دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٧٠١٩
خَروصى، عمربن خطّاببن محمد يَحْمدى نَزْوى ، خَروصى، عمربن خطّاببن محمد يَحْمدى نَزْوى، از امامانِ اِباضى عُمّان در قرن نهم. وى از قبيله بنىخروص بود و علت شهرت قبيلهاش به اين نام، انتساب آن به خروصبن شارىبن يحمد بوده كه گفته شده است نسبش به هود پيامبر مىرسد (رجوع کنید به خرّوصى، ص ٢٤٢ـ٢٤٣). افراد بسيارى از اين قبيله، از قرن دوم تا چهاردهم، امامت اباضيه* را در عمّان برعهده داشتند (رجوع کنید به محمدبن عبداللّه، ص ٨٠ـ٨١؛ رنتز، ص ١٤٤ـ١٤٥؛ براى تفصيل درباره امامان و شرح حال آنها رجوع کنید به عبداللّهبن حميد سالمى، ج ١، ص ١١٥ـ٣٨٧).
از تاريخ ولادت و زندگانى خروصى، پيش از رسيدن به امامت، اطلاعى در دست نيست. در سلسله امامان اباضى عمّان، نام خروصى، بعد از ابوالحسنبن خميسبن عامر، از بنىنَبْهان كه تا ٨٤٦ عهدهدار امامت بود، ذكر مىشود. در فاصله ميان مرگ ابوالحسنبن خميس و رسيدن خروصى به امامت، خاندان نبهان*، كه با جريان اصلى اباضى در عمّان همخوانى نداشتند، در عمان به قدرت رسيدند و در ٨٨٥ خروصى قدرت را از دست آنان خارج كرد (ازكوى، ص ٧٢؛ تاريخ اهل عمان، ص ٩٩؛ قصص و اخبار جرت فى عمان، ص ٨٢ـ٨٣). در برخى از منابع متأخر، شروع امامت خروصى ٨٣٥ ذكر شده است (رجوع کنید به ابنرُزَيق، ١٤١٢، ص ٢٥٧؛ همو، ١٤٠٤، ص ٧٩) كه با توجه به منابع تاريخى اوليه صحيح به نظر نمىرسد. خروصى دوبار، با بيعت مردم، به امامت اباضيه عمّان انتخاب شد. او بار نخست، بعد از يك سال حكومت، به جنگ سليمانبن سليمان، حاكم منطقه رُستاق از بنىنبهان، رفت اما در منطقهاى به نام وادى سَمائيل، از او شكست خورد و از امامت كنار گذاشته شد (فارسى، ص ١٤٢). پس از مدتى دوباره مردم با خروصى بيعت كردند و اينبار او قدرت را به طور كامل از دست خاندان نبهان خارج ساخت (ازكوى، ص ٧٣؛ تاريخ اهل عمان، ص ١٠١؛ قصصٌ و اخبارٌ جَرَت فى عمّان، ص ٨٤). خروصى در شهر نَزْوى درگذشت و در همانجا به خاك سپرده شد (عبداللّهبن حميد سالمى، ج ١، ص ٣٧٥؛ فارسى، همانجا). در منابع به تاريخ وفات او اشاره نشده است، اما چون در ٨٩٤ با محمدبن سليمانبن احمد مُفَرِّج بَهْلَوى، امام پس از او، بيعت كردهاند (قصص و اخبار جرت فى عمان، همانجا)، احتمالا خروصى، پس از نُه سال امامت، در اين سال از دنيا رفته است (عبداللّهبن حميد سالمى، ج ١، ص ٣٧٦).
مهمترين اقدام خروصى در زمان امامتش، مصادره اموالى بود كه بنىنبهان تاراج كرده بودند. او بعد از به قدرت رسيدن، دادگاهى براى رسيدگى به وضع دارايى بنىنبهان تشكيل داد. اين دادگاه اموال را به صاحبانشان بود بازگرداند و اموالى را كه صاحبش شناخته نشد در اختيار امام قرار داد تا در امور فقرا و دولت اباضى مصرف كند (براى گزارش تفصيلى اين دادگاه رجوع کنید به ازكوى، ص ٧٢ـ٧٣؛ تاريخ اهل عمان، ص ٩٩ـ١٠٠؛ قصص و اخبار جرت فى عمان، ص ٨٣ـ٨٤؛ ابنرزيق، ١٤١٢، ص ٢٥٧ـ٢٥٨). علماى مشهور اباضيه حكم دادگاه را، كه در ٨٨٧ صادر شد، تأييد كردند (عبداللّهبن حميد سالمى، ج ١، ص ٣٧٢ـ٣٧٣) و تأييد آنان موجب شد كه در زمان امامان بعدى نيز اعتبار اين حكم به قوّت خود باقى بماند (همان، ج ١، ص ٣٧٣ـ٣٧٤؛ سيابى، ج ٣، ص ١١٤).
منابع :
(١)ابنرُزَيق، الشعاع الشائع باللمعان فى ذكر ائمة عُمان، چاپ عبدالمنعم عامر، قاهره ١٤٠٤/١٩٨٤؛
(٢) همو، الفتح المبين فىسيرةالسادة آلبوسعيديين، چاپ عبدالمنعم عامر و محمد مرسى عبداللّه، ]مسقط [١٤١٢/١٩٩٢؛
(٣) سرحانبن سعيد ازكوى، تاريخ عُمان: المقتبس من كتاب كشفالغمّة الجامع لاخبار الامّة، چاپ عبدالمجيد حسيب قيسى، ]مسقط[ ١٤٠٧/١٩٨٦؛
(٤) تاريخ اهل عُمان، تحقيق و شرح سعيد عبدالفتاح عاشور، ]مسقط[: وزارةالتراث القومى و الثقافة، ]١٤١٢/ ١٩٩٢[؛
(٥) سليمانبن خلف خرّوصى، ملامح من التاريخالعُمانى: وفاءً لعُماننا و انصافآ لتاريخنا، السيب، عمان ١٤٢٢/٢٠٠٢؛
(٦) جورج رنتز، عُمان و الساحل الجنوبى للخليجالفارسى، قاهره ١٤٢٣/٢٠٠٣؛
(٧) عبداللّهبن حميد سالمى، تحفةالاعيان بسيرة اهل عمان، ج ١، ]بىجا، بىتا.[؛
(٨) محمدبن عبداللّه سالمى، نهضة الاعيان بحرية عُمان، قاهره: دارالكتابالعربى، [.بىتا]؛
(٩) سالمبن حمود سيابى، عمان عبرالتاريخ، ]مسقط[ ١٤٠٧/١٩٨٦؛
(١٠) ناصربن منصور فارسى، نزوى عبرالايام: معالم و اعلام، ]مسقط[ ١٤١٥/١٩٩٤؛
(١١) قصص و اخبار جَرت فى عمان، ]منسوب به ابوسليمانبن محمد معولى[، چاپ عبدالمنعم عامر، ]مسقط[: وزارة التراث القومى و الثقافة، ١٤٠٧/١٩٨٣.
/ حميد مَلِكمَكان /