كه متنى طولانى دارد و از ادعیه مشهور شیعه به شمار میرود و مضامین عرفانى بلندى در آن دیده میشود (رجوع کنید به ابنطاووس، ١٤١٤ـ١٤١٥، ج ٢، ص ٧٤ـ٨٧؛
نیز رجوع کنید به حكمتنامه امام حسین علیهالسلام، ج ١، ص ٥٠٨ـ٥٤٧؛
براى مجموعهاى از دعاهاى مروى از امام حسین رجوع کنید به همان، ج ١، ص ٤٨٦ـ٥٩٢).
روایاتى از امام در موضوعات اعتقادى، غالبآً در منابع شیعى، نقل شده است، از جمله درباره توحید (رجوع کنید به ابنبابویه، ١٣٨٥ـ١٣٨٦، ج١، ص٩؛
ابنشعبه، ص ٢٤٤ـ٢٤٥؛
ابنعساكر، ج ١٤، ص ١٨٣ـ١٨٤)، امامت (صفار قمى، ص ٣٢؛
كلینى، ج ١، ص ٣٩٨ـ٣٩٩)، مناقب اهلبیت (برقى، ج ١، ص ٦١؛
صفار قمى، ص ٤٧٢؛
طوسى، ١٤١٤، ص ٢٥٣ـ٢٥٤؛
احمدبن على طبرسى، ج ٢، ص ٢٢ـ٢٣)، غیبت (ابن ابیزینب، ص ٢١٣؛
ابنبابویه، ١٣٦٣ش ب، ج ١، ص ٢٦٤ـ٢٦٩، ٣١٦ـ ٣١٨؛
طوسى، ١٤١١، ص ١٩٠ـ١٩١)، ویژگیهاى شیعه (برقى، ج ١، ص ١٤٧، ١٦٣ـ١٦٤؛
عیاشى، ج ١، ص ١٨٥) و صفات مؤمن (ابنبابویه، ١٤١٧، ص ٢٠٠؛
مجلسى، ج ٧١، ص ٣١٥). پارهاى مناظرات و احتجاجات نیز از آن حضرت نقل شده كه مشتمل بر اثبات حقانیت و فضائل اهلبیت علیهمالسلام است (رجوع کنید به احمدبن على طبرسى، ج ٢، ص ١٣ـ٢٦). روایاتى نیز درباره فضائل قرآن (رجوع کنید به كلینى، ج ٢، ص ٦١١ـ٦١٣) و تفسیر پارهاى آیات در شأن اهلبیت (رجوع کنید به عیاشى، ج ٢، ص ٣٣٧ـ٣٣٨؛
كلینى، ج ٨، ص ٢٤٤ـ٢٤٥؛
ابنبابویه، ١٣٦٢ش، ج ١، ص ٤٢ـ ٤٣؛
همو، ١٣٥٧ش، ص ٩٠ـ٩١؛
حسكانى، ج ١، ص ٥٦٠) از آن حضرت وارد شده است.
از امام حسین علیهالسلام، روایاتى در برخى ابواب فقه نیز نقل شده است (براى نمونه رجوع کنید به صنعانى، ج ٣، ص ٥٣٢ـ٥٣٣، ج ٤، ص ٢١٤؛
ابن ابیشیبه، ج ١، ص ٣٥٥، ج ٢، ص ٢٠٠، ج ٧، ص ٣٨٨، ٦١٩؛
عطاردیقوچانى، ج ٣، ص ٢٢٠ـ٢٦٠). در موضوعات اخلاقى نیز احادیثى از امام حسین علیهالسلام نقل كردهاند (براى نمونه رجوع کنید به ابنشهر آشوب، ج ٤، ص ٨١؛
بهاءالدین اربلى، ج ٢، ص ٤٧٤).
اشعارى نیز به امام منسوب است كه معروفترین آنها ابیاتى است كه امام درباره محبت خود به دخترش سكینه و مادر سكینه، رباب، سروده است (رجوع کنید به ابنسعد، ج ٦، ص ٤٠٠؛
ابنقتیبه، ١٩٦٠، ص٢١٣؛
بلاذرى، ١٩٩٦ـ٢٠٠٠، ج٢، ص١٤٠). همچنین شعرى است كه امام در آخرین روزها در بیوفایى روزگار به زبان آورده است (رجوع کنید به طبرى، ج ٥، ص ٤٢٠؛
براى مجموعه اشعار منتسب به امام رجوع کنید به حكمتنامه امام حسین علیهالسلام، ج ٢، ص ٣٣٨ـ ٤٢٠؛
همچنین براى تحلیل كلى از اشعار امام و مضامین آنها رجوع کنید به همان، ج ٢، ص ٣٣٠ـ٣٣٦).
امام حسین از راویان سخنان پیامبر و پدرش امام علیبن ابیطالب علیهالسلام و مادرش فاطمه زهرا سلاماللّه علیها است كه در مجموعههاى حدیثى اهلسنّت گردآمده است (رجوع کنید به ابنحنبل، ج ١، ص ٢٠١؛
دولابى، ص ١٢٥ـ ١٣٣، ١٣٧ـ ١٣٨؛
طبرانى، ج ٣، ص ١٢٧ـ١٣٦؛
مزّى، ١٤٠٣، ج ٣، ص ٦٥ـ ٦٧؛
براى فهرستى از كسانى كه امام از آنها روایت كرده است رجوع کنید به همو، ١٤٢٢، ج ٦، ص ٣٩٧). از راویان امام، فرزندان آن حضرت، امام سجاد علیهالسلام و دخترش فاطمه، بیشترین روایت را از او نقل كردهاند (رجوع کنید به دولابى، ص ١٢٥ـ ١٣١؛
نیز براى فهرست روایات این دو از امام حسین علیهالسلام رجوع کنید به عطاردیقوچانى، ج٣، ص٣٨٢ـ٣٨٣، ٣٩٢ـ٣٩٣). بر مبناى استقصاى عطاردیقوچانى (ج ٣، ص ٣١٤ـ٤١٨) شمار راویانى كه از وى حدیث نقل كردهاند، افزون بر دویست و پنجاه تناند (براى اسامى شمارى از راویان امام در منابع كهن رجوع کنید به ابنحنبل، همانجا؛
دولابى، ص ١٣١ـ١٣٥؛
طبرانى؛
مزّى، ١٤٢٢؛
همو، ١٤٠٣، همانجاها). طوسى، برپایه مبناى خاص خود در كتاب رجال (ص ٩٩ـ١٠٦)، نام قریب به صد تن را به عنوان اصحاب آن حضرت فهرست كرده است كه برخى از آنان در شمار اصحاب رسول خدا، امیرالمؤمنین علیبن ابیطالب و امام حسن علیهمالسلام بوده و غالبآ در كربلا وى را همراهى كرده و همانجا به شهادت رسیدهاند.
سخنان امام حسین علیهالسلام تاكنون در چند مجموعه منتشر شده، كه از آن جمله است: موسوعة كلمات الامام الحسین علیهالسلام (قم ١٣٧٤ش)، مسند الامام الشهید ابیعبدالله الحسینبن على علیهماالسلام (تهران ١٣٧٦ش)، و حكمتنامه امام حسین علیهالسلام (قم ١٣٨٥ش).
منابع :
(١) ابن ابیالثلج، تاریخ الائمة، در مجموعة نفیسة فى تاریخ الائمة، چاپ محمود مرعشى، قم: كتابخانه آیتاللّه مرعشى نجفى، ١٤٠٦؛
(٢) ابن ابیالحدید، شرح نهجالبلاغة، چاپ محمد ابوالفضل ابراهیم، قاهره ١٣٨٥ـ١٣٨٧/ ١٩٦٥ـ١٩٦٧، چاپ افست بیروت (بیتا.)؛
(٣) ابن ابیالدنیا، مكارمالاخلاق، چاپ مجدى سیدابراهیم، بولاق (بیتا.)؛
(٤) ابنابیزینب، الغیبة، چاپ فارس حسون كریم، قم ١٤٢٢؛
(٥) ابن ابیشیبه، المصنَّف فى الاحادیث و الآثار، چاپ سعید محمد لحّام، بیروت ١٤٠٩/١٩٨٩؛
(٦) ابناعثم كوفى، كتابالفتوح، چاپ على شیرى، بیروت ١٤١١/١٩٩١؛
(٧) همان، ترجمه محمدبن احمد مستوفى هروى، چاپ غلامرضا طباطبائیمجد، تهران ١٣٧٢ش؛
(٨) ابنبابویه، الامالى، قم ١٤١٧؛
(٩) همو، التوحید، چاپ هاشم حسینى طهرانى، قم [? ١٣٥٧ش[؛
(١٠) همو، ثواب الاعمال و عقاب الاعمال، قم ١٣٦٨ش؛
(١١) همو، عللالشرایع، نجف ١٣٨٥ـ١٣٨٦، چاپ افست قم (بیتا.)؛
(١٢) همو، عیون اخبار الرضا، چاپ مهدى لاجوردى، قم ١٣٦٣ش الف؛
(١٣) همو، كتابالخصال، چاپ علیاكبر غفارى، قم ١٣٦٢ش؛
(١٤) همو، كمالالدین و تمام النعمة، چاپ علیاكبر غفارى، قم ١٣٦٣ش ب؛
(١٥) همو، معانى الاخبار، چاپ علیاكبر غفارى، قم ١٣٦١ش؛
(١٦) ابنحزم، المُحَلّى، چاپ احمد محمد شاكر، بیروت: دارالفكر، (بیتا.)؛
(١٧) ابنحنبل، مسند الامام احمدبن حنبل، بیروت: دارصادر، (بیتا.)؛
(١٨) ابنسعد؛
(١٩) ابنشبّه نمیرى، كتاب تاریخ المدینة المنورة: اخبار المدینةالنبویة، چاپ فهیم محمد شلتوت، (جده) ١٣٩٩/١٩٧٩، چاپ افست قم ١٣٦٨ش؛
(٢٠) ابنشعبه، تحفالعقول عن آل الرسول صلیاللّه علیهم، چاپ علیاكبر غفارى، قم ١٣٦٣ش؛
(٢١) ابنشهرآشوب، مناقب آل ابیطالب، چاپ یوسف بقاعى، قم ١٣٨٥ش؛
(٢٢) ابنطاووس، اقبال الاعمال، چاپ جواد قیومى اصفهانى، قم ١٤١٤ـ١٤١٥؛
(٢٣) همو، مقتلالحسین علیهالسلام، المسمى باللهوف فى قتلى الطفوف، قم ( ١٤١٧)؛
(٢٤) ابن طلحه شافعى، مطالب السؤول فى مناقب آلالرسول، چاپ ماجدبن احمد عطیه، (بیجا، بیتا.)؛
(٢٥) ابن عبدالبرّ، الاستیعاب فى معرفة الاصحاب، چاپ علیمحمد بجاوى، بیروت ١٤١٢/١٩٩٢؛
(٢٦) ابنعساكر، تاریخ مدینة دمشق، چاپ على شیرى، بیروت ١٤١٥ـ١٤٢١/ ١٩٩٥ـ٢٠٠١؛
(٢٧) ابنقتیبه، الامامة و السیاسة، المعروف بتاریخ الخلفاء، چاپ على شیرى، بیروت ١٤١٠/١٩٩٠؛
(٢٨) همو، المعارف، چاپ ثروت عكاشه، قاهره ١٩٦٠؛
(٢٩) ابنقولویه، كاملالزیارات، چاپ جواد قیومى اصفهانى، قم ١٤١٧؛
(٣٠) ابنماجه، سنن ابنماجة، چاپ محمدفؤاد عبدالباقى، (قاهره ١٣٧٣/ ١٩٥٤)، چاپ افست (بیروت، بیتا.)؛
(٣١) ابوالفرج اصفهانى، مقاتل الطالبیین، چاپ كاظم مظفر، نجف ١٣٨٥/١٩٦٥، چاپ افست قم ١٤٠٥؛
(٣٢) عبدالحسین امینى، سیرتنا و سنتنا: سیرة نبینا صلیاللّه علیه وآله و سنته، بیروت ١٤١٢/١٩٩٢؛
(٣٣) عبداللّهبن نوراللّه بحرانى، عوامالعلوم و المعارف و الاحوال من الآیات و الاخبار و الاقوال، ج ١٧، قم ١٣٨٢ش؛
(٣٤) هاشمبن سلیمان بحرانى، مدینةالمعاجز، او، معاجز اهلالبیت (ع)، چاپ علاءالدین اعلمى، (قم) ١٤٢٦/٢٠٠٥؛
(٣٥) محمدبن اسماعیل بخارى، صحیح بخارى، (چاپ محمد ذهنیافندى)، استانبول ١٤٠١/١٩٨١، چاپ افست بیروت (بیتا.)؛
(٣٦) احمدبن محمد برقى، كتابالمحاسن، چاپ جلالالدین محدث ارموى، تهران ١٣٣٠ش؛
(٣٧) احمدبن یحیى بلاذرى، انسابالاشراف، چاپ محمود فردوسالعظم، دمشق ١٩٩٦ـ ٢٠٠٠؛
(٣٨) همو، فتوحالبلدان، چاپ عبداللّه انیس طبّاع و عمر انیس طبّاع، بیروت ١٤٠٧/١٩٨٧؛
(٣٩) علیبن عیسى بهاءالدین اربلى، كشف الغمة فى معرفة الائمة علیهمالسلام، چاپ على فاضلى، (قم) ١٤٢٦؛
(٤٠) محمدبن عیسى ترمذى، سننالترمذى، ج ٣ و ٥، چاپ عبدالرحمان محمد عثمان، بیروت ١٤٠٣؛
(٤١) جنیدبن محمود جنید شیرازى، شدّ الازار فى حطّ الاوزار عن زوّار المزار، چاپ محمد قزوینى و عباس اقبال آشتیانى، تهران ١٣٦٦ش؛
(٤٢) محمدبن عبداللّه حاكم نیشابورى، المستدرك علیالصحیحین، چاپ یوسف عبدالرحمان مرعشلى، بیروت ١٤٠٦؛
(٤٣) حرّ عاملى؛
(٤٤) عبیداللّهبن عبداللّه حسكانى، شواهدالتنزیل لقواعد التفضیل، چاپ محمدباقر محمودى، تهران ١٤١١/١٩٩٠؛
(٤٥) حكمتنامه امام حسین علیهالسلام، (گردآورى) محمد محمدیریشهرى، (همراهبا) ترجمه عبدالهادى مسعودى، قم : دارالحدیث، ١٣٨٥ش؛
(٤٦) عبداللّهبن جعفر حِمْیرى، قریب الاسناد، قم ١٤١٣؛
(٤٧) علیبن محمد خزاز رازى، كفایة الاثر فیالنص علیالائمة الاثنیعشر، چاپ عبداللطیف حسینى كوه كمرى خوئى، قم ١٤٠١؛
(٤٨) حسینبن حمدان خصیبى، الهدایة الكبرى، بیروت ١٤٠٦/ ١٩٨٦؛
(٤٩) دلائل الامامة، (منسوب به) محمدبن جریر طبرى آملى، قم: مؤسسةالبعثة، ١٤١٣؛
(٥٠) محمدبن احمد دولابى، الذریة الطاهرة، چاپ محمدجواد حسینى جلالى، قم ١٤٠٧؛
(٥١) احمدبن داوود دینورى، الاخبار الطِّوال، چاپ عبدالمنعم عامر، قاهره ١٩٦٠، چاپ افست قم ١٣٦٨ش؛
(٥٢) روائع الحكمة : بلاغة الامامینالحسن و الحسین (ع)، (اعداد) مصطفى محسن موسوى، محسن شراره عاملى، و مهدى عطبى بصرى، بیروت: دارالصفوة، ١٤٢٤/٢٠٠٤؛
(٥٣) مجدودبن آدم سنایى، حدیقة الحقیقة و شریعة الطریقة، چاپ مدرس رضوى، تهران ١٣٥٩ش؛
(٥٤) محمدبن حسن صفار قمى، بصائرالدرجات الكبرى فى فضائل آل محمد (ع)، چاپ محسن كوچهباغیتبریزى، تهران ١٣٦٢ ش؛
(٥٥) عبدالرزاقبن همام صنعانى، المصنَّف، چاپ حبیبالرحمان اعظمى، بیروت ١٤٠٣/١٩٨٣؛
(٥٦) طباطبائى؛
(٥٧) سلیمانبن احمد طبرانى، المعجمالكبیر، چاپ حمدى عبدالمجید سلفى، چاپ افست بیروت ١٤٠٤ـ?ـ١٤٠؛
(٥٨) احمدبن على طبرسى، الاحتجاج، چاپ محمدباقر موسوى خرسان، نجف ١٣٨٦/ ١٩٦٦، چاپ افست قم (بیتا.)؛
(٥٩) فضلبن حسن طبرسى، اعلام الورى باعلام الهدى، قم ١٤١٧؛
(٦٠) همو، مجمعالبیان فى تفسیرالقرآن، چاپ هاشم رسولى محلاتى و فضلاللّه یزدى طباطبائى، بیروت ١٤٠٨/١٩٨٨؛
(٦١) طبرى، تاریخ (بیروت)؛
(٦٢) محمدبن حسن طوسى، الامالى، قم ١٤١٤؛
(٦٣) همو، تهذیب الاحكام، چاپ حسن موسوى خرسان، بیروت ١٤٠١/١٩٨١؛
(٦٤) همو، رجالالطوسى، چاپ جواد قیومى اصفهانى، قم ١٤١٥؛
(٦٥) همو، كتابالغیبة، چاپ عباداللّه طهرانى و علیاحمد ناصح، قم ١٤١١؛
(٦٦) عزیزاللّه عطاردیقوچانى، مسندالامام الشهید ابیعبداللّهالحسینبن على علیهماالسلام، (تهران) ١٣٧٦ش؛
(٦٧) محمدبن على علویشجرى، فضل زیارة الحسین (علیهالسلام)، چاپ احمد حسینى، قم ١٤٠٣؛
(٦٨) علیبن ابیطالب (ع)، امام اول، نهجالبلاغة، چاپ صبحى صالح، بیروت ١٣٨٧/١٩٦٧، چاپ افست قم (بیتا.)؛
(٦٩) محمدبن مسعود عیاشى، كتابالتفسیر، چاپ هاشم رسولى محلاتى، قم ١٣٨٠ـ١٣٨١، چاپ افست تهران (بیتا.)؛
(٧٠) نعمانبن محمد قاضى نعمان، دعائم الاسلام و ذكر الحلال و الحرام والقضایا و الاحكام، چاپ آصفبن علیاصغر فیضى، قاهره (١٩٦٣ـ ١٩٦٥)، چاپ افست (قم، بیتا.)؛
(٧١) باقر شریف قرشى، حیاةالامام الحسنبن على، بیروت ١٤١٣/ ١٩٩٣؛
(٧٢) سعیدبن هبةاللّه قطب راوندى، الخرائج و الجرائح، قم ١٤٠٩؛
(٧٣) علیبن ابراهیم قمى، تفسیرالقمى، چاپ طیب موسوى جزائرى، نجف ١٣٨٧، چاپ افست قم (بیتا.)؛
(٧٤) كلینى؛
(٧٥) فراتبن ابراهیم كوفى، تفسیر فراتالكوفى، چاپ محمدكاظم محمودى، تهران ١٤١٠/١٩٩٠؛
(٧٦) مجد خوافى، روضه خلد، چاپ حسین خدیوجم، تهران ١٣٤٥ش؛
(٧٧) مجلسى؛
(٧٨) یوسفبن عبدالرحمان مِزّى، تحفةّ الاشراف بمعرفة الاطراف، چاپ عبدالصمد شرفالدین و زهیر شاویش، بیروت ١٤٠٣/١٩٨٣؛
(٧٩) همو، تهذیب الكمال فى اسماء الرجال، چاپ بشار عواد معروف، بیروت ١٤٢٢/٢٠٠٢؛
(٨٠) مسعودى، تنبیه؛
(٨١) همو، مروج (بیروت)؛
(٨٢) مسلمبن حجاج، الجامعالصحیح، بیروت : دارالفكر، (بیتا.)؛
(٨٣) محمدبن محمد مفید، الارشاد فى معرفة حججاللّه علیالعباد، بیروت ١٤١٤/١٩٩٣؛
(٨٤) ناصر خسرو، سفرنامه ناصرخسرو قبادیانى مروزى، چاپ محمد دبیرسیاقى، تهران ١٣٧٣ش؛
(٨٥) یحییبن حسین ناطق بالحق، الافاده فى تاریخ الائمة السادة، چاپ محمدكاظم رحمتى، تهران ١٣٨٧ش؛
(٨٦) محمدصادق نجمى، سخنان حسینبن على (ع) (از مدینه تا كربلا)، قم ١٣٧٨ش؛
(٨٧) نصربن مزاحم، وقعة صفّین، چاپ عبدالسلام محمد هارون، قاهره ١٣٨٢، چاپ افست قم ١٤٠٤؛
(٨٨) نعیمبن حمّاد، كتابالفتن، چاپ سهیل زكار، (بیروت) ١٤١٤/ ١٩٩٣؛
(٨٩) یعقوبى، تاریخ.
/ سیدمحمد عمادیحائرى /
تصاویر این مدخل:
حرم سید الشهدا (ع) ، عکس از :کمال الدین شاهرخ ١٣٨٥ش