دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٣٥٠٥
تره تیزک (یا تَرْتیزک ، شاهی )، گیاهی خوراکی از تیرة چلیپاییان با نام علمی لپیدیوم ساتیوم . به سبب عطر و طعم تندِ مطبوعش ، در سطح وسیعی در مزارع سبزیِ ایران و بسیاری از کشورهای جهان کشت می شود (طباطبائی ، کتاب اول ، ص ٥٧٤). حوزة انتشار جغرافیایی آن در ایران ، مناطق شمالی ، شمال غربی ، جنوبی ، سواحل خلیج فارس ، جنوب شرقی و بخش مرکزی است ( رجوع کنید بهقهرمان ، ج ٦، ش ٧٠٠؛ هج و رشینگر ، ص ٦٤). علاوه بر گونة رایج آن ، تره تیزک آبی ، آبْتره یا بولاغ اودی با نام علمی ناستورتیوم افیسینال یا لپیدیوم لاتیفلیوم ، نیز در ایران شناخته شده است و مصرف می شود
(طباطبائی ، کتاب اول ، ص ٥٧٦؛ مظفریان ، ص ٣٥٩، ش ٤٩٦٣).
در منابع عربی دورة اسلامی برای انواع تره تیزک نامهای مشترک گوناگونی به کار رفته است ، از جمله : حُرْف ، رَشاد ، حَبّالرشاد ، ثُفّاء (اسحاق بن سلیمان اسرائیلی ، ج ٣، ص ١٣٩؛
ابوریحان بیرونی ، ص ٢١٢). نام سریانی آن ، مَقْلیاثا (ابن سینا، ج ٣، کتاب پنجم ، ص ٢٣٣٩؛
ابن بیطار، ج ٢، ص ١٥) و معرّب نام یونانی آن ، قردمون ( ؛
دیوسکوریدس ، ش ١٥٥، ص ٢١٢؛
ابوریحان بیرونی ، همانجا) است . در منابع فارسی ، نامهای شاهتره ، سپندان ، شب خیزک و جَرْجیر نیز به کار رفته است (حکیم مؤمن ، ص ٧١؛
انصاری شیرازی ، ص ١٢١؛
عقیلی علوی شیرازی ، ص ٣٤٩)، در منابع پزشکی فارسی ظاهراً نخستین بار حکیم مؤمن در تحفة المؤمنین / تحفة حکیم مؤمن (تألیف در ١٠٨٠) جرجیر را به معنای تره تیزک به کار برده (همانجا) که سبب خلط دو گیاه جرجیر (مَنْداب ) و تره تیزک در منابع بعدی شده است (مثلاً عقیلی علوی شیرازی ، سدة سیزدهم ، ص ٣٠٢، قس ص ٣٤٩ـ٣٥١، مقالة «حُرف »؛
در بارة زمان و نحوة کاشت و نگهداری آن در قدیم رجوع کنید به الفلاحة النبطیة تألیف یا ترجمة (؟) ابن وحشیه ، سدة چهارم ، ج ٢، ص ٧٩٤ و ابن عوّام ، سدة ششم ، ج ٢، ص ٢٤٨).
انواع . در هیولی الطب فی الحشائش و السموم ، ترجمة عربی کتاب دیوسکوریدس (سدة نخست میلادی )، انواع حُرف مشخص نشده و دیوسکوریدس فقط از بهترین نوع آن ، «حُرفِ بابِل »، یاد کرده است (همانجا). اریباسیوس (سدة چهارم میلادی ؛
به نقل رازی ، ج ٢٠، ص ٣٢١) و بُولُس (سدة هفتم میلادی ؛
به نقل همو، ج ٢٠، ص ٣٢٢) نیز فقط «حُرفِ بابِلی » را ذکر کرده اند. جالینوس (سدة دوم میلادی ؛
به نقل همو، ج ٢٠، ص ٣٢٠ـ٣٢١)، دو گونة «بابِلی » و «ابیض » را ذکر کرده است . در الفلاحة النبطیة ، بر اساس تفاوت برگ و دانه ، چهارگونه حُرف تمیز داده شده است (همانجا). اسحاق بن سلیمان اسرائیلی (متوفی ٣٢٥؛
همانجا) و انصاری شیرازی (٧٢٩ـ٨٠٦؛
همانجا) برحسب رنگِ دانة حُرف ، آن را به دو گونة سرخ و سفید تقسیم کرده اند. غَسّانی (سدة یازدهم ؛
ص ١١٢) و حکیم مؤمن (همانجا) دوگونة برّی (وحشی ) و بُستانی (مزروع ) برای آن ذکر کرده اند. حکیم مؤمن (همانجا) برای گونة برّی ، دو قسم و برای گونة بستانی سه قسم قائل شده است .
طبع . همة منابع دورة اسلامی طبع حُرف را گرم ، و بیشتر آنها، آن را گرم و خشک ذکر کرده اند، فقط در الفلاحة النبطیة طبع آن گرم و تَر دانسته شده است (ج ٢، ص ٧٩٥).
خواص . دیوسکوریدس آن را لینَت بخش ، تحلیل برندة آماسهای طحال ، پاک کنندة زخمهای جلدی ، خارج کنندة اخلاط سینه ، پَزَندة دُملها، مؤثر در درمان حشره گزیدگی و عرق النساء، و دودکردن آن را برای دور کردن حشرات مفید دانسته است (همانجا). خواص دیگری هم برای تره تیزک ذکر کرده اند، از جمله : ساقط کنندة جنین (علی بن سهل طبری به نقل رازی ، ج ٢٠، ص ٣٢٢؛
همو، به نقل از ابن بیطار، ج ٢، ص ١٦؛
اسحاق بن عمران به نقل ابن بیطار، همانجا؛
اسحاق بن سلیمان اسرائیلی ، ج ٣، ص ١٤١؛
هروی ، ص ١٠٥؛
انطاکی ، ص ١٧٧)، نفخ شکن ( الفلاحة النبطیة ؛
ابن ماسویه به نقل رازی ؛
ابن بیطار، همانجاها)، درمانِ تنگ نفس (جالینوس به نقل رازی ، ج ٢٠، ص ٣٢١؛
ابن سینا، ج ٢، کتاب سوم ، ص ١١٣٨؛
غسّانی ، همانجا)، درمان کنندة زَحیر (اسهال خونی ) و درد روده (ابن ماسویه به نقل رازی ، ج ٢٠، ص ٣٢٢؛
اسحاق بن سلیمان اسرائیلی ، ج ٣، ص ١٤٠؛
ابن سینا، ج ٣، کتاب پنجم ، ص ٢٣٣٩)، خارج کنندة کرم از بدن ( الفلاحة النبطیة ، همانجا؛
اسحاق بن سلیمان اسرائیلی ، ج ٣، ص ١٣٩؛
عقیلی علوی شیرازی ، ص ٣٥٠) و بازدارندة ریزش مو (ابن ماسه به نقل رازی ؛
اسحاق بن سلیمان اسرائیلی ، همانجاها؛
انصاری شیرازی ، ص ١٢١؛
عقیلی علوی شیرازی ، همانجا).
مضار. ( افراط در ) خوردن آن را سبب تقطیرالبول ، تاریکی چشم و مضر برای معده و مثانه و مجاری ادرار (بقراط به نقل ابن بیطار، همانجا؛
علی بن سهل طبری به نقل رازی ، ج ٢٠، ص ٣٢٣؛
الفلاحة النبطیة ، همانجا؛
ابونصری هروی ، ص ١٣٦) و مصلح آن را کاهو، سرکه ، نبات ، اَسْپغول (بَزْرْقطونا رجوع کنید بهبارهنگ * ) و گلاب (ابونصری هروی ، همانجا؛
انصاری شیرازی ، ص ١٢٢) دانسته اند.
در پزشکی امروزی به سبب وجود مواد معدنی گوناگون و فراوان در این گیاه ، آن را دارای خاصیت قوی ضد اسکوربوت ، اشتهاآور، مُدرّ، تصفیه کنندة خون و مفید در درمان آنژین صدری می دانند (زرگری ، ج ١، ص ١٨٨).
منابع :
(١) ابن بیطار؛
(٢) ابن سینا، القانون فی الطب ، چاپ ادوارقش ، بیروت ١٤٠٨/ ١٩٨٧؛
(٣) ابوریحان بیرونی ، الصیدنة ؛
(٤) قاسم بن یوسف ابونصری هروی ، ارشاد الزراعة ، چاپ محمد مشیری ، تهران ١٣٥٦ ش ؛
(٥) اسحاق بن سلیمان اسرائیلی ، کتاب الاغذیة ، چاپ عکسی از نسخة خطی کتابخانة سلیمانیه ، چاپ فؤاد سزگین ، فرانکفورت ١٤٠٦/ ١٩٨٦؛
(٦) علی بن حسین انصاری شیرازی ، اختیارات بدیعی (قسمت مفردات )، چاپ محمدتقی میر، تهران ١٣٧١ ش ؛
(٧) انطاکی ؛
محمدمؤمن بن محمدزمان
(٨) حکیم مؤمن ، تحفة حکیم مؤمن ، چاپ سنگی تهران ١٢٧٧، چاپ افست ١٣٧٨؛
(٩) دیوسکوریدس ، هیولی الطب فی الحشائش والسموم ، ترجمة اِصْطِفَن بن بَسیل و اصلاح حنین بن اسحاق ، چاپ سزار ا. دوبلر و الیاس تِرِس ، تطوان ١٩٥٢؛
(١٠) محمدبن زکریا رازی ، کتاب الحاوی فی الطب ، حیدرآباد دکن ١٣٧٤ـ١٣٩٠/ ١٩٥٥ـ١٩٧١؛
(١١) علی زرگری ، گیاهان داروئی ، ج ١، تهران ١٣٦٨ ش ؛
(١٢) محمد طباطبائی ، گیاه شناسی کاربردی برای کشاورزی و منابع طبیعی ، کتاب اول : گیاهان زراعت های بزرگ ، تهران ١٣٦٥ ش ؛
(١٣) عقیلی علوی شیرازی ؛
(١٤) ابوالقاسم بن محمد غَسّانی ، حدیقة الازهار فی ماهیة العُشب و العَقّار ، چاپ محمد عربی خطّابی ، بیروت ١٤١٠/١٩٩٠؛
(١٥) الفلاحة النبطیة ، الترجمة المنحولة الی ابن وحشیه ، چاپ توفیق فهد، دمشق ١٩٩٣ـ ١٩٩٨؛
(١٦) احمد قهرمان ، فلور ایران ، ج ٦، تهران ١٣٦٣ ش ؛
(١٧) ولی اللّه مظفریان ، فرهنگ نامهای گیاهان ایران : لاتینی ـ انگلیسی ـ فارسی ، تهران ١٣٧٥ ش ؛
(١٨) هروی ؛
/ نگار نادری /