دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٧١٤٥
خطيبى نورى ، خطيبى نورى، حسين، اديب، شاعر و دولتمرد معاصر. وى در ٣١ تير ١٢٩٥/ ٢١ رمضان ١٣٣٤ در تهران زاده شد. پدرش شيخ محمدعلى نورى (متوفى ١٣٠٥) مدرّس حكمت در مدرسه مروى تهران بود، در عين حال نيابت توليت آن را برعهده داشت (خطيبى، ١٣٧٧ش ب، ص ٢٥٤). خطيبى از اوان كودكى نزد پدر شاهنامه را آموخت (همو، ١٣٣٩ش، ص ١٨). در ١٣٠٢ش به مدرسه ابتدايى ثريا رفت. در ١٣٠٧ش پس از طى دوره ابتدايى، در دبيرستان اقدسيه نام نويسى كرد و در ١٣١٣ش دوره دوم متوسطه را در رشته ادبى دارالفنون به پايان رساند. در همان سالها با حضور در انجمن ادبى ايران، در منزل شيخ الرئيس افسر، و قرائت شعرهاى خود در شاعرى كارآزموده گرديد (همو، ١٣٧٧ش ب، ص ٢٥٧ـ٢٥٨).
در ١٣١٣ش در رشته ادبيات فارسى دانشگاه تهران نام نويسى كرد (همان، ص٢٦٠). در ١٣١٦ش به دستور على اصغر حكمت*، وزير معارف، منشى فرهنگستان ايران و تندنويس مؤسسه وعظ و خطابه شد و دروسى را كه در اين مؤسسه تدريس مى شد با كمك لطفعلى صورتگر* به چاپ رسانيد (همان، ص ٢٦٦ـ٢٦٧).
پس از اخذ دانشنامه كارشناسى در ١٣١٦ش در نخستين دوره دكترى زبان و ادبيات فارسى دانشسراى عالى به همراه محمد معين* (متوفى ١٣٥٠ش)، ذبيح اللّه صفا* (متوفى ١٣٧٨ش) و پرويز خانلرى* (متوفى ١٣٦٩ش) پذيرفته شد و در حين تحصيل به دعوت محمدتقى بهار* (ملك الشعراء) به عنوان دبير در دانشسراى عالى به تدريس دستور زبان فارسى پرداخت (همان، ص ٢٦٧ـ٢٦٨). پس از دو سال، دروس دوره دكترى را پايان برد و موضوع رساله دكترى خود را با عنوان نثر فنى فارسى از آغاز تا پايان قرن هفتم به راهنمايى ملك الشعراى بهار انتخاب كرد، اما پيش از تدوين و دفاع از آن، دوره نظام وظيفه را طى سالهاى ١٣١٨ـ١٣٢٠ش در دانشكده افسرى تهران گذراند. وى ضمن خدمت وظيفه در دانشكده افسرى زبان فارسى را به دانشجويان آنجا تدريس كرد و تا چند سال بعد هم آن را ادامه داد (همان، ص ٢٨٣). در ١٣٢٤ش رساله دكترى او با تأييد هيئت داوران، محمدتقى بهار، على اصغر حكمت، ابراهيم پورداود* و بديع الزمان فروزانفر*، با قيد بسيار خوب به تصويب رسيد. سپس با بيمارى ملك الشعراى بهار تدريس سبك شناسى به او واگذار شد. او پس از درگذشت بهار در ارديبهشت ١٣٣٠، تدريس در مقام استادى كرسى سبك شناسى را تا بهمن ١٣٥٧ ادامه داد (رجوع کنید به همان، ص ٢٧١ـ٢٧٢).
خطيبى در كنار شغل دانشگاهى مشاغل ديگرى نيز عهده دار شد: در ١٣٢٠ش به درخواست عيسى صديق اعلم، وزير معارف، رياست كتابخانه دانشكده حقوق دانشگاه تهران را داشت و در دانشكده حقوق با عبداللّه معظمى، معاون دانشكده، آشنا شد. چندى بعد به توصيه عبداللّه معظمى، نايب رئيس وقت مجلس، نيابت رياست روزنامه رسمى كشور و سپس رياست آن را تا ١٣٤٢ش عهده دار شد (رجوع کنید به همان، ص ٢٨٧ـ٢٨٨؛ همو، ١٣٨٢ش، ص ١١١ـ١١٢). او به واسطه بهار با دهخدا* آشنا شد كه در خانه خود به گردآورى يادداشتهاى لغتنامه مشغول بود. سپس عبداللّه معظمى به پايمردى خطيبى مقدمات آمادهسازى لغتنامه را فراهم كرد و با تشويق شمارى از نمايندگان مجلس چهاردهم در ارائه طرحى به منظور طبع و نشر لغتنامه با بودجه مجلس همت گماشت. خطيبى كارهاى مالى و ادارى اين طرح را عهدهدار گرديد و مقدمه چاپ نخست جلد اول لغتنامه را نوشت كه به امضاى سردار فاخر، رئيس وقت مجلس، انتشار يافت (همو، ١٣٧٧ش ب، ص ٢٨٩ـ٢٩٠).
در ١٣٢٦ش، به تشويق عبداللّه معظمى به جمعيت شيروخورشيد سرخ ايران پيوست و تا بهمن ١٣٥٧ همكارى افتخارى خود را ادامه داد. در ١٣٢٧ش به عضويت هيئت مديره و از ارديبهشت ١٣٢٨ به سمت مديرعامل جمعيت مذكور برگزيده شد اما در تمام دوران مديريت خود تا بهمن ١٣٥٧ هيچ حقوقى دريافت نكرد (همو، ١٣٤٢ش، ص ١٥١؛ همو، ١٣٨٢ش، ص ١٢٩ـ١٣٢).
او در طى سى و اندى سال مديريت جمعيت شيروخورشيد سرخ خدمات بسيارى را از قبيل تأسيس بيمارستان، امداد به آسيب ديدگان حوادث طبيعى و ايجاد سازمان جوانان جمعيت شيروخورشيد سرخ در ايران و كشورهاى همسايه ايران به انجام رساند (رجوع کنید به خطيبى نورى، ١٣٨٢ش، ص ١٦١ـ٢٢٤).
خطيبى از ٢٥ تير ١٣٣٢ تا سقوط دولت دكتر مصدق در ٢٨ مرداد ١٣٣٢ مديركل دفتر نخست وزيرى مصدق بود (رجوع کنید به همو، ١٣٧٧ش الف، ص ٢٣٠ـ٢٣٣). از ١٣٤١ش تا انقلاب اسلامى نماينده دوره هاى ٢١ تا ٢٤ مجلس و از ١٣٤٤ش نايب رئيس مجلس شد (رجوع کنید به همان، ص ٢٣٦ـ٢٤٦؛ همو، ١٣٨٢ش، ص ٣٠١ـ٣٠٢). پس از پيروزى انقلاب (١٣٥٧ش) در دادگاه انقلاب محكوم به حبس گرديد (رجوع کنید به ترابى، ١٣٨٠ش الف، ص ٣١٨). پس از اتمام دوره محكوميت مدتى خانه نشين بود و در ١٣٧٠ش به دعوت دانشگاه تربيت مدرّس، استاد مدعو در دوره كارشناسى ارشد و دكترى شد. وى علاوه بر تدريس و برعهده گرفتن نظارت و راهنمايى رساله هاى دكترى، به عنوان عضو هيئت داوران در جلسات دفاعيه دانشجويان شركت كرد و تا زمانى كه حيات داشت از تعليم و تدريس بازنماند.
خطيبى از اوان جوانى تا واپسين سالهاى عمر حافظهاى خارق العاده داشت و در حفظ، نقل و روايت اشعارِ شاعران گذشته و معاصر و نقد و تتبع در آثارشان، نزد اديبان پرآوازه بود. بارها قريحه شعرى خود را آزمود و در دو دهه پايانى عمر چند منظومه سرود، از جمله مثنوى بلند «اى زبان پارسى» در موضوع فرهنگ ايران و نقش زبان فارسى در گسترش آن كه نخستين بار ابياتى از آن در نامواره دكتر محمود افشار (ج ٤، تهران ١٣٦٧ش، ص ١٩٤٩ـ١٩٥٢) به طبع رسيد و ديگر ترجمه منظوم او از يك قصيده عربى سعدى (رجوع کنید به ترابى، ١٣٨٠ش ب، ص ٨٤٦ـ٨٤٨). خطيبى در ٣١ شهريور ١٣٨٠ براثر ابتلا به سرطان كبد درگذشت و در جوار مقبره امامزاده طاهر كرج به خاك سپرده شد.
مهمترين اثر تحقيقى او كتاب فن نثر در ادب پارسى است كه آن را به توصيه و سفارش استاد خود، بهار در دو جلد نوشت، كه جلد نخست آن در ١٣٦٤ش منتشر شد. علاوه بر اين شمارى مقاله و خطابه از او در مجلات و نشريات ادبى و فرهنگى به چاپ رسيده است از جمله: «مختصرى راجع به آثار و سبك اشعار دكتر محمد اقبال لاهورى، شاعر پارسى گوى پاكستان» (مجله دانشكده ادبيات دانشگاه تهران، سال اول، ش ١، مهر ١٣٣٢، ص ٥٦ـ٦٨)؛ «نثر فارسى ابن سينا» (همان، سال ١، ش ٤، تير ١٣٣٣، ص ٩١ـ ٩٨)؛ «اقبال و سبك هندى» (يغما، سال ٧، ش ٥، مرداد ١٣٣٣، ص ٢١٠ـ٢١٨)؛ «سبك اشعار بهار» (همان، سال ٤، ش ١٠، دى ١٣٣٠، ص ٤٥٤ـ ٤٦١، ش ١١، بهمن ١٣٣٠، ص ٤٩٦ـ ٥٠٠)؛ «يادى از استادم بديع الزمان فروزانفر» (كلك، ش ٧٣ـ٧٥، فروردين و خرداد ١٣٧٥، ص ٢٠٢ـ٢٠٨؛ براى فهرست مقاله هاى ديگر خطيبى رجوع کنید به خطيبى نورى، ١٣٨٢ش، پيوست ١، ص ٣٦١ـ٣٦٢).
منابع :
(١) محمد ترابى، «در اندوه درگذشت دكتر حسين خطيبى»، بخارا، سال ٤، ش ١ (مرداد ـ شهريور ١٣٨٠الف)؛
(٢) همو، «دكتر حسين خطيبى و ترجمه منظوم پارسى او از يك قصيده عربى شيخ اجل سعدى»، ايرانشناسى، دوره جديد، سال ١٣، ش ٤ (زمستان ١٣٨٠ب)؛
(٣) حسين خطيبى نورى، «پهلوى دوم از سردرگمى تا خودكامگى: گفتوگو با دكتر حسين خطيبى»، گفتوگوكننده: مرتضى رسولىپور، تاريخ معاصر ايران، سال ٢، ش ٧ (پاييز ١٣٧٧الف)؛
(٤) همو، رنج رايگان: خاطرات سياسى، فرهنگى و اجتماعى دكتر حسين خطيبى، به كوشش مرتضى رسولىپور، تهران ١٣٨٢ش؛
(٥) همو، «شاهكار زبان فارسى : شاهنامه فردوسى»، سالنامه دنيا، سال ١٦ (١٣٣٩ش)؛
(٦) همو، «مؤسسات علمى، ادبى و دانشگاهى تهران و مشاهير فرهنگى ايران قبل از شهريور ١٣٢٠ و بعد از آن: گفتوگو با دكتر حسين خطيبى»، گفت وگوكننده: مرتضى رسولىپور، تاريخ معاصر ايران، سال ٢، ش ٦ (تابستان ١٣٧٧ب)؛
(٧) همو، «وقتى به كمك هموطنان سانحه ديده ميرويم»، سالنامه دنيا، سال ١٩ (١٣٤٢ش).
/ مرتضى رسولى پور و گروه زبان و ادبيات /