دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٦٧٢٥
خادم الحرمين ، خادم الحرمين، از القاب رسمى برخى از سلاطين مملوك مصر و نيز پادشاهان عثمانى، به معناى خدمتگزار و نگهبان دو شهر مكه و مدينه. اين لقب از ٩٢٣، كه سلطانسليم اول شام و مصر را فتح كرد، رايج شد. مدركى دالّ بر كاربرد اين لقب براى خلفاى عباسى بغداد و جانشينان رسمى آنان در قاهره، يافته نشده است. در دوره فاطمى (٢٩٧ـ٥٦٧)، از عنوانى براى سرپرستى امور مكه و مدينه به صورت نظارت بر امر «الحَرَمَيْنِ المَحْروسَيْن» ياد شده است (رجوع کنید به السّجِلّات المستنصرية، ص ١٩٢؛ ايمن فؤادسيد، ص ٢١٢). عُلَيمى حنبلى (ج ١، ص ٣١٨)، پس از بيان آنكه صلاحالدين ايوبى (حك: ٥٦٤ـ٥٨٩) در ٥٨٣ چگونه بيتالمقدس را فتح كرد، القابى را براى وى ذكر كرده است كه به نظر مىرسد رسمآ بهكار مىرفتهاند و خادمالحرمين الشريفين نيز از جمله آنهاست. بهعلاوه در كتيبه قُبّة يوسف در بيتالمقدس، كه متعلق به ٥٨٧ است، صلاحالدين با اين لقب خوانده شده است (د. اسلام، چاپ دوم؛ د.ا.د.ترك، ذيل مادّه). ابنخلّكان (ج ٥، ص ٨٢) نيز به نقل از كسى كه در دوره ملك كامل ايوبى در مكه بود، گفته است كه خطيب جمعه، ملك كامل را خادم الحرمين الشريفين مىخواند.
سلاطين مملوك مصر خادمالحرمين الشريفين را در خطبهها، نامهها، وقفنامهها و كتيبهها جزو القاب رسمى خويش بهكار مىبردند (رجوع کنید به ابنحبيب، ج ١، ص ٣٣٤، ٣٨٥؛ قلقشندى، ج ٦، ص ٤٦؛ عليمىحنبلى، ج ٢، ص ٢٨٢). گاه عبارتهايى چون «المسجدالاقصى و مسجدالخليل النيِرِّيْن»، «صاحبالقِبْلَتَيْن» و «مالكالقبلتين» نيز به خادمالحرمين عطف مىشد (رجوع کنید به ابنحبيب، ج ١، ص ٣٣٤؛ عليمىحنبلى، همانجا). سلاطين عثمانى پيش از فتح مصر، مماليك را بدان دليل كه مكه و مدينه جزو قلمروشان بود سلطان حرمين بابام يا خادم حرمين خطاب مىكردند (عاشق پاشازاده، ص ٢٠٩).
سلطانسليم اول عثمانى، پس از فتح حلب در ٩٢٢ و سپس قاهره در ٩٢٣ خود را خادمالحرمين الشريفين خواند (رجوع کنید به ابنعماد، ج ٨، ص ١٤٥؛ فريد، ص ١٩٢ـ١٩٣؛ غَزّى، ج ٣، ص ١٩٨). او كه مدعى شده بود متوكل سوم، واپسين خليفه عباسى مصر، حق مشروع خلافت را به او واگذار كرده است، با اشتياق فراوان اين لقب را براى خويش برگزيد تا تسلط خود را بر جهان اسلام اعلام دارد و در نخستين فرصت پس از فتح قلمرو مماليك دستور داد كه واعظان در خطبهها وى را خادمالحرمين بخوانند (رجوع کنید به غزّى، همانجا؛ آرنولد، ص ١٤٢ـ١٤٥). زمانى كه در جامع حلب، خطيب براى اولين بار، سلطان سليم را بدين لقب خواند، او از خوشحالى رداى گرانقيمتش را به وى بخشيد (هامر ـ پورگشتال، ج ٢، ص ٤٧٦). پس از سليم اول، سلاطين عثمانى در نامههاى رسمى، خطبهها، كتيبهها و سكهها، لقب خادمالحرمين را به كار بردند. اين لقب در اواخر دوره عثمانى به عنوان لقب خليفه به كار برده مىشد (د. اسلام، همانجا).
برگزيدن لقب خادمالحرمين، كه به معناى حكومت بر شهرهاى مكه و مدينه بود، موجب افتخار و مباهات مماليك و عثمانيها بود. صاحب اين لقب در نظر مردم و حتى حكمرانان سرزمينهاى ديگر، از اعتبار و اهميت خاصى برخوردار بود. ابنتغرى بِردى (ج ١، ص ٢) در آغاز كتابش النجوم الزاهرة فى ملوك مصر و القاهرة يادآور شده كه چون سلاطين مصر خادمالحرمين بودند و بر ديگران رجحان داشتند، تصميم گرفت تاريخ اين سرزمين را بنويسد. حتى تيمور گوركان* نيز در نامهاى كه به سلطان بايزيد اول عثمانى نوشته، داشتن اين لقب را سبب كمال مباهات و اعظم سعادت دانسته و از اينكه سلاطين مملوك خود را سلطانالحرمين خواندهاند، شكايت كرده است (رجوع کنید به فريدونبيگپاشا، ج ١، ص١٣٠). دفاع از شهرهاى مكه و مدينه و نيز ديگر سرزمينهاى اسلامى از وظايف مهم خادمالحرمين بود. به همين دليل گاه القاب حامىالحرمين يا حامى القبلتين و خديمالحرمين نيز براى اين سلاطين بهكار مىرفت (رجوع کنید به قلقشندى، ج ٦، ص ١٢٤، ج ٨، ص ٨٨؛ غزّى، همانجا). به رسميت شناختن لقب خادمالحرمين براى سلطان عثمانى، از طرف شريف مكه، اهميت بسيارى براى عثمانيها داشت و به همين دليل تلاش مىكردند با ارسال هدايا، توجه و حمايت شريف را جلب كنند. پس از آنكه سلطان سليم قاهره را فتح كرد، شريف مكه مفاتيح كعبه و هدايايى براى سلطان فرستاد و سلطان نيز خدمت حرمين و كفالت مشايخ و فقراى آن شهر را به او سپرد و شريف نيز به نام سلطان خطبه خواند (رجوع کنید به اوليا چلبى، ج ١٠، ص ١١٦ـ١١٧، ١٢٤ـ١٢٥؛ منجمباشى، ج ٣، ص ٥٦٧؛ هامر ـ پورگشتال، ج ٢، ص٥٢٠ـ٥٢٢). جانشين و پسر سليم، سلطان سليمان نيز پس از جلوس در ٩٢٦ نامهاى به شريف مكه نوشت و از او خواست براى پدرش، كه خادم بيتاللّهالحرام بود، در حرم مكه و در مدينه نماز بخواند و دعا كند (رجوع کنید به فريدونبيگپاشا، ج ١، ص٥٠٠ـ٥٠١).
تأمين رفاه و آسايش اهالى مكه و مدينه و ايجاد بناهاى عامالمنفعه در اين شهرها و نيز تعمير خانه كعبه، وظيفهاى افتخارآميز براى خادمالحرمين به شمار مىرفت (رجوع کنید به صبرىپاشا، ج ٢، ص ٦٧٣؛ د.ا.د.ترك، همانجا). هداياى نقدى و غيرنقدى كه خادمالحرمين سالانه براى ساكنان اين دو شهر مىفرستاد صُرّه همايون خوانده مىشد. همچنين، تهيه و ارسال پوشش خانه كعبه از افتخارات خادمالحرمين بود كه هر سال در ماه رجب و شوال صورت مىگرفت و با كاروان عظيمى به نام محمل به مكه فرستاده مىشد (رجوع کنید به حج*، بخش دوم، مباحث تاريخى).
پس از جدا شدن مكه و مدينه از قلمرو عثمانى نيز اين لقب براى عثمانيها بهكار مىرفت. عبدالمجيد كه از سوى مجلس تركيه به عنوان خليفه برگزيده شد، لقب خادمالحرمين الشريفين داشت. با الغاى خلافت در ١٣٠٣ش/١٩٢٤ اين لقب نيز ملغا گرديد تا اينكه ملك فهد پادشاه عربستان سعودى در ١٣٦٤ش/١٩٨٦، خود را خادم الحرمينالشريفين، خواند (د.ا.د.ترك، همانجا؛ خطيب، ص ١٥٦).
منابع:
(١) ابنتغرى بردى، النجومالزاهرة فى ملوك مصر و القاهرة، قاهره ?( ١٣٨٣)ـ١٣٩٢/ ?( ١٩٦٣)ـ١٩٧٢؛
(٢) ابنحبيب، تذكرةالنبيه فى ايام المنصور و بنيه، چاپ محمد محمدامين، قاهره ١٩٧٦ـ١٩٨٦؛
(٣) ابنخلّكان؛
(٤) ابنعماد؛
(٥) اولياچلبى؛
(٦) ايمن فؤاد سيد، الدولة الفاطمية فى مصر: تفسير جديد، قاهره ١٤٢٠/٢٠٠٠؛
(٧) مصطفى عبدالكريم خطيب، معجم المصطلحات و الالقاب التاريخية، بيروت ١٤١٧/١٩٩٧؛
(٨) السجلات المستنصرية، چاپ عبدالمنعم ماجد، مصر : دارالفكر العربى، ١٩٥٤؛
(٩) ايوب صبرىپاشا، موسوعة مرآة الحرمينالشريفين و جزيرةالعرب، اشرف على ترجمتها محمد حرب، قاهره ١٤٢٤/ ٢٠٠٤؛
(١٠) درويش احمد عاشقپاشازاده، عاشق پاشازاده تاريخى، چاپ عالىبيگ، استانبول ١٣٣٢؛
(١١) مجيرالدين عبدالرحمانبن محمد عُلَيمىحنبلى، الاُّنس الجليل بتاريخالقدس و الخليل، نجف ١٣٨٨/١٩٦٨؛
(١٢) كامل غَزّى، كتاب نهرالذهب فى تاريخ حلب، چاپ شوقى شعث و محمود فاخورى، حلب ١٤١٢ـ١٤١٣/ ١٩٩١ـ ١٩٩٣؛
(١٣) محمدبك فريد، تاريخالدولة العلية العثمانية، چاپ احسان حقى، بيروت ١٤٠٨/١٩٨٨؛
(١٤) احمد فريدون بيگپاشا، منشآتالسلاطين، (استانبول) ١٢٧٤ـ١٢٧٥؛
(١٥) قلقشندى؛
(١٦) احمدبن لطفاللّه منجمباشى، صحائفالاخبار، (ترجمه تركى)، ج ٣، (استانبول )١٢٨٥؛
(١٧) Thomas Walker Arnold, The Caliphate, London ١٩٦٥;
(١٨) EI٢, s.v. "Khadim al-Haramayn" (by B. Lewis);
(١٩) Joseph von Hammer-Purgstall, Geschichte des osmanischen Reiches, Graz ١٩٦٣;
(٢٠) TDVIA, s.v. "Hadimu'l-Haremeyn" (by Hulusi Yavuz).
/ محسن معصومى /