دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٢٩٤٤
پیرنیا ، حسن ، ملقب به مشیرالملک و مشیرالدوله سیاستمدار، حقوقدان و مورخ اواخر عهد قاجار و اوایل دورة پهلوی ، او فرزند میرزا نصرالله خان نائینی (مشیرالدوله ) نخستین رئیس الوزرای عصر مشروطیت بود که نسب وی به میرعبدالوهاب ، از سلسلة دراویش نوربخشیه ، می رسید (باستانی پاریزی ، ص ١٦). حسن پیرنیا در ١٢٩١ به دنیا آمد. تحصیلات ابتدایی را در خانه گذراند. پس از پایان دروس مقدماتی ، به همراه دو برادرش ، حسین و علی ، برای تحصیل عازم فرنگ شد. پیرنیا به مسکو رفت و پس از اتمام مدرسة نظام ، در دانشکدة حقوق مسکو تحصیل کرد (باستانی پاریزی ، ص ٢٩ـ٣١؛ مستوفی ، ج ٢، ص ٦٩) و در پایان این دوره (حدود ١٣١٦) به عنوان وابستة سفارت ایران در سن پطرزبورگ مشغول به کار شد (باستانی پاریزی ، ص ٣١).
پس از مرگ محسن خان مشیرالدوله در ١٣١٧، میرزا نصرالله خان نائینی به وزارت امورخارجه منصوب و لقب مشیرالدوله به وی نیز اعطا شد (مستوفی ، ج ٢، ص ٦٨؛ خان ملک ساسانی ، ج ٢، ص ٣٢٨). به دنبال آن مشیرالدوله فرزند خود میرزاحسن خان را به تهران فراخواند و لقب پیشین خویش (مشیرالملک ) و ریاست ادارة بایگانی وزارت امورخارجه را به او داد (خان ملک ساسانی ، ج ٢، ص ٣٢٦). چندی بعدمنشیگری مخصوص صدراعظم امین السلطان نیز به آن افزوده شد (مستوفی ، ج ٢، ص ٦٩؛ مظفرالدین قاجار، ج ١، ص ١٢). پیرنیا پس از ورود به وزارت خارجه ، نخست نظامنامة حق ویزا و سایر تصدیقات اتباع ایرانی خارج از کشور را نوشت (مستوفی ، ج ٢، ص ٩٣) و سپس برای تربیت کادرسیاسی و کارکنان وزارت امورخارجه ، با کمک پدرش و امین السلطان و با جلب حمایت شاه ، «مدرسة وزارتخانه » یا مدرسة سیاسی را تأسیس کرد و خود معلم حقوق بین الملل این مدرسه شد (همان ، ج ٢، ص ٦٩، ٧١ـ٧٢)؛ بعدها مجموعة دروس خود را به صورت کتابی مستقل در تهران منتشر کرد (١٣١٩).
پیرنیا در سفرهای مظفرالدین شاه به فرنگ به عنوان منشی مخصوص صدراعظم (مظفرالدین قاجار، همانجا) و سپس به عنوان مترجم حضور داشت (مستوفی ، ج ٢، ص ١٣١؛ مظفرالدین قاجار، همانجا). وی در بازگشت موقتش به ایران شاهد ماجرای عزل اتابک بود (١٣٢١) و کتابچه ای نیز در تنظیم دخل و خرج نگاشت ( رجوع کنید به نظام السلطنه مافی ، ج ١، ص ٣١٣).
تقارن دوران تحصیل و سفارت پیرنیا در روسیه (١٣٠٧ـ١٣٢٣) با سلسله وقایعی که به انقلاب ١٩٠٥ روسیه انجامید ( رجوع کنید به احتشام السلطنه ، ص ٥٠٦؛ آدمیت ، فکر دموکراسی اجتماعی ، ص ٦ـ ٨) و آشنایی وی با ایرانیان اصلاح طلب در قفقاز (ظهیرالدوله ، ص ٣٥٤) از عوامل همراهی او با مشروطه خواهان بود (قس ناظم الاسلام ، بخش ١، ج ٣، ص ٥٢٧). پیرنیا در آستانة انقلاب مشروطیت به ایران آمد و پس از صدور فرمان تأسیس عدالتخانه ، در کمیسیونی که برای تهیة نظامنامة عدالتخانه دایر شد عضویت داشت (احتشام السلطنه ، ص ٥٢٢؛ دولت آبادی ، ج ٢، ص ٣٧).
پس از صدور فرمان مشروطیت (١٣٢٤/١٢٨٥ ش ) که متن آن را پیرنیا برای مردم خواند (محیط مافی ، ص ١١١؛ ناظم الاسلام کرمانی ، بخش ١، ج ٣، ص ٥٦٣)، برای تهیة نظامنامة انتخابات و قانون اساسی هیئتی تشکیل شد که پیرنیا در آن مسئولیت ترجمة قوانین ملل دیگر را بر عهده داشت (دولت آبادی ، ج ٢، ص ٨٦؛ مستوفی ، ج ٢، ص ١٦٦؛ معاصر، ج ١، ص ٤٤١). پس از جلوس محمدعلی شاه (ذیقعدة ١٣٢٤) پیرنیا برای اعلان تاجگذاری شاه جدید، در ربیع الاول ١٣٢٥ به سفارت فوق العاده راهی پطرزبورگ ، لندن و پاریس شد (مستوفی ، ج ٢، ص ١٧٦). در این مأموریت که پیرنیا آن را نوعی تبعید محترمانه می دانست (همان ، ج ٢، ص ١٧٤)، علاوه بر ابلاغ تاجگذاری محمدعلی شاه ، به توصیة امین السلطان ، دربارة قرارداد ١٩٠٧ روس و انگلیس با مقامات این کشورها گفتگو کرد (معاصر، ج ١، ص ٣٥٤؛ آدمیت ، ایدئولوژی نهضت مشروطیت ایران ، ص ٩٧) و در این دیدارها از امپراتور روسیه ، پادشاه انگلیس و رئیس جمهور فرانسه نشان دریافت کرد (مستوفی ، ج ٢، ص ١٧٦ به بعد؛ میرزاهاشم خان ، ص ١٥٥). پیرنیا در کابینة میرزا احمدخان مشیرالسلطنه برای نخستین بار وزارت یافت و از آنجا که در سفارتِ فوق العاده بود، علاءالملک به نیابت وی تا بازگشتش به ایران عهده دار وزارت عدلیه گردید (ضرغام بروجنی ، ص ١٥). پس از این مأموریت فوق العاده ، پیرنیا در کابینة مشیرالسلطنه به وزارت عدلیه رسید و در کابینة بعدی که ناصرالملک رئیس الوزراء شد (١٩ رمضان ١٣٢٥) مشیرالدوله وزرات خارجه را برعهده گرفت . در همین اوان صورت نهایی قرارداد ١٩٠٧ روس و انگلیس انتشار یافت و مشیرالدوله در مقام وزیرخارجه یادداشتی مبنی بر بی اعتباری قرارداد از نظر دولت ایران برای سفیر انگلیس فرستاد (بریتانیا. وزارت امور خارجه ، ج ١، ص ١١٤). انتشار این یادداشت اگرچه در اجرای قرارداد تأثیری نداشت ، در افکار عمومی داخل کشور موجب محبوبیت پیرنیا شد.
در دورة استبداد صغیر، مشیرالدوله در دولتهای مشیرالسلطنه و ناصرالملک (کابینه ای که به کفالت سعدالدوله تشکیل شد، ربیع الثانی ١٣٢٧) وزارت معارف و عدلیه را برعهده داشت و از جانب محمدعلی شاه مأمور اصلاح عدلیه و تنظیم قانونی امور آن شد (سالور، ج ٣، ص ٢١٥٨) و در «دارالشورای کبرای دولتی » یا «شورای مملکتی » که به دستور شاه برپا شده بود عضویت یافت (همان ، ج ٣، ص ٢٢٢٦، ٢٢٦٥، ٢٣٧١). حضور پیرنیا در دستگاه دولت به هنگام استبداد صغیر با انتقادات جدی همراه بود (شریف کاشانی ، ج ١، ص ٣٣٤)، اما نمی توان آن را به طور قطع نشانة بی اعتقادی وی به نظام مشروطه دانست که برخی به آن اشاره کرده اند ( رجوع کنید به اتحادیه ، ١٣٧٥ ش ، ص ٢٤).
پس از فتح تهران ، مشیرالدوله به نمایندگی از استرآباد به مجلس راه یافت (ایران . مجلس شورای ملی . دورة دوم ، ج ١، ص ٣) ولی به دلیل پذیرش مسئولیت وزارت عدلیه در کابینة سپهدار از نمایندگی استعفا کرد و در کابینة بعدیِ وی نیز به وزارت تجارت رسید. در دوران وزارت عدلیه پیرنیا سه طرح قانونی برای اصلاح عدلیه به مجلس ارائه داد که با وجود مخالفتهای اولیه (شریف کاشانی ، ج ٢، ص ٥٠٥) با مساعدت بعدی سیدحسن مدرس و امام جمعة خویی به تصویب کمیسیون عدلیة مجلس رسید ( رجوع کنید به ادامة مقاله ). پیرنیا در کابینة صمصام السلطنه (٢٩ رجب و ٦ شعبان ١٣٢٩) وزارت عدلیه و معارف را پذیرفت و در ایام فترت بین مجلس دوم و سوم در کابینة علاءالسلطنه مدت کوتاهی وزارت معارف را برعهده گرفت ، اما در جمادی الا´خرة ١٣٣١ در اعتراض به اعطای امتیاز راه آهن خرمشهر ـ خرم آباد به انگلیس از وزارت استعفا کرد (سپهر، ١٣٣٦ ش ، ص ١٦ـ١٧). پیرنیا در اتخاذ سیاست بیطرفی ایران در جنگ جهانی اول نیز نقش داشت (همو، ١٣٧٤ ش ، ص ٢٣٧). در مجلس سوم مشیرالدوله به نمایندگی از تهران انتخاب شد (ایران . مجلس شورای ملی ، دورة سوم ، ص ٣)، اما احمدشاه پس از نظرخواهی از مجلس وی را مأمور تشکیل کابینه کرد (همان ، ص ٥٩؛ ٢٧ ربیع الا´خر ١٣٣٣). مشیرالدوله هنگام معرفی وزرا و ارائة رئوس برنامة دولت در عرصة سیاست خارجی و داخلی ، مهمترین برنامه های خود را حفظ بیطرفی ، اصلاح دوایر دولتی و پرداخت حقوق معوقة ژاندارمری و نظمیه اعلام کرد (همان ، ص ٥٥). وی در نخستین گام با لغو قانون ٢٣ جوزا (همان ، ص ٦٥) که موجب حاکمیت مطلق بلژیکیها بر خزانه داری کل ایران شده بود، اسباب ناخشنودی روس وانگلیس را فراهم آورد (اتحادیه ، ١٣٧١ ش ، ص ١٢٧ـ ١٢٨) و پشتیبانی همة گروههای سیاسی ، حتی گروهها و روزنامه های تندرو، را به دست آورد (برای نمونه رجوع کنید به بامداد روشن ، ش ٢٠، اول جمادی الاولی ١٣٣٣، ص ١).
مشیرالدوله که ادارة وزارت جنگ را هم برعهده داشت ، با مهلت خواستن از روس و انگلیس برای پرداخت بدهیهای ایران ، کوشید تا از این طریق قشونی منظم ایجاد کند، اما با مخالفت روس و انگلیس تلاش او بی نتیجه ماند (دولت آبادی ، ج ٣، ص ٢٨٦؛ باست ، ص ٨٨ ـ ٨٩). وی که از آغاز ریاست وزرایی خود خواستار خروج نیروهای بیگانه از کشور شده بود، در همین دوران با تقاضای انگلیس مبنی بر برکناری افسران سوئدی ، برکناری مخبرالسلطنه از حکومت فارس ، جلوگیری از فعالیت جاسوسان آلمانی و پذیرش حضور نیروهای روسیه در خاک ایران مخالفت کرد. اما نیروهای روسیه به بهانة پیشروی قوای عثمانی ، از قزوین به سوی تهران حرکت کردند و مجلس نیز با پیرنیا همراه نشد و سفرای روس و انگلیس متفقاً خواهان برکناری وی شدند ( رجوع کنید به گرکه ، کتاب اول ، ص ١٧١ـ١٨١؛ باست ، ص ٧٤؛ نیز رجوع کنید به اتحادیه ، ١٣٧١ ش ، ص ١٣٢). در نتیجه ، مشیرالدوله در ٣٠ جمادی الاولی ١٣٣٣ استعفا کرد (سپهر، ١٣٣٦ش ، ص ١٦٢).
پس از سقوط کابینة عین الدوله در شوال ١٣٣٣، مجلس پیشنهاد کرد تا مشیرالدوله دوباره ریاست کابینه را برعهده گیرد و او عضویت مستوفی الممالک در کابینه را شرط قبول نخست وزیری دانست . اما مستوفی عضویت در کابینه را قبول نکرد و پیرنیا نیز ریاست وزرایی را نپذیرفت (همان ، ص ١٨٦ـ١٩٠؛ دولت آبادی ، ج ٣، ص ٢٨٨). در مسئلة مهاجرت گویا مشیرالدوله از مخالفان تغییر پایتخت بوده است . او در کمیسیونی که برای متقاعد کردن شاه به ماندن در تهران تشکیل شد، حضور داشت ؛ شاه در تهران ماندگار شد، عده ای از نمایندگان مهاجرت کردند و مجلس سوم تعطیل شد (محرم ١٣٣٤؛ دولت آبادی ، ج ٣، ص ٢٩٥).
مشیرالدوله در کابینة مستوفی الممالک برای آخرین بار وزارت جنگ را به عهده گرفت (سوم ربیع الا´خر تا رجب ١٣٣٦). در این زمان دولت انگلیس از بیم گسترش اندیشه های کمونیستی در ایران ، انحلال نیروی قزاق و ایجاد قشون متحدالشکل را از دولت ایران تقاضا کرد ( ایران ، سال ٢، ش ١٦٦، ٧ ربیع الا´خر ١٣٣٦، ص ١)، اما با استعفای مستوفی حل این مسائل به کابینه های صمصام السلطنه و وثوق الدوله (کابینة قرارداد) رسید که مشیرالدوله در آنها مسئولیتی نپذیرفت .
با برگزاری انتخابات مجلس چهارم مشیرالدوله به نمایندگی از تهران انتخاب شد، اما پیش از افتتاح مجلس برای دومین بار به ریاست وزرایی رسید و از نمایندگی استعفا کرد (١٦ شوال ١٣٣٨). از مهمترین مسائل این دوران ، پیامدهای قرارداد ١٩١٩ بود. پیرنیا این قرارداد را تا زمان تصویب و اعلام نظر مجلس موقوف الاجرا دانست ( رجوع کنید به اتحادیه ، ١٣٧٥ ش ، ص ١٩٥ـ١٩٦؛ عظیمی ، ص ١٧ـ ١٨). مسئلة دیگر، قیام شیخ محمد خیابانی * در تبریز بود. تلاش مشیرالدوله برای پایان بخشیدن مسالمت آمیز به آن سودی نداشت (کسروی ، ١٣٥٥ش الف ، ص ٨٩٠ ـ ٨٩١) و سرانجام با اعزام مخبرالسلطنه به حکمرانی تبریز و کشته شدن خیابانی (٢٩ ذیحجة ١٣٣٨) ماجرا خاتمه یافت (هدایت ، ١٣٦٣ش الف ، ص ٣١٢ـ٣١٩؛ کسروی ، ١٣٧٦ ش ، ص ١٦٧).
پیرنیا در تلاش برای خاتمه دادن مسالمت آمیز به قیام جنگل نیز هیئتهایی نزد میرزا کوچک خان فرستاد (فخرائی ، ١٣٦٢ش ، ص ١٦٠) و از سوی دیگر هیئتی را با اختیارات تامه روانة مسکو کرد (مستوفی ، ج ٣، ص ١٣٣؛ بهار، ج ١، ص ٥٣) و تقریباً همزمان با آن نیروهای قزاق و ژاندارم را برای پایان دادنِ قیام به مازندران و گیلان فرستاد. عملیات این نیروها در آغاز موفق بود، اما عقب نشینی نیروهای انگلیسی به قزوین و حمایت نیروهای شوروی از جنگلیان موجب شکست نیروهای دولتی و عقب نشینی آنان به آق بابا شد (امیراحمدی ، ص ١٤٠ـ١٥٥؛ فخرائی ، ١٣٦٦ ش ، ص ٣٠٣ـ ٣٠٨). این عقب نشینی سرآغازی دوباره بود برای فشارهای دولت انگلیس تا خواهان برکناری استاروسلسکی از فرماندهی لشکر قزاق ، و ریاست افسران انگلیسی بر نیروهای قزاق شود که در قرارداد ١٩١٩ نیز راههای آن را اندیشیده بودند ( رجوع کنید به قائم مقامی ، ص ١٦٩ـ١٧٣). در پی مخالفت مشیرالدوله با این درخواستها، انگلیس از پرداخت مساعده ای که ماهیانه به ایران می پرداخت خودداری کرد (مستوفی ، ج ٣، ص ١٣٦ـ ١٣٨). مخالفتهای برخاسته از کشته شدن خیابانی و شیخ حسین چاکوتاهی نیز بر مشکلات دولت افزود (بهار، همانجا) و به استعفای مشیرالدوله انجامید (صفر١٣٣٩). در پی این استعفا که خشم مدرس را برانگیخت (مستوفی ، ج ٣، ص ١٥٧)، با روی کار آمدن سپهدار (١٤ صفر ١٣٣٩) و برکناری استاروسلسکی ، زمینه های لازم برای کودتای ١٢٩٩ فراهم آمد. هنگام کودتا نیز اگرچه مشیرالدوله مانند سایرین دستگیر نشد، در مدت حاکمیت سید ضیاءالدین طباطبایی خانه نشین بود (همان ، ج ٣، ص ٢٦٨). در دوران حکومت قوام و قیام کلنل محمدتقی خان پسیان * ، سعی در حل مسالمت آمیز مسئله داشت (بیات ، ١٣٧٠ ش ، ص ٥٥). کلنل نیز داوری مشیرالدوله را دربارة خود پذیرفته بود (همان ، ص ١٢٦). پس از قوام ، با اعلام تمایل مجلس ، مشیرالدوله در بهمن ١٣٠٠ ریاست وزرایی را عهده دار شد (هدایت ، ١٣٦٣ش ب ، ص ٣٧٨). نخستین بحران کابینة پیرنیا «کودتا»ی ابوالقاسم لاهوتی * در تبریز بود که در اعتراض به ادغام ژاندارمری و نیروی قزاق (بیات ، ١٣٧٦ ش ، ص ٣٩ به بعد) آغاز شد و سرانجام با اعزام نیروی قزاق به فرماندهی حبیب الله خان شیبانی و فرار لاهوتی به شوروی ، در اواخر بهمن ١٣٠٠ خاتمه یافت (هدایت ، ١٣٦٣ش ب ، ص ٣٧٨ـ٣٨٢؛ بیات ، ١٣٧٦ش ، ص ٩٥).
اقدام دیگر مشیرالدوله در این دوره تقدیم لایحة واگذاری امتیاز نفت شمال به شرکتهای امریکایی بود که با جلب مساعدت مدرس و نصرت الدوله فیروز (سپهر، ١٣٧٤ ش ، ص ٢٠٢) صورت گرفت و گفتگو دربارة آن تا مجلس پنجم به طول انجامید ( مدرس و مجلس ، ص ١١١) و با اعتراض
اتحاد شوروی و انگلیس روبرو شد (اتحادیه ، ١٣٧٥ ش ، ص ١٨٤ـ١٨٥).
مشیرالدوله برای جلوگیری از خشونتهای حکومت نظامی و تندرویهای مطبوعات ، لایحة اصلاح قانون مطبوعات و تشکیل هیئت منصفه را به مجلس ارائه داد ( ایران ، ش ١١٠٥، ٩ حمل ١٣٠١، ص ١) که پس از گفتگوهای فراوان در ١٠ آبان ١٣٠١ به تصویب رسید (ایران . مجلس شورای ملی ، دورة چهارم ، ص ١٢٣٩ـ١٢٤٣). ارائة این لایحه از سوی دولت واکنش مدیران جراید را دربارة شیوه های اجرایی آن برانگیخت و آن را اقدامی برای تحدید آزادیها دانستند (برای نمونه رجوع کنید به پیشه وری ، ص ١٦٠ـ ١٦٥). اما با وجود تشکیل کمیسیون پیشنهادی مشیرالدوله مبنی بر نظارت بر اعمال سردارسپه ، همچنان تندرویهای وی ادامه داشت (مستوفی ، ج ٣، ص ٥٠٢ـ٥٠٣؛ هدایت ، ١٣٦٣ش الف ، ص ٣٥٠). بعلاوه ، به تحریک او (هدایت ، ١٣٦٣ش الف ، همانجا) یا با فعالیت اتحادیه های کارگری با گرایشهای مارکسیستی اعتصاباتی صورت گرفت (در این زمینه رجوع کنید به لاجوردی ، ص ١٠ـ١٤) که سستی کار دولت و قوت سردارسپه را موجب شد و سرانجام درج نامة یک کارگر قورخانه در روزنامة حقیقت (ش ٧٤، ١٧ ثور ١٣٠١، ص ٢) بهانة لازم را به سردارسپه داد تا با پیغامی توهین آمیز به مشیرالدوله خواهان توقیف روزنامة حقیقت شود و مشیرالدوله پس از مخالفت با آن استعفا کرد (١٨ اردیبهشت ١٣٠١). پوزش بعدی سردارسپه نیز سودی نداشت و حتی با اعلام تمایل دوبارة مجلس ( مدرس و مجلس ، ص ٧٧) پیرنیا حاضر به ادامة کار نشد (٢ خرداد ١٣٠١؛ هدایت ، ١٣٦٣ش الف ، ص ٣٥٠ـ٣٥١؛ مستوفی ، ج ٣، ص ٥٠٣).
در آستانة انتخابات مجلس پنجم ، مشیرالدوله که ریاست انجمن نظارت بر انتخابات را به عهده داشت ( مرد آزاد ، ش ٤٠، ٢٦ شعبان ١٣٤١، ص ٢) با اعلام تمایل مجلس ریاست وزرایی را پذیرفت (همان ، ش ٧٧، ٢٩ شوال ١٣٤١، ص ١) و در آخرین نشست مجلس چهارم کابینة خود را معرفی کرد (خرداد ١٣٠٢)، اما این کابینه که به دولت محلل شهرت یافت در برابر زیاده خواهی سردار سپه و تلاش او برای رسیدن به رئیس الوزرایی دوام نیاورد و پیرنیا در اعتراض به دستگیری و تبعید قوام السلطنه توسط سردار سپه از کار کناره گرفت (آبان ١٣٠٢). مهمترین کار این کابینه شاید دریافت وام دو میلیون دلاری از امریکا در ازای اعطای امتیاز نفت شمال به شرکتهای امریکایی بود (هدایت ، ١٣٦٣ش الف ، ص ٣٥٧) که آن هم در کابینة سردار سپه به مصرف رسید. پیرنیا در مجلس پنجم به نمایندگی از تهران انتخاب شد (ساغروانی ، ص ٤٣) و در ماجرای استعفا و قهر سردار سپه (١٨ فروردین ١٣٠٣) عضو هیئتی بود که برای دلجویی از وی به رودهن رفتند (بهبودی ، ص ١٣١ـ١٣٢). پیرنیا به هنگام خلع قاجاریه از رفتن به مجلس خودداری کرد (دولت آبادی ، ج ٤، ص ٣٨٣) و پس از آن نیز در مجلس حاضر نشد (همان ، ج ٤، ص ٣٩٤). در انتخابات مجلس ششم نیز ریاست انجمن مرکزی نظارت بر انتخابات را برعهده داشت و با توجه به اینکه به نمایندگی هم برگزیده شد، مانند دورة هفتم ، نمایندگی را نپذیرفت (همان ، ج ٤، ص ٤٠٢، ٤٠٥؛ باستانی پاریزی ، ص ٤٩٧). عضویت در کمیسیون معارف (سعیدی ، ص ٩٣) و ریاست کمیسیون اصلاح عدلیه در ١٣٠٦ ش (صدر، ص ٢٨٩) واپسین مشاغل دولتی او بود و پس از آن حتی از پذیرفتن ریاست دیوان تمیز (دیوان عالی کشور) خودداری کرد (گلشائیان ، ج ١، ص ١٣٨ـ١٣٩) و اگرچه تا پایان عمر خانه نشین بود، مسائل اساسی جامعه را پیگیری می کرد و در مسائلی همچون قرارداد نفت ١٣١٢ ش / ١٩٣٣ از بیان مخالفت خود پروایی نداشت (مصدق ، ص ٢٩٢).
حسن پیرنیا در دستگاه دولت ، با محافظه کاری خاص خود که گاه انتقاد دیگران را درپی داشت (دولت آبادی ، ج ٣، ص ٢٨٥؛ بامداد روشن ، ش ١٨، ٢٨ ربیع الا´خر ١٣٣٣، ص ١) اندیشه هایش را مطرح می کرد. او به عنوان حقوقدانی که شاهد تحولات روسیة تزاری و نهضت عدالتخواهی ایران بود، اندیشة اصلاح عدلیه را از زمان سفارتِ فوق العاده (مستوفی ، ج ٢، ص ٢١٠) در سر داشت و در دوران وزارت خود نیز با تقدیم سه طرح قانونی شامل اصول تشکیلات عدلیه در ٣١١ ماده ، قانون موقتی محاکمات حقوقی در ٨١٢ ماده و قانون محاکمات جزایی در ٥٠٦ ماده از بنیانگذاران نظام قضایی جدید ایران بود (در این باره رجوع کنید به فروغی ، ج ١، ص ٣٤٦ـ ٣٤٨؛ ایران . مجلس شورای ملی ، ادارة قوانین ، جاهای متعدد). الگوی کار پیرنیا برای تدوین قوانین حقوقی ، قوانین روسیه و عثمانی و فرانسه ( رجوع کنید به کسروی ، ١٣٥٥ش ب ، ص ١٥١ـ١٥٣، ٢٥١؛ تفرشی حسینی ، ص ٢٣١) بود.
مسئلة دیگری که از نظر مشیرالدوله اهمیت بسیار داشت ، تأمین مالیه بود. در این زمینه نیز قانون اصلاح محاسبات (مستوفی ، ج ٣، ص ٤٨٤)، نقض قانون ٢٣ جوزا و لایحة تشکیلات وزارت مالیه (مصدق ، ص ٨٨؛ ایران . مجلس شورای ملی ، دورة سوم ، ص ٦٥) را به مجلس ارائه داد و در مجلس اول با فکر تشکیل بانک ملی همراهی کرد (ناظم الاسلام کرمانی ، بخش ٢، ج ٤، ص ١٧ـ١٩).
فکر اصلاح قشون نیز ریشه در تحصیلات نظامی پیرنیا داشت و به همین منظور برای تربیت نیروی متخصص آن ، مدرسة احمدی را بنیان نهاد که به مدرسة نظام مشیرالدوله شهرت یافت (١٢٩٦ش )، در پی کودتای ١٢٩٩ ش ، با ادغام این مدرسه و دو مدرسة دیگر، «مدارس نظام » شکل گرفت (دانشکدة افسری ، ص ٣٤ـ٣٥).
در سیاست داخلی ، اجرای اصلاحات در رأس برنامه های پیرنیا قرار داشت (برای نمونه رجوع کنید به ایران . مجلس شورای ملی ، دورة سوم ، ص ٥٥، ٥٩) و در سیاست خارجی ، حفظ بیطرفی و بهره برداری از قدرت سوم برای منافع ملی را دنبال می کرد (مصدق ، همانجا). وی بعدها در پاسخ به منتقدانی که او را محافظه کار می دانستند، نداشتن پشتیبان در مجلس و مخالفت با خواسته های شخصی رجال را مانع اساسی پیشرفت امور دانست (سعیدی ، ص ٩٤).
پرداختن به معارف که مشیرالدوله آن را مایة خوشبختی همة «ملل و مقصود حرکت جامعه » می دانست ، و اهمیت دادن به زبان فارسی وجهة دیگری از همت او بود (ایران . مجلس شورای ملی ، دورة سوم ، ص ٥٧) و به همین سبب دوبار به وزارت معارف رسید و در زمان کناره جویی از سیاست نیز عضویت کمیسیون معارف را پذیرفت (١٣٠٢ ش ) که اصلاح تشکیلات معارف و تدوین کتب درسی برعهدة آن بود (سعیدی ، ص ٩٣). در همین دوران پیرنیا نوشتن کتابهای ایران باستانی و داستانهای ایران قدیم به شیوة تاریخنگاری جدید را آغاز کرد که بترتیب در ١٣٠٦ و ١٣٠٧ش منتشر شدند. از کتاب نخست گزیده ای نیز با عنوان ایران قدیم تهیه شد که در مدارس تدریس می شد (زرین کوب ، ١٣٧٦ ش ، ص ٢٧٥؛ باستانی پاریزی ، ص ٥٣٢). پس از آن به پیشنهاد کمیسیون معارف برای تدوین تاریخ کامل ایران ، نوشتن بخش پیش از اسلام آن را برعهده گرفت و بخشهایی از آن را با نام ایران باستان منتشر کرد، اما با مرگ وی این طرح ناتمام ماند (باستانی پاریزی ، ص ٥٣٧).
نوشته های تاریخی مشیرالدوله بیش از هرچیز نشان دهندة روحیات واندیشه های مؤلف و زمانة اوست ؛ او با نگاهی جستجوگر، تمدن کهن ایرانی را دستمایة بالندگی و تفاخر ملی قرار داد و همچون میرزا آقاخان کرمانی که تاریخ را «قبالة نجابت و سند بزرگواری » هر ملتی می دانست (میرزا آقاخان کرمانی ، ج ١، ص ١٣) بزرگترین مسئلة او تنزیه نام ایران از عنوان «بربر» و شکست در برابر بیگانگان بود (زرین کوب ، ١٣٧٦ ش ، ص ٢٨٦) به گونه ای که گاه همچون سیاستمداری شاغل و دخیل در قضایای تاریخی ، روابط سیاسی ـ اقتصادی ایران را تحلیل کرده به طرح و حل مشکلات گذشته پرداخته است (همان ، ص ٢٧). علاقة پیرنیا به جزئیات اوضاع مدنی و اجتناب از تفصیل نام سلسله ها و پادشاهان ، نشان دهندة تاثیر روش «میرزا آقاخان کرمانی * » بر شیوة تاریخنگاری اوست (میرزا آقاخان کرمانی ، ج ١، ص ١٨؛ پیرنیا، مقدمه ، ص ٢). اهمیت آثار پیرنیا، گذشته از دقت نظر وی ، در بهره گیری او از جدیدترین نوشته های آن زمان است که عده ای از فرهنگ دوستان مانند سعید نفیسی * ، عباس اقبال آشتیانی * ، سیدحسن تقی زاده * و دیگران وی را در این راه یاری رساندند (باستانی پاریزی ، ص ٥٣٧ ـ ٥٣٨).
حسن پیرنیا در ٢٩ آبان ١٣١٤ پس از دو سال بیماری درگذشت و در مقبرة خانوادگی خود در امامزاده صالح تجریش به خاک سپرده شد (همان ، ص ٥٦٣). از او هفت فرزند برجای ماند (همان ، ص ٥٤٥).
داوریها دربارة پیرنیا گوناگون است ؛ برخی مآخذ به پیوند او با لژهای فراماسونری اشاره کرده (احتشام السلطنه ، ص ٦٢٠؛ خان ملک ساسانی ، ج ٢، ص ٣٢٩) و پاره ای دیگر از سرچشمة ثروت و املاک او یاد کرده اند (کلانتری باغمیشه یی ، ص ١٩١؛ خان ملک ساسانی ، ج ٢، ص ٣٣٨)، اما همة آنان خوشنامی وی را در عرصة سیاست ستوده اند. در آبان ١٣٥١ مجلس بزرگداشتی به مناسبت یکصدمین سال تولد او در دانشگاه تهران برگزار شد و رجال و فرهنگ دوستان کشور یادش را گرامی داشتند.
منابع :
(١) فریدون آدمیت ، ایدئولوژی نهضت مشروطیت ایران ، ج ٢: مجلس اول و بحران آزادی ، تهران ( بی تا. ) ؛
(٢) همو، فکر دموکراسی اجتماعی در نهضت مشروطیت ایران ، تهران ١٣٦٣ش ؛
(٣) منصوره اتحادیه ، احزاب سیاسی در مجلس سوم ، تهران ١٣٧١ش ؛
(٤) همو، مجلس و انتخابات : از مشروطه تا پایان قاجاریه ، تهران ١٣٧٥ش ؛
(٥) محمود احتشام السلطنه ، خاطرات احتشام السلطنه ، چاپ محمدمهدی موسوی ، تهران ١٣٦٦ش ؛
(٦) احمد امیراحمدی ، خاطرات نخستین سپهبد ایران : احمد امیراحمدی ، چاپ غلامحسین زرگری نژاد، تهران ١٣٧٣ش ؛
(٧) ایران . مجلس شورای ملی ، صورت مذاکرات مجلس شورای ملی ، دورة دوم ـ دورة پنجم ؛
(٨) ایران . مجلس شورای ملی . ادارة قوانین ، فهرست مصوبات مجلس شورای ملی در ٢٢ دورة قانونگذاری ، تهران ١٣٥٥ش ؛
(٩) الیور باست ، آلمانیها در ایران : نگاهی به تحولات ایران در جنگ جهانی اول بر اساس منابع دیپلماتیک فرانسه ، ترجمة حسین بنی احمد، تهران ١٣٧٧ش ؛
(١٠) محمدابراهیم باستانی پاریزی ، تلاش آزادی : محیط سیاسی و زندگانی مشیرالدوله پیرنیا ، تهران ١٣٥٦ش ؛
(١١) بریتانیا. وزارت امور خارجه ، کتاب آبی : گزارشهای محرمانة وزارت امور خارجة انگلیس دربارة انقلاب مشروطة ایران ، چاپ احمد بشیری ، تهران ١٣٦٢ـ١٣٦٩ش ؛
(١٢) محمدتقی بهار، تاریخ مختصر احزاب سیاسی ایران ، تهران ١٣٧١ش ؛
(١٣) سلیمان بهبودی ، «خاطرات سلیمان بهبودی : بیست سال با رضاشاه »، در رضاشاه : خاطرات سلیمان بهبودی ، شمس پهلوی ، علی ایزدی ، چاپ غلامحسین میرزا صالح ، تهران ١٣٧٢ش ؛
(١٤) کاوه بیات ، انقلاب خراسان : مجموعة اسناد و مدارک سال ١٣٠٠ش ، تهران ١٣٧٠ش ؛
(١٥) همو، کودتای لاهوتی : تبریز، بهمن ١٣٠٠ ، تهران ١٣٧٦ش ؛
(١٦) حسن پیرنیا، ایران باستانی ؛
(١٧) و، داستانهای ایران قدیم ، تهران ١٣٧٠ش ؛
(١٨) میرجعفر پیشه وری ، آخرین سنگر آزادی : مجموعه مقالات به کوشش رحیم رئیس نیا، تهران ١٣٧٧ش ؛
(١٩) احمد تفرشی حسینی ، روزنامة اخبار مشروطیت و انقلاب ایران ، چاپ ایرج افشار، تهران ١٣٥١ش ؛
(٢٠) جورج پرسی چرچیل ، فرهنگ رجال قاجار ، ترجمه و تألیف غلامحسین میرزاصالح ، تهران ١٣٦٩ش ؛
(٢١) احمدخان ملک ساسانی ، سیاستگران دورة قاجار ، تهران ?( ١٣٣٨ش ) ؛
(٢٢) دانشکدة افسری ، کارنامة دانشکدة افسری در عصر پهلوی ، ( تهران ) ١٣٥٠ش ؛
(٢٣) یحیی دولت آبادی ، حیات یحیی ، تهران ١٣٦٢ش ؛
(٢٤) عبدالحسین زرین کوب ، حکایت همچنان باقی ، تهران ١٣٧٦ش ؛
(٢٥) همو، «شیوة تاریخ نگاری در کتاب ایران باستان مشیرالدوله »، در مجموعه گفتارهائی دربارة چند تن از رجال ادب و تاریخ ایران ، چاپ قاسم صافی ، تهران ١٣٥٧ش ؛
(٢٦) لطف الله ساغروانی ، اسامی نمایندگان مجلس شورای ملی در ٢٤ دورة قانونگذاری ، تهران ١٣٦٨ش ؛
(٢٧) قهرمان میرزا سالور، روزنامة خاطرات عین السلطنه ، ج ٣ : روزگار پادشاهی محمدعلی شاه و انقلاب مشروطه ، چاپ مسعود سالور و ایرج افشار، تهران ١٣٧٧ش ؛
(٢٨) احمدعلی سپهر، ایران در جنگ بزرگ : ١٩١٨ـ١٩١٤ ، تهران ١٣٣٦ش ؛
(٢٩) همو، خاطرات سیاسی مورخ الدوله سپهر ، چاپ احمد سمیعی ، تهران ١٣٧٤ش ؛
(٣٠) احمد سعیدی ، «خاطرات دربارة مشیرالدوله »، در مجموعه گفتارهائی دربارة چند تن از رجال ادب و تاریخ ایران ، چاپ قاسم صافی ، تهران ١٣٥٧ش ؛
(٣١) محمدمهدی شریف کاشانی ، واقعات اتفاقیه در روزگار ، چاپ منصوره اتحادیه (نظام مافی ) و سیروس سعدوندیان ، تهران ١٣٦٢ش ؛
(٣٢) محسن صدر، خاطرات صدرالاشراف ، تهران ١٣٦٤ش ؛
(٣٣) جمشید ضرغام بروجنی ، دولتهای عصر مشروطیت ، تهران ?( ١٣٥٠ ش ) ؛
(٣٤) علی بن محمد ناصر ظهیرالدوله ، سفرنامة ظهیرالدوله همراه مظفرالدین شاه به فرنگستان ، چاپ محمداسماعیل رضوانی ، تهران ١٣٧١ش ؛
(٣٥) فخرالدین عظیمی ، «انتخابات بدون حق انتخاب ؟: انتخابات پارلمانی و تداوم فرهنگ سیاسی در ایران »، نگاه نو ، ش ٤٢ (پاییز ١٣٧٨)؛
(٣٦) ابراهیم فخرائی ، سردار جنگل : میرزا کوچک خان ، تهران ١٣٦٦ش ؛
(٣٧) همو، «سندی دربارة نهضت جنگل به خط مستشارالدوله »، آینده ، سال ٩، ش ٢ (اردیبهشت ١٣٦٢)؛
(٣٨) محمدعلی فروغی ، مقالات فروغی ، ج ١، چاپ حبیب یغمایی و محمود فروغی ، تهران ١٣٥٤ش ؛
(٣٩) جهانگیر قائم مقامی ، تاریخ تحولات سیاسی نظام ایران : از آغاز قرن یازدهم هجری تا سال ١٣٠١ هجری شمسی ، تهران ١٣٢٦ش ؛
(٤٠) احمد کسروی ، تاریخ هیجده سالة آذربایجان ، تهران ١٣٥٥ش الف ؛
(٤١) همو، زندگانی من ، تهران ١٣٥٥ش ب ؛
(٤٢) همو، قیام شیخ محمد خیابانی ، با مقدمه و حواشی و ویرایش محمدعلی همایون کاتوزیان ، تهران ١٣٧٦ش ؛
(٤٣) ابراهیم کلانتری باغمیشه یی ، روزنامه ی خاطرات شرف الدوله : ١٣٢٤ـ١٣٢٧ ه .ق . ، چاپ یحیی ذکاء، تهران ١٣٧٧ش ؛
(٤٤) اولریش گرکه ، پیش به سوی شرق : ایران در سیاست شرقی آلمان در جنگ جهانی اول ، ترجمة پرویز صدری ، تهران ١٣٧٧ش ؛
(٤٥) عباسقلی گلشائیان ، گذشته ها و اندیشه های زندگی ، یا، خاطرات من ، تهران ١٣٧٧ش ؛
(٤٦) حبیب لاجوردی ، اتحادیه های کارگری و خودکامگی در ایران ، ترجمة ضیاء صدقی ، تهران ١٣٦٩ش ؛
(٤٧) هاشم محیط مافی ، مقدمات مشروطیت ، چاپ مجید تفرشی و جوادجان فدا، تهران ١٣٦٣ش ؛
(٤٨) مدرس و مجلس : نامه ها و اسناد ، تهران : مؤسسة پژوهش و مطالعات فرهنگی ، ١٣٧٣ش ؛
(٤٩) عبدالله مستوفی ، شرح زندگانی من ، یا، تاریخ اجتماعی و اداری دورة قاجاریه ، تهران ١٣٦٠ش ؛
(٥٠) محمد مصدق ، خاطرات و تألمات دکتر محمد مصدق ، چاپ ایرج افشار، تهران ١٣٦٥ش ؛
(٥١) مظفرالدین قاجار، شاه ایران ، سفرنامة فرنگستان ، ج ١: سفر اول ، مقدمه و فهرست از امیر شیرازی ، تهران ١٣٦٣ش ؛
(٥٢) حسن معاصر، تاریخ استقرار مشروطیت در ایران ، تهران ١٣٥٢ـ١٣٥٣ش ؛
(٥٣) عبدالحسین میرزا آقاخان کرمانی ، آئینة سکندری : تاریخ ایران از زمان ماقبل تاریخ تا رحلت حضرت ختمی مرتبت ، ج ١، چاپ سنگی تهران ١٣٢٤؛
(٥٤) میرزا هاشم خان ، تعرفة احوال و اعضاء وزارت امور خارجه دولت علیّة ایران ، در رجال وزارت خارجه در عصر ناصری و مظفّری ، چاپ ایرج افشار، تهران ١٣٦٥ش ؛
(٥٥) محمدبن علی ناظم الاسلام کرمانی ، تاریخ بیداری ایرانیان ، چاپ علی اکبر سعیدی سیرجانی ، تهران ١٣٦٢ش ؛
(٥٦) حسین قلی نظام السلطنه مافی ، خاطرات و اسناد حسین قلی خان نظام السلطنه مافی ، چاپ معصومه مافی و دیگران ، تهران ١٣٦٢ش ؛
(٥٧) مهدیقلی هدایت ، خاطرات و خطرات ، تهران ١٣٦٣ش الف ؛
(٥٨) همو، گزارش ایران ، چاپ محمدعلی صوتی ، تهران ١٣٦٣ش ب .
/ محمد مهدی امینی /