دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٥١٣٦
جوادخان زیاد اوغلی ، آخرینخانگنجه قبل از تسلط روسیه بر آن. از آغاز زندگی و جوانی او اطلاعی در دست نیست. پدرش شاهوردیخان نیز در دوره زندیه حاكمگنجه بود. با به قدرترسیدن آقامحمدخانقاجار(١٢٠٧)، جوادخانــ كه طایفهاش از قدیمترین شاخههای ایل قاجار و از زمان صفویه در گنجه و دربند مستقر بودندــ به تبریز نزد سلیمانخانقاجار، فرستاده او، رفت(رجوع کنید به ساروی، ص ٢٤١). در این زمان، ناتوانی حكومت قاجار در مقابله با سیاستهای روسیه، و حمله قوای روسها به گنجه سببشد تا جوادخان در٢٣ ذیحجه١٢١٠ ناگزیر قلعه را تسلیم روسها كند (باكیخانوف، ص١٧٩). با مرگ كاترین در ١٢١١، روسها قفقاز را ترك كردند (همانجا). جوادخان كه از جانب روسها آسوده شده بود، باردیگر اطاعت خود را از حكومتقاجار اعلام كرد و هنگامی كه فتحعلیشاه در خوی بود،هدایایی برای وی فرستاد (افشار محمودلو، ص٢٩٩).
با آغاز تعرض مجدد روسها به قفقاز در زمان الكساندر اول، ژنرالسیسیانوف*پس از تسلط بر تفلیس، درصدد برآمد تا گنجه را نیز تصرف كند. وی در١٢ رمضان١٢١٨ به جوادخان نامه نوشت و از او خواست تا مانند دیگر خانهای قفقاز تسلیم دولت روس شود. جوادخان در پاسخ، ادعای او را درباره تعلق گنجه به روسیه رد كرد و نوشت كه از تهدید روسها نمیهراسد و آماده جنگ با آنهاست( اسنادی از روابط ایران با منطقه قفقاز، ص١٥٨). سرانجام، در اواخر ماه رمضان همانسال، نیروهای روسیه به گنجه حمله و آنجا را محاصرهكردند. جوادخان بیدرنگ خبر حمله آنها را برای فتحعلیشاه نوشت و از وی یاری خواست (خاوری شیرازی، ج١، ص ١٨٤،١٩٣؛ همای مروزی، ص١٦٣؛ محمودمیرزاقاجار، ج٢، ص[١٤٦]). فتحعلیشاه نیز سعیدخاندامغانی را روانه گنجه كرد (خاوری شیرازی، ج١، ص١٨٤؛ هدایت، ج٩، ص٣٨٧). جوادخان به شدت مقاومت كرد. روسها، كه از تسلیم شدن او و مردم گنجه مأیوس شده بودند، با خیانت نصیب بیگشمسالدینلو، یكی از ملازمان جوادخان، كه شبانه درهای قلعه را به روی قوای مهاجم گشودهبود، وارد گنجه شدند. مردم گنجه و جوادخان و پسرشهمچنان مقاومت كردند تا اینكه روسها با كمك ارمنیانگنجهــ كه در میدان كارزار از سپاه جوادخان جدا شده و به سپاه روس پیوسته بودند ــ در اول شوال ١٢١٨ قلعه گنجه را تصرف كردند. آنان جوادخان و پسرش حسینقلی خان و گروه انبوهی از مردم را به قتلرساندند(همایمروزی، همانجا؛ باكیخانوف، ص ١٨٥ـ ١٨٦؛ خاوریشیرازی،همانجا؛ مفتون دنبلی، ص١٠٨ـ١٠٩؛ محمودمیرزاقاجار،همانجا). پس از كشته شدن جوادخان، خانات گنجه منقرض و قلمرو آنان ضمیمه خاك روسیه شد و گنجه به افتخار همسر الكساندر اول، الیزابت پل نامیدهشد(سپهر، ج١، ص١٢٤، ٢٤٢؛ اعتمادالسلطنه، ج٣، ص١٤٦٩).
منابع:
(١) اسنادی از روابط ایران با منطقه قفقاز، تهران: وزارتامورخارجه، دفتر مطالعات سیاسی و بینالمللی، ١٣٧٢ ش؛
(٢) محمدحسنبنعلیاعتمادالسلطنه، تاریخ منتظم ناصری، چاپ محمد اسماعیلرضوانی، تهران١٣٦٣ـ١٣٦٧ ش؛
(٣) عبدالرشیدبنمحمد شفیعافشار محمودلو، تاریخ افشار، چاپ محمود رامیان و پرویز شهریار افشار،[ارومیه]١٣٤٦ ش؛
(٤) عباسقلیآقا باكیخانوف، گلستان ارم، چاپعبدالكریمعلیزاده و دیگران، باكو ١٩٧٠؛
(٥) فضلاللّهبن عبدالنبی خاوری شیرازی، تاریخ ذوالقرنین، چاپ ناصر افشارفر، تهران١٣٨٠ ش؛
(٦) محمد فتحاللّهبن محمدتقی ساروی، تاریخ محمدی ( احسنالتواریخ)، چاپ غلامرضا طباطبائیمجد، تهران١٣٧١ ش؛
(٧) محمدتقیبن محمدعلیسپهر، ناسخالتواریخ: تاریخ قاجاریه، چاپ جمشید كیانفر، تهران١٣٧٧ ش؛
(٨) محمود میرزا قاجار، تاریخ صاحبقرانی،نسخه خطی كتابخانه ملیایران، ش١٨٩٢١١١٧ر ش؛
(٩) عبدالرزاقبن نجفقلی مفتون دنبلی، مآثر سلطانیه: تاریخ جنگهای ایران و روس، تبریز ١٢٤١، چاپ غلامحسین صدریافشار، چاپ افست تهران١٣٥١ ش؛
(١٠) رضاقلیبنمحمدهادیهدایت، ملحقات تاریخ روضه الصفای ناصری، در میرخواند، ج ٨-١٠؛
(١١) محمدصادقبن محمدباقر همایمروزی، تاریخ جهانآرا ، نسخه خطی كتابخانه ملیایران، ش٢٢٥٩/ ف.
/ سیما سالور /