دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٤٣٢٦
جارودیه ، یکی از شاخه های زیدیه در قرن دوم و سوم . این فرقه به نام برجسته ترین فرد آن ، ابوالجارُود زیادبن مُنْذَر،مشهور است .
در منابع رجالی امامیه ، اطلاعات اندکی در بارة ابوالجارود آمده است . محمدبن عمر کشّی (قرن چهارم )، قدیم ترین رجالی امامیه ، در بارة ابوالجارود اطلاعاتی آورده است ( رجوع کنید بهص ٢٢٩ـ ٢٣١). به نوشتة کشّی (ص ٢٢٩)، ابوالجارود به سَرْحُوب مشهور بود. کشّی ، سرحوب را به معنای شیطانی کور و ساکن در دریا دانسته و گفته که این لقب را امام باقر علیه السلام بر وی نهاده است . کشّی همچنین روایاتی در ذم ابوالجارود، به نقل از امام صادق علیه السلام ، آورده است ( رجوع کنید به ص ٢٣٠ـ٢٣١؛
نیز رجوع کنید بهابن ندیم ، ص ٢٢٦ـ٢٢٧). نجاشی (متوفی ٤٥٠؛
ص ١٧٠) اطلاعات دقیق تری در بارة ابوالجارود داده و لقب او را هَمْدانی خَارَفی ذکر کرده است و در خبری به نقل از محمدبن سنان از
ابوالجارود، آورده که از بدو تولد نابینا بوده است . نجاشی (همانجا) ابوالجارود را از امامیان کوفی نسب دانسته و گفته
که وی از شاگردان ابوجعفر محمدبن علی علیه السلام بوده است . نجاشی همچنین روایاتی از امام صادق علیه السلام نقل کرده است .
ابوالجارود در قیام زیدبن علی (١٢٢) از جمله همراهان او بوده که نشان دهندة تغییر عقیدة ابوالجارود از امامیه به زیدیه * است ( رجوع کنید به همانجا). نجاشی (همانجا)، به نقل از ابوالعباس بن نوح ، از محمدبن اسماعیل بخاری آورده که ابوالجارود به ثقفی ملقب بوده و از عَطیة بن سعد عوفی (متوفی ١١١) حدیث شنیده و از امام باقر علیه السلام نیز روایت نقل کرده است . همچنین مروان بن معاویه و علی بن هاشم بن برید از ابوالجارود روایت نقل کرده اند که بخاری در التاریخ الکبیر (ج ٣، ص ٣٧١) و التاریخ الصغیر (ج ٢، ص ١٣٧) به آن اشاره کرده است .
شیخ طوسی (١٣٨٠، ص ١٢٢) ابوالجارود را فردی تابعی و زیدی معرفی کرده و گفته که فرقة جارودیه به وی منتسب است . در منابع ، نسب ابوالجارود به صورتهای مختلف ، از جمله حوفی (طوسی ، همانجا؛
ابن داوود حلّی ، ص ٢٤٦) و حَرقی و خارقی (ابن داوودحلّی ، همانجا)، آمده که جملگی تصحیف خارفی است ، زیرا ابوالجارود از تیرة خارَفِ قبیلة هَمْدان بوده است (نجاشی ، همانجا؛
نیز رجوع کنید به سمعانی ، ج ٢، ص ٣٠٥).
تاریخ تولد و وفات ابوالجارود در منابع مشخص نشده ولی با توجه به تاریخ وفات برخی از مشایخ وی ، همچون حسن بصری (متوفی ١١٠)، اصبغ بن نُباته (متوفی نیمة اول قرن دوم ) و أبوبُرْدَة بُرَیْد بن عبداللّه اشعری (متوفی نیمة اول قرن دوم ؛
رجوع کنید بهمزّی ، ج ٩، ص ٥١٧)، احتمالاً قبل از سال ٨٠ به دنیا آمده است . ابوالجارود از ابوطُفَیل عامربن واثله صحابی (متوفی ١٠٠ یا ١١٠) نیز روایت نقل کرده (ذهبی ، حوادث و وفیات ١٤١ـ ١٦٠ ه ، ص ١٤١) که ظاهراً بر همین اساس ، شیخ طوسی (١٣٨٠، همانجا) او را از تابعین شمرده است . ذهبی (حوادث و وفیات ١٤١ـ١٦٠ ه ، ص ١٤٠ـ١٤١) ابوالجارود را از جمله درگذشتگان بین ١٤٠ تا ١٥٠ ذکر کرده است . مِزّی (ج ٩، ص ٥١٧ ـ ٥١٨) فهرست کاملی از مشایخ و راویان ابوالجارود را آورده است .
در منابع رجالی اهل سنّت ، اقوال متعددی در جرح ابوالجارود آمده که ظاهراً به سبب زیدی بودن اوست ( رجوع کنید بهابن عَدی ، ج ٣، ص ١٨٩؛
مزّی ، ج ٩، ص ٥١٨ ـ ٥١٩).
گزارشهای موجود در بارة جارودیه در آثار کلامی و کتابهای ملل و نحل به دو دسته تقسیم می شود. نخست ، گزارشی است که سعدبن عبداللّه اشعری (متوفی ٢٩٩ یا ٣٠١) در کتاب المقالات و الفرق (ص ٧١ـ٧٣) آورده ، که با کاستیهایی در کتاب فرق الشیعه منسوب به حسن بن موسی نوبختی (ص ٥٤ ـ ٥٨) نیز آمده است . این گزارش همانندی فراوانی با روایتِ مؤلفِ کتاب اصول النِحَل ( رجوع کنید به مسائل الامامة ، ص ٤٢ـ٤٣) در بارة جارودیه دارد که ظاهراً تألیف جعفربن حرب (متوفی ٢٣٦) است ( رجوع کنید بهمادلونگ ، ١٩٨٠، ص ٢٢٠ـ٢٣٦). گزارش جعفربن حرب ، به نقل از جمعی از مشایخ شیعه است ( رجوع کنید بهادامة مقاله ).
دستة دوم ، گزارشهایی در بارة این فرقه است که ابوالقاسم بلخی (متوفی ٣١٩؛
رجوع کنید به قاضی عبدالجباربن احمد، ج ٢٠، قسم ٢، ص ١٨٤ـ ١٨٥، به نقل از بلخی ، کتاب المقالات )، ابوالحسن علی بن اسماعیل اشعری (متوفی ٣٣٤؛
ص ٦٦ـ٦٧)، ابن حزم (متوفی ٤٥٦؛
ج ٥، ص ٣٥) و احمدبن یحیی مشهور به ابن مرتضی (متوفی ٨٤٠؛
ص ٩٧) آورده اند. ابوسعید نَشْوان بن سعید حِمْیَری (متوفی ٥٧٣؛
ص ١٥٥ـ١٥٦) نیز گزارش بلخی را عیناً نقل کرده است . در میان این پنج گزارش ، روایت ابن مرتضی با وجود اختصار اهمیت فراوانی دارد. ابن مرتضی (همانجا) به این مطلب اشاره کرده که روایت خود را از محمدبن هارون مشهور به ابوعیسی وَرّاق (متوفی بعد از ٢٤٧) گرفته است . نجاشی (ص ٣٧٢) از ابوعیسی وَراق یاد کرده و از آثار وی به کتابهای الامامة ، کتاب اختلاف الشیعة ، و المقالات اشاره کرده است که با توجه به موضوع آنها، این مطالب ، ظاهراً برگرفته از یکی از این آثار است . بر اساس گزارش ابوعیسی وراق ــ که ابوالحسن اشعری (همانجا) و بلخی ( رجوع کنید به قاضی عبدالجباربن احمد، همانجا) بدون تصریح به نام او، آن را نقل کرده اند ــ جارودیه معتقد بوده اند که پیامبراکرم ، علی علیه السلام را با ذکر اوصاف ، بدون تصریح به اسم ، به امامت منصوب کرده است . البته جارودیه معتقد بودند که این صفات ، تنها اختصاص به علی علیه السلام داشته است و بر این اساس جارودیه ، نپذیرفتن و انتخاب نکردن علی علیه السلام را به امامت بعد از پیامبر، موجب کفر و ضلالت دانسته اند. جارودیه همچنین معتقد به وجود نصی مشابه در بارة امام حسن و امام حسین علیهماالسلام بوده اند. جارودیه قائل بودند که بعد از این سه تن ، نصی بر امامت هیچ علوی وجود ندارد، ولی امامت را محدود به فرزندان امام حسن و امام حسین علیهماالسلام می دانستند. جارودیه ، همچون دیگر زیدیان ، بر این باور بودند که هر عَلَوی صحیح النسب از فرزندان امام حسن و امام حسین ، که عالم و زاهد و شجاع باشد، اگر قیام کند و مردم را به خود دعوت نماید، امام خواهد بود.
ابوعیسی وراق در ادامة گزارش خود، دیدگاههای جارودیه را در بارة مهدویت به سه دسته تقسیم کرده است : کسانی که به
مهدویت و رجعت محمدبن عبداللّه نفس زکیه (متوفی ١٤٥) اعتقاد داشته اند؛
معتقدان به مهدودیت محمدبن قاسم طالقانی (متوفی ٢١٩)؛
و کسانی که یحیی بن عمر را قائم می دانستند و منتظر رجعت وی بودند (علی بن اسماعیل اشعری ؛
قاضی عبدالجباربن احمد، همانجاها).
دیگر نویسندگان ملل و نحل ، چون عبدالقاهر بغدادی (ص ٣٠ـ٣٢) و مؤلف تبصرة العوام (ص ١٨٥ـ١٨٦) و شهرستانی (ج ٢، ص ١٥٧ـ١٥٩)، با تفاوتهایی این مطالب را نقل کرده اند. مسعودی (ج ٤، ص ٤٥) نیز به نقل از ابوعیسی وراق ، در بارة جارودیه و عقیدة آنان در بارة محدود بودن امامت میان
فرزندان امام حسن و امام حسین علیهماالسلام ، مطالب مختصری آورده است .
ابوسعید نشوان بن سعید حمیری (ص ١٥٦ـ١٥٧)، بعد از نقل روایت ابوعیسی وراق از طریق ابوالقاسم بلخی ، در بارة فرقة حسینیه (پیروان قاسم بن علی عَیانی ، متوفی ٣٩٣)، گزارشی آورده و به دلیل اعتقاد پیروان عیانی به رجعت او، آنها را نیز دسته ای از جارودیه دانسته است ، اما این نحله ارتباطی با جارودیه ندارند. ابوالقاسم بلخی ( رجوع کنید به قاضی عبدالجباربن احمد، ج ٢٠، قسم ٢، ص ١٨٥) در ادامة گزارش خود، به نقل از منبعی که احتمالاً همان وراق بوده ، به اعتقاد ابوالجارود در بارة رجعت اشاره کرده است ، هر چند برخی اصحاب ابوالجارود این عقیده را نداشته اند، چنانکه ابوالحسین خیاط (ص ١٩٨) از پذیرفته نشدن این عقیده در میان جارودیه سخن گفته است .
بلخی ( رجوع کنید به قاضی عبدالجباربن احمد، همانجا) همچنین به گروهی از زیدیه که پیروان فردی به نام صباح بن قاسم مری (مزی ؟) بوده اند، اشاره کرده و گفته است آنها عقایدی همچون جارودیه داشته اند و تنها اختلافشان با جارودیه دیدگاه آنها در بارة ابوبکر و عمر بوده است .
گزارش ظاهراً مستقل دیگری که در بارة جارودیه در کتاب اصول النحل ( رجوع کنید به مسائل الامامة ، ص ٤٢ـ٤٣) آمده ، احتمالاً برگرفته از منبع مشترکی است که سعدبن عبداللّه اشعری نیز گزارش خود را در بارة جارودیه از آن نقل کرده است ( رجوع کنید به ادامة مقاله ). در بارة مؤلف این اثر اختلاف نظر وجود دارد؛
یوزف فان اس آن را با عنوان مسائل الامامة و منسوب ناشِی ء اکبر (متوفی ٢٩٣) به چاپ رساند ولی مادلونگ (١٩٨٠، ص ٢٢٠ـ ٢٣٦) آن را تألیف جعفربن حرب و نام آن را اصول النحل دانسته است . اما عبارتی در کتاب اصول النحل هست که به تألیف این اثر در زمانی کهن تر دلالت دارد ( رجوع کنید به مسائل الامامة ، ص ٤٨). گزارش کتاب اصول النحل با توصیف جارودیه در کتاب سعدبن عبداللّه اشعری (ص ٧١ـ٧٢) همانندیهایی دارد و با صرف نظر از برخی جزئیات ، می توان مطالب سعدبن عبداللّه را تفصیل یافتة خبر اصول النحل دانست . در کتاب اصول النحل ، منبع خبر جماعتی از مشایخ و علمای شیعه ذکر شده است . با آنکه سعدبن عبداللّه اشعری تصریح یا اشاره نکرده که مطالب خود را در بارة جارودیه از منبعی کهن گرفته ، نحوة گزارش وی نشان می دهد که آن را از اثری قدیمی اخذ کرده است . مادلونگ (١٣٦٨ ش ، ص ٦٣ـ٦٤) این منبع را کتاب اختلاف الناس فی الامامة نوشتة هشام بن حکم (متوفی ١٧٩) می داند، ولی شواهدی در کتاب سعدبن عبداللّه دلالت بر این دارد که از کتابی در ملل و نحل تألیف یونس بن عبدالرحمان قمی (متوفی ٢٠٩) استفاده کرده است (برای اطلاع بیشتر رجوع کنید به رحمتی ، ص ٦٨ـ٦٩، ٧٣ـ٧٤).
به گزارش مؤلف اصول النحل ( رجوع کنید به مسائل الامامة ، ص ٤٢ـ ٤٣) جارودیه به وجود نصی بر امامت حضرت علی ، امام حسن و امام حسین علیهم السلام از سوی پیامبر اعتقاد داشته اند. پس از این سه تن ، منکر وجود نصّ بر امامت فردی بوده و اعتقاد داشته اند که امامت از فرزندان فاطمه سلام اللّه علیها خارج نخواهد شد. جارودیه شرطِ پذیرش دعویِ امامت را تنها خروج و قیام می دانستند و از دو خلیفة نخست برائت می جستند و آنها را به دلیل کنار نهادن علی علیه السلام و غصب خلافت وی ، کافر می شمردند. ابوالجارود معتقد بوده که امام به همة آنچه مورد نیاز امت است ، علم دارد و علویان همه مستعد داشتن چنین علمی اند و صرف رسیدن به بلوغِ سِنی ، موجب حصول این فضیلت در میان آنان خواهد شد. وی معتقد به الهام به امام بود و می گفت که علوم در مواجهه با حوادث جدید به امام الهام می شود (همانجا؛
سعدبن عبداللّه اشعری ، همانجا).
شیخ طوسی (متوفی ٤٦٠) از آثار ابوالجارود به کتاب اصل و کتاب التفسیر عن ابی جعفر الباقر علیه السلام اشاره کرده (١٤٢٠، ص ٢٠٣) در حالی که نجاشی (ص ١٧٠) تنها از کتاب تفسیرالقرآن ابوالجارود، به روایت از امام باقر علیه السلام ، نام برده است . این مجموعه روایات تفسیری ، مشهور بوده و ابن ندیم نیز (ص ٣٦) به آن اشاره کرده است . نجاشی (همانجا) و طوسی (١٤٢٠، ص ٢٠٣ـ٢٠٤)، با تفاوتی اندک ، سلسله سند مشابهی در روایت تفسیر ابوالجارود آورده اند (نیز رجوع کنید به مدرسی طباطبائی ، دفتر ١، ص ١٦٤ـ١٦٦). ابوالجارود در این تفسیر، روایات تفسیری امام باقر علیه السلام را گردآوری کرده است . احمدبن محمدبن سعید، مشهور به ابن عقده (متوفی ٣٣٣)، تفسیر ابوالجارود را از جعفربن عبداللّه محمدی (زنده در
٢٦٨) به روایت او از ابوسهل کثیربن عیاش قطان ، شاگرد ابوالجارود، روایت کرده است . در تفسیر علی بن ابراهیم
قمی (زنده در ٣٠٧؛
ج ١، ص ١١٠، ٢٠٦، ٢٣٠، ٢٧٠) چند روایت از ابوالجارود با سلسله سند طوسی و نجاشی آمده و در موارد متعدد دیگری تنها با ذکر «وفی روایة ابی الجارود» ( رجوع کنید بهج ١، ص ١٢٧، ٢٠٥، ٢٣٢، ٢٥٠، ٢٧٨، ٢٨٢، ٣٠٥، ٣٥٩، ج ٢، ص ١٤، ٢٠، ١٦٨) از تفسیر ابوالجارود مطالبی نقل شده است . ظاهراً این روایات را ابوالفضل عباس بن محمدبن قاسم بن حمزة بن موسی بن جعفر، شاگرد قمی ، به تفسیر افزوده است (آقابزرگ طهرانی ، ج ٤، ص ٣٠٣ـ٣٠٤؛
قس تفسیر علی بن ابراهیم قمی * ).
علی بن ابراهیم قمی به نقل از پدرش ابراهیم بن هاشم قمی خبری از ابوالجارود از طریق صفوان بن یحیی بَجَلی (متوفی ٢١٠) و خبری از ظریف بن ناصح به روایت از عبدالصمدبن بشیر از ابوالجارود نیز آورده است ( رجوع کنید به ج ١، ص ١١٧، ٢١٥). در تفسیر فرات بن ابراهیم کوفی (ص ٧٩، ١١٩، ١٥١، ١٨٦، ٢٤٦، ٢٧٧، ٣٤٧، ٤١٩، ٥٣٤) نیز روایاتی تفسیری از ابوالجارود نقل شده که سلسله سندهای متفاوتی دارد که نشان دهندة تداول روایات تفسیری ابوالجارود در میان محافل امامی ـ زیدی کوفه است . روایات تفسیری ابوالجارود در بر دارندة برخی آرای اوست . ابوالجارود در مخالفت با معتزله و نظریات آنها، روایاتی نقل کرده است ( رجوع کنید به قمی ، ج ١، ص ٢٠٦، ٢٣٢ـ٢٣٣).
از ویژگیهای تفسیری ابوالجارود توجه فراوان به اسباب نزول است ( رجوع کنید به همان ، ج ١، ص ٣٩١، ج ٢، ص ٢٩). ابن بابویه (متوفی ٣٨١؛
١٣٩٨، ص ٢٣٦؛
همو، ١٤١٧، ص ٣٩٤ـ ٣٩٥) دو روایت از تفسیر ابوالجارود آورده است به روایت از محمدبن ابراهیم بن اسحاق طالقانی (زنده در ٣٤٩) از ابن عقده با همان سلسله سندی که نجاشی و طوسی یاد کرده اند. حَسَکانی (متوفی ٤٩٠؛
ج ١، ص ٢٥٤، ٣٦٦، ٣٨٨، ٤٠٩، ٥٦٩، ج ٢، ص ٧١، ٢٨٤) نیز روایاتی از ابوالجارود نقل کرده که اسناد آن با آنچه در محافل امامی و زیدی رواج داشته ، متفاوت است .
در مورد دیگر اثر ابوالجارود، یعنی اصل ، شیخ طوسی (١٤٢٠، ص ٢٠٣) به طریق خود در روایت این کتاب اشاره کرده است (نیز رجوع کنید به مدرسی طباطبائی ، دفتر ١، ص ١٦٦ـ ١٦٨).
نام ابوالجارود در متون حدیثی امامیه در سلسله اَسناد بعضی احادیث آمده است . از جملة این روایات ، حدیث مُن'اشِدة امام علی علیه السلام در شورای تعیین شده از سوی خلیفة دوم ( رجوع کنید به ابن بابویه ، ١٣٦٢ ش ، ج ٢، ص ٥٥٣ ـ٥٦٣) و حدیث غدیر خم ( رجوع کنید به عیاشی ، ج ١، ص ٣٣٤) است . ابن بابویه در کتاب مَنْ لایَحْضُره الفَقیه (ج ١، ص ١٥٢، ٢٥٣، ٢٦٠، ج ٣، ص ٥٣٤، ج ٤، ص ١٧١) روایاتی از ابوالجارود نقل کرده و در بخش مَشیخه (همان ، ج ٤، ص ٤٤٦ـ٤٤٧)، طریق خود را در روایت از وی ارائه کرده است . در منابع زیدی (همچون رَأبُالصَّدْع احمدبن عیسی بن زید متوفی ٢٤٧، تدوین محمدبن منصور مرادی متوفی ٢٩٤)، روایات فراوانی از کتاب اصل ابوالجارود با اَسناد مختلفی نقل شده و این روایات به نقل از یحیی بن سالم ( رجوع کنید به ج ٢، ص ٧٠٩)، ابوعلی قَطّان ( رجوع کنید به ج ١، ص ٤٧١، ج ٢، ص ٩١٣)، عبداللّه بن نُمَیر ( رجوع کنید به ج ٢، ص ٨٢١) و محمدبن بکر اَرْحَبی ( رجوع کنید به ج ١، ص ٤٧، ٤٩، ٥٥، ٥٨) است . بخش اعظم این روایات از امام باقر علیه السلام نقل شده است و بیشتر روایات نقل شده از ابوالجارود، از طریق محمدبن بکر ارحبی است . به نظر مادلونگ ( ایرانیکا ، ذیل «ابوالجارود») این روایات غیر از احادیث روایت شده از ابوالجارود در محافل امامیه است . از اصحاب زیدی ابوالجارود، ابوخالد عمروبن خالد واسطی (متوفی ٢٥٠)، راوی کتاب المجموع الحدیثی و الفقهی زید به تدوین عبدالعزیزبن اسحاق بقال (متوفی ٣٦٣)، بوده است ( رجوع کنید بهشهرستانی ، ج ١، ص ٢٥٩). بنا بر نوشتة ابوعبداللّه شاذانی ، عمروبن خالد از ابوالجارود در فضیلت زیدبن علی و تأیید ضمنی قیام او، از امام باقر علیه السلام حدیثی نقل کرده است ( رجوع کنید به کشّی ، ص ٢٣١ـ٢٣٣).
گزارش خاصی از تداوم جارودیه در منابع موجود نیست
و در متون رجالی امامیه تنها از احمدبن محمدبن سعید معروف به ابن عقده * به عنوان محدّثی جارودی نام برده
شده است (برای نمونه رجوع کنید بهنجاشی ، ص ٩٤ـ ٩٥). شیخ مفید در رسالة المسائل الجارودیه به رد آرای جارودیه در بارة امامت پرداخته که احتمالاً مقصود وی از جارودیه ، تمام فرقه های زیدیه بوده است .
منابع :
(١) آقابزرگ طهرانی ؛
(٢) ابن بابویه ، الامالی ، قم ١٤١٧؛
(٣) همو، التوحید ، چاپ هاشم حسینی طهرانی ، قم ١٣٩٨؛
(٤) همو، کتاب الخصال ، چاپ علی اکبر غفاری ، قم ١٣٦٢ ش ؛
(٥) همو، کتاب من لایحضره الفقیه ، چاپ علی اکبر غفاری ، قم ١٤١٤؛
(٦) ابن حزم ، الفصل فی الملل و الاهواء و النحل ، چاپ محمد ابراهیم نصر و عبدالرحمان عمیره ، بیروت ١٤٠٥/١٩٨٥؛
(٧) ابن داوود حلّی ، کتاب الرجال ، چاپ محمدصادق آل بحرالعلوم ، نجف ١٣٩٢/١٩٧٢، چاپ افست قم ( بی تا. ) ؛
(٨) ابن عدیّ، الکامل فی ضعفاءالرجال ، چاپ سهیل زکار، بیروت ١٤٠٩/١٩٨٨؛
(٩) ابن مرتضی ، المنیة و الامل فی شرح الملل و النحل ، چاپ محمدجواد مشکور، بیروت ١٤١٠/١٩٩٠؛
(١٠) ابن ندیم ؛
(١١) احمدبن عیسی بن زید، کتاب رأبُالصَّدْع ، چاپ علی بن اسماعیل صنعانی ، بیروت ١٤١٠/١٩٩٠؛
(١٢) سعدبن عبداللّه اشعری ، کتاب المقالات و الفرق ، چاپ محمدجواد مشکور، تهران ١٣٦١ ش ؛
(١٣) علی بن اسماعیل اشعری ، کتاب مقالات الاسلامیین و اختلاف المصلّین ، چاپ هلموت ریتر، ویسبادن ١٤٠٠/١٩٨٠؛
(١٤) محمدبن اسماعیل بخاری ، التاریخ الصغیر ، چاپ محمود ابراهیم زاید، بیروت ١٤٠٦/١٩٨٦؛
(١٥) همو، التاریخ الکبیر ، بیروت : دارالفکر، ( بی تا. ) ؛
(١٦) عبدالقاهربن طاهر بغدادی ، الفرق بین الفرق ، چاپ محمد محیی الدین عبدالحمید، قاهره : مکتبة محمدعلی صبیح و اولاده ، ( بی تا. ) ؛
(١٧) تبصرة العوام فی معرفة مقالات الانام ، منسوب به سیدمرتضی بن داعی حسنی رازی ، چاپ عباس اقبال ، تهران : اساطیر، ١٣٦٤ ش ؛
(١٨) عبیداللّه بن عبداللّه حسکانی ، شواهد التنزیل لقواعدالتفضیل ، چاپ محمدباقر محمودی ، تهران ١٤١١/١٩٩٠؛
(١٩) عبدالرحیم بن محمد خیاط ، الانتصار والرد علی ابن الراوندی الملحد ، چاپ محمد حجازی ، قاهره ( ١٩٨٨ ) ؛
(٢٠) محمدبن احمد ذهبی ، تاریخ الاسلام و وفیات المشاهیر و الاعلام ، چاپ عمر عبدالسلام تدمری ، حوادث و وفیات ١٤١ـ١٦٠ ه ، بیروت ١٤٠٨/١٩٨٨؛
(٢١) محمدکاظم رحمتی ، «نکاتی در مورد دو کتاب المقالات و الفرق سعدبن عبداللّه اشعری و فرق الشیعه منسوب نوبختی »، کتاب ماه دین ، سال ٤، ش ١١ و ١٢ (شهریور و مهر ١٣٨٠)؛
(٢٢) سمعانی ؛
(٢٣) محمدبن عبدالکریم شهرستانی ، الملل و النحل ، چاپ محمد سید کیلانی ، قاهره ١٣٨٧/١٩٦٧؛
(٢٤) محمدبن حسن طوسی ، رجال الطوسی ، نجف ١٣٨٠/١٩٦١، چاپ افست قم ( بی تا. ) ؛
(٢٥) همو، فهرست کتب الشیعة و اصولهم و اسماء المصنفین و اصحاب الاصول ، چاپ عبدالعزیز طباطبائی ، قم ١٤٢٠؛
(٢٦) محمدبن مسعود عیاشی ، کتاب التفسیر ، چاپ هاشم رسولی محلاتی ، قم ١٣٨٠ـ ١٣٨١، چاپ افست تهران ( بی تا. ) ؛
(٢٧) قاضی عبدالجباربن احمد، المغنی فی ابواب التوحید و العدل ، ج ٢٠، چاپ عبدالحلیم محمود و سلیمان دنیا، ( قاهره ، بی تا. ) ؛
(٢٨) علی بن ابراهیم قمی ، تفسیرالقمی ، بیروت ١٤١٢/١٩٩١؛
(٢٩) محمدبن عمرکشّی ، اختیار معرفة الرجال ، ( تلخیص ) محمدبن حسن طوسی ، چاپ حسن مصطفوی ، مشهد ١٣٤٨ ش ؛
(٣٠) کلینی ؛
(٣١) فرات بن ابراهیم کوفی ، تفسیر فرات الکوفی ، چاپ محمدکاظم محمودی ، تهران ١٤١٠/١٩٩٠؛
(٣٢) ویلفرد مادلونگ ، «ملاحظاتی پیرامون کتابشناسی فرق امامی »، ترجمة چنگیز پهلوان ، در در زمینة ایران شناسی ، به کوشش چنگیز پهلوان ، تهران ١٣٦٨ ش ؛
(٣٣) حسین مدرسی طباطبائی ، میراث مکتوب شیعه از سه قرن نخستین هجری ، دفتر ١، ترجمة علی قرائی و رسول جعفریان ، قم ١٣٨٣ ش ؛
(٣٤) یوسف بن عبدالرحمان مِزّی ، تهذیب الکمال فی اسماءالرجال ، چاپ بشار عواد معروف ، بیروت : دارالنشر فرانتس شتاینر، ١٤٢٢/٢٠٠٢؛
(٣٥) مسائل الامامة ، منسوب به ناشی ء اکبر، چاپ جوزف فان اس ، بیروت ١٩٧١؛
(٣٦) مسعودی ، مروج (بیروت )؛
(٣٧) محمدبن محمد مفید، المسائل الجارودیة ، چاپ محمدکاظم شانه چی ، بیروت ١٤١٤/ ١٩٩٣؛
(٣٨) احمدبن علی نجاشی ، فهرست اسماء مصنّفی الشیعة المشتهر ب رجال النجاشی ، چاپ موسی شبیری زنجانی ، قم ١٤٠٧؛
(٣٩) نشوان بن سعید حمیری ، الحورالعین ، چاپ کمال مصطفی ، چاپ افست تهران ١٩٧٢؛
(٤٠) حسن بن موسی نوبختی ، فرق الشیعة ، چاپ محمدصادق آل بحرالعلوم ، نجف ١٣٥٥/ ١٩٣٦؛
(٤١) EIr ,s.v."Abu , l-J §a ¦ru ¦d" (by W.Madelung);
(٤٢) Wilferd Madelung, "Frدhe mu ـ tazilitische Hجresiographie: das Kita ¦b al-Us ¤u ¦l des G §a ـ far b. H ¤arb?", Der Islam , vol.٥٧, no.٢ (١٩٨٠).
/ محمدکاظم رحمتی /