دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٤١٠٦
تَهانیسَری ، شیخ جلال الدین محمدبن محمود ، از بزرگترین مشایخ سلسلة چِشتیة صابریه در قرن دهم . اصل او را از بلخ و نسبتش را به عمر رسانده اند. تاریخ تولد او بدرستی معلوم نیست ، رضوی در کتاب تاریخ صوفیگری در هند ، سال تولد او را حدود ٨٧٤ آورده است (ج ٢، ص ٢٦٤). در هفت سالگی حافظ قرآن شد و در هفده سالگی به تحصیل علوم دینی مشغول گردید و چنان مهارت یافت که به تدریس و افتا پرداخت (حسنی ، ١٤١٠، ج ٤، ص ٦٣؛ غلام سرورلاهوری ، ج ١، ص ٤٣٩؛ داراشکوه بابری ، ص ١٠١). پس از آن مرید شیخ عبدالقدوسِ گُنگوهی * شد و نزد او محبوبیت بسیار پیدا کرد، چنانکه نقل است که عبدالقدوس یکی از تُحف خود را در روز قیامت او دانسته است (آریا، ص ١٧٠). بیشتر مکتوبات شیخ عبدالقدوس خطاب به اوست (عبدالحق دهلوی ، ص ٢٧٨؛ غلام سرورلاهوری ، ج ١، ص ٤٤٠). تهانیسری به دستور عبدالقدوس به ارشاد و هدایت مریدان پرداخت (حسنی ، ١٤١٠، همانجا) و پس از وی به سجاده نشینی رسید و جانشین او شد (آریا، همانجا). از تهانیسری کراماتی نقل شده است (غلام سرورلاهوری ؛ داراشکوه بابری ، همانجاها).
تهانیسری ، به سبب وفات پسرش ، از سماع خودداری می کرد (عبدالحق دهلوی ؛ غلام سرورلاهوری ، همانجاها). گفته اند که در اواخر عمر تنها به زهد و عبادت و ریاضت می پرداخت . سال وفات او را ٩٨٩ ذکر کرده اند (حسنی ، ١٤١٠، ج ٤، ص ٦٤؛ رحمان علی ، ص ٤١؛ غلام سرورلاهوری ؛ داراشکوه بابری ، همانجاها). قبر او را در تهانیسرِ * هند، و سن او را هنگام وفات ٩٥ (عبدالحق دهلوی ؛ غلام سرورلاهوری ، همانجاها) و به قولی ٩٦ (حسنی ، ١٤١٠، همانجا) دانسته اند، اما اگر گفتة رضوی در بارة تاریخ تولد او صحیح باشد، او ١١٥ سال عمر کرده است .
خلیفة اصلی تهانیسری ، برادرزاده و داماد او نظام الدین بن عبدالشکور بلخی تهانیسری * بود (غلام سرور لاهوری ، ج ١، ص ٤٦٣؛ رضوی ، ج ٢، ص ٢٦٥). از خلفا و مریدان او، میرابوالفتح بود که سیدعبدالوهاب پنجوپیشاوری معروف به آخوند پنجوبابا، عارف چشتی هندی سدة یازدهم ، با وی بیعت کرد.
از آثار تهانیسری است : مکتوباتی که در پاسخ عبدالقدوس نوشته است ؛ رساله ای به عربی در اعتراض به نظام مالیاتی حکومتِ اکبرشاه ، فرمانروای مغول (رضوی ، ج ٢، ص ٢٦٥، ٣٦٧)؛ و کتاب ارشادالطالبین در بارة سلوک (منزوی ، ج ٣، ص ١٢٤١؛ حسنی ، ١٤٠٣، ص ١٩٩). وی در این کتاب ، رعایت شریعت را شرط رسیدن به اصول طریقت دانسته است (حسنی ، ١٤١٠، ج ٤، ص ٦٣). این کتاب ٣٥ باب دارد و عمدتاً به مباحثی چون معرفت ذات ، ارشاد و تلقین ، ذکر و طریق آن و مشخصات مرشد کامل پرداخته است (منزوی ، همانجا). نسخه های مختلف این کتاب در پاکستان (لاهور و پنجاب و چند شهر دیگر) موجود است (همان ، ج ٣، ص ١٢٤١ـ١٢٤٣).
منابع :
(١) غلامعلی آریا، طریقة چشتیّه در هند و پاکستان ، تهران ١٣٦٥ش ؛
(٢) عبدالحی حسنی ، الثّقافة الاسلامیة فی الهند ، چاپ ابوالحسن علی حسنی ندوی ، دمشق ١٤٠٣/١٩٨٣؛
(٣) همو، نزهة الخواطر و بهجة المسامع و النواظر ، ج ٤، حیدرآباد دکن ١٤١٠/١٩٨٩؛
(٤) داراشکوه بابری ، سفینة الاولیا ، کانپور ١٣١٨؛
(٥) رحمان علی ، تذکرة علمای هند ، لکهنو ١٩١٤؛
(٦) عبدالحق دهلوی ، اخبارالاخیار فی اسرارالابرار ، چاپ محمد عبدالاحد صاحب ، چاپ سنگی دهلی ١٣٠٩؛
(٧) غلام سرورلاهوری ، خزینة الاصفیا ، کانپور ١٣٣٢/١٩١٤؛
(٨) عالم فقری ، اولیاءاللّه ، لاهور ١٩٨٩؛
(٩) احمد منزوی ، فهرست مشترک نسخه های خطی فارسی پاکستان ، اسلام آباد ١٣٦٢ـ١٣٧٠ش ؛
(١٠) Athar Abbas Rizvi, A history of sufism in India , vol.٢, New Delhi ١٩٧٨-١٩٨٣.
/ فاطمه رحیمی /