دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٢٠٢٤
بوذرجُمِهری ، سرلشکر کریم آقا، صاحب منصب لشکری و کشوری در دوران سردار سپهی و سلطنت رضاشاه پهلوی . وی در ١٢٦٥ ش در یکی از روستاهای کاشان متولد شد. کار خود را با کارگری ساده و پادویی آغاز کرد و سپس به عنوان کارگر ساختمان و بنّا مشغول کار شد (عاقلی ، ١٣٧٧ ش ، ج ١، ص ٢٨٦). مقارن مشروطیت ، کار خود را رها کرد و رهسپار تهران شد. با استقراض ، اسبی خریداری کرد و به استخدام قزاقخانه ، که افسران روسی آن را اداره می کردند، درآمد. پس از گذراندن دوره ای کوتاه مدت در مدرسة گروهبانی ، به تیپ تهران ، و پس از چندی به گروهان مسلسل ، که فرماندهی آن با سلطان رضاخان سوادکوهی بود، معرفی شد (همان ، ج ١، ص ٨١).
بوذرجمهری از افسرانی بود که همراه میرپنج رضاخان در کودتای انگلیسی سوم اسفند ١٢٩٩ شرکت داشت . او در همان روز به درجة سروانی ( =سلطانی ) ارتقا پیدا کرد و به فرماندهی گردان حمله ، مستقر در پادگان عشرت آباد، منصوب شد. کلیة رجال و دولتمردانی که کودتاچیان بازداشتشان می کردند، در زندان عشرت آباد، تحت مراقبت او قرار داشتند (مکی ، ج ١، ص ٢٣٧).
پس از تشکیل قشون متحدالشکل ، که فرمان آن در ١٤ دی ١٣٠٠ صادر گردید، مجموعاً پنج لشکر در ایران تشکیل شد. بوذرجمهری با ارتقا به درجة سرگردی ، به لشکر مرکز که فرمانده مستقیم آن رضاخان سردار سپه ، وزیر جنگ ، بود منتقل و فرمانده فوج پیادة بهادر شد. علاوه بر آن ، فرماندهی همرُوان (اسکورت ) عشایری و ریاست نقلیة قشون را نیز به عهده گرفت (بهبودی ، ص ٢٣). وی در ١٣٠٢ ش درجة سرهنگ دومی گرفت و در آبان ماه همان سال با حفظ تمام مشاغل قبلی کفیل بلدیة تهران شد. در تیر ١٣٠٣، در جنگهای لشکر غرب با لُرها، تیپ کرمانشاه محاصره و تلفات سنگینی بر آن وارد شد. بوذرجمهری ، فرمانده هنگ بهادر، از سوی سردار سپه مأمور شکستن محاصره شد و پس از دو روز جنگ با لرها، آنان را شکست داد و تیپ کرمانشاه را از محاصره نجات داد. کامیابی بوذرجمهری در این پیکار او را به دریافت عالیترین نشان جنگی ایران ، ذوالفقار، نایل ساخت . علاوه بر آن ، به درجة سرهنگ تمامی ارتقا پیدا کرد ( مجلة پهلوی ، سال اول ، ص ٣٢). در بهمن ١٣٠٣، مجلس شورای ملی طی مادة واحده ای فرماندهی کل قوای ایران را از احمدشاه سلب و به رضاخان سردارسپه واگذار کرد (عاقلی ، ١٣٧٦ش ، ج ١، ص ١٩٢). رضاخان نیز سرهنگ بوذرجمهری را به فرماندهی تیپ اول پیادة لشکر مرکز منصوب کرد که مشتمل بر سه هنگ بود. در ١٣٠٥ ش ، لشکر اول منحل شد و تیپ اول پیاده استقلال یافت و بوذرجمهری مستقیماً زیرنظر فرماندهی کل قرار گرفت (یکرنگیان ، ص ٣٠٩). بوذرجمهری در فروردین ١٣٠٧، به درجة سرتیپی نایل آمد (عاقلی ، ١٣٧٦ ش ، ج ١، ص ٢٢٩). وی در همان زمان ، علاوه بر کفالت شهرداری تهران ، ریاست ادارة نقلیة قشون ، ریاست املاک اختصاصی رضاشاه و سمت نظارت و سرپرستی کاخهای سلطنتی را نیز برعهده داشت (عاقلی ، ١٣٧٦ ش ، ج ١، ص ١٩٩). در شهریور ١٣٠٨، سرتیپ بوذرجمهری به وزارت فواید عامه منصوب شد. وی در آن وزارتخانه تحولاتی ایجاد کرد؛ برای کلیة کارمندان لباس متحدالشکل تهیه و مراتب اداری آنها را ( در یقة کت آنان ) مشخص کرد (همان ، ج ١، ص ٢٤٧؛ سالنامة پارس ، ١٣٠٩ ش ، ص ٥٣). در ضمن ، کارمندان خاطی را در زندانی که به همین منظور در وزارتخانه ساخته بود زندانی و تنبیه بدنی می کرد. سختگیریهای بوذرجمهری در وزارت فواید عامه سبب نارضایتی و شکایت کارمندان شد. در نتیجه ، دو تن از نمایندگان مجلس ، محمود رضا، مدیر روزنامة طلوع ، و محمد فرخی یزدی ، مدیر روزنامة توفان ، در جلسة علنی مجلس در بیانات تندی با بوذرجمهری مخالفت و دولت را تهدید به استیضاح کردند ( اطلاعات در یکربع قرن ، ص ٥٩). در تیر ١٣٠٩، مجدداً رئیس شهرداری تهران شد. فرماندهی تیپ اول مستقل گارد پیادة تهران نیز با او بود (عاقلی ، ١٣٧٦ ش ، ج ١، ص ٢٥٤).
در ١٣١٢ ش ، تیپ پیادة اول تهران به لشکری مجهّز تبدیل شد و بوذرجمهری با ارتقا به درجة سرلشکری ، به فرماندهی آن منصوب گردید ( اطلاعات در یکربع قرن ، ص ١٠٧؛ یکرنگیان ، ص ٣١٥) و تا شهریور ١٣٢٠ در همین سمت باقی بود. بوذرجمهری تا ١٣١٢ ش ، که برای درمان به اروپا اعزام شد، شهردار تهران بود (بهبودی ، ص ٣٨٦ـ٣٨٧؛ عاقلی ، ١٣٧٦ ش ، ج ١، ص ٢٧٦). پس از بازگشت از اروپا کار خود را در فرماندهی لشکر یک تهران ادامه داد. در شهریور ١٣٢٠، شورای عالی جنگ که بوذرجمهری هم عضو آن بود، طرح مرخص کردن سربازان وظیفه و استخدام سرباز پیمانی با ماهی سیصدوپنجاه ریال را تصویب کرد. بدیهی است که اجرای چنین طرحی مستلزم بودجة سنگینی بود. رضاشاه پس از اطلاع از این تصمیم کلیة اعضای شورای عالی جنگ را به سعدآباد احضار کرد و مورد ضرب و شتم قرار داد. بوذرجمهری نیز بی نصیب نماند و رضاخان او و سایر امرا را خیانتکار خواند و دستور محاکمة آنان را صادر کرد (عاقلی ، ١٣٦٧ ش ، ص ٨٣، ٨٨ـ٩٠، ٩٢؛ انتظام ، ص ٤٤؛ گلشائیان ، ج ١، ص ٥٦٤ـ٥٦٥). بوذرجمهری در مهر ١٣٢٠، در تصفیة ارتش بازنشسته شد (عاقلی ، ١٣٦٧ ش ، ص ١٨٨). وی در ١٣٣١ش در تهران درگذشت ( اطلاعات ، ص ٨).
منابع :
(١) اطلاعات ، سال ٢٧، ش ٧٩٢٥ (٢١مهر١٣٣١)؛
(٢) اطلاعات در یکربع قرن ، تهران : روزنامه اطلاعات ، ١٣٢٩ ش ؛
(٣) نصرالله انتظام ، خاطرات نصرالله انتظام : شهریور ١٣٢٠ از دیدگاه دربار ، چاپ محمدرضا عباسی و بهروز طیرانی ، تهران ١٣٧١ ش ؛
(٤) سلیمان بهبودی «خاطرات سلیمان بهبودی : بیست سال با رضاشاه »، در رضاشاه : خاطرات سلیمان بهبودی ، شمس پهلوی ، علی ایزدی ، چاپ غلامحسین میرزاصالح ، تهران ١٣٧٢ ش ؛
(٥) پهلوی ، سال اول ، ش ١ (اسفند ١٣٠٢)؛
(٦) سالنامة پارس ، سال ٥ (١٣٠٩ ش )؛
(٧) باقر عاقلی ، ذکاء الملک فروغی و شهریور ١٣٢٠ ، تهران ١٣٦٧ ش ؛
(٨) همو، روزشمار تاریخ ایران از مشروطه تا انقلاب اسلامی ، تهران ١٣٧٦ ش ؛
(٩) همو، فرهنگ رجال و مشاهیر معاصر ایران ، تهران ١٣٧٧ ش ؛
(١٠) عباسقلی گلشائیان ، گذشته ها و اندیشه های زندگی ، ج ١، تهران ١٣٧٧ ش ؛
(١١) حسین مکی ، تاریخ بیست سالة ایران ، تهران ١٣٦٢ـ١٣٦٤ ش ؛
(١٢) میرحسین یکرنگیان ، گوشه ای از تاریخ نظامی معاصر: گلگون کفنان ، تهران ١٣٣٦ ش .
/ باقر عاقلی /