دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٩٧٧
بَرصیصا ، نام چهره ای شبه تاریخی ، و زاهدی که ، بنا به یکی از تفاسیر متأخّر، به اخبار آنتوان قدّیس مرتبط است. از دیدگاه داستانهای عامیانه ، اخبارِ برصیصا باید چندین صورت به خود گرفته باشد؛ زیرا در دوره ای متأخّر، ابن بَطوطه (ج ١، ص ٣٨) بین طرابلس و اسکندریّه به قصرِ برصیصای عابد برخورده است ، و این نامی است که دورة حیات آنتوان قدّیس و انزوای طولانی او را در قلعه ای کهن (صِیصَت ) به خاطر می آورد. اشتقاقِ آرامی نام برصیصا یادآور بالاترین مقام کلیسایی است ؛ خواه صیصا به معنی سینه بند مرصّع کشیشِ اعظم تلقی شود، خواه کاکُلهای کلاه او.
در اخبارِ اسلامی که از قرن چهارم گسترش بسیار یافته ، برصیصا زاهدی است که پس از روزگارِ درازی زهد و ریاضت ، تسلیم اغواگریهای مکرّرِ شیطان می شود و با وسوسة او وجودِ خدا را انکار می کند و پس از آن در نومیدیِ جاودانی رها می شود.
این اشارات ، از تفسیر آیة ١٦ سورة حشر است که در آن از منافقان فریبندة مرجوع کنید به منان سخن رفته است : کَمَثَلِالشَّیْط'انِ اِذْق'الَ لِلاْ ِنسانِ اَکُفُرْ فَلَمّ'ا کَفَرَ قالَ اِنّی بَری ٌ منک انی اَخ'افُ اللهَ رَبَّالعالمین : «مانند شیطان که به انسان گفت کافر شو وچون او کافر شد، گفت من از تو بیزارم ؛ من از پروردگارِجهانیان در هراسم .» در این آیه ، از کلمة «انسان » دو تفسیر مختلف وجود دارد که طبری (ج ١٢، جزء ٢٨، ص ٣٢ و بعد) هر دو را عرضه کرده است : آیا مراد از آن شخص معینی است یا نوعِ انسان ؟
چهار روایت نخست که طبری در تفسیر «انسان » به شخص معین نقل کرده ، به مردی گوشه نشین اشاره دارند که یا راهب مسیحی است (ج ١٢، جزء ٢٨، ص ٣٣) یا مردی ناسک (رجلٌ من بنی اسرائیل ، عابدٌ) یا کشیش نصرانی (قَسٌّ) قصّة این مردِپرهیزکار همه جا کم و بیش یکسان است ؛ سه برادر،
خواهر بیمار خود را به او می سپارند و به سفر می روند. راهب تسلیم وسوسه هایِ شیطان می شود و دختر را می فریبد، سپس برای رهایی از رسوایی او را می کشد. برادران پس از بازگشت ، نخست می پذیرند که خواهرشان به مرگ طبیعی مرده است ،
ولی شیطان در ررجوع کنید به یا جنایتِ راهب را بر آنان آشکار می سازد. راهب وحشت زده می شود. شیطان نزد او می آید و پیشنهاد می کند که او را نجات دهد و او نیز شیطان را سجده ، وخدا را انکار کند. اما زمانی که مردِ شوریده بخت تسلیم این آخرین درجه از گناه می شود، شیطان او را ریشخند می کند (حشر: ١٦). پس از طبری ، نامِ برصیصا در روایات ظاهر شدو آن را برای قهرمان این قصّه به کار بردند. مک دونالد، در
د. اسلام ، چاپ اول (ذیل «برصیصا»)، این مآخذ را برشمرده است . ظاهراً نخستین مُرجوع کنید به لّفی که نامِ برصیصا را ذکر کرده ابولیث سمرقندی (متوفی ٣٧٥ یا ٣٨٣) در تنبیه الغافلین (ص ٢٢٦ـ ٢٢٧) است ، و ابومحمّد حسین بن فَرّاء بَغَوی (متوفی ٥١٦) از او پیروی کرده است .
گولدزیهر و لندبرگ ، در > قصّة برصیصای راهب < ، تاریخ شرح و بسط یافتن این قصّه را بتفصیل آورده و اشاره کرده اند که چگونه قزوینی (ج ١، ص ٣٦٨)، ابْشیهی (ج ٢، ص ٢٨٤ـ٢٨٥) و سیوطی (ج ٦، ص ٢٠٠) به قصّه پرداخته اند، و نیز می افزایند که > چهل وزیر < ، چاپ استانبول ، ١٣٠٣ (ص ١٢٠ـ١٢٦) شرح مبسوطی از این قصّه دارد که بمراتب مفصّلتر از آن است که پتی دولاکروا و گیب در ترجمة خود آورده اند. این شرح و تفصیل یا از طریق اسپانیا یا از راه ترجمة > چهل وزیر < ، باید منشأ داستان بدفرجام لوئیسِ راهب به نام > آمبروسیو یا راهب < باشد که در آن جزئیات بتفصیل آمده و با ذوق روز سازگار شده است .
منابع :
(١) علاوه بر قرآن ؛
(٢) ( احمدبن محمد ابْشیهی ، المستطرف فی کلّ فنّ مستظرف ، چاپ مفید محمد قمیحة ، بیروت ١٤٠٦/١٩٨٦، چاپ افست قم ١٣٦٨ ش ؛
(٣) ابن بطوطه ، رحلة ابن بطوطة ، چاپ محمد عبدالمنعم عریان ، بیروت ١٤٠٧/١٩٨٧؛
(٤) نصربن محمد سمرقندی ، تنبیه الغافلین ، بیروت ١٤٠٦/١٩٨٦؛
(٥) عبدالرحمن بن ابی بکر سیوطی ، الدُّرالمنثور فی التفسیر بالمأثور ، قم ١٤٠٤؛
(٦) محمدبن جریر طبری ، جامع البیان فی تفسیرالقرآن ، بیروت ١٤٠٠ـ١٤٠٣/ ١٩٨٠ـ١٩٨٣ ) ؛
(٧) زکریابن محمد قزوینی ، کتاب عجایب المخلوقات و غرایب الموجودات ، چاپ فردیناند ووستنفلد، ویسبادن ١٩٦٧؛
(٨) A. Abel, Bars ¤ ¦ s ¤ a ¦ , le Moine qui dإfia le Diable , Bruxelles ١٩٥٩ ;
(٩) V. Chauvin, Bibliographie des ouvrages arabes et relatifs aux Arabes , Lille ١٨٩٢, VIII, ١٢٨ff.;
(١٠) EI ١ , s.v. "Bars ¦ ¤ s ¤ a ¦ " (by Duncan B.Macdonald);
(١١) Handwخrterbuch des Islam, s.v. "Bars ¦ ¤ s ¤ a ", (by Duncan B.Macdonald);
(١٢) IA, s.v. "Bers SA ";
(١٣) (by Duncan B. Macdonald).
/ آ. آبل ( د. اسلام ) /
تکمله . ماجرای برصیصا در روایات شیعه نیامده و مفسران شیعه ، از شیخ طوسی (متوفی ٤٦٠) به بعد، همه آن را از منابع اهل سنت نقل کرده اند (طوسی ، ج ٩، ص ٥٧٠؛
طبرسی ، ج ٩، ص ٣٩٧؛
ابوالفتوح رازی ، ج ١١، ص ١٠٧؛
کاشانی ، ج ٩، ص ٢٣٧؛
جرجانی ، ج ١٠، ص ٣٧).
در برخی منابع ، حدیثی از پیامبر اکرم صلّی اللّه علیه وآله و سلّم ، به نقل از عبیدبن رفاعه دارمی ، در این باره نقل شده است (قرطبی ، ج ٩، جزء ١٨، ص ٣٧؛
سیوطی ، ج ٦، ص ٢٠٠)، لیکن در صحابی بودن او اختلاف است ؛
مثلاً مسلم بن حجاج نیشابوری (متوفی ٢٦١) او را از طبقة اول تابعین ـ نه صحابه ـ قلمداد کرده است (ابن حجر عسقلانی ، ج ٧، ص ٦٥، ش ١٣٣). بنابراین ، به ظنّ قوی ، روایت اومرسل است .
روایاتی نیز که از ابن مسعود (متوفی ٣٣)، ابن عباس (متوفی ٦٨)، طاوس (متوفی ١٠٦)، نقل شده ، از نظر علمای اهل سنت ، ضعیف است ( دائرة المعارف الاسلامیة ،ذیل «برصیصا»، تعلیقة احمد محمد شاکر)؛
خصوصاً که بَغَوی (متوفی ٥١٦) در روایت خود، به نقل از ثعالبی می گوید که شیطانِ مأمور فریب برصیصا ابیض نام داشت ، و این همان شیطان مأمور فریفتن پیامبران است و هم او بود که تصمیم داشت پیامبر اکرم صلّی اللّه علیه وآله وسلّم را فریب دهد و به صورت جبرئیل درآمد تا وسوسه های خود را به صورت وحی به آن حضرت القا کند، ولی خود جبرئیل پیش آمد و او رادور کرد (ج ٤، ص ٣٢٢). قرطبی (متوفی ٦٧١؛
همانجا)، ابوالفتوح رازی (همانجا)، کاشانی (همانجا) و جرجانی (همانجا) نیز در نقل این حکایت از بغوی پیروی کرده اند. این روایت گذشته از اینکه با عصمت * پیامبران مخالف است با ایمن بودن وحی از دستبرد شیاطین نیز، که قرآن بر آن تصریح کرده (جن : ٢٧ـ٢٨)، منافات دارد.
منابع :
(١٤) علاوه بر قرآن ؛
(١٥) ابن حجر عسقلانی ، تهذیب التهذیب ، ج ٧، حیدرآباد دکن ١٣٢٥؛
(١٦) حسین بن علی ابوالفتوح رازی ، تفسیر روح الجِنان و روح الجَنان ، چاپ ابوالحسن شعرانی و علی اکبر غفاری ، تهران ١٣٨٢ـ ١٣٨٧؛
(١٧) حسین بن مسعود بغوی ، تفسیرالبغوی ، بیروت ١٤٠٧؛
(١٨) حسین بن حسن جرجانی ، تفسیر گازر ، چاپ جلال الدین محدث اُرموی ، تهران ١٣٣٧ـ١٣٤١ ش ؛
(١٩) دائرة المعارف الاسلامیة ، قاهره ( تاریخ مقدمه ١٩٦٩ ) ؛
(٢٠) عبدالرحمن بن ابی بکر سیوطی ، الدُّرالمنثور فی التفسیر بالمأثور ، قم ١٤٠٤؛
(٢١) فضل بن حسن طبرسی ، مجمع البیان فی تفسیرالقرآن ، چاپ هاشم رسولی محلاتی و فضل الله یزدی طباطبائی ، بیروت ١٤٠٨/١٩٨٨؛
(٢٢) محمدبن حسن طوسی ، التبیان فی تفسیرالقرآن ، چاپ احمد حبیب قصیر عاملی ، بیروت ( بی تا. ) ؛
(٢٣) محمدبن احمد قرطبی ، الجامع لاحکام القرآن ، ج ٩، بیروت ١٩٦٦، چاپ افست تهران ١٣٦٤ ش ؛
(٢٤) فتح الله بن شکرالله کاشانی ، منهج الصادقین ، چاپ علی اکبر غفاری ، تهران ( تاریخ مقدمه ١٣٨٥ ) .
/ اکبر ترابی /