دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٤٣٤٧
جاماسب حکیم ، نام دانشمند نیمه افسانه ای ایران پیش از اسلام . واژة جاماسب از دو جزء جامَ و اَسْپَ تشکیل شده
است (بارتولومه ، ستون ٦٠٧؛ مایرهوفر ، ج ١، جزوة ١، ص ٥٥). جزء دوم همان اسب فارسی است اما از معنای جزء اول آگاهی دقیقی وجود ندارد. بنا به نظر احتمالی برخی نویسندگان ، این نامِ مرکّب می تواند به معنای دارنده ، راننده یا مهارکنندة اسب ( رجوع کنید به رستگار فسائی ، ج ١، ص ٣٠١، پانویس ١)، دارندة اسب یدک (رضی ، ج ٢، ص ٦٨٣) و یا دارندة اسب درخشان (رستگار فسائی ، همانجا) باشد. در متون ایران پیش از اسلام این نام به صورتهای یاماسپ ، جاماسب ( رجوع کنید به بارتولومه ؛ مایرهوفر، همانجاها؛ نیبرگ ، بخش ٢، ص ١٠٦) و زاماسپ ( رجوع کنید به قریب ، ص ٤٥٤) و در متون پس از اسلام نیز به صورتهایی چون جاماسب ( رجوع کنید به طبری ، ج ١، ص ٥٦٤؛ مجمل التواریخ و القصص ، ص ٦٦)، جاماس ، جاماسپ و جامسف ضبط شده است (برای آگاهی از ضبطهای مختلف این نام رجوع کنید به وولرس ، ج ١، ص ٥٠٠؛ برای آگاهی از صورت تغییریافتة این نام
در زبانهای گوناگون ، از جمله ارمنی و یونانی و عربی رجوع کنید بهیوستی ، ص ١٠٩).
بر اساس منابع تاریخی و اسطوره ای ، دو شخص با نام جاماسب وجود داشته اند، اما درهم آمیخته شدن برخی گزارشها در بارة این دو، به بروز آشفتگی در شناسایی آنان انجامیده است . از این دو، یکی جاماسب ، برادر قباد اول (پادشاه ساسانی ) بود که در دورة کوتاهی پس از قباد، در ایران پادشاهی کرد (تقریباً بین سالهای ٤٩٦ تا ٤٩٩ میلادی ) و دیگری ، داماد زردشت و یکی از نخستین گروندگان به او بود. بنا بر سنّت زردشتی ، این جاماسب ، برادر فَرْشوشْتَر (از اشراف زادگان ایرانی ) بود که در آغاز دعوت زردشت به او گروید. این دو برادر، وزیر کی گشتاسپ بودند و کی گشتاسپ پادشاهی بود که زردشت دین خود را به او عرضه کرد ( رجوع کنید به یشت ها ، ج ٢، ص ٨٨، پانویس ١). با این حال ، در متون اسلامی نسب جاماسب را با چند واسطه
به منوچهر، پادشاه افسانه ای ایران ، رسانده اند ( رجوع کنید به طبری ، همانجا؛
ابن خلدون ، ص ١٩٠). در مواردی نیز جاماسب حکیم همان جاماسب برادر کیقباد دانسته شده است (برای نمونه
رجوع کنید بهمجمل التواریخ و القصص ، ص ٢٩؛
ابن بلخی ، ص ٢٣)،
اما جاماسب حکیم نه این جاماسب ، بلکه وزیر گشتاسپ
بوده است .
در اوستا (از جمله یشت ها ، ج ٢، ص ٨٨؛
گاثاها ، ص ١٦٦، ١٨٦) از این جاماسب (وزیر گشتاسپ ) یاد و شخصیت او ستوده شده است . مجموعه پیش بینیهایی به او منسوب است که در موارد متعدد در متنهای ایران پیش از اسلام ذکر شده است ( رجوع کنید به یادگار زریران ، ترجمة فارسی ، ص ٤٩ـ٦٣؛
ایاتکار ژاماسپیک ، ص ٣١ـ٧٧؛
جاماسبی ، ترجمة فارسی ، ص ٨٠ ـ ٩٠). این پیش گوییها مجموعاً در بارة جنگ گشتاسپ شاه با ارجاسپ تورانی ، آنچه در رستاخیز اتفاق خواهد افتاد و مدت پادشاهی پادشاهان ایران پس از گشتاسپ تا مسلمان شدن مردم ایران است (برای گزارشی کلی در بارة این پیش گوییها رجوع کنید بهتفضلی ، ص ١٧٢ـ١٧٣). گزارشی از پیشگویی جاماسب در بارة جنگ گشتاسپ و ارجاسپ در آثار دقیقی (ص ٦٢ـ٦٧) و فردوسی (ج ٦، ص ٨٧ ـ٩٥) ذکر شده است . بر اساس نوشته های این دو و نویسندگانی از اواخر قرن چهارم و اوایل قرن پنجم ،
از جمله زکریا قزوینی (ص ١٥٦)، جاماسب ستاره شناس (منجم ) بوده است . همچنین در منابع متعدد (از جمله طبری ؛
ابن خلدون ، همانجاها؛
ابن اثیر، ج ١، ص ٢٧٥) به او لقب «عالم » داده شده ، در حالی که در منابع پیش از اسلام (از جمله ایاتکار ژاماسپیک ، ص ٣٤؛
جاماسبی ، متن اوستایی ، ص ٥٩، همان ، متن پهلوی ، ص ٨٠؛
یادگار زریران ، متن پهلوی ، ص ٥) همه جا از جاماسب با لقب بیدَخْش یاد شده است . مودی در ترجمة خود از کتاب جاماسبی (ص ٨٠ ـ٨١) بیدخش را حکیم ترجمه کرده است . اما در برخی از ترجمه های متون پهلوی ، از جمله یادگار زریران (ترجمة فارسی ، ص ٥٢) و ایاتکار ژاماسپیک (همانجا)، بیدخش به همین صورت باقی مانده و برای آن ترجمه ای ذکر نشده است .
در دیگر متون ایران پیش از اسلام از جاماسب با لقب دَستوبَر (دستور؛
رجوع کنید به یوستی ، ص ١٠٩) و نیز موبدانْموبد ( رجوع کنید بهزادسپرم ، ص ٣٦) یاد شده است . در بعضی متون دورة اسلامی (از جمله ابوریحان بیرونی ، ص ٢١٣؛
دمیری ، ج ١، ص ١٧٥) لقب خاصی برای او نیامده و کهن ترین جاهایی که از او با عنوان جاماسب حکیم یاد شده ، فارس نامة ابن بلخی (همانجا) و مجمل التواریخ و القصص (ص ٤٦٣) است که هر دو متعلق به قرن ششم اند. این نوشته ها در آثار نویسندگان قرن سیزدهم به بعد (از جمله فیلسوف الدوله ، ص ٣٢٣ـ٣٢٤؛
فرصت شیرازی ، ص ٢٣ـ٢٤) تأثیر کرده و از او با عنوان جاماسب حکیم یاد شده است (برای گزارشی کلی در بارة القاب جاماسب رجوع کنید به دابار ، ص ٥٧ ـ٦١). به نوشتة فیلسوف الدوله (ص ٣٢٣)، جاماسب حکیم در قرن ششم پیش از میلاد می زیسته است ، اما نالینو (ص ٢١٣) اصولاً منکر وجود شخصیت جاماسب شده و آثار منتسب به او را از جمله نوشته های گروهی منجم دروغگوی دورة اسلامی دانسته است .
در اصلاح این حکم کلی نالینو، بلوشه (ص ٢٧٨ـ٢٨٦) و
سزگین (ج ٧، ص ٨٧ ـ ٨٨) کوشیده اند با استفاده از آثار باقی ماندة منسوب به جاماسب از شخصیت تاریخی او دفاع نمایند. به نظر بلوشه (ص ٢٨٠ـ٢٨٦) هیچ قرینه ای وجود ندارد که نشان دهد کتاب احکام القرانات جاماسب ( رجوع کنید به ادامة مقاله ) در دورة اسلامی تألیف شده ، بلکه پیش گوییهایی که راجع به زمان بعد از اسلام است ، بعداً به اصل رساله افزوده شده است . در تأیید اشتهار پیش گوییهای منسوب به جاماسب در ایران پیش از اسلام نیز به نوشتة مجمل التواریخ (ص ٦٦) کینة شاپور به اَعراب به آن سبب بود که در کتاب احکام القرانات خوانده بود که از عرب پیامبری ظهور می کند که دین زردشت را نابود خواهد کرد. به نظر بلوشه (ص ٢٨٦) یکی از دلایل باستانی بودن این
رسالة جاماسب آن است که در آن از سیستان با عنوان نیمروز
یاد شده است . به نوشتة سزگین (ج ٧، ص ٨٧) ردیة نالینو
در مورد جاماسب به اصلاح نیاز دارد، چرا که هنوز معلوم
نیست او برای رسیدن به این نتیجه چه دستنویسهایی از رساله های جاماسب را در اختیار داشته است . مترجم یکی از آثار جاماسب به عربی نوشته که این رساله را از زبان پهلوی به عربی بر گردانده است ( رجوع کنید به گریفینی ، ص ١١٧؛
نیز رجوع کنید به سزگین ، ج ٧، ص ٨٨ و ادامة مقاله ). اگر در اصالت این نوشته تردید نکنیم ، به این نتیجه می رسیم که رساله ای از جاماسب در بارة قرانات کواکب ، دست کم تا قرن هفتم (زمان ترجمة فارسی ) وجود داشته و امروزه به دست ما نرسیده است . این احتمال و نیز نقل قولهای متعددی که در متون پیش از اسلام در بارة جاماسب وجود دارد، شاید دالّ بر این باشد که جاماسب شخصی تاریخی بوده است . درعین حال ، باتوجه به پیش گوییهایی که بعدها متحقق شد و در رساله های مختلف در بارة ورود اسلام به ایران و حوادث پس از آن به نقل از جاماسب وجود دارد، تردیدی نیست که آثار منسوب به او در طول تاریخ دستکاری شده اند (سزگین ، همانجا).
به جاماسب به عنوان ستاره شناس و احکامی ، در شعر فارسی نیز اشاره شده است (برای نمونه رجوع کنید به اوحدی ، ص ٤٩٥، بیت ١٠٤٩٩؛
خاقانی ، ص ٤١٠، بیت ١). در کتابی در بارة قصص پیامبران ، جاماسب همچون دانیال در ردیف پیامبران الاهی قرار گرفته است ( رجوع کنید به آلوارت ، ج ٨ ، ص ١٢). کلمات قصاری نیز از او به فارسی باقی مانده است ( رجوع کنید به فرصت شیرازی ، ص ٢٤). از نویسندگان کتابهای عربی ، بیش از همه دَمیری (متوفی ٨٠٨) در حیاة الحَیَوان مطالبی در بارة خواص دارویی بعضی مواد و جانوران از جاماسب نقل کرده است ( رجوع کنید بهج ١، ص ١٧٥، ٣٧٦، ٦٠٩ـ٦١٠، ج ٢، ص ١٠، ١٢٩، ٢٠٦) اما از مرجع این نقل قولها اطلاعی در دست نیست .
بر روی تپه ای در حوالی شیراز بنایی وجود دارد که آن را قبر جاماسب حکیم دانسته اند ( رجوع کنید به قزوینی ، ص ١٥٦؛
مجمل التواریخ و القصص ، ص ٤٦٣). حتی به فرض وجود شخصیت تاریخی جاماسب ، باتوجه به آنکه ایرانیان پیش از اسلام
به ویژه زردشتیان مردگان خود را به خاک نمی سپردند، در
تعلق این بنا به جاماسب باید تردید کرد. بیشترین آگاهیها
را در بارة این بنا فرصت شیرازی (ص ١٨ـ٢٣) به دست داده است . او ضمن ترسیم تصویری از این بنا، اندازه های آن را ذکر و کتیبة عربی منقوش بر آن را نیز قرائت کرده است (نیز رجوع کنید بهمصطفوی ، ص ٨٦).
آثار. تمام آثار جاماسب حکیم در بارة ستاره شناسی و احکام نجوم است ، جز یکی که در بارة کیمیاست . مهم ترین این آثار، جاماسب نامه است که آمیزه ای است از احکام نجوم و پیش بینیهای جاماسب ، و دو تحریر فارسی و عربی از آن وجود دارد. از تحریر فارسی ــ که خود نگارشهای متفاوتی دارد ــ نسخ خطی متعددی باقی مانده است (برای آگاهی از این نسخ رجوع کنید بهمنزوی ، ج ٤، ص ٢٨٩٧ـ ٢٨٩٨) و به نظر می رسد که بعضی از آنها از عربی ترجمه شده باشند (همان ، ج ٤، ص ٢٨٩٧). یکی از نگارشهای فارسی این جاماسب نامه ها با عنوان فرهنگ الملوک و اسرارالعجم در ١٣١٢ در بمبئی چاپ سنگی شده است . جاماسب نامة منظومی نیز وجود دارد که به خواجه نصیرالدین طوسی منسوب است ( رجوع کنید به همان ، ج ٤، ص ٢٨٩٨). شاه نعمت اللّه ولی ، صوفی و شاعر (متوفی ٨٣٤)، منظومه ای با عنوان احکام طالع سالها از زیج جاماسب سروده است (دانش پژوه ، ١٣٤٠ ش ، ج ٩، ص ١٣٧٩).
از متن عربی جاماسب نامه نیز نسخه هایی باقی مانده است (برای نمونه رجوع کنید به غروی ، ص ٣٠) و همانند متن فارسی ، چند نگارش با تفاوتهایی بسیار زیاد از آن وجود دارد. مترجم یکی از این متنهای عربی که بدرالدین محمدبن ابی بکر فارسی (زنده در قرن هفتم ) است ، نوشته که کتاب خود، طرازالدهر فی اسرار الخلق و الامر فی الاحکام الجاماسیة علی القرانات العُلویة ، را از پهلوی به عربی ترجمه کرده است ( رجوع کنید به گریفینی ، ص ١١٧). از این رساله تاکنون دو نسخه شناسایی شده است (در بارة این رساله رجوع کنید بههمان ، ص ١١٥ـ١٢٠). کتاب احکام القرانات و ما یَحْدُثُ فیها ویرایش دیگری از جاماسب نامة عربی است که از آن چند نسخه باقی مانده است (سزگین ، همانجا؛
کینگ ، ج ٢، بخش ٢، ص ٦٦١). ترجمه ای ترکی نیز از یکی از جاماسب نامه ها وجود دارد ( رجوع کنید به دانش پژوه ، ١٣٥٨ ش ، ص ٣١٣).
رساله ای منسوب به جاماسب در موضوع کیمیا نیز به
فارسی و عربی موجود است . عنوان رسالة عربی ، رسالة جاماسب الی اردشیر فی السرّ المکتوم است و رسالة فارسی نیز با نامهای متعددی از جمله جاماسب نامه ، رسالة تدبیر و رساله در کیمیا معرفی شده است (برای آگاهی از نسخ رسالة عربی رجوع کنید بهسزگین ، ج ٤، ص ٦٠؛
برای آگاهی از نسخ رسالة فارسی و نامهای متعدد آن رجوع کنید به منزوی ، ج ٥، ص ٣٩٦٨).
منابع :
(١) ابن اثیر؛
(٢) ابن بلخی ؛
(٣) ابن خلدون ؛
(٤) ابوریحان بیرونی ، آثارالباقیة ؛
(٥) رکن الدین اوحدی ، کلیات اوحدی اصفهانی معروف به مراغی ، چاپ سعید نفیسی ، تهران ١٣٤٠ ش ؛
(٦) اوستا، یشت ها ، گزارش پورداود، چاپ بهرام فره وشی ، تهران ١٣٥٦ ش ؛
(٧) اوستا. یسنا. گاثاها، مجموعة اوستا ، گاثاها: سروده های زرتشت ، گزارش پورداود، تهران ١٣٥٤ ش ؛
(٨) احمد تفضلی ، تاریخ ادبیات ایران پیش از اسلام ، به کوشش ژاله آموزگار، تهران ١٣٧٦ ش ؛
(٩) بدیل بن علی خاقانی ، دیوان ، چاپ ضیاءالدین سجادی ، تهران ١٣٦٨ ش ؛
(١٠) محمدتقی دانش پژوه ، فهرست کتابخانة مرکزی دانشگاه تهران ، ج ٩، تهران ١٣٤٠ ؛
(١١) همو، نسخه های خطی در کتابخانه های اتحاد جماهیر شوروی و اروپا و آمریکا ، در نسخه های خطی : نشریة کتابخانة مرکزی دانشگاه تهران ، دفتر ٩، زیرنظر محمدتقی دانش پژوه و ایرج افشار، تهران ١٣٥٨ ش ؛
(١٢) محمدبن احمد دقیقی ، دیوان ، چاپ محمدجواد شریعت ، تهران ١٣٦٨ ش ؛
(١٣) محمدبن موسی دمیری ، حیاة الحیوان الکبری ، قاهره ١٣٩٠/١٩٧٠، چاپ افست قم ١٣٦٤ ش ؛
(١٤) منصور رستگار فسائی ، فرهنگ نامهای شاهنامه ، تهران ١٣٦٩ـ١٣٧٠ ش ؛
(١٥) هاشم رضی ، دانشنامة ایران باستان : عصر اوستایی تا پایان دورة ساسانی ، تهران ١٣٨١ ش ؛
(١٦) زادسپرم ، گزیده های زادسپرم ، ترجمة محمدتقی راشد محصل ، تهران ١٣٦٦ ش ؛
(١٧) طبری ، تاریخ (بیروت )؛
(١٨) مهدی غروی ، فهرست نسخه های خطی فارسی بمبئی ـ کتابخانة مؤسسة کاما ـ گنجینة مانکجی ، اسلام آباد ١٣٦٥ ش ؛
(١٩) ابوالقاسم فردوسی ، شاهنامة فردوسی ، ج ٦، چاپ م . ن . عثمانوف ، مسکو ١٩٦٧؛
(٢٠) محمدنصیربن جعفر فرصت شیرازی ، آثارالعجم : در تاریخ و جغرافیای مشروح بلاد و اماکن فارسی ، چاپ سنگی بمبئی ١٣١٤، چاپ علی دهباشی ، چاپ افست تهران ١٣٦٢ ش ؛
(٢١) عبدالحسین فیلسوف الدوله ، مطرح الانظار فی تراجم الاطباء الاعصار و فلاسفة الامصار ، تبریز ١٣٣٤؛
(٢٢) بدرالزمان قریب ، فرهنگ سغدی : سغدی ، فارسی ، انگلیسی ، تهران ١٣٧٤ ش ؛
(٢٣) زکریابن محمد قزوینی ، کتاب آثار البلاد و اخبارالعباد ، چاپ فردیناند ووستنفلد، گوتینگن ١٨٤٨، چاپ افست ویسبادن ١٩٦٧؛
(٢٤) دیوید ا.کینگ ، فهرس المخطوطات العلمیة المحفوظة بدارالکتب المصریة ، قاهره ١٩٨١ـ١٩٨٦؛
(٢٥) مجمل التواریخ و القصص ، چاپ محمدتقی بهار، تهران : کلالة خاور، ١٣١٨ ش ؛
(٢٦) محمدتقی مصطفوی ، اقلیم پارس ، تهران ١٣٤٣ ش ؛
(٢٧) احمد منزوی ، فهرستوارة کتابهای فارسی ، تهران ١٣٧٤ ش ـ ؛
(٢٨) کارلو آلفونسو نالینو، علم الفلک : تاریخه عندالعرب فی القرون الوسطی ، رم ١٩١١؛
(٢٩) یادگار زریران ، متون پهلوی ( ترجمه و آوانوشت )، گردآوری جاماسب جی دستور منوچهر جی جاماسب آسانا، به کوشش سعید عریان ، تهران ١٣٧١ ش ؛
(٣٠) W. Ahlwardt, Die Handschriften-Verzeichnisse der Kخniglichen Bibliothek zu Berlin: Verzeichniss der arabischen Handschriften , vol. ٨, Berlin ١٨٩٦;
(٣١) Aya ¦tka ¦r i Z §a ¦ma ¦sp ¦k , . G. Messina, Rome: Pontificio Istituto Biblico, ١٩٣٩;
(٣٢) Christian Bartholomae, Altiranisches Wخrterbuch , Strasbourg ١٩٠٤, repr. Berlin ١٩٦٧;
(٣٣) E.
(٣٤) Blochet, "ـtudes sur le gnosticisme musulman", Rivista degli studi Orientali , vol.٤ (١٩١١-١٩١٢);
(٣٥) Bahmanji Nasarwanji Dhabhar, "Jamasp Bitaxsh or Jamasp Hakim", in Professor Poure Davoud memorial volume no. II : papers on Zoroastrian and Iranian subjects , Bombay: The Iran League, ١٩٥١;
(٣٦) E. Griffini, "Lista dei manoscritti Arabi nuovo fondo della Biblioteca Ambrosiana di Milano", Rivista degli studi Orientali , vol.٧. pt.١ (١٩١٦-١٩١٨);
(٣٧) Ja ma spi, Pahlavi, Pa ¦zend and Persian texts , tr. Jivanji Jamshedji Modi, Bombay: Bombay Education Society , s Press, ١٩٠٣;
(٣٨) Ferdinand Justi, Iranisches Namenbuch , Hildesheim ١٩٦٣;
(٣٩) Manfred Mayrhofer, Iranisches Personennamenbuch , vol.١: Die altiranischen Namen , Vienna ١٩٧٩;
(٤٠) Henrik Samuel Nyberg, A manual of Pahlavi , Wiesbaden ١٩٦٤-١٩٧٤;
(٤١) Fuat Sezgin, Geschichte des arabischen Schrifttums , Leiden ١٩٦٧-١٩٨٤;
(٤٢) Johann August Vullers, Lexicon Persico-Latinum etymologicum , Bonn ١٨٥٥-١٨٦٤.
/ فرید قاسملو /