دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٣١٨٨
تأویل الحدیث ، اصطلاحی در علوم حدیث . مراد از این اصطلاح روی گرداندن از ظاهر حدیث به معنایی غیرظاهر، و نیز به معنای حل تعارض احادیثی است که از نظر لفظی با یکدیگر اختلاف دارند. در قرآن کریم سه بار عبارت «تأویل الاحادیث » به کار رفته است (یوسف : ٦ ، ٢١، ١٠١). ولی این تعبیر با اصطلاح رایج در علوم حدیث تفاوت دارد.
برخی احادیث ، همانند برخی آیات قرآن کریم ، متشابه اند (ابن بابویه ، ج ١، ص ٢٩٠؛ اربلی ، ج ٣، ص ٨٤) و یکی از اقسام حدیث متشابه ، حدیث مؤوَّل (در مقابل مُجمل و ظاهر) است ، یعنی حدیثی که به واسطة شاهد عقلی یا نقلی برخلاف ظاهر حمل می شود (مامقانی ، ج ١، ص ٢٨٤، ٣١٦ـ٣١٧ ؛ مدیرشانه چی ، ص ٧٤). به عبارت دیگر، در بعضی از احادیث نمی توان معنای ظاهری را پذیرفت و قرینة قطعی وجود دارد که مراد گوینده خلاف ظاهر حدیث بوده است . این قرینه ممکن است نصوص قرآن و احادیث دیگر یا دلیل عقلی قطعی یا عرف متشرعان باشد. گاهی نیز یک حدیث به جهت برخی مصالح ، به اجمال یا با الفاظ مجازی و کنایی و از این قبیل صادر شده است . به نظر عالمان و فقیهان ، این احادیث را، جز به ضرورت و وجود شواهد قطعی ، نباید رد کرد بلکه ، در صورت امکان ، باید به تأویل آنها پرداخت ، این تأویل نیز نباید خلاف حکمت تشریع و کلام شارع یا اجماع امت باشد یا موجب ابطال احادیث صحیح دیگر شود (برزنجی ، ج ١، ص ٢٢٨؛ طحاوی ، ج ١، مقدمة ارنؤوط ، ص ٣ـ٤). تأویل حدیث ــ و به تعبیر دیگر تأویل الفاظ ، خواه قرآنی و خواه حدیثی ــ در کتابهای اصول فقه نیز کاربرد دارد و عالمان اصول در بارة تأویل پذیری الفاظ و ضوابط تأویل ، از جوانب گوناگون بحث کرده اند (برای اطلاع تفصیلی رجوع کنید به شاکر، ص ٢٦٧ـ ٣٠٨).
فقیهان و اصولیان و محدّثان گاهی اصطلاح تأویل الحدیث را به معنای حل تعارض احادیثِ دارای اختلاف به کار می برند، چون هر یک از احادیث متعارض قرینه ای می شود که از ظاهر روایت دیگر دست برداشته ، آن را توجیه کرده احتمال مرجوح و غیرظاهر آن را بپذیریم (نافذ حسین حماد، ص ٧ ؛ ابوزهو، ص ٤٧١). کسانی چون شافعی در اختلاف الحدیث ، ابن قُتَیبه در تأویل مختلف الحدیث ، ابن فُورَک در مشکل الحدیث و بیانه و طحاوی در شرح مشکل الا´ثار به تأویل احادیث متعارض پرداخته اند (رجوع کنید به صالح ، ص ١١٢؛ عتر، ص ٣٤١). شیخ طوسی (١٤١٣، ج ١، ص ٥٣ـ٥٤؛ ١٣٦٣ ش ، ج ١، ص ٤) نیز تأویل را در این معنی به کار برده است ، اما سیدمرتضی علم الهدی (ج ١، ص ٣١ـ٣٢،٣٤٠ـ٣٤١) تأویل حدیث را به معنای فهم غرض اصلی حدیث دانسته و برای تأویل حدیث به شرح حدیث و نقل الفاظ غریب آن پرداخته است . از این دیدگاه در تمام کتابهای غریب الحدیث به تأویل حدیث پرداخته شده است .
منابع :
(١) علاوه بر قرآن ؛
(٢) ابن بابویه ، عیون اخبارالرضا ، ( تهران ) ١٣٧٨؛
(٣) محمد محمدابوزهو، الحدیث و المحدثون ، او، عنایة الامة الاسلامیة بالسنة النبویة ، قاهره ١٣٧٨؛
(٤) علی بن عیسی اربلی ، کشف الغمة فی معرفة الائمة ، چاپ هاشم رسولی محلاتی ، بیروت ١٤٠١/ ١٩٨١؛
(٥) عبداللطیف برزنجی ، التعارض والترجیح بین الادلة الشرعیة ، بیروت ١٤١٧؛
(٦) محمدکاظم شاکر، روش های تأویل قرآن : معناشناسی و روش شناسی تأویل در سه حوزة روایی ، باطنی و اصولی ، قم ١٣٧٦ ش ؛
(٧) صبحی صالح ، علوم الحدیث ، بیروت ١٣٨٨/ ١٩٦٩؛
(٨) احمدبن محمد طحاوی ، شرح مشکل الا´ثار ، چاپ شعیب ارنؤوط ، ج ١، بیروت ١٤٠٨/١٩٨٧؛
(٩) محمدبن حسن طوسی ، الاستبصار ، چاپ حسن موسوی خرسان ، نجف ١٣٧٥ـ١٣٧٦/ ١٩٥٦ـ ١٩٥٧، چاپ افست تهران ١٣٦٣ش ؛
(١٠) همو، تهذیب الاحکام ، چاپ محمدجواد فقیه و یوسف بقاعی ، بیروت ١٤١٣/ ١٩٩٢؛
(١١) نورالدین عتر، منهج النقد فی علوم الحدیث ، دمشق ١٤٠١/ ١٩٨١؛
(١٢) علی بن حسین علم الهدی ، امالی المرتضی : غررالفوائد و دررالقلائد ، چاپ محمد ابوالفضل ابراهیم ، قاهره ١٣٧٣/١٩٥٤، چاپ افست تهران ( بی تا. ) ؛
(١٣) عبداللّه مامقانی ، مقباس الهدایة فی علم الدرایة ، چاپ محمدرضا مامقانی ، قم ١٤١١ـ١٤١٤؛
(١٤) کاظم مدیرشانه چی ، درایة الحدیث ، مشهد ١٣٥٦ش ؛
(١٥) نافذ حسین حماد، مختلف الحدیث بین الفقهاء و المحدثین ، بیروت ١٤١٤.
/ احمد عابدی /