دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٢٤٠٩
بیدآبادی ، آقامحمد ، حکیم و عارف قرن دوازدهم . پدرش مولی محمدرفیع از زاهدان و مجتهدان گیلان و مازندران بود که به اصفهان رفت و در محلة بیدآباد این شهر ساکن شد. آقامحمد در آنجا به دنیا آمد، و شهرتش به سبب اقامت طولانی او در بیدآباد است (مدرس تبریزی ، ج ١، ص ٣٠١؛ حبیب آبادی ، ج ١، ص ٦٦).
استادان وی در معقول و منقول ، ملاعبدالله حکیم (متوفی ١١٦٢)، ملااسماعیل خواجویی (متوفی ١١٧٣) و میرزا محمدتقی الماسی (متوفی ١١٥٩) بوده اند (آقابزرگ طهرانی ، ص ٦٩٥؛ حبیب آبادی ، ج ١، ص ٦٧؛ صدرالدین شیرازی ، مقدمة آشتیانی ، ص صدوبیست ). اساساً اهمیت ویژة بیدآبادی در انتقال میراث فلسفی ملاصدرا به نسل پس از خود است ، زیرا اندیشه های ملاصدرا که ارزش و اهمیت والای آن تا مدتها ناشناخته مانده بود، به سعی شاگرد مشهور بیدآبادی ، ملاعلی نوری ، به طور شایسته ای معرفی گردید. بنابراین ، بیدآبادی را می توان احیاکننده و مروج فلسفة ملاصدرا دانست (مطهری ، ص ٥٩٤)؛ هر چند بیشتر در عرفان بروز و ظهور کرده است .
بیدآبادی در عرفان ، مرید سیّد قطب الدین نیریزی * (١١٠٠ـ ١١٧٣)، از ارکان سلسلة ذهبیّه ، بود و پس از مرگ او قطب این سلسله شد (معصوم علیشاه ، ج ٣، ص ٢١٥). گفته اند سلسلة عرفانی برخی عارفان متشرع ساکن نجف و کربلا، مانند سیّداحمد کربلایی ، سیّد مرتضی کشمیری ، ملافتحعلی سلطان آبادی ، ملاحسینقلی همدانی و سیّدمهدی بحرالعلوم به بیدآبادی متصل است ( منتخباتی از آثار حکمای الهی ایران ، ج ٢، مقدمة آشتیانی ، ص پانزده ، پانویس ١١). تبحُرّ وی در علم کیمیا نیز ادعا شده است (خوانساری ، ج ٧، ص ١٢٣).
بیدآبادی در فقه قائل به وجوب نماز جمعه در عصر غیبت امام دوازدهم علیه السلام بود، و چون در اصفهان نماز جمعه برگزار می شد، برای رعایت فاصلة لازم بین دو نماز جمعه ، به روستای رِنان در بلوک ماربین می رفت و در آنجا اقامة نماز جمعه می کرد (همانجا). همچنین ، خوانساری (ج ٧، ص ١٢٤) به نقل از مُنیة المرتاد میرزا محمد اخباری ، بیدآبادی را در زمرة مخالفان نظریة اجتهاد و مدافعان نظریة اخباری نام برده است .
بیدآبادی به توجهی که حکومت وقت به وی می کرد بی اعتنا بود، و اموالی را که به رسم هدیه برای او می فرستادند، نمی پذیرفت . وی به زهد و قناعت در معاش می کوشید، و برای امرار معاش ، به زراعت و شَعربافی می پرداخت . در قحطی اصفهان ، برای همدردی با قحطی زدگان ، شش ماه به خوردن زردک خام اکتفا کرد (مهدوی ، ص ٤٨٣؛ خوانساری ، ج ٧، ص ١٢٣).
شاگردان مهم بیدآبادی عبارت اند از: ملاعلی نوری ، ملامحراب گیلانی ، حاج محمد ابراهیم کرباسی ـ که طبق وصیت پدرش تحت تربیت و تعلیم خاصّ بیدآبادی بوده است ( رجوع کنید به گزی برخواری ، ص ٤٨) ـ میرزا ابوالقاسم خاتون آبادی ، ملاعبدالکریم اشراقی قاینی ، سیّدحسین قزوینی ، میرزاابوالقاسم قمی ، ملانظرعلی گیلانی ، صدرالدین محمد دزفولی ، اسماعیل جزایری و میرزا هدایت الله مشهدی . مولی مهدی نراقی و میرزا محمدعلی میرزامظفر، مدرس آثار شیخ اشراق ، را نیز از زمرة شاگردان او دانسته اند (لاهیجی ، مقدمة آشتیانی ، ص ٦٨؛ منتخباتی از آثار حکمای الهی ایران ، ج ٤، ص ٢٩٦ـ٢٩٧؛ حبیب آبادی ، ج ١، ص ٦٧ـ ٦٨؛ مدرس هاشمی ، مقدمة کرباسی ، ص ١٣؛ مطهری ، ص ٥٩٨). بیدآبادی در ١١٩٧ (یا اول محرّم ١١٩٨) وفات یافت ، و مقبرة وی در تخت پولاد اصفهان ، جنب مقبرة پدرش در شرق تکیة خوانساریها (آقاحسین خوانساری )، جای دارد (خوانساری ، همانجا؛ حبیب آبادی ، ص ٦٩؛ مهدوی ، ص ٤٨٣ـ٤٨٤).
بیدآبادی به عربی و فارسی آثاری از خود برجای نهاده است ، که عبارت اند از: ١) تفسیرقرآن به عربی (دانش پژوه ، ج ٨، ص ٤٤٨، ش ١٨٥٤)؛ ٢) رساله ای به فارسی با عنوان فی علم التوحید علی نهج التجرید ، که در منتخباتی از آثار حکمای الهی ایران (ج ٤، ص ٣٠٣) چاپ شده است ؛ ٣) رسالة حُسن دل ، به فارسی ، تحقیق و تصحیح علی صدرایی خویی و محمدجواد نورمحمدی ؛ ٤) «رساله در سیر وسلوک » در پاسخ میرزای قمی به عربی که همراه با ترجمة فارسی در مجلة پیام حوزه (١٣٧٢ ش ) به چاپ رسیده است ؛ ٥) «رساله در سیروسلوک » در پاسخ سیدحسین قزوینی که مکرراً (از جمله در وحید ، تیر ١٣٥٢؛ حوزه ، تیر ١٣٦٤؛ کیهان اندیشه ، فروردین و اردیبهشت ١٣٦٦) چاپ شده است ؛ ٦) «فصلی در آداب تخلیه و تحلیه » (چاپ شده در وحید ، تیر ١٣٥٢؛ حوزه ، آذر و دی ١٣٦٨). رساله ای با عنوان سیروسلوک نیز منسوب به بیدآبادی است که همراه با شرح میرسیدحسین مدرس هاشمی ، در ١٣٧٧ ش منتشر شده است . نراقی (ص ٣٨٩) نیز دستورالعملی از او در سیر و سلوک نقل کرده است .
طریقه و مشرب فکری آقامحمد، جمع میان عرفان ، قرآن و برهان بوده است (مدرس هاشمی ، مقدمة کرباسی ، ص ٢٠). او در طریقة عرفانی و سلوکی خود، جمع میان ظاهر و باطن می کند و هریک را بدون دیگری ناقص می داند (همان ، مقدمة کرباسی ، ص ٢٥). وی در یکی از رسائل خود دربارة سیروسلوک ( وحید ، دورة ١١، ش ٤، ص ٣٨٩) از همت ، تأمل ، ذکر موت (خانة دل از غیر حق خالی کردن )، عبودیّت و ربوبیت سخن گفته و مطالبش را با ابیات عارفانی چون حافظ آمیخته است .
وی در حسن دل مخاطب خود را از اسلام مقالی و توحیدِ لسانی برحذر داشته و حیات ابدی را در موت پیش از مرگ طبیعی دانسته است . مرگ ارادی ، به نظر او، میراندن شهوت و غضب به فرمان عقل و شرع است (ص ٣٠، ٣٥). او جهل را «عماء معنوی » می داند (همان ، ص ٣٥). بیدآبادی در همان رساله (ص ٤١ـ٤٦) اصناف آدمیان ، تقوا، ورع و توحید را به انواع مختلف تقسیم می کند و، مثلاً، توحید را چهار قسم می داند: توحید اهل تقلید، توحید اصحاب و ارباب رسوم ، توحید اصحاب مکاشفه ، توحید فناء فی الله . بیدآبادی تزکیة نفس و تصفیة قلب و تجلیة روح را در ظاهر و باطن در متابعت از آل رسول الله صلوات الله علیهم می داند (همان ، ص ٥٠). به عقیدة وی تا کسی به مرتبة محبت فایز نشود، اسلام و ایمان نخواهد داشت (مدرس هاشمی ، ص ١٨٩).
منابع :
(١) محمدمحسن آقابزرگ طهرانی ، طبقات اعلام الشیعة : الکواکب المنتشرة فی القرن الثانی بعدالعشرة ، چاپ علی نقی منزوی ، تهران ١٣٧٢ش ؛
(٢) آقامحمدبن محمدرفیع بیدآبادی ، حسن دل درسیر و سلوک الی اللّه ، چاپ علی صدرایی خوئی و محمدجواد نورمحمدی ، ( قم ) ١٣٧٦ ش ؛
(٣) همو، «دو رساله از آقامحمد بیدآبادی در سیروسلوک » چاپ حسین مدرسی طباطبائی ، وحید ،دورة ١١، ش ٤ (تیر ١٣٥٢)؛
(٤) محمدعلی حبیب آبادی ، مکارم الا´ثاردر احوال رجال دورة قاجار ، ج ١، اصفهان ١٣٧٧ ش ؛
(٥) محمدباقربن زین العابدین خوانساری ، روضات الجنات فی احوال العلماء والسادات ، چاپ اسدالله اسماعیلیان ، قم ١٣٩٠ـ١٣٩٢؛
(٦) محمدتقی دانش پژوه ، فهرست نسخه های خطی کتابخانة مرکزی دانشگاه تهران ، ج ٨ ، تهران ١٣٣٩ ش ؛
(٧) محمدبن ابراهیم صدرالدین شیرازی ، الشواهد الربوبیة فی المناهج السلوکیة ، با حواشی ملاهادی سبزواری ، چاپ جلال الدین آشتیانی ، چاپ افست تهران ١٣٦٠ ش ؛
(٨) عبدالکریم بن مهدی گزی برخواری ، تذکرة القبور ، چاپ ناصر باقری بیدهندی ، قم ١٣٧١ش ؛
(٩) محمدجعفر لاهیجی ، شرح رسالة المشاعر ملاصدرا ، چاپ جلال الدین آشتیانی ، قم ( تاریخ مقدمه ١٣٤٣ ش ) ؛
(١٠) محمدعلی مدرس تبریزی ، ریحانة الادب ، تهران ١٣٦٩ ش ؛
(١١) حسن مدرس هاشمی ، شرح رسالة سیروسلوک ، چاپ علی کرباسی ، ( قم ) ١٣٧٧ ش ؛
(١٢) مرتضی مطهری ، خدمات متقابل اسلام و ایران ، تهران ١٣٧٠ ش ؛
(١٣) محمد معصوم بن زین العابدین معصوم علیشاه ، طرائق الحقائق ، چاپ محمد جعفر محجوب ، تهران ١٣٣٩ـ١٣٤٥ش ؛
(١٤) منتخباتی از آثار حکمای الهی ایران : از عصر میرداماد و میرفندرسکی تا زمان حاضر ، تهیه و تحقیق و مقدمه و تعلیق از جلال الدین آشتیانی ، ج ٢، تهران ١٣٥٤ ش ، ج ٤، مشهد ١٣٥٨ ش ؛
(١٥) مصلح الدین مهدوی ، تذکرة القبور، یا، دانشمندان و بزرگان اصفهان ، اصفهان ١٣٤٨ ش ؛
(١٦) احمدبن محمدمهدی نراقی ، کتاب الخزاین ، چاپ حسن حسن زاده آملی و علی اکبر غفاری ، تهران ?( ١٣٨٠ ) .
/ حسن سیّدعرب /