دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٧٩٨
البدیع ، از نامهای خدا. این نام دوبار در قرآن مجید به صورت «بدیع السموات و الارض » (بقره : ١١٧؛ انعام : ١٠١) آمده است و در روایاتی نیز که فهرست نود ونه نام خدا را دارد، ذکر شده است .
واژة بدیع از ریشة «ب د ع » گرفته شده و دربارة خدا به معنای مبدع (یا مبتدع ) به کار می رود. یکی از دو مفهوم اصلی این ریشه ، آفریدن چیزی بدون نمونة پیشین است (ابن فارِس ، ذیل واژه ). از نظر لغت شناسان ، کاربرد این واژه دربارة خدا اشاره به آن دارد که او عالم را بدون نمونة پیشین ساخته است (ابن فارس ؛ ازهری ؛ ابن منظور، ذیل واژه )؛ و برخی فقط به آغاز شدن آفرینش به خواست و ارادة خدا توجه کرده اند که در این صورت بدیع با «مبدی » و «بادی * » مترادف است (صاحب بن عبّاد؛ ازهری ؛ ابن منظور، ذیل واژه ؛ فیروزآبادی ، بصائر ذوی التمییر . ج ٢، ص ٢٣١؛ او در القاموس المحیط نیز «اَبْدع » را مترادف «اَبْدَأَ» دانسته است رجوع کنید به ذیل «ب د ع »).
به دلیل اشتقاق «بدیع » از صورت ثلاثی مجرد «بَدَعَ»، ازهری (همانجا) افزوده است که چون کاربرد «اَبْدَعَ» (از باب اِفعال ) بیش از کلمة «بَدَعَ» است ، بدیع را مترادف «مُبْدِع » (به جای «بادِع ») دانسته اند. فخررازی ( شرح اسماء الله الحسنی ، ص ٣٥٠) نیز با اندکی اختلاف همین توضیح را داده است . اما قشیری (ص ٩٢) و ابن بابویه (ص ١٩٩)، با ذکر مثالهایی (اَلیم و وَجیع به معنای مولِم و موجِع ) تأکید کرده اند که کاربرد فعیل به معنای «مُفْعِل » در زبان عربی جایز و رایج است .
واژة اختراع نیز غالباً همراه ابداع یا ابتداع می آید و برخی آن دو را مترادف می دانند (ابن مالک ، ص ١٥١)؛ اما عده ای معتقدند که اختراع به معنای آفرینش بی علّت و بدون موجب خارجی است در حالی که ابداع به آفرینش بدون نمونه گفته می شود و خدا از آن جهت که عالم را از روی نمونه نیافریده است بدیع ، و از آنرو که نباید آفرینش عالم را به سبب و انگیزة بیرونی به او نسبت داد، «مخترع » است (طبرسی ، ج ٤، ص ٥٣٠؛ زمخشری ، ذیل «خرع »، قس :ابن بابویه ، همانجا).
در کتابهای شرح اسماء، علاوه بر اشاره به نکات لغوی و معنای «مُبْدِع » (از جمله رجوع کنید به بیهقی ، ص ٤٠؛ زجاجی ، ص ٧٣؛ ابن بابویه ، همانجا؛ قشیری ، همانجا)، معانی دیگری نیز برای «بدیع » آمده است . قشیری (همانجا)، غزالی (ص ١٥٨)، فخررازی ( شرح اسماءالله الحسنی ، همانجا) و جرجانی (ج ٨، ص ٢١٧) این واژه را در مورد خداوند به معنای بیمانند دانسته اند. فخررازی (همانجا)، با افزودن معنای «کسی که شگفتیهای صنع خود را آشکار کرده است » و با توجه به معنای نخست ـ بیمانند (عدیم المثل ) ـ این نام را در شمار نامهای دالّ بر تنزیه و تقدیس قرار داده است (همو، المطالب العالیة ، ج ٣، ص ٢٦٢)، در حالی که اگر معنای مشهورتر را بپذیریم ، بدیع از نامهای دالّ بر صفت فعل می شود.
در تفاسیر نیز غالباً به معنای لغوی بدیع بسنده شده و گاه به مترادفهای آن ، چون اختراع و انشا اشاره کرده اند (از جمله رجوع کنید به طوسی ، ج ١، ص ٤٢٨ـ٤٢٩؛ طبرسی ، همانجا؛ فخررازی ، التفسیرالکبیر ، ج ٤، ص ٢٧، ج ١٣، ص ١١٨؛ بیضاوی ، ج ١، ص ٨١). در این میان ، طباطبائی (ج ١، ص ٢٦٢ـ٢٦٣) با اشاره به این نکتة علمی و فلسفی که هیچ دو موجودی از همه جهات یکسان نیستند، از «بدیع » بودن همة آفریده ها سخن گفته (فکُلُّ موجودٍ فَهُوَ بدیعُ الوجودِ علی غیرٍ مثالٍ سابقٍ) و کاربرد «بدیع » را در قرآن برای خدا متضمن این معنا نیز دانسته است .
در احادیث ، مشتقات گوناگون ریشة «ب د ع » به منظور افادة همین معانی برای خدا به کار رفته است ، مانند ابتدعَ عَجائبَ الامورِ؛ ابْتَدَعَ الخَلقَ؛ ابْتَدَأَ مَا ابْتَدَعَ؛ ابْتَدَعْتَهُمْ لامِنْ شیی ء و مُبْدِی ءُ البَدائِع (برای این روایات رجوع کنید به المعجم المفهرس لالفاظ بحارالانوار ، ذیل «ب د ع »؛ و نیز برای فهرست نودونه نام خدا رجوع کنید به ابن بابویه ، ص ١٩١؛ قسطلانی ، ج ١٠، ص ٣٧٣؛ ترمذی ، ج ٥، ص ٥٣١؛ زجاجی ، ص ١٩ـ٢١؛ بیهقی ، ص ١٥ـ١٦؛ مجلسی ، ج ٤، ص ١٨٦ـ١٨٧).
به ظن قوی ، اصطلاح ابداع * نیز که فیلسوفان مسلمان برای بیان نخستین مرحلة آفرینش یا نسبت آفریدگان به خدا به کار برده اند، برگرفته از همین واژگان قرآنی و حدیثی است (رجوع کنید به ابداع ).
در مکتوبات عرفانی ، ضمن اشاره به اینکه بدیع از نامهای دالّ بر صفت فعل است (فناری ، ص ١١٣)، لوازم و آثار این نام را بازگفته اند؛ از جمله قشیری (ص ٩٢) نوشته است : از آداب کسی که بر این نام خدا معرفت می یابد احتراز از بدعت و پایبندی بر سنّت است . ابن عربی (ج ٤، ص ٣١٥ـ ٣١٦) نیز بدیع را به معنای مبدع دانسته و گفته است : هر موجودی از آن جهت که چیزی جز ظهور عین ثابتش نیست و اعیان همه از یکدیگر متمایزند، بیمانند است و بدیع خواندن خدا بیان وجه ارتباط خاصّ هر موجودی با اوست (فَکُلُّ مافی الوجودِ مُبْتَدَعٌ لِلّهِ فَهُوَ البدیع ).
منابع :
(١) علاوه برقرآن ؛
(٢) ابن بابویه ، التوحید ، چاپ هاشم حسینی طهرانی ، قم ( تاریخ مقدمه ١٣٥٧ ش ) ؛
(٣) ابن عربی ، الفتوحات المکیّة ، بیروت ( بی تا. ) ؛
(٤) ابن فارس ، معجم المقاییس اللغة ، چاپ عبدالسلام محمد هارون ، قم ١٤٠٤؛
(٥) ابن مالک ، الالفاظ المختلفة فی المعانی المؤتلفة ، چاپ محمدحسن عواد، بیروت ١٤١١/١٩٩١؛
(٦) ابن منظور، لسان العرب ، چاپ علی سیری ، بیروت ١٤١٢/١٩٩٢؛
(٧) محمدبن احمد ازهری ، تهذیب اللغة ، قاهره ١٩٦٤ـ١٩٦٧؛
(٨) عبدالله بن عمر بیضاوی ، انوارالتنزیل واسرار التأویل ، چاپ فلیشر، اوسنابروک ١٩٦٨؛
(٩) احمدبن حسین بیهقی ، کتاب الاسماء والصفات ، بیروت ١٤٠٥/١٩٨٤؛
(١٠) محمدبن عیسی ترمذی ، الجامع الصحیح ، ج ٥، چاپ ابراهیم عطوه عوض ، بیروت ( بی تا. ) ؛
علی بن محمد جرجانی ، شرح المواقف ، چاپ محمد بدرالدین نعسانی
(١١) حلبی ، مصر ١٣٢٥/١٩٠٧، چاپ افست قم ١٣٧٠ ش ؛
(١٢) عبدالرحمان بن اسحاق زجاجی ، اشتقاق اسماءاللّه ، چاپ عبدالحسین مبارک ، بیروت ١٤٠٦/١٩٨٦؛
(١٣) محمودبن عمرزمخشری ، اساس البلاغة ، مصر ١٩٧٢ـ ١٩٧٣؛
(١٤) صاحب بن عبّاد، المحیط فی اللغة ، چاپ محمد حسن آل یاسین ، بیروت ١٤١٤/١٩٩٤؛
(١٥) محمدحسین طباطبائی ، المیزان فی تفسیرالقرآن ، بیروت ١٣٩٠ـ١٣٩٤/١٩٧١ـ١٩٧٤؛
(١٦) فضل بن حسن طبرسی ، مجمع البیان فی تفسیر القرآن ، چاپ هاشم رسولی محلاتی و فضل الله یزدی طباطبائی ، بیروت ١٤٠٨/١٩٨٨؛
(١٧) محمدبن حسن طوسی ، التبیان فی تفسیر القرآن ، چاپ احمد حبیب قصیر عاملی ، بیروت ( بی تا. ) ؛
(١٨) محمدبن محمد غزالی ، المقصد الاسنی فی شرح معانی اسماءالله الحسنی ، چاپ فضله شحاده ، بیروت ١٩٧١؛
(١٩) محمدبن عمرفخررازی ، التفسیرالکبیر ، قاهره ( بی تا. ) ، چاپ افست تهران ( بی تا. ) ؛
(٢٠) همو، شرح اسماءالله الحسنی المسمی لوامع البینات شرح اسماءالله تعالی و الصفات ، چاپ طه عبدالرؤوف سعد، قاهره ١٣٩٦/١٩٧٦؛
(٢١) همو، المطالب العالیة من العلم الالهی ، چاپ احمد حجازی سقا، بیروت ١٤٠٧/١٩٨٧؛
(٢٢) محمدبن حمزه فناری ، مصباح الانس فی شرح مفتاح الغیب الجمع والوجود ، چاپ سنگی تهران ١٣٢٣، چاپ افست تهران ١٣٦٣ ش ؛
(٢٣) محمدبن یعقوب فیروزآبادی ، بصائر ذوی التمییزفی لطائف الکتاب العزیز ، ج ٢، چاپ محمدعلی نجار، بیروت ( بی تا. ) ؛
(٢٤) همو، ترتیب القاموس المحیط ، چاپ طاهر احمد زاوی ، بیروت ١٣٩٩/١٩٧٩؛
(٢٥) احمدبن محمد قسطلانی ، ارشادالساری لشرح صحیح البخاری ، بیروت ( بی تا. ) ؛
(٢٦) عبدالکریم بن هوازن قشیری ، التحبیرفی التذکیر ، چاپ ابراهیم بسیونی ، قاهره ١٩٦٨؛
(٢٧) محمدباقربن محمدتقی مجلسی ، بحارالانوار ، بیروت ١٤٠٣؛
المعجم المفهرس لالفاظ احادیث بحارالانوار ، تهران ١٣٧٣ ش .
/ محمدباقر کریمیان /