دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٦٦١٧
حوادث الجامعه ، حوادث الجامعه، كتابى به عربى از مؤلفى ناشناس، درباره رويدادهاى سده هفتم در عراق و ديگر سرزمينهاى اسلامى. نخستينبار، يعقوب نعوم سركيس بغدادى نسخه خطى اين كتاب را، كه نام مؤلف را در برنداشت، با عنوان الحوادث الجامعة و التجارب النافعة فىالمائةالسابعة به كمالالدين عبدالرزاقبن احمد شيبانى معروف به ابنفُوَطى* (متوفى ٧٢٣) نسبت داد (براى كتابى با اين عنوان از ابنفوطى رجوع کنید به حاجىخليفه، ج ١، ستون ٦٩٣) و محمدرضا شَبيبى، محقق عراقى، نيز همين رأى را ابراز كرد. پس از آن، مصطفى جواد، اديب و محقق و مورخ معاصر عراقى، به پيروى از آنها، اين نسخه را با عنوان الحوادثالجامعة و به نام ابنفوطى در بغداد منتشر كرد (١٣٥١/ ١٩٣٢؛ رجوع کنید به شبيبى، ج ٢، قسم ١، ص ١١٤ـ ١١٥؛ الحوادث الجامعة، مقدمه محمدرضا شبيبى، ص الف و مقدمه مصطفى جواد، ص ح؛ ابنفوطى، ج ٤، قسم ١، مقدمه مصطفىجواد، ص٦٤ـ٦٥؛ مصطفىجواد، ١٣٧٨، ص٣٧٢؛ نيز رجوع کنید به كتاب الحوادث، مقدمه بشار عواد معروف و عماد عبدالسلام رؤوف، ص ٧ـ٩).
مصطفىجواد بعدها، پس از آگاهى از كتاب تلخيص مجمع الآداب فى معجم الالقاب تأليف ابنفوطى، به اين نتيجه رسيد كه انتساب كتاب حوادثالجامعه به ابنفوطى بر دليلى استوار نيست و از رأى پيشين خود برگشت و در تعليقاتى بر كتاب مورخالعراق ابنفوطى، تأليف محمدرضا شبيبى، اظهار كرد كه كتاب حوادثالجامعه به هيچ وجه تأليف ابنفوطى نيست، زيرا خط تلخيص مجمعالآداب و الحوادثالجامعه (با اين فرض كه كتاب را به خط مؤلف بدانيم رجوع کنید به صفا، ص ٤٤٢) و سبك آنها در نقل و اقتباس مطالب و ذكر تراجم يكسان نيست. افزون بر اين، شخصيت مؤلف حوادث در اين كتاب نهان است، اما شخصيت ابنفوطى در تلخيص مجمعالآداب آشكار است (رجوع کنید به مصطفى جواد، ١٣٧٨، همانجا؛ همو، ١٣٨٧، ص ٧٩ـ٨٢؛ ابنفوطى، ج ٤، قسم ١، همان مقدمه، ص ٦٤ـ٦٦).
مؤلف حوادثالجامعه از حوادث يا شخصيتهايى كه با آنها مرتبط بوده، ياد نكرده است (عزّاوى، ج ١، ص ١٦١؛ شبيبى، ج ٢، قسم ١، ص ٥٦). با اين حال، مصطفىجواد (١٣٧٨، ص ٥٣٨ـ ٥٤١)، با استناد به شواهدى از كتاب، تلاش كرده است ثابت كند كه مؤلف كتاب، معاصرِ بعضى حوادث اواخر سده هفتم بوده، اما با مقايسه مطالبى كه وى به آنها استناد كرده است و منقولاتِ ذهبى (متوفى ٧٤٨؛ حوادث و وفيات ٦٥١ـ٦٦٠ه ، ص ٢٣٧، ٢٦١ـ ٢٦٢، ٣٠٨، و جاهاى ديگر) از ظهيرالدين علىبن محمد كازرونى (متوفى ٦٩٧)، روشن مىشود كه مستندات مصطفىجواد از كتاب، در واقع اقتباسهايى از تاريخ كازرونى است (كتاب الحوادث، همان مقدمه، ص ١٠).
به نوشته مصطفىجواد، حوادثالجامعه احتمالا تأليف محبالدين ابوالعباس احمدبن يوسفبن ابىبكر علوى كَرَجى بغدادى، مورخ عراقى است كه در نيمه نخست سده هشتم مىزيست (ابنفوطى، ج ٤، قسم ١، همان مقدمه، ص ٦٦)، اما دليل قاطعى براى اين انتساب ذكر نكرده است (كتابالحوادث، همانجا). مصححانِ چاپ جديد حوادثالجامعه عنوان چاپ پيشين اين كتاب و انتساب آن را به ابنفوطى نادرست دانسته، نام حوادث را بر آن نهادهاند، زيرا در ميان پژوهشگران بدين نام شهرت يافته و از سوى ديگر، اين نام با محتواى كتاب نيز سازگار است (همانجا).
حوادثالجامعه رويدادهاى ٢٥ سال نخستِ سده هفتم و پارهاى از حوادث سال ٦٢٦ را دربرندارد و اين بخش از كتاب از دست رفته است. اين اثر با رويدادهاى ٦٢٦ آغاز مىشود و سير وقايع تا سال ٧٠٠ به صورت سالشمار ادامه مىيابد. حوادث عراق و دارالخلافه بغداد موضوع اصلى كتاب است. در عين حال، مؤلف از رويدادهاى شام و مصر و حكومت ايوبيان (رجوع کنید به كتابالحوادث، ص ١٣٤ـ١٣٧، ١٤٣ـ١٤٤، ١٦٩ـ١٧٠) و اخبار ديگر حكومتهاى اسلامى همچون خوارزمشاهيان و مناسبات آنان با دستگاه خلافت عباسى (همان، ص ٢٠ـ٢١، ٣١)، سلاجقه روم (ص ١٢٦ـ١٢٧) و بنورسول* يمن (ص ١٥٢ـ١٥٣) غفلت نكرده است.
حوادثالجامعه از منابع مهم و اصلى درباره لشكركشيهاى مغولان به آذربايجان، اربل، موصل، شهرزور، خانقين، بغداد، كردستان، حرّان و رها (رجوع کنید به ص ٤٨ـ٥٠، ١١٣ـ١١٤، ١٢٧ـ١٢٨، ١٣٧ـ١٤٢، ٣٠٤)، اخبار باطنيه و برچيده شدن حكومت اسماعيليان الموت در ٦٥٤، حركت هولاكو از همدان به سوى عراق در ٦٥٥ و سقوط بغداد به دست هولاكو (٦٥٦) و انقراض خلافت عباسى (ص ١٣٢، ٣٢٩ـ٣٣٠، ٣٤٩، ٣٥٤ـ٣٦٠) است. لشكركشى هولاكو به شام و فتح اين سرزمين در ٦٥٨ (ص ٣٦٩ـ ٣٧٠، ٣٧٢ـ ٣٧٣)، حوادث دوران ايلخانان (هولاكو، اباقا، ارغون، گيخاتو، بايدو و غازان) و فرمانروايى خاندان هولاكو در عراق، از ديگر مطالب كتاب است (ص ٣٨٢، ٣٨٤، ٤٥٢ـ٤٥٣، ٥٠٣، ٥٠٦، ٥٢١ـ ٥٢٤). در ادامه حوادث هر سال، از بزرگان و نامآورانى كه در آن سال درگذشتهاند، ياد شده است؛
البته مؤلف، برخى تراجم و حوادث مهم را خلاصه آورده يا اصلا آنها را ذكر نكرده است.
حوادث افزون بر رويدادهاى سياسى، مشتمل بر مباحث ادارى، اجتماعى، اقتصادى، آموزشى و فرهنگى، نظامى و پارهاى حوادث طبيعى است، از جمله يادكردِ ديوانها و مناصب ادارى و دينى (رجوع کنید به همان، ص ٣٠ـ٣١، ٤٠، ١١١، ١١٤، ١٣٤)، آشوب در بغداد (ص ٢٠٣ـ٢٠٥، ٣٢٠، ٣٣١، ٣٣٩ـ٣٤١)، فساد عياران (ص ٢٦٦، ٢٩٨، ٣٠٠، ٣٢١)، گرانى در بغداد (ص ٢٤٣، ٢٦٩)، وضع اهل ذمه و گروههاى مذهبى همچون صابئه و يزيديه (ص ٢٤، ٣٠، ٩١ـ٩٧، ٢٧٠، ٢٩٣، ٣١٥، ٣٦٢، ٣٨٥، ٥٣٣)، عقايد و عادات و رسوم (مثلا رجوع کنید به ص ١٣٠ـ١٣١، ١٩٤ـ١٩٧، ٢٦٠ـ٢٦١، ٢٩٦ـ٢٩٧، ٤٤١ـ٤٤٢)، اقوام تركمان و عرب و كرد (همان، ص٢١، ١٥٩، ١٨١، ٢٣٠، ٢٤٠ـ٢٤١، ٣١٥، ٤٨٢)، نهادهاى آموزشى مهم مانند مدرسه نظاميه (ص ١٧)، مدرسه مستنصريه (ص ٨٠ـ٨٦)، بيمارستان عضدى و كار طبابت (ص ١٥ـ١٦، ٩٣ـ٩٤)، افكار و انديشههاى انحرافى (ص١٥٦ـ١٥٧، ٤٧٦ـ٤٧٧)، سپاه، فرماندهى، سان لشكر و جنگافزارها (ص ٣٥، ٤٤، ٥٢، ٥٧، ٧٠، ٧٦، ١٢٥، ٢٥٧، ٣٢٩، ٣٥٥، ٤٠٠)، تداوم نظام اِقطاع (ص ٣٥، ٦٨)، حوادث و بلاياى طبيعى همچون طغيان آب دجله و زير آب رفتن بغداد، زلزله بغداد، بارش سخت باران و تگرگ، وزش بادهاى بسيار گرم و رويدادهاى شگفت (ص ٢١٤ـ٢١٥، ٢٥٩ـ٢٦١، ٢٧٢ـ٢٧٣، و جاهاى ديگر) و وصف برخى بناهاى زيبا (ص ٣٠٩).
در اثناى مطالب كتاب، اطلاعات بسيارى درباره محلهها و باروها و دروازههاى بغداد، مساجد، مدارس، كتابخانهها، خانها، رباطها، زاويهها، بازارها، كاخها، پلها، جويبارها و نهرها، مقابر، مشاهد و آرامگاههاى اين شهر مىتوان يافت (براى نمونه رجوع کنید به همان، ص ٨١، ١٣٩، ١٤٧، ٢١٦، ٣٠٩، و جاهاى ديگر).
آنچه ارزش و اهميت حوادث را بيشتر مىسازد، آن است كه مؤلف از دو اثر بزرگ درباره تاريخ عراق و بهويژه بغداد استفاده كرده است كه به دست ما نرسيدهاند. يكى تاريخ سالشمار و مفصّل تاجالدين ابوطالب علىبن اَنْجَب معروف به ابن ساعى* (متوفى ٦٧٤) است و ديگرى، تاريخ بغداد يا روضة الأريب فى التاريخ تأليف ظهيرالدين كازرونى (رجوع کنید به همان، ص ٣٠١ـ٣٠٣، ٤٩٠، مقدمه بشار عواد معروف و عماد عبدالسلام رؤوف، ص ٦؛
عزّاوى، ص ١٦١). تاريخ ابننجار (متوفى ٦٤٣) از ديگر منابع مؤلف بوده است (رجوع کنید به كتابالحوادث، ص ٣١٢).
در حوادث به تاريخ جهانگشاى جوينى (رجوع کنید به همان، ص ٤٦٠) و وفات سعدى در ٦٩٤ اشاره شده (ص ٥٢٨) و ترجمه برخى عبارتهاى فارسى به عربى (ص ٤٩٩) ذكر گرديده و پارهاى واژههاى فارسى همچون سرپوش، جوق (جوخه)، مهتر و دروازه (ص ١٠٦، ٢٠٣، ٢٩٦، ٤٥٠) در آن به كار رفته است. اگر اين مطالب از خود مؤلف باشد، نشان مىدهد كه وى فارسى مىدانسته و احتمالا ايرانى بوده است. مؤلف از مناقب ائمه شيعه و مَشاهد شريفه اهلبيت در عراق، با احترام و جمله دعايى «عليهالسلام» ياد كرده است (براى نمونه رجوع کنید به ص ١٢٤، ١٨١ـ ١٨٣، ٢١٣). از سوى ديگر، مؤلف درباره كشته شدگان حادثه استيلاى هولاكو بر بغداد، همچون مستعصم عباسى و پسرانش، علما، امرا و ديگر مردم، لفظ شهيد را به كار نبرده است (ابن فوطى، ج ٤، قسم ١، همان مقدمه، ص ٦٥). اين مطلب مىتواند گوياى آن باشد كه وى به تشيع متمايل بوده است (رجوع کنید به مصطفى جواد، ١٣٧٨، ص ٥٤٧).
نثر كتاب ساده و روان است. در متن كتاب، آيههاى قرآن و شعر نيز به كار رفته است (براى نمونه رجوع کنید به كتاب الحوادث، ص ٤٢، ٨١، ١٢٠، ٣٥٠ـ٣٥١، ٥٠٧ـ٥١٢). الحوادثالجامعة چاپ مصطفى جواد، كه براساس رونوشتى از نسخه اصلى است، اغلاط و افتادگيهاى بسيار دارد؛
از اينرو، بشار عواد معروف و عماد عبدالسلام رؤوف اين كتاب را براساس نسخه اصلى كتاب ــكه تصوير آن در كتابخانه اوقاف در بغداد نگهدارى مىشدــ با دقت تصحيح و متن آن را با كتابهاى تاريخى مهم مقابله كردند (به ويژه با تاريخالاسلام ذهبى، كه برخى منابع آن با حوادثالجامعه مشترك است، تلخيص مجمعالآداب ابنفوطى، و المقتفى لتاريخ ابىشامه علمالدين برزالى) و با تعليقاتى سودمند در ١٣٧٦ش/ ١٩٩٧ در بيروت منتشر كردند (رجوع کنید به همان، مقدمه بشار عواد معروف و عماد عبدالسلام رؤوف، ص ١١). اين چاپ داراى فهرستهاى متنوعىاست.
عبدالمحمد آيتى اين اثر را با عنوان حوادثالجامعه ــ رويدادهاى قرن هفتم هجرى، به فارسى ترجمه و منتشر كرده است (تهران ١٣٨١ش).
منابع:
(١) ابنفُوَطى، تلخيص مجمعالآداب فى معجم الالقاب، ج ٤، قسم ١، چاپ مصطفى جواد، (دمشق ١٣٨٢/ ١٩٦٢)؛
(٢) حاجىخليفه؛
(٣) الحوادث الجامعة و التجارب النافعة فى المائة السابعة، (منسوب به) ابنفُوَطى، چاپ مصطفى جواد، بغداد: المكتبة العربية، ١٣٥١، همان: كتاب الحوادث، و هو الكتاب المسمىّ وهمآ بالحوادث الجامعة و التجارب النافعة، منسوب به ابنفُوَطى، چاپ بشار عواد معروف و عماد عبدالسلام رؤوف، بيروت: دارالغرب الاسلامى، ١٩٩٧؛
(٤) محمدبن احمد ذهبى، تاريخ الاسلام و وفيات المشاهير و الاعلام، چاپ عمر عبدالسلام تدمرى، حوادث و وفيات ٦٥١ـ٦٦٠ه ، بيروت ١٤١٩/١٩٩٩؛
(٥) محمدرضا شبيبى، مؤرخ العراق ابنالفوطى: بحث فى ادوار التاريخ العراقى من مستهل العصر العباسى الى اواخر العصر المغولى، ج ٢، قسم ١، (بغداد) ١٣٧٨/١٩٥٨؛
(٦) جرجس صفا، «تعريف بعض مخطوطات مكتبتى»، المشرق، سال ١٦، ش ٦ (حزيران ١٩١٣)؛
(٧) عباس عزّاوى، التعريف بالمورخين، ج ١، بغداد ١٣٧٦/١٩٥٧؛
(٨) مصطفى جواد، «ابنالفوطى: المطبوع باسم الحوادث الجامعة ليس لابن الفوطى»، مجلة المجمع العلمى العراقى، ج ١٤ (١٣٨٧)؛
(٩) همو، «(حول) مؤرخ العراق ابنالفوطى (تأليف محمدرضا شبيبى)»، همان، ج ٦ (١٣٧٨).
/ محمدرضا ناجى /