دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٣٠٤٠
تاجوره (انگلیسی : تجورا ، فرانسوی : تاجورا ، ایتالیایی : تاگورا )، بندری کوچک در خلیجی به همین نام در جمهوری جیبوتی ، و مقرّ «دردرِ » (سلطانِ) تاجوره ، یکی از رؤسای سنّتی عَفَر.
نام عربی تاجوره تلفظ نادرست نام محل در گویش عفری ساکنان آن ، یعنی تاگورّی ، است . تاگورّی از ریشة تاگور ، جمع تاگرا (به معنای دلو چرمی )، است . از این قرار «تاگور له عیله » به معنای «جای پرآب » است . درواقع تاجوره واحه است .
استقرارگاه تاجوره در مکان زیبایی است که از سمت مغرب به نخلستانی محدود می شود. کوهستان گودا بر این مکان مسلط است و دشتی ــ که «وادی »هایی (بستر رودخانه های فصلی ) در سراسر آن امتداد دارد ــ این دو را از هم جدا می کند. استقرارگاه از خانه های سفید یک طبقه ، با مصالح سخت ، و کلبه هایی با مصالح گیاهی ــ که در وسط خانه ها پراکنده اند ــ تشکیل یافته است .
اسلام در این سرزمین ، تاریخی طولانی دارد و با وجود بی رونقی ، سخت ریشه دار است . به هرحال ، امروزه اسلام تا حدودی احیا شده و عرفهای غیراسلامی رو به زوال نهاده است . تاجوره به طور سنّتی «شهر هفت مسجد» خوانده شده است که علت آن اهمیت عدد هفت طبق معتقدات مردم منطقه است ؛ درواقع شهر نُه مسجد دارد (تقریباً همگی با مناره های کوتاه و چهارگوش ) که از آن جمله اند مسجد خوروجب ، مسجد جامع ، و مسجد عیدی که در ١٣٦٦ ش / ١٩٨٧ جای خود را به فرودگاه داد. شهر یک قاضی دارد، و ظاهراً در آن از صوفیگری خبری نیست . اولیای مورد احترام منطقه عبارت اند از شیخ گُندالرحمان ( = جندالرّحمان ؟ ) ، شیخ ابازید ، که به ابویزید بِسطامی نیز مشهور است ، و شیخ محمدابراهیم الزربن .
سلطان نشین تاجوره که «قلمرو ( مطیع ) دردرِ تاجوره » ( تاگورّی دردریه ضدّر ) خوانده می شود، تنها حیطة سلطة عفر است که در درون مرزهای جمهوری جیبوتی قرار گرفته است . این سلطان نشین بخشی از ساحل شمالی خلیجی به همین نام را دربرمی گیرد و با سلطان نشینهای عفر، رحیتو (که به زیان تاجوره ، آباد شده است ) در شمال و مشرق ، اوسا در شمال و مغرب و گوباعاد در جنوب غربی ، هم مرز است .
تألیف تاریخ کامل و پیوستة تاجوره و سلطان نشین آن بسیار مشکل است . ظاهراً نخستین بار در نوشته های ادریسی از این شهر ذکری به میان آمده و در قدیمترین نقشه های پرتغالیها محل آن مشخص شده است . سیاحان مسلمان و اروپایی هم بارها از آن نام برده اند.
اَدعَلیها (از عشایر عفر ساکن در منطقه ) اصل خویش را به ظهور معجزه آسای حضلماحس «کسی که صبحگاه ، در تماس با (یعنی «روی »، «زیر»، «کنار» و غیره ) درخت بود»، می رسانند، درختی که در سی کیلومتری شمال تاجوره بر چاههای عدیلو سایه افکنده بود. این شخص که به طور سنّتی عرب تبار تلقی شده است ، در این محل مستقر گشت و همانجا ازدواج کرد. مردم اَدعَلی از نسل پسر دوم او، اداعل ، هستند. محاسبه از راه بررسی انساب ، این امکان را می دهد که واقعه را به پایان قرن هشتم / چهاردهم نسبت بدهیم . در واقع می دانیم که در حدود همین تاریخ بخشی از ادعلی در ویعیمه علیا صاحب قدرت بود و چندی بعد قدرت خود را تا تاجوره گسترش داد و در حوالی ١٠٠٨ـ١٠٠٩/ ١٦٠٠ گروه دیگری از عفر را که انکالا نام داشت ، از آنجا بیرون راند.
مناسبات سلطان نشین تاجوره با فرانسه به ١١١٧/ ١٧٠٥ بازمی گردد. در این سال برتون ها در راه مخا ، بر اثر اشتباه در جهت یابی ، از خلیج تاگورا/ تجوره سردرآوردند و با سلطان محمدبن دینی تماس برقرار کردند. در قرن بعد پس از نخستین رقابت فرانسه و انگلیس بر سر سواحل عربی خلیج فارس ، انگلستان عدن را اشغال کرد، فرانسه نیز در صدد دست اندازی به سواحل افریقا برآمد. در دهم رمضان ١٢٧٨/ یازدهم مارس ١٨٦٢ سلطانهای تاجوره و رحیتو و گوباعاد با پذیرفتن عهدنامه ای ، به مالکیت فرانسه بر لنگرگاه اوبوک / ابوک (اوبوکی ، در عفر: حایّو ) گردن نهادند، اما تا ١٣٠١/ ١٨٨٤ تصرف واقعی صورت نگرفت . در این هنگام لئونس لاگارد ، فرماندار جدید اوبوک ، دو قرارداد قیمومت امضا کرد؛ در پانزدهم شوال / نهم اوت با سلطان گوباعاد، و در سی ام ذیقعده / ٢١ سپتامبر با احمدبن محمد، سلطان تاجوره . در ١٣١٤/ ١٨٩٦ قلمروهای عفری ضمیمة سومالی شد و مستعمرة جدیدی به وجود آمد که به اشتباه ، ساحل سومالی فرانسه خوانده شد.
در ١٣٢٨ ش / ١٩٤٩، تاجوره مرکز ایالتیِ یکی از تقسیمات اداری با مساحت ٠٠٠ ، ١٣ کیلومتر مربع ــ که امروزه یکی از پنج بخش جمهوری جیبوتی است ــ شد. از قرن سیزدهم / نوزدهم تا هنگام استقلال (١٣٥٦ ش / ١٩٧٧)، جمعیت تاجوره ــ که همواره تخمین آن مشکل بوده ــ کمابیش حدود ٠٠٠ ، ٣ تن بوده و در ١٣٧٦ ش / ١٩٩٧ احتمالاً به ٠٠٠ ، ١٠ تن (و کل بخش به ٠٠٠ ، ٧٠ تن ) رسیده بوده است . به هر صورت ، تاجوره مهمترین شهر در ساحل شمالی خلیج است و از اوبوک و منطقة عفر جیبوتی پیشی گرفته است .
تاجوره همواره از این موقعیت که مرکز ترانزیت بوده ، سود برده است . جانب خشکی تاجوره ، محل تجمع کوچ نشینان و مبادلة کالاهای ایشان است و کاروانهای عازم شوآ از آنجا حرکت می کنند و بدانجا بازمی گردند، ازینرو تاجوره سالها سرپل منطقه برای دادوستد برده بود. این تجارت تا بعد از جنگ جهانی اول همچنان پررونق ماند و خصوصاً نیاز بازار جدّه را برمی آورد. در نتیجة انتقاد جراید در ١٣٠١ش / ١٩٢٢ و فرمان لغو بردگی ــ که راسِ ( رئیس ) تافاری برای تسهیل ورود حبشه به جامعة ملل (١٣٠٢ش /١٩٢٣) صادر کرد ــ این منبع عایدی اهالی تاجوره ، ابتدا نقصان یافت و سرانجام از بین رفت .
تاجوره در جانب دریا، بندر متصل به جیبوتی (با حمل ونقلی اغلب غیرقابل اطمینان ) و نیز محل ارتباط با بنادر سواحل عربی و افریقایی دریای سرخ است . عملیات ساخت قایق را مهاجران یمنی انجام می دهند. در حال حاضر ممرّ معاش مردم ، ماهیگیری در سواحل و دادوستدهای گوناگون (از جمله تجارت قات * ) و خدمت به مقامات محلی مختلف است .
دردر ــ که عنوان او، که بغلط «سلطان » ترجمه می شود، از واژة فارسی سردار گرفته شده است ــ وزیری دارد که بانویتا خوانده می شود. این دو مقام ، میان دو قبیلة بورهانتو و دینیته نوبتی است ؛ هنگامی که دردر از قبیلة بورهانتو است ، بانویتا از قبیلة دینیته است ، و بعکس . زمانی دردر بر قلمرو وسیعی حکومت می راند، اما امروزه قدرتش بسیار تقلیل یافته است و تنها بر محدودة ملک شخصی خویش ریاست دارد.
منابع :
(١) Ahmed Dini Ahmed, "Un fait social ـ afar: la f â Üma", Pount ) Djibouti ), III (١٩٦٧), ٣١-٣٦;
(٢) N. de Calliةres, "L'abolition de l'esclavage ب Tadjourah", L'Illustration , no. ٢٥٤٣ (١ March ١٨٩٠);
(٣) M. Chailley, Notes sur les ـ Afar de la region de Tadjoura , Paris ١٩٨٠;
(٤) D. Morin, Le Ginnili , Paris ١٩٩١;
(٥) idem, Des paroles douces comme la soie , Paris ١٩٩٥;
(٦) Aramis Houmed Soule, "Le sultanat de Tadjourah", Pount , XVII (١٩٨٧), ٣-١١.
(٧) برای صورت کامل منابع رجوع کنید به د.اسلام ، چاپ دوم ، ذیل مادّه .
/ آ. رواود ، تلخیص از ( د.اسلام ) /