دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٤٠٢٢
تُورَپُشتی ، فضل اللّه بن حسن (حسین )، ملقب به شهاب الدین و مکنّا به ابوعبداللّه ، محدّث و فقیه حنفی در قرن هفتم . از سال تولد و جزئیات زندگی او اطلاعی در دست نیست . به گفتة سُبکی (ج ٨، ص ٣٤٩) حملة مغولان ( و از بین رفتن منابع ) ، مانع شناخت وی شده است . شاید بدین جهت که سبکی شرح حال تورپشتی را در کتاب خود گنجانیده ، غَزّی او را با عنوان فقیه شافعی آورده است (ج ٢، ص ١٩). وی به توران پشتی نیز مشهور است . توران پُشت یا تورون پشت ، روستایی در بخش نیّر یزد بوده است (رزم آرا، ج ١٠، ص ٥٢؛
برای تفصیل بیشتر رجوع کنید بهجنید شیرازی ، ص ١٩٠ـ ١٩١، حاشیة قزوینی ، ش ٥). تورپشتی ابتدا در شیراز ساکن بود تا اینکه در ٦٥٦ به درخواست قُتلغ ترکان خاتون برای تدریس در مدرسة ترکانی ، از شیراز به کرمان رفت و در آنجا ساکن شد و تا آخر عمر همانجا ماند (خوافی ، ج ٢، ص ٣٢٦؛
نیز برای آگاهی بیشتر از ضبط نسبت وی رجوع کنید به جنید شیرازی ، همانجا).
تورپشتی سه پسر داشت (خوافی ، ج ٢، ص ٣٣٠) و به نقل جنید شیرازی (همانجا) اولاد و احفاد وی همه از علما و فضلا بودند. او شاگردان بسیاری نیز تربیت کرد (برای نمونه رجوع کنید به جنید شیرازی ، ص ١٩٠، ٣٢٥ـ ٣٢٨). وی صحیح بخاری را با واسطه روایت کرده است (سبکی ، همانجا). آثاری که به عربی و
فارسی از او به جا مانده عبارت اند از: المیسر در حدیث که شرح مصابیح السُّنّة از بَغَوی فرّاء * ، محدّث و فقیه قرن پنجم و اوایل قرن ششم ، است . سبکی (ج ٨، ص ٣٥٠ـ ٣٥٢) بخشهایی از المیسر را نقل کرده است . تورپشتی این کتاب را در ٦٦٠ به پایان رسانده است (بهادر، ج ١، ص ٤٨٦؛
قس بروکلمان ، > ذیل < ، ج ١، ص ٦٢٠، که سال تألیف این کتاب را ٧١٢ ذکر کرده است که احتمالاً سال کتابت نسخه ای از آن است )؛
از المیسر دو نسخه در کتابخانة آصفیه و رامپور موجود است (بروکلمان ، همانجا؛
حاجی خلیفه ، ج ٢، ستون ١٦٩٨). مطلبُالنّاسک فی علم المَناسک در حدیث در چهل باب ؛
تُحفة السالکین در تصوف به فارسی ، شامل سه فصل اعتقادات ، معاملات و اخلاق ؛
تُحفه المُرشدین که تلخیص تحفة السالکین است ؛
المَناسک ؛
المُعتمد فی المعتقد (حاجی خلیفه ، ج ١، ستون ٣٦٦، ٣٧٣ـ٣٧٤، ج ٢، ستون ١٧١٩، ١٧٣٣، ١٨٣١).
با توجه به اینکه تورپشتی کتاب المیسر را در ٦٦٠ به پایان رسانده است ، تاریخی که حاجی خلیفه (ج ١، ستون ٣٧٣ـ٣٧٤) برای وفات او ذکر کرده ، یعنی ٦٥٨، درست به نظر نمی رسد، و سال وفات او ٦٦١ بوده است (خوافی ، ج ٢، ص ٣٣٠؛
جنید شیرازی ، ص ١٩٠، حاشیة قزوینی ، ش ٥؛
بغدادی ، ج ١، ستون ٨٢١؛
غزی ، همانجا).
منابع :
(١) اسماعیل بغدادی ، هدیة العارفین ، ج ١، در حاجی خلیفه ، ج ٥؛
(٢) میرعثمان علی خان بهادر، فهرست مشروح بعض کتب نفیسه قلمیة مخزونة کتب خانة آصفیة سرکار عالی ، حیدرآباد دکن ١٣٥٧؛
(٣) جنیدبن محمود جنیدشیرازی ، شدّالازارفی حطّالاوزارعن زوّارالمزار ، چاپ محمدقزوینی و عباس اقبال ، تهران ١٣٢٨ش ، چاپ مجدد تهران ١٣٦٦ش ؛
(٤) حاجی خلیفه ؛
(٥) احمدبن محمدخوافی ، مجمل فصیحی ، چاپ محمود فرح ، مشهد ١٣٣٩ـ١٣٤١ش ؛
(٦) رزم آرا؛
(٧) عبدالوهاب بن علی سبکی ، طبقات الشافعیة الکبری ، چاپ محمودمحمد طناحی و عبدالفتاح محمد حلو، قاهره ١٩٦٤ـ١٩٧٦؛
(٨) محمدبن عبدالرحمان غزی ، دیوان الاسلام ، چاپ کسروی حسن ، بیروت ١٤١١/١٩٩٠؛
(٩) Carl Brockelmann, Geschichte der arabischen Litteratur, Leiden ١٩٤٣-١٩٤٩, Supplementband , ١٩٣٧-١٩٤٢.
/ لیلی کریمیان /