دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ١٧٣٠
بَلْقَین (مخفف بَنوالقین ؛ قس بَلحارث و جز آن ) ، نام یک یا چند قبیلة عرب . مشهورترین شاخة آن ، بخشی از گروه قبیله ایِ قُضاعَه است و قَیْن در اینجا لقب نُعمان بن جَسْر تلقی می شود. به همین دلیل ، این قبیله در نسبت به قین بن جسر، به این نام معروف شده است . قَین به معنای آهنکار، آهنگر یا احتمالاً برده و در نَقائض جَریر و الفَرَزْدَق به عنوان واژه ای تحقیرآمیز به کار رفته است ؛ لیکن هیچ مدرکی دربارة ارتباط بلقین بن جسر با آهنگران وجود ندارد. آنان همچون قبیله ای بدوی عمل می کردند و حقاً نیز به پیروزیهایشان می بالیدند (رجوع کنید به شعری در ابن خلکان ، ج ١، ص ٤٠). از میان قبایلی که افراد بَلقین با آنان جنگیدند کَلب (ابوتمّام ، ج ١، ص ٧٧؛ یاقوت حموی ، ج ٣، ص ٢٤١، ج ٤، ص ٤٩؛ ابن سعد، ج ٣، جزء ٢، ص ٢٧ و بعد؛ ابن اثیر، ج ٢، ص ٢٢٤؛ ابن حجر عسقلانی ، ج ٢، ص ٤٥)، بَهراء (بَلاذُری ، ص ٢٨٣) و غَطفان (ابوالفرج اصفهانی ، ج ٢، ص ١٩٤) قابل ذکرند. همچنین اسامیِ مکانهای مختلفی در زمینهای قبیله ای بلقین معروف شده است (رجوع کنید به یاقوت حموی ، فهرست راهنمای قبایل ). یکی از این زمینها ثَجر میان وادی القُری ' و تَیماء است ، و ظاهراً بیشتر زمینهای دیگر آنها در نواحی شمالی تر بوده است . از میان قبایل همسایة آنان می توان از کلب ، بَلی و عُذرَه نام برد. احتمالاً قسمتی از قبیلة بلقین با حضرت محمد صلّی اللّه علیه وآله وسلّم مناسبات دوستانه داشته اند؛ چون در لشکرکشیِ ذات السَّلاسِل در سال هشتم هجرت ، مسلمانان چشم انتظار یاری آنان بودند (واقدی ، ج ٢، ص ٧٧٠ و بعد)؛ اما تقریباً در همین زمان ، گروهی از آنها در جنگ مُؤتَه و همچنین در جنگ یَرموک و شاید فِحل با مسلمانان می جنگیدند (ابن هشام ، ص ٧٩٢؛ طبری ، سلسلة اول ، ص ١٦١١ و ٢٣٤٧). دربارة اینکه آنان هیئتی (وفْد * / وفود) برای عقد قرارداد با حضرت رسول اکرم فرستاده باشند، مدرکی وجود ندارد. ازینرو گزارش سیف بن عمر (طبری ، سلسلة اول ، ص ١٨٧٢) حاکی از اینکه ایشان عاملی داشتند و برخی هم در رِدَّه به آنان پیوستند، احتمالاً فقط به بخش کوچکی از آنها اشاره دارد. بدین ترتیب ، به نظر می رسد که اکثریت این قبیله پس از فتح شام به اسلام گرویده باشند.
در دومین جنگ داخلی (فتنة ابن زُبیر) آنها از مروان حمایت کردند (طبری ، سلسلة دوم ، ص ٤٧٨؛ مسعودی ، ص ٣٠٨)؛ اما اندکی بعد، عبدالملک تصمیم گرفت در لشکرکشی به کلب ، نزدیک محلی که قُراقِر نامیده می شد (یاقوت حموی ، ج ٤، ص ٤٩) به مقابله با آنان برخیزد. گروهی شامل ششصد تن از جنگجویان ایشان در لشکر بنی امیّه شرکت داشتند که در ١١٩، برای نبرد با بهلول که شورشی بر ضدّ امویان برپا کرد (طبری ، سلسلة دوم ، ص ١٦٢٣، ابن اثیر، ج ٥، ص ١٥٦) اعزام شده بودند. آخرین خبر دربارة آنها، درگیری ایشان در ١٧٦، در جنگ درون قبیله ای دمشق است (ابن اثیر، ج ٦، ص ٨٧ و بعد).
به قولی ، دو برادرِ بَلقین : مالک و عاقل ، یاران صمیمیِ جَذیمه الابرَشِ * حیری بوده اند که هیچگاه از یکدیگر جدا نمی شده اند (ابن خلکان ، ج ٣، ص ٦٥٣؛ مُفَضَّل ضبّی ، ج ١، ص ٥٣٥، سطر٢، منظومة ٦٧، سطر٢١). مشهورترین عضو این قبیله ، ابوالطَّمَحان * شاعر بوده که در دوران پیش از اسلام با عموی حضرت محمد صلّی اللّه علیه وآله وسلّم ، و زبیربن عبدالمطّلب ، و نیز با عبدالله بن جُدعان پیوند دوستی داشته است (ابن قُتَیبه ، ص ٢٢٩ و بعد؛ ابن خلَکان ، ج ١، ص ٤٠؛ کوسن دوپرسوال ، ج ١، ص ١٣١، ج ٢، ص ٢٣٢).
قَلقَشندی (ص ٧١) دو قبیله را بنوالقین نامیده است . گذشته از قبیله ای که یاد شد، شاخه ای از ( قبیلة ) اسد (بن خُزَیمه ) نیز به همین نام وجود دارد؛ اما این احتمال نیز هست که این اسد با أسد ـ جدّ قَین بن جَسْر ـ خلط شده باشد، زیرا جز نام آن دو، تنها مطلب ناچیزی دربارة آنها ثبت شده است . گروهی از بَلقین ـ به احتمال قوی آهنگرهای واقعی ـ در معادن بنوسُلیم در فَران شناسایی شده اند که به نظر می رسد شاخه ای از گروه بَلی بوده باشند (یاقوت حموی ، ج ٣، ص ٨٦٥). حدس زده اند که بَلقینیان از نسلِ کِنیتهای عهد عتیق باشند، به عنوان مثال ، نولدکه چنین عقیده دارد، (ص ١٨١)؛ لیکن هیچ مدرک قانع کننده ای برای تأیید این مطلب وجود ندارد.
منابع :
(١) ابن اثیر، اسدالغابة فی معرفة الصحابة ؛
(٢) ابن حجر عسقلانی ، الاصابة فی تمییزالصحابة ؛
(٣) ابن سعد، الطبقات الکبری ، چاپ سخو... ( و دیگران ) ، لیدن ١٩٠٥-١٩٤٠؛
(٤) ابن قتیبه ، کتاب الشعر والشعراء ، چاپ دخویه ، لیدن ١٩٠٠؛
(٥) ابن هشام ، سیرة رسول الله ، چاپ فردیناند ووستنفلد، گوتینگن ١٨٥٩-١٨٦٠؛
(٦) علی بن حسین ابوالفرج اصفهانی ، الاغانی ، بولاق ١٢٨٥؛
(٧) حبیب بن اوس ابوتمّام ، دیوان الحماسة ، چاپ فرایتاگ ؛
احمدبن یحیی بلاذری ، فتوح البلدان ، چاپ دخویه ، لیدن
(٨) ١٨٦٦؛
(٩) محمدبن جریر طبری ، تاریخ الرسل والملوک ، چاپ دخویه ...
(١٠) ( و دیگران ) ، لیدن ١٨٧٩-١٩٠١؛
(١١) احمدبن علی قلقشندی ، نهایة الارب فی معرفة أنساب العرب ، قاهره ١٩٥٩؛
(١٢) علی بن حسین مسعودی ، کتاب التنبیه و الاشراف ، چاپ دخویه ، لیدن ١٨٩٤؛
(١٣) مُفَضَّل ضبّی ، مفضّلیات ؛
(١٤) محمدبن عمر واقدی ، کتاب المغازی للواقدی ، چاپ مارسدن جونز، لندن ١٩٦٦؛
(١٥) یاقوت حموی ، معجم البلدان ، چاپ فردیناند ووستنفلد، لایپزیگ ١٨٦٦-١٨٧٣؛
(١٦) A. Caussin de P µ eval, Essai sur l'histoire des Arabes avant l'Islamisme , ١٨٤٧-١٨٤٨;
(١٧) Ibn Kh ¢ allika ¦ n, Kita ¦ b Wafaya ¦ t al-a`ya ¦ n , tr. by Baron MacGuckin de Slane, Paris ١٨٤٢-١٨٧٧;
(١٨) Th. Nخldeke, in ZDMG , XLI.
/ و. مونتگُمِری وات ( د. اسلام ) /