دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٧١٢٨
خِطَط (جمع خِطّه*) ، خِطَط (جمع خِطّه*)، گونه اى از نوشته هاى جغرافيايى ـ تاريخى، مشتمل بر وصف محله ها و ناحيه ها و آثار و ابنيه و به طور كلى نقشه نگارى يك شهر. اينگونه نوشته ها در آغاز صورت مستقلى نداشتند و عمدتآ در ضمن تك نگاشت هايى مى آمدند كه درباره شهر يا ولايتى خاص تأليف مىشد. با اينكه نمونه هايى قديم از اينگونه نوشته ها در شهرهاى مركزى خلافت عباسى پديد آمد، مانند بخش «تمصير كوفه و بصره» در فتوح البلدان* بلاذرى (ص ٣٨٧ـ٤٠٦) و وصف بغداد و سامرا در كتاب البلدان* يعقوبى (ص ٢٣٣ـ٢٦٨)، فضل تقدم در اين زمينه به مصريان مىرسد. هم ازاينرو و هم بهسبب تداوم كمابيش بىوقفه اين سنّت در مصر، خطط نگارى را مى توان پديدهاى مصرى تلقى كرد كه در طول هزار سال رشد كرده و متحول شده است.
بر پايه منابع موجود، نخستين بار ابن عَبُدالحَكَم (متوفى ٢٥٧؛ رجوع کنید به ابن عبدالحكم*، خاندان) در بخش سوم كتابش، فتوح مصر و اخبارها (ص ٩١ـ١٣٩)، به وصف خطط فُسطاط، جيزه و اسكندريه پرداخت. وى در اين بخش، به شرح خطط اوليه فسطاط از زمان تأسيس، چگونگى منزل گرفتن قبايل و بناى مساجد و خانه هاى آنجا و سپس به شرح خطط اسكندريه و چگونگى تقسيم محله ها و خانه ها و زمينهاى آن ميان سرداران و سربازان پرداخته است. گزارش وى منبع بسيارى از مورخان بعدى همچون ابنزولاق، قُضاعى و مَقريزى بوده است (محمد عبداللّه عنان، ١٣٨٨ب، ص ١٨). خططنگار بعدى به روايت مَقريزى (١٤٢٢ـ١٤٢٥، ج ١، ص ٩) ابوعمرمحمدبن يوسف كِنْدى* (متوفى ٣٥٠) است كه در كتابى به خطط مصر و آثار آن پرداخته و اسباب و علل آن را در دفترى ذكر و جمعآورى كرده است. اين كتاب اكنون مفقود است اما همين نويسنده در كتاب ديگرش، كتاب الولاة و كتاب القضاة (ص ٣٦، ٣٨، ٤٥، ٤٩، ١١٥، ١٣٤ و جاهاى ديگر)، به اختصار به خطط فسطاط و بناهاى اوليه آن اشاره كرده است. از خطط نگاران بعدى، مقريزى بسيار به كِنْدى وامدار است. گاستون ويه فرانسوى ثابت كرده كه مقريزى رواياتى طولانى بالغ بر نصف كتاب الولاة و كتاب القضاة را از كندى بدون ذكر نام وى نقل كردهاست (رجوع کنید به ص ٦١ـ٧٣).
با ورود فاطميان به مصر و تأسيس قاهره در كنار فسطاط، خطط نگارى در مصر رونق بيشترى يافت (مقريزى، ١٤٢٢ـ١٤٢٥، ج ١، مقدمه ايمن فؤاد سيد، ص١٠). نخستين مورخ خطط در عهد فاطمى ابنزولاق* (متوفى ٣٨٦) بود (رجوع کنید به ابنخلّكان، ج ٢، ص ٩١) كه كتاب وى نيز از زمانهاى دور مفقود است. محمد عبداللّه عنان ( ١٣٨٨الف، ص ٤١) معتقد است كه ابنزولاق احتمالا در اين كتاب به بحث خطط فسطاط و عسكر و قطائع پرداخته و شايد از بناى قاهره معزّيّه نيز ياد كرده باشد كه در اين صورت، وى را بايد اولين مورخ خطط قاهره دانست.
سنّت خطط نگارى در مصر فاطمى را عِزّالمُلك مُسَبِّحى* (متوفى ٤٢٠) ادامه داد. از كتاب وى با نام اخبار مصر، تنها جزء چهلم مشتمل بر حوادث سالهاى ٤١٤ و ٤١٥ باقى مانده كه از خلال آن و آنچه متأخران بعدى، بهويژه مقريزى نقل كردهاند، مشخص مىشود كه مسبّحى در اين كتاب از خطط فسطاط، خانه ها و بازارهاى آن بسيار بحث كرده است (مقريزى، ١٤١٦، مقدمه ايمن فؤاد سيد، ص١٠). بسيارى از مورخان بعدى وامدار او هستند و بيش از همه، مقريزى كه در خطط پنجاه بار، غالبآ در فصلهاى بلند، از او ياد كرده است (سزگين، ج ١، ص ٥١٥). بدون شك، برجسته ترين خطط نگار دوره فاطمى ابوعبداللّه محمدبن سلامةبن جعفر قضاعى* (متوفى ٤٥٤)، صاحب كتاب مفقودِ المختار فى ذكر الخطط و الآثار است كه قطعات پراكندهاى از آن در آثار مورخان بعدى مانند قَلقَشَندى (ج ٣، ص ٢٩٤ـ٢٩٦، ٢٩٨، ٣٢٢ـ٣٢٤، ٣٣٤ـ٣٣٥، و جاهاى ديگر) و مقريزى (١٤٢٢ـ١٤٢٥، ج ١، ص ٣٣١، ٣٣٨، ٥٦٠، ٥٦٢، و جاهاى ديگر) باقى مانده است. ارزش اساسى روايت قضاعى در واپسين توصيف از خطط فسطاط و قاهره پيش از خرابيها و تغييرات ناشى از بحران اقتصادى و قحط دوره خليفه المستنصرباللّه ــ «الشدّةالمستنصرية» در ٤٥٧ تا ٤٦٤ ــ است (همان، ج ١، ص ٩؛ شاكر مصطفى، ج ٢، ص ١٩١). خطط قضاعى تا اوايل سده دهم در دسترس بوده، زيرا سيوطى (ج ١، ص ١٢٧) تصريح كرده كه تلخيص فتح مصر را در كتاب حسن المحاضرة خود از نسخهاى از خطط قضاعى به خط مؤلف نقل كرده است. در اواخر دوره فاطمى و اوايل ايوبى، خطط نگارى وارد مرحله جديدى شد. در اين دوره، دو خطط نگار مىزيستند كه آشنايى با آثار آنان تنها از طريق روايت مقريزى ممكن است: ابوعبداللّه بن بركاتبن هلال بن نحوى مصرى (متوفى ٥٢٠)، شاگرد قضاعى، و شريف نسّابه ابوعبداللّه محمدبن اسعدبن علىبن حسن مازندرانى معروف به شريف جوّانى (متوفى ٥٨٨)، صاحب النُّقَط لِعَجْم ما اُشْكِلَ مِنَ الخطَط (مقريزى، ١٤٢٢ـ١٤٢٥، ج ١، ص١٠، مقدمه ايمن فؤاد سيد، ص ١٣).
با استقرار دولت مماليك در مصر، شهر قاهره توسعه يافت و مساجد و باغها و بازارهاى بسيارى در آن ساخته شد. در اين زمان، ابن عبدالظاهر* (متوفى ٦٩٢)، صاحب الروضة البهيّة الزاهرة فى خطط المُعِزّية القاهرة، نخستين و مهمترين كتاب اختصاصى خطط قاهره پيش از مقريزى را نوشته (رجوع کنید به ابن عبدالظاهر، مقدمه ايمن فؤاد سيد، ص ٢) كه منبع اساسى او در وصف خطط قاهره پيش از قرن هفتم است (محمد عبداللّه عنان، ١٣٨٨الف، ص ٤٦). در همين دوره، ابن مُتَوَّج زُبيرى (متوفى ٧٣٠) كتاب ايقاظ المتغفّل و اتّعاظ المتأمّل را در شرح خطط فسطاط نگاشت كه اكنون در دسترس نيست، اما ابن دُقماق (قسم ١، ص ١٤، ٥٣، ٥٩، و جاهاى ديگر) و مقريزى (١٤٢٢ـ١٤٢٥، ج ٢، ص ١٥٥ـ١٥٦) بخشهايى از آن را نقل كردهاند. پيش از مقريزى دو مورخ ديگر نيز خطط نگارى كرده اند: ابن دُقماق* (متوفى ٨٠٩)، صاحب كتاب الانتصار لواسطة عِقدالأمصار (بولاق ١٣١٠/١٨٩٣) كه هر دو جزء باقىمانده از آن وصف كاملى از محله ها، بازارها، بركه ها، مساجد، ديرها، كليساها و ديگر آثار و ابنيه فسطاط و توصيفات اندكى از قاهره و اسكندريه است؛ و شهاب الدين اوحدى (متوفى ٨١١) كه كتابى در خطط مصر و قاهره نگاشته بوده كه به اعتقاد سَخاوى (متوفى ٩٥٢؛ ج ١، ص ٣٥٨، ج ٢، ص ٢٢)، مقريزى به آن دستبرد زده، ادعايى كه امروزه مردود است (براى بحثى مفصّل درباره اين ادعا و نقد آن رجوع کنید به كراچكوفسكى، ص ٣٨٢ـ٣٨٣؛ مقريزى، ١٤٢٢ـ١٤٢٥، ج ١، همان مقدمه، ص ٥٩ـ٦٦).
خطط نگارى با كتاب المواعظ و الاعتبار فى ذكر الخطط و الآثار، اثر تقىالدين مقريزى (متوفى ٨٤٥) به اوج رسيد. بدون شك، خطط مقريزى شاهكار مكتب خطط نگارى مصر اسلامى و برجستهترين كتاب در تاريخ و جغرافياى مصر و عارضهنگارى پايتخت آن است (مقريزى، ١٤٢٢ـ١٤٢٥، ج ١، همان مقدمه، ص ٥؛ درباره اهميت و جايگاه خطط مقريزى رجوع کنید به كراچكوفسكى، ص٣٨٠ـ٣٨٢؛ محمد عبداللّه عنان، ١٣٨٨الف، ص ٥٥؛ نيز رجوع کنید به مقريزى*، تقىالدين).
تلاش خطط نگاران پس از مقريزى عمدتاً صرف نگارشِ تلخيص و ذيل بر خطط او شد (رجوع کنید به محمد عبداللّه عنان، ١٣٨٨الف، ص ٦٥ـ٦٧)، از جمله التحفة الفاخرة فى ذكر رسوم خطوط القاهرة، از آقبغاالخاصكى (زنده در نيمه قرن اول دهم)؛ قَطْف الاَزهار من الخطط و الآثار، اثر ابوالسرور بكرى (متوفى ١٠٦٠)؛ الروضة البهية ]فى[ تلخيص كتاب المواعظ و الاعتبار المقريزية، نوشته احمدالحنفى معروف به البوخ، و ذيل خطط المقريزى، از عبدالحميد نافعبك (چاپ عزب و حمدى متولى، قاهره ٢٠٠٦).
فصل ختام زنجيره هزار ساله خطط نگارى در مصر، الخطط التوفيقية الجديدة لمصر القاهرة و مدنها و بلادها القديمة و الشهيرة، اثر علىپاشا مبارك* (متوفى ١٣١١) است كه در دهههاى پايانى سلطه عثمانى و عصر انحطاط فرهنگى و تمدنى اين سرزمين به تحرير در آمده است. در سده اخير، جدا از سنّت خططنگارى مصرى، برخى محققان، آثارى ذيل نام خطط نگاشتهاند، كه از جمله آنان خطط الشام محمد كردعلى (متوفى ١٣٣٢ش/١٩٥٣)؛ خطط الكوفة ماسينيون و خطط بغداد فىالعهودالعباسية الاولى ياكوب لانسر است.
منابع :
(١) ابن خلّكان؛
(٢) ابندقماق، كتاب الانتصار لواسطة عِقد الأمصار، بولاق ١٣١٠/١٨٩٣، چاپ افست بيروت [.بىتا]؛
(٣) ابنعبدالحكم، فتوح مصر و اخبارها، چاپ چارلز سى. تورى، نيوهاون ١٩٢٢، چاپ افست بغداد ] ١٩٦٨[؛
(٤) ابنعبدالظاهر، الروضة البهية الزاهرة فى خطط المُعزّية القاهرة، چاپ ايمن فؤاد سيد، قاهره ١٤١٧/١٩٩٦؛
(٥) بلاذرى (بيروت)؛
(٦) محمدبن عبدالرحمان سخاوى، الضوء اللامع لاهل القرن التاسع، قاهره ١٣٥٣ـ١٣٥٥؛
(٧) فؤاد سزگين، تاريخ نگارشهاى عربى، ترجمه، تدوين و آمادهسازى: مؤسسهى نشر فهرستگان، تهران ١٣٨٠ش ـ؛
(٨) عبدالرحمانبن ابىبكر سيوطى، حسن المحاضرة فى تاريخ مصر و القاهرة، چاپ محمد ابوالفضل ابراهيم، ]قاهره[ ١٣٨٧؛
(٩) شاكر مصطفى، التاريخ العربى و المؤرخون: دراسة فى تطور علم التاريخ و معرفة رجاله فى الاسلام، ج ٢، بيروت ١٩٨٧؛
(١٠) قلقشندى؛
(١١) ايگناتى يوليانوويچ كراچكوفسكى، تاريخ نوشتههاى جغرافيايى در جهان اسلامى، ترجمه ابوالقاسم پاينده، تهران ١٣٧٩ش؛
(١٢) محمدبن يوسف كندى، كتاب الولاة و كتاب القضاة، چاپ رفن گست، بيروت ١٩٠٨، چاپ افست بغداد [.بىتا]؛
(١٣) محمد عبداللّه عنان، مصر الاسلامية و تاريخ الخطط المصرية، قاهره ١٣٨٨الف؛
(١٤) همو، مؤرّخو مصر الاسلامية و مصادر التاريخ المصرى، قاهره ١٣٨٨ب؛
(١٥) احمدبن على مَقريزى، مُسَوَّدَة كتاب المواعظ و الاعتبار فى ذكر الخطط و الآثار، چاپ ايمن فؤاد سيد، لندن ١٤١٦/١٩٩٥؛
(١٦) همو، المواعظ و الاعتبار فى ذكر الخطط و الآثار، چاپ ايمن فؤاد سيد، لندن ١٤٢٢ـ١٤٢٥/ ٢٠٠٢ـ٢٠٠٤؛
(١٧) يعقوبى، البلدان؛
(١٨) Gaston Wiet, "Kindi et Maqrizi ", Bulletin de l'institut franµais d'archeologie orientale, ١٢ (١٩١٦).
/ معصومعلى پنجه /