دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ١٢٤٦
بُکَیربن وِشاح (وَسّاج ) ، والی خراسان در آغاز خلافت عبدالملک بن مروان . او پیش از آن نیابت عبدالله بن خازم *
را داشت که خود از جانب عبدالله بن زبیر ـ معارض خلافت اموی ـ والی خراسان بود. بکیر، تمیمی و از قبیلة بنوسعد بود، و در دوران پر آشوب شورشهای تمیمیان در خراسان درخشید؛ چه آنگاه که فرماندهی سپاهیان محمدبن عبدالله بن خازم را در هرات به عهده داشت ، چه زمانی که والی خراسان ، پس از بازگرفتن مرو از دست شورشیان ، او را نمایندة آن شهر کرد. در ٧٢، پیروزیهای خلیفه عبدالملک ، که سلطة خود را در عراق و عربستان استحکام کامل می بخشید، فرصت آن را فراهم آورد که بکیر به نوبة خود، اسماً والی مرو شود، و با اعمال زور، قدرت خود را جایگزین قدرت ابن خازم سازد، که نخست از قبول اطاعت امویان سرباز زده و چندی بعد هم ، هنگام گریز به
سوی ترمذ کشته شده بود. با اینهمه ، چون تمیمیان به جنگ داخلی تمام عیاری دست زدند، اغتشاشات در آن ناحیه ادامه یافت . بکیر از ولایت خراسان خلع شد و در عوض به ولایت طُخارستان منصوب گردید، و در ٧٤، ناگزیر جای خود را به امیّة بن عبدالله بن خالد قریشی واگذاشت که از طرف خلیفه
به آن ناحیه گسیل شده بود و بنا بر برخی منابع ، حتی از
٧٢، نامزد آن مقام شده بود. در اوضاع و احوالی که جزئیات آنها به اختلاف روایات متفاوت است ، امیر مخلوع ( بُکیر ) ، غیبت حاکم جدید را که به جنگ مردم بخارا رفته بود، غنیمت شمرد و در ٧٧ اهالی مرو را به نفع خویش شوراند، و امیّه را وادار ساخت که به سرعت تمام باز گردد و شهر شورش زده را محاصره کند. سرانجام ، پیمان تسلیم شهر در وضعی که برای بکیر
مایة سرافرازی بسیار بود، بسته شد. اما او دست از توطئه بر نداشت ، و عاقبت نیز در همان سال ، به دست یکی از دشمنانش ، فریبکارانه ، به قتل رسید.
منابع :
(١) احمدبن یحیی بلاذری ، فتوح البلدان ، چاپ دخویه ، لیدن ١٨٦٦، ص ٤١٥ـ٤١٧؛
(٢) محمدبن جریر طبری ، تاریخ الرسل و الملوک ، چاپ دخویه ... ( و دیگران ) ، لیدن ١٨٧٩ـ١٩٠١، فهرست ؛
(٣) احمدبن اسحاق یعقوبی ، البلدان ، چاپ دخویه ، لیدن ١٨٩٢، ص ٢٩٩؛
(٤) همو، تاریخ ، چاپ هوتسما، لیدن ١٨٨٣، ج ٢، ص ٣٢٤؛
(٥) Leone Caetani, Chronographia islamica , ٨٤٩, ٨٥٩, ٨٧٧, ٩١٥, ٩٢١;
(٦) J. Wellausen, Das arabische Reich , Berlin ١٩٠٢, ٢٦٠-٢٦٣.
/ سوردل و تومین ( د. اسلام ) /