دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٥٤٨٨
دولتشاه، محمدعلى میرزا ، بزرگ ترین پسر فتحعلى شاه قاجار. دولتشاه در ٧ ربیعالآخر ١٢٠٣ در قصبۀ نوا در مازندران به دنیا آمد. مادرش، زیباچهر خانم، سی وسومین همسر فتحعلى شاه، از اهالى گرجستان بود (خاورى شیرازى، ١٣٨٠ش، ج ٢، ص ٩٧٣؛ سپهر، ج ١، ص ٥٥٤). دولتشاه چند ماه از عباسمیرزا نایبالسلطنه بزرگتر بود ولى چون مادرش از ایل قاجار نبود، نمیتوانست جانشین شاه باشد (پاكروان، ص ١٠). تاریخ ملقب شدن وى به دولتشاه مشخص نیست؛ اعتمادالسلطنه (ج ٣، ص ١٥٠١) از او با این لقب یاد كرده است. دولتشاه در ١٢١٣ به حكومت قزوین و گیلان منصوب شد (مفتون دنبلى، ص ١٠٣؛ قس خاورى، ١٣٧٩ش، ص ١٦، كه نوشته است وى در دوازده سالگى والى فارس و در ١٢٢٠ حاكم قزوین بود). در ١٢١٥ با دختر احمدخان بیگلربیگى مراغهاى ازدواج كرد (احمد میرزا قاجار، ص ٦٢؛ اعتمادالسلطنه، ج ٣، ص ١٤٥٨). در ١٢١٧ به همراه فتحعلى شاه در سركوب نادر میرزا، پسر شاهرخ شاه، و تصرف خراسان شركت داشت (مفتون دنبلى، ص ١٥٤). شاید به سبب اقتدار دولتشاه بود كه در ١٢٢١ حاكمیت ایالات مجاور كشور عثمانى، یعنى خوزستان و لرستان و كرمانشاه، به وى سپرده شد (رجوع کنید به اعتمادالسلطنه، ج ٣، ص ١٤٨٢ـ١٤٨٣). ناآرامى در مرزهاى این مناطق، میان ایران و عثمانى اختلافاتى ایجاد میكرد. دولتشاه، به واسطۀ قدرتش، والیان سرحدات عراقین را انتخاب میكرد و همین امر یكى از عوامل بروز درگیرى بین دو كشور میشد (رجوع کنید به مستوفى، ج ١، ص ٣٢؛ الگار، ص ٥٣). درگیریهاى متعدد دولتشاه و حاكمان عثمانى از ١٢٢١ تا ١٢٣٦، بهرغم پیروزى و برترى محمدعلى میرزا، با وساطت علمایى چون شیخ جعفر نجفى، شیخ محمدنجفى و آقا احمد كرمانشاهى خاتمه یافت (رجوع کنید به خاورى شیرازى، ١٣٨٠ش، ج ١، ص ٣٢٩ـ٣٣١، ٣٥٦؛ سپهر، ج ١، ص ١٥٥ـ١٥٦، ٢٢٣، ٣١٠ـ٣١١، ٣٣٠؛ نصیرى، ج ١، ص ٢٥٢). دولتشاه در این درگیریها شهرهاى سلیمانیه و زور را تصرف كرد و حاكم شهرمرزى بابان را مطیع نمود (مفتون دنبلى، ص ٣٥٦؛ سپهر، ج ١، ص ٢٠٥)، اما جدال بر سر تسلط بر قبایل كرد مناطق مرزى و ناآرامى بابان، همچنین موانعى كه دولت عثمانى براى تجارت بین بغداد و كرمانشاه به وجود میآورد، سبب شد ایران و عثمانى كه در آستانۀ عقد پیمانى علیه روسیه بودند، از این كار چشمپوشى نمایند ( ایرانیكا، ذیل مادّه). در ١٢٢٤ محمدعلى میرزا، در دورۀ اول جنگهاى ایران و روس ، با بیست هزار سوار و پیاده و پنج عراده توپ به طرف تفلیس لشكركشى كرد. وى در محال حمانلو، سه منزلى ایروان، در جنگ با قواى روسیه عدهاى را كشت و اسیر كرد. سپس به تفلیس رفت و ایلات آن مناطق را سركوب كرد. قبایل بزچلو و دیگر طوایف از ترس محمدعلى میرزا به اطاعت وى درآمدند و او پس از این پیروزى، به كرمانشاه بازگشت (مفتون دنبلى، ص ٣١١، ٣١٣ـ٣١٤؛ خاورى شیرازى، ١٣٨٠ش، ج ١، ص ٣٠٤). در ١٢٣١ دولتشاه به نواحى لرستان و خوزستان نظم داد و اسدخان بختیارى را مطیع كرد (سپهر، ج ١، ص ٢٧٧). در ١٢٣٥، به فرمان دولتشاه، ایل حیدرانلو كه به عثمانى رفته بودند، به ایران بازگشتند (مفتون دنبلى، ص ٤٥٤؛ پانویس ١١٥٤؛ نصیرى، ج ١، ص ٢٣٤). دولتشاه در آخرین درگیرى خود با عثمانى پس از جنگ با محمد پاشا، حاكم شهر زور، هنگامى كه از سلیمانیه به طرف بغداد میرفت، بیمار شد و در ٢٦ صفر ١٢٣٧ درگذشت. پیش از مرگ، حسنخان فیلى و اسدخان بختیارى را، كه به اطاعت او درآمده و عفو شده بودند، به شهرهاى خود فرستاد تا پس از مرگش براى آن دو اتفاقى روى ندهد. جسد دولتشاه را بیرون كرمانشاه، در باغى كه خود احداث كرده بود، دفن كردند (احمد میرزا قاجار، ص ١٢٧؛ سپهر، ج ١، ص ٣٣٠ـ٣٣١). اعتضادالسلطنه (ص ١٨٥) تاریخ فوت او را ٢٣ صفر ١٢٣٦ و مدفن او را در عتبات عالیات ذكر كرده است. پس از مرگ دولتشاه، پسر بزرگ وى، محمدحسین میرزا حشمتالدوله، حاكم كرمانشاه شد (خاورى شیرازى، ١٣٨٠ش، ج ٢، ص ١٠٧٤).
دولتشاه از فرزندان محبوب فتحعلى شاه بود. هنگامى كه به تهران احضار میشد، محل استقرارش عمارتى ویژه و جدا از دیگر شاهزادگان بود، كه پس از مرگ دولتشاه تا هنگام فوت فتحعلى شاه، درِ آن باز نشد (احمد میرزا قاجار، ص ١٤٠ـ١٤١، ١٥٧). دولتشاه كاردان و باكفایت و شجاع بود (همان، ص ١٤٠؛ پاكروان، ص ٢١٧) و به علما ارادت داشت، در ١١٢٣ از شیخ احمد احسایى خواست مدتى در كرمانشاه بماند. شیخاحمد تا زمان مرگ دولتشاه از او مقررى دریافت میكرد (رجوع کنید به خوانسارى، ج ١، ص ٢١٨ـ٢١٩؛ الگار، ص ٦٨، ٧٠). دولتشاه مناسبات دوستانهاى با عباسمیرزا نداشت و به دلیل بزرگتر بودن از عباسمیرزا، ادعاى ولیعهدى نیز داشت و به این سبب با عباس میرزا و اقدامات اصلاحى او مخالفت میورزید (الگار، ص ٧٦). یرملوف (ژنرال روسى)، در پى دشمنى با عباس میرزا، دولتشاه را براى جانشینى پدر مناسبتر میدانست (هژیر، ص ٧٠٧). دولتشاه در آبادانى مناطق تحت حكومتش میكوشید، از جمله اقدامات وى احداث سد گرگر شوشتر، معروف به سد دولت، بود (خاورى شیرازى، ١٣٨٠ش، ج ٢، ص ٧٤٦؛ اعتضادالسلطنه، ص ١٨٥). دولتشاه شعر میسرود و «دولت» تخلص میكرد. از او دیوانى با چهار هزار بیت و نیز تذكرهاى دربارۀ معاصرانش به نام معاصر دولتشاه بهجاى مانده است (محمود قاجار، ج ١، ص ٢٤ـ٢٥؛ ایرانیكا، ذیل مادّه). دولتشاه دَه پسر و چهارده دختر داشت (سپهر، ج ١، ص ٥٤٧؛ اعتمادالسلطنه، ج ٣، ص ١٦٢٥).
منابع :
(١) احمدمیرزا قاجار، تاریخ عضدى، چاپ عبدالحسین نوایى، تهران ١٣٧٦ش؛
(٢) علیقلیمیرزا اعتضادالسلطنه، اكسیر التواریخ، چاپ جمشید كیانفر، تهران ١٣٧٠ش؛
(٣) محمدحسن اعتمادالسلطنه، تاریخ منتظم ناصرى، چاپ محمداسماعیل رضوانى، تهران ١٣٦٧ش؛
(٤) امنیه پاكروان، عباسمیرزا و فتحعلیشاه، ترجمه صفیه روحى، تهران ١٣٧٦ش؛
(٥) فضلالدین خاورى شیرازى، تاریخ ذوالقرنین، چاپ ناصر افشارفر، ١٣٨٠ش؛
(٦) همو، تذكره خاورى، چاپ میرهاشم محمدث، زنجان ١٣٧٩ش؛
(٧) محمدباقر خوانسارى اصفهانى، روضات الجنات فى احوالالعلما و السادات، چاپ محمدعلى روضاتى، طهران ١٣٤١ش؛
(٨) محمدتقى سپهر، ناسخالتواریخ، چاپ جمشید كیانفر، تهران ١٣٧٧ش؛
(٩) محمود قاجار، سفینةالمحمود، چاپ فیلمپور، تبریز ١٣٤٦ش؛
(١٠) عبداللّه مستوفى، شرح زندگاین من یا تاریخ اجتماعى و ادارى دوره قاجار، تهران ١٣٧٧ش؛
(١١) عبدالرزاق مفتون دنبلى، مآثر سلطانیه، چاپ غلامحسین زرگرینژاد، تهران ١٣٨٣ش؛
(١٢) محمدرضا نصیرى، اسناد و مكاتبات تاریخى ایران: قاجاریه، ج ١، تهران ١٣٦٦ش؛
(١٣) عبدالحسین هژیر، «در راه ولیعهدى عباسمیرزا»، مجله مهر، سال ١ (خرداد ١٣١٢ ـ خرداد ١٣١٣)؛
(١٤) Hamid Algar, Religion and State in Iran ١٧٨٥-١٩٠٦, Los Angeles ١٩٦٩;
(١٥) EIr, s.v. "Dawlatsha¦h, Mohammad. Ali Mirrza¦" (by Abbas Amant).
/ فهیمه علیبیگى /
تاریخ انتشار اینترنتی: ٠٩/١١/١٣٨٧