دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٣٢٤٥
تبصرة العوام ،
کتابی قدیمی به فارسی در بارة ادیان و مذاهب ، متعلق به اواخر قرن ششم و اوایل قرن هفتم . نام کامل این کتاب تبصرة العوام فی معرفة مقالات الانام ، و منسوب به مرتضی بن قاسم داعی حسنی رازی است (قس دانش پژوه ، ص ١٠٢، ١٠٥). نام مؤلف در متن کتاب بصراحت نیامده (قس افندی اصفهانی ، ج ٣، ص ٣٠٨) و به نظر اقبال ( تبصرة العوام ، ص ١، پانویس ١) عنوان «سیدمرتضی ملقب به علم الهدی » که در چند نسخة چاپی به مؤلف نسبت داده شده ، نامی است الحاقی که در متن اصلی ذکر نشده و در برخی نسخه ها در حاشیه اضافه شده است . احتمالاً این امر سبب شده است که تبصرة العوام را به اشخاص مختلف با همین نام یا مشابه آن و یا حتی متفاوت با آن نسبت دهند (رجوع کنید به ادامة مقاله ). آنچه مسلّم است ، مؤلف عالمی شیعی و اهل خراسان در قرن ششم و هفتم بوده است ، اما اطلاع دیگری از زندگی وی در دست نیست ( د. فارسی ، ذیل مادّه ؛ شبیری زنجانی ، ش ١٠، ص ٥٤؛ صفا، ج ٢، ص ١٠٣٣ـ١٠٣٤، قس ج ٢، ص ١٤٤).
برای تعیین زمان تقریبی تألیف تبصرة العوام ، می توان از گزارشهای موجود در آن استفاده کرد. به نوشتة مؤلف (ص ١٨٣) پیروان حسن صبّاح تا زمان وی باقی بوده و شوکت و مکنت داشته اند. از آنجا که اینان تا حملة هولاکو در ٦٥٣ قدرت را به دست داشته اند، این کتاب باید پیش از این تاریخ نگاشته شده باشد. همچنین صاحب اثر در چند جا (ص ١٢٠، ١٧٥، ٢٥٣) با اشاره به آثار و شهرت امام فخررازی (٥٤٣ ـ٦٠٦) نظر او را در کنار نظر باقلاّ نی و غزالی می آورد و از یکی از مجالس وعظ او در خوارزم مطلبی نقل می کند. بدین ترتیب ، تبصرة العوام در دورة شهرت فخررازی و پیش از شکست پیروان حسن صبّاح ، یعنی حدوداً پس از ٦٠٠ و پیش از ٦٥٣، به نگارش درآمده است (مقدمة اقبال ، ص ( ب ـ ج ، ز ) ؛ شبیری زنجانی ، ش ٨، ص ٤٧ـ٤٩؛ دانش پژوه ، ص ١٠٢ـ١٠٤؛ برای آگاهی از دیگر گزارشهای مورد استناد در این باره رجوع کنید به شبیری زنجانی ، ش ٩، ص ٥٤ ـ٥٧).
تبصرة العوام به افراد مختلفی نسبت داده شده است . برخی سیدمرتضی معروف به علم الهدی ، فقیه و متکلم شیعی (٣٥٥ـ٤٣٦)، را مؤلف آن دانسته اند که با توجه به تاریخ تخمینی تألیف این اثر ــ یعنی حدود یک قرن و نیم پس از درگذشت سیدمرتضی ــ این نظر نمی تواند صحیح باشد (نفیسی ، ج ١، ص ٧٢، ١٣٠؛ صفا، ج ٢، ص ١٠٣٣). همچنین این سخن که مؤلف کتاب ، معاصر امام محمد غزالی (٤٥٠ـ ٥٠٥) بوده و در مناظره ای که بین این دو در بارة امامت صورت گرفته ، بر غزالی چیره و موجب تغییر مذهب وی شده است (مقدس اردبیلی ، ج ٢، ص ٧٤١؛ شریف لاهیجی ، ج ٢، ص ٥٣٦؛ آقابزرگ طهرانی ، ج ٣، ص ٣١٨ـ ٣١٩) از نظر تاریخی پذیرفتنی نیست (شبیری زنجانی ، ش ٨، ص ٤٦، ش ١٠، ص ٥٨). آقامحمدعلی کرمانشاهی نیز در مقامع الفضل در احتمال وقوع این مناظره تردید کرده است (رجوع کنید به همائی ، ص ٣٢٧). شوشتری (ج ٢، ص ١٩٢ـ١٩٣) نیز بر ناسازگاری این مناظره با مسلّمات تاریخی تأکید کرده و مناظره را میان غزالی و سیدمرتضی ثانی ، برادرزادة علم الهدی و پسر سیدرضی ، دانسته است ؛ اما افندی اصفهانی (ج ٣، ص ٣٠٧ـ ٣٠٨) این «توجیه » را «غیروجیه » خوانده و ضمن نقل و رد نظر کسانی که تبصرة العوام را تألیف سیدمرتضی ثانی می دانند، قول مشهور (رجوع کنید به ادامة مقاله ) را پذیرفته است .
بنا بر قول مشهور، مؤلف تبصرة العوام مرتضی بن قاسم داعی حسنی رازی است . این انتساب را نمی توان تأیید کرد، زیرا وی و برادرش ، ابوحارث مجتبی بن داعی ، هر دو از مشایخ منتجب الدین رازی * (متوفی بعد از ٥٨٥) بوده اند، اما منتجب الدین در آثار خود هیچ اشاره ای به چنین تألیفی از مرتضی بن قاسم نمی کند. بعلاوه ، عدم تطبیق زمان تألیف تبصرة العوام با تاریخ حیات این شخص حاکی از نادرستی این قول است (شبیری زنجانی ، ش ١٠، ص ٥٥ ـ٥٧؛ تبصرة العوام ، مقدمة اقبال ، ص ( وـ ح ) ).
همچنین انتساب تبصرة العوام به فردی با نام سیدمرتضی رازی در گزارش ریو در > فهرست نسخ خطی فارسی در موزة بریتانیا < ( > ذیل < ، ص ٤) و نیز در کشف الحجب و الاستار کنتوری (ص ٩٦) ــ که هیچ اطلاعی از وی به دست نمی دهند ــ به شناخت مؤلف این اثر کمکی نمی کند (صفا، ج ٢، ص ١٠٣٣ـ١٠٣٤؛ د. فارسی ، همانجا؛ تبصرة العوام ، مقدمة اقبال ، ص ( و، ح ) ).
تبصرة العوام را از آثار ابوالفتوح رازی ، مفسر مشهور شیعی ، نیز برشمرده اند، ولی از آنجا که وفات وی را حدوداً در نیمة اول قرن ششم دانسته اند، این انتساب نادرست خوانده شده است (آقابزرگ طهرانی ، ج ٣، ص ٣٢٠). گذشته از این ، ابوالفتوح رازی به تصوف گرایش داشته است و ذمّ صوفیه در تبصرة العوام دلیل دیگری بر نادرستی این انتساب است (افندی اصفهانی ، ج ٢، ص ١٥٨ـ١٥٩؛ قس تبصرة العوام ، مقدمة اقبال ، ص ( ه ) ).
تبصرة العوام فی معرفة مقالات الانام ، همچنانکه از نام آن پیداست ، به توضیح گفته ها و نظریات برای عامة مردم می پردازد. در برخی گزارشها (رجوع کنید به د. فارسی ، همانجا؛ نفیسی ، ج ١، ص ٧٢؛ صفا، ج ٢، ص ٢٦٦) تبصرة العوام را قدیمترین کتاب شیعی فارسی در موضوع ادیان و مذاهب دانسته اند، و این در حالی است که کتاب فارسی بیان الادیان * حدود یک قرن ونیم پیش در همین حوزه تألیف شده بود ( تبصرة العوام ، مقدمة اقبال ، ص ( الف ) )؛ احتمالاً اینان شیعی بودن مؤلف بیان الادیان را قطعی ندانسته اند. تبصرة العوام و بیان الادیان هر دو کتابهایی فارسی در موضوع ادیان و مذاهب اند که از قبل از استیلای مغول بجا مانده اند.
تبصرة العوام از جهت سلاست و فصاحت در حد بیان الادیان نیست ، ولی به جهت تفصیل مطالب و گستردگی و جامعیت مهمتر از آن است (همانجا؛ براون ، ج ٢، کتاب دوم ، ص ٢٨٠؛ صفا، همانجا). در مجموع ، اطلاعات گسترده و باریک بینی و دسترسی به منابع فراوانِ دستِ اول (برای نام منابع رجوع کنید به تبصرة العوام ، ص ٢٩٥) و سعة مشربِمؤلف ، اثری ارزشمند در این زمینه پدید آورده است . مثلاً مؤلف در وجه تسمیة فرقه ها، به معنای ممدوح و نیز معنای مذموم آنها ــ که بیشتر دست آویز دشمنان هر فرقه است ــ اشاره می کند (ص ٢٨) و یا در ابتدای بحث از فرقه های منسوب به اسلام ، بدقت ، معنای متفاوت دین و ایمان و اسلام را ذکر می کند و میان اسلام و استسلام تمایز قایل می شود (ص ٣٦ـ ٣٨). به نظر اقبال (همان ، مقدمه ، ص ( الف ـ ب ) ) مؤلف تبصرة العوام در نقل حکایات فرقه های غیرامامیه و رد گفته های آنها از تعصب به دور نبوده و در طرح آرا سعی در رد آرای سخیف و ضعیف داشته است ؛
این نظر اقبال در منابع دیگر نقل شده است (برای نمونه رجوع کنید به دایرة المعارف تشیع ، ذیل مادّه ؛
صفا، ج ٢، ص ١٠٣٤). اما از مقایسة تبصرة العوام با دیگر کتابهای آن دوره در موضوع ادیان و مذاهب ، به نظر می رسد که در این داوری چندان جانب انصاف رعایت نشده است .
روزگار تألیف تبصرة العوام از لحاظ مجادلات مذهبی ، بسیار موردتوجه است و نگارش کتابهای متعدد در این حوزه شاهدی بر این مدعاست (براون ، همانجا). تبصرة العوام به نوعی نشان دهندة الگوی دینی ایران عصر سلجوقی است و به جهت اطلاعاتی که از توزیع جغرافیایی مراکز مذهبی آن عصر به دست می دهد، اهمیت دارد (باسانی ، ص ٢٧٢، برای آگاهی بیشتر رجوع کنید به ص ٢٨٠). ناگفته نماند که برخی گزارشهای تاریخی وی نیز از خطا به دور نیست (برای نمونه ها رجوع کنید به شبیری زنجانی ، ش ٩، ص ٥٨ ـ٥٩)، اما به دلیل چند اشتباه و صرفاً به این دلیل که مؤلف از علمای حدیث بوده نباید کتاب را از حیث اطلاعات تاریخی ضعیف شمرد.
تبصرة العوام در ٢٦ باب تنظیم شده است ؛
در بابهای اول تا سوم به ذکر ادیان پرداخته و نظریات و گفته های فلاسفه ، مجوس ، جهودان ، ترسایان و صابیان را نقل می کند. مؤلف در بارة مجوس بیشتر به اساطیر ایران نظر دارد (ص ٢٤ـ٢٧). وی در بیان فرق اسلامی ، بنا بر حدیث افتراق ، تعداد فرقه ها را ٧٣ می داند، اما معتقد است که در اصل ، همة فرقه ها شاخه های دو فرقة اهل سنّت و شیعه اند که دشمنانِ هر یک آنها را بترتیب نواصب و روافض خوانده اند (ص ٢٨). احتمالاً نام تبصرة العوام فی تفصیل مذاهب المِلّتین (رجوع کنید به نفیسی ، ج ١، ص ١٣٠) که برای این کتاب ذکر شده ، به این تقسیم بندی ناظر است ؛
مقدس اردبیلی (ج ٢، ص ٧٤١) می نویسد که الفصول التامّة ، اثر عربی منسوب به این مؤلف ، بر اساس این دو فرقه تقسیم بندی شده است . مؤلف تبصرة العوام پس از طرح مسئلة جانشینی پیامبر اکرم صلی اللّه علیه وآله وسلم و رد نظر اهل سنّت (ص ٢٩ـ٣٥)، در فصلهای بعد به ذکر فرقه های خوارج ، معتزله ، مُشَبّهه و مُجَسِّمه و اصحاب تناسخ می پردازد (ص ٣٨ـ٩٠). حدیثی که مؤلف به نقل از کتاب قاضی محمدبن اسحاق زوزنی از پیامبر اکرم در باب پیشگویی تمام جزئیات ظهور فرقة کرّامیّه و لعن آنها نقل می کند (ص ٦٥)، حکایت از مخالفتهای شدید با ابوعبداللّه کرّام در آن دوره دارد. مؤلف مذاهب فقهی اهل سنّت را در فصل مُشبّهه طرح می کند و آنها را در تقسیم بندی نه چندان مرتبی هفت فرقه برمی شمارد (ص ٧٥؛
نیز رجوع کنید به باسانی ، ص ٢٧٢). گزارش نسبتاً مفصّل وی از عقاید اشعری ، برخلاف گزارش ابوالمعالی در بیان الادیان ، احتمالاً نشانه ای از اطلاعات وسیعتر اوست (ص ١٠٨ـ١٢٢).
مؤلف در باب شانزدهم (ص ١٢٢ـ١٣٣) به فرقه های صوفیه نظر دارد و آنها را شش فرقه می داند (و جالب آنکه حلاج را ساحر می خواند). در باب بعد، بطعن ، اقوال بزرگان تصوف را از رسالة قشیریه نقل می کند (ص ١٣٤ـ١٤١)؛
به نظر وی ، صوفیان همه از اهل سنّت اند و این دلیل محکمی بر محکومیت آنهاست . ظاهراً در این دوره شیعیان ، بمراتب ، بیشتر از اهل سنّت با صوفیه دشمنی می ورزیدند و احتمالاً از میان شیعه هنوز بزرگانی در تصوف برنخاسته بودند (باسانی ، ص ٢٨٤ـ٢٨٥؛
صفا، ج ٢، ص ٢٢٢ـ ٢٢٣).
در بابهای بعد به قومی که مدعی اهل سنّت و جماعت بوده اند تعریض دارد، از جمله به عبدالقاهر بغدادی * که در الفرق بین الفرق فرقة خود را ناجی می داند (ص ١٤٢ـ ١٦٥). در ادامه ، مؤلف به مسائل دیگری از جمله فرقه های شیعی ، ناجی بودن اثناعشریه ، احادیثی در شأن اهل بیت ، عقاید اثناعشریه ، حکایت فدک و فضایح بنی امیه پرداخته است (ص ١٦٧ـ٢٧٢). وی شیعه را به چهار فرقه تقسیم می کند که تا زمان وی باقی بوده اند: امامیان ، زیدیان ، اسماعیلیان ، نُصَیْریان ، و فرقة اخیر را نیز به هفده فرقة کوچکتر تقسیم می کند. او (ص ١٨٠ـ١٨١) می نویسد که این قوم را در هر جا با نامی خوانند؛
در اصفهان خرّمیّه ، در قزوین و ری مزدکی و سنبادی ، در ماهین مُحَمِّره ، در آذربایجان قولیه و در ماوراءالنهر مُغان (قس شهرستانی ، ج ١، ص ٢٨٩).
ظاهراً تبصرة العوام اول بار در ١٢٩٦ در لاهور و سپس در ١٣٠٩ و ١٣١٣ در تهران ، به ضمیمة کتاب قصص العلماء اثر میرزا محمد تنکابنی ، و در ١٣١٣ ش به تصحیح اقبال در تهران منتشر شد ( د. فارسی ، همانجا). شیخ حسین بطیطی نیز این کتاب را به عربی ترجمه کرد و به ضمیمة قصص العلماء در ١٣٠٤ و ١٣١٩ چاپ کرد (آقابزرگ طهرانی ، ج ٣، ص ٣١٩؛
نیز رجوع کنید به دانش پژوه ، ص ١٠٢ـ١٣٠).
از دیگر کتابهای مؤلف تبصرة العوام ، الفصول التامّة فی هدایة العامة و نزهة الکرام و بستان العوام را ذکر کرده اند که به عربی نوشته شده اند. چنانکه از عنوان این سه کتاب برمی آید و خود مؤلف نیز در آخر نزهة الکرام اشاره کرده ، وی برای ترویج مذهب شیعی و برای تودة عوام کتاب می نوشته است . او در کتاب نزهة الکرام به بحث از فضایل امامان اثناعشری پرداخته است (مقدس اردبیلی ، ج ٢، ص ٧٤١؛
آقابزرگ طهرانی ، ج ٣، ص ٣١٩، ج ٢٤، ص ١٢٣؛
دانش پژوه ، ص ١٠٥، ١١٨ـ١٢٠؛
نیز رجوع کنید به افشار، ص ٤٣ـ٤٥).
منابع :
(١) آقابزرگ طهرانی ؛
(٢) ایرج افشار، «کتابی از مؤلف تبصرة العوام » ، مجلة دانشکدة ادبیات دانشگاه تهران ، سال ٧، ش ٢ (دی ١٣٣٨)؛
(٣) عبداللّه بن عیسی افندی اصفهانی ، ریاض العلماء و حیاض الفضلاء ، چاپ احمد حسینی ، قم ١٤٠١ـ ١٤١٥؛
(٤) آ. باسانی ، «دین در دورة سلجوقی »، در تاریخ ایران کیمبریج ، ج ٥: از آمدن سلجوقیان تا فروپاشی دولت ایلخانان ، گردآوری جی .آ.بویل ، ترجمة حسن انوشه ، تهران ١٣٦٦ ش ؛
(٥) ادوارد گرانویل براون ، تاریخ ادبی ایران ، ج ٢، کتاب دوم : از سنایی تا سعدی ، ترجمة غلامحسین صدری افشار، تهران ١٣٥٧ ش ؛
(٦) تبصرة العوام فی معرفة مقالات الانام ، منسوب به سید مرتضی بن داعی حسنی رازی ، چاپ عباس اقبال ، تهران ١٣٦٤ ش ؛
(٧) محمدتقی دانش پژوه ، «کتابشناسی فرق و ادیان »، فرهنگ ایران زمین ، ج ١٢ (شهریور ١٣٤٤)؛
(٨) دایرة المعارف تشیع ، زیرنظر احمد صدر حاج سیدجوادی ، کامران فانی ، و بهاءالدین خرمشاهی ، تهران ١٣٦٦ ش ــ ، ذیل «تبصرة العوام » (از حسن انوشه )؛
(٩) د.فارسی ؛
(١٠) موسی شبیری زنجانی ، «مؤلف تبصرة العوام »، درسهایی از مکتب اسلام ، ش ٨ (تیر١٣٣٨)، ش ٩ (مرداد١٣٣٨)، ش ١٠ (شهریور١٣٣٨)؛
(١١) محمدبن علی شریف لاهیجی ، محبوب القلوب ، عکس نسخة خطیِ موجود در کتابخانة بنیاد دایرة المعارف اسلامی ؛
(١٢) نوراللّه بن شریف الدین شوشتری ، مجالس المؤمنین ، تهران ١٣٥٤ش ؛
(١٣) محمدبن عبدالکریم شهرستانی ، الملل و النحل ، چاپ احمد فهمی محمد، قاهره ١٣٦٧ـ ١٣٦٨/ ١٩٤٨ـ ١٩٤٩، چاپ افست بیروت ( بی تا. ) ؛
(١٤) ذبیح اللّه صفا، تاریخ ادبیات در ایران ، ج ٢، تهران ١٣٣٩ ش ؛
(١٥) اعجاز حسین بن محمد قلی کنتوری ، کشف الحجب و الاستار عن اسماء الکتب و اَلاسفار ، قم ١٤٠٩؛
(١٦) احمدبن محمدمقدس اردبیلی ، حدیقة الشیعة ، چاپ صادق حسن زاده ، قم ١٣٧٧ـ ١٣٧٨ ش ؛
(١٧) سعید نفیسی ، تاریخ نظم ونثر در ایران و درزبان فارسی تا پایان قرن دهم هجری ، تهران ١٣٦٣ ش ؛
(١٨) جلال الدین همائی ، غزالی نامه ، تهران ( ١٣٤٢ ش ) ؛
Charles Rieu, Catalogue of the Persian manuscripts in the British Museum , London ١٩٦٦, Supplement , ١٩٧٧.
/ لیلا هوشنگی /