دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٤٧٠٠
جعفربن علی ، كنیهاش ابوعبداللّه، فرزند امام هادی علیهالسلام. در ٢٢٦ به دنیا آمد. او به دلیل ادعای امامت پس از رحلت برادرش، امام حسن عسكری علیهالسلام، و انكار وجود فرزندی برای ایشان به جعفر كذّاب ملقب شد (عمری، ص١٣٠ـ ١٣١؛ فخررازی، ١٤٠٩، ص ٧٨؛ ابنعنبه، ص ١٩٩؛ علی شدقمی، ص ١٦١، ١٦٥ـ١٦٦). جعفر فردی خطاكار، دنیاطلب و فاسق معرفی شده است ( رجوع کنید به ادامه مقاله؛ قس عمری، ص ١٣٥ـ١٣٦). بنا به روایتی از امام سجاد علیهالسلام، رسول خدا صلیاللّهعلیهوآلهوسلم از تولد جعفر و اعمالی كه از وی سر خواهد زد، خبر داده بودند ( رجوع کنید به خَصیبی، ص ٢٤٨؛ قمی، ص ٢٠٣؛ ابنبابویه، كمالالدین، ج ١، ص ٣١٩ـ٣٢٠؛ ابنشهر آشوب، ج ٤، ص ٢٧٢ـ٢٧٣). امام هادی علیهالسلام نیز از تولد جعفر شادمان نشدند و فرمودند وی افراد زیادی را به گمراهی خواهد كشاند (طوسی، ص ٢٢٦ـ٢٢٧؛ مجلسی، ج٥٠، ص ٢٣١). گفته شده است كه امام حسن عسكری علیهالسلام از جعفر كنارهگیری و از مصاحبت با وی اجتناب میكردند ( رجوع کنید به خصیبی، ص ٣٨٢؛ عمری، ص ١٣٢). جعفربن علی در ماجرای فارِسبن حاتم، فردی كه امام هادی علیهالسلام او را طرد و لعن نموده و فرمان قتل وی را صادر كرده بودند، برخلاف پدر و برادرش، امام حسن عسكری علیهالسلام، از فارس جانبداری كرد (ابنقِبه رازی، ص٢٠٠).
جعفر به شرابخواری نیز متهم بود، تا جایی كه وی را به زُقُّ الخَمْر (ظرف شراب) ملقب كردهاند ( رجوع کنید به خصیبی، ص ٢٤٨؛ عمری، ص ١٣١؛ ابنشهرآشوب، ج ٤، ص ٢٧٣؛ علی شدقمی، ص ١٦١، ١٦٥ـ١٦٦). برخی احتمال دادهاند كه این اتهام از دشمنی میان شیعیان دوازده امامی و پیروان جعفر نشئت گرفته باشد، چنانكه پیروان جعفر نیز به امام حسن عسكری علیهالسلام و یاران ایشان القاب و نسبتهای ناروا میدادند ( رجوع کنید به اشعری، ص ١١٣؛ نوبختی، ص ١٠٨؛ ابوحاتم رازی، قسم ٣، ص ٢٩١ـ٢٩٢؛ شهرستانی، قسم ١، ص ١٥١).
در روایتی از امام زمان عجلاللّه تعالیفرجهالشریف، در پاسخ به نامه یكی از شیعیان در باره جعفربن علی، جعفر فردی بیاطلاع از احكام دین معرفی شده كه قادر به تشخیص حلال از حرام نیست و علائم نافرمانیهایش از اوامر و نواهی الاهی مشهود است. طبق همان روایت، جعفر برای یادگیری سِحر، چهل شبانهروز نماز خود را ترك كرده بوده است (كشی، ج ١، ص ٢٨٧ـ٢٩٠؛ مجلسی، ج٥٠، ٢٢٨ـ٢٣١). همچنین، امام زمان در توقیعی كار و راه جعفر را به كار برادران یوسف همانند كردهاند (ابنبابویه، كمالالدین، ج ٢، ص ٤٨٤؛ كشی، ج ١، ص٢٩٠؛ مجلسی، ج٥٠، ص ٢٢٧). برخی این عبارت را تفسیر كردهاند به اینكه جعفر همچون برادران یوسف در نهایت توبه كرده است ( رجوع کنید به نوبختی، ص ٩٥، پانویس ١؛ عمری، ص١٣٠) و ازاینرو وی را توّاب لقب دادهاند ( رجوع کنید به ابنعنبه، ص ١٩٩، پانویس؛ علی شدقمی، ص ١٦١، ١٦٥؛ امین، ج ٦، ص ٤٢٥؛ آقابزرگ طهرانی، ١٤٠٤، قسم ٢، ص ٥١٩)؛ اما، به نظر میرسد مراد امام در توقیع مزبور، سابقهدار بودن گمراهی در فرزندان انبیا و اولیا بوده است ( رجوع کنید به مفید، الفصول العشرة فیالغیبة، ص ٦٢؛ كشی، ج ١، ص ١٠٧).
گفته شده است كه جعفر برای بهدست آوردن امامت تلاش زیادی كرد. وی پس از رحلت امام حسن عسكری، بهرغم زنده بودن مادر ایشان، مدعی میراث حضرت شد (مفید، الارشاد ، ص ٣٤٥؛ اربلی، ج ٢، ص ٢٠٥، ٢٢٣؛ ذهبی، ج ١٣، ص ١٢١؛ نیز رجوع کنید به ابنقبه رازی، همانجا، كه گفته است جعفر بر خلاف نظر پدرانش علیهمالسلام عمل كرد، زیرا در صورت حیات مادر به برادر ارثی تعلق نمیگیرد). وی همچنین زمامداران وقت را تحریك كرد كه خانه امام را برای یافتن فرزند ایشان جستجو كنند و با همكاری جعفر، یكی از كنیزان امام حسن عسكری زندانی شد و به شدت تحت نظر قرار گرفت (مفید، الارشاد ، همانجا؛ طبرسی، ص٣٦٠؛ اربلی، ج٣، ص٢٠٥)، بهعلاوه، جعفر حاضر شد سالانه بیست هزار دینار به یكی از كارگزاران خلافت رشوه دهد تا امامت او را تأیید نماید ( رجوع کنید به مفید، الارشاد، همانجا؛ اربلی، ج٣، ص١٩٩، ٢٠٥). وی پس از رحلت امامحسن عسكری میخواست بر جنازه ایشان نماز گزارد، اما حضرت مهدی عجلاللّهتعالیفرجهالشریف، كه طفلی خردسال بود، وی را كنار زد و خود نماز را بهجای آورد (مجلسی، ج٥٠، ص ٣٣٢).
شیعیان، باتوجه به احادیث ردّ فَطْحَیه * ، این امر را جز در مورد امام حسن و امام حسین علیهماالسلام جایز نمیدانستند ( رجوع کنید به كلینی، ج ١، ص ٢٨٥ـ٢٨٦؛ ابنبابویه، الامامة، ص ٥٦ـ٥٩؛ ابنبابویه، كمالالدین ، ج ٢، ص ٤١٤ـ٤١٧؛ كشی، ج ٢، ص ٥٢٥). همچنین با سابقه ذهنی كه از اعمال جعفر داشتند، وی را شایسته این منصب نمیدیدند ( رجوع کنید به طوسی، ص ٨٤ - ٨٥، ٢٢٢)؛ ازاینرو، پس از رحلت امام حسن عسكری و مواجهه با ادعای جانشینی جعفر، به صورتهای مختلف وی را آزمودند و نفی منصب امامت از وی بیش از پیش بر ایشان آشكار شد ( رجوع کنید به خصیبی، ص ٣٨٣؛ ابنبابویه، كمالالدین ، ج ٢، ص ٤٧٥ـ ٤٧٨، ٤٨٨ـ٤٨٩؛ ابنحمزه، ص ٦٠٧ـ٦١١).
پیروان جعفر در تاریخ به جعفریه * معروفاند (ابنقبه رازی، ص ١٩٨؛ اشعری، ص ١٠١؛ فخررازی، ١٤٠٧، ص ٦٨؛ اقبال آشتیانی، ص ١٦٣؛ نیز رجوع کنید به مدرسی طباطبائی، ص ١١٥ كه معتقد است جعفریه پیش از این بر پیروان امام جعفرصادق علیهالسلام اطلاق میشد؛ قس فخررازی، ١٤٠٧، ص ٦٨، پانویس ٢). پیروان جعفر در باره جانشینی وی اختلافنظر داشتند. عدهای جعفر را جانشین بلافصل امام هادی، برخی او را جانشین برادرش سیدمحمد كه در زمان حیات پدرش رحلت كرد، و عدهای دیگر وی را جانشین امام حسن عسكری دانستهاند (برای نمونه رجوع کنید به قاضی عبدالجباربن احمد، ج٢٠، قسم ٢، ص ١٨٢؛ ناطق بالحق، ص ١٦٦). در چگونگی به امامت رسیدن جعفر نیز میان صاحبان این آرا تفاوتهایی بوده كه موجب انشعابات و پیدایش فرقههای دیگر شده است ( رجوع کنید به اشعری، ص ١٠٢ـ١١٦؛ نوبختی، ص ٩٥ـ١١٢؛ مسعودی، ج ٥، ص ١٠٧؛ مفید، الفصول المختارة، ص ٣١٧ـ٣٢١؛ شهرستانی، قسم ١، ص ١٥١ـ١٥٢؛ اقبال آشتیانی، ص ١٦١ـ ١٦٥).
همچنین فطحیه، كه امامت دو برادر را قبول داشتند، به جعفر رجوع كردند. به همین دلیل، ابنبابویه ( معانی الاخبار ، ص ٦٥) جعفر را پیشوای نسل دوم فطحیه لقب داده است.
برای جعفر القاب دیگری نیز ذكر شده است. پیروان و فرزندانش وی را با لقب زَكی میشناختند ( رجوع کنید به عرشی، ص ٥١). چون از اعقاب وی ١٢٠ فرزند بهوجود آمده ابوكَرَّین (هر كرّ دلالت بر شصت دارد؛ حبیبآبادی، ج ٣، ص ٩٨٧) از القاب دیگر اوست (رجوع کنید به عمری، ص ١٣١، ١٣٤؛ ابنعنبه، ص ١٩٩؛ حسن شدقمی، ص ٦٤؛ علی شدقمی، ص ١٦٦).
فرزندان جعفر، بهسبب انتسابشان به امام رضا علیهالسلام، به بَنُوالرِّضی' (عمری، ص ١٣٤) یا رِضَویون (ابنعنبه، همانجا) مشهورند. پیروان جعفر نیز در میان شیعیان دوازده امامی به نام سردسته آنها، علیالطاحن در كوفه، به طاحنیه معروف بودند (ابوحاتم رازی، قسم ٣، ص ٢٩١؛ شهرستانی، قسم ١، ص ١٥١؛ قس نوبختی، ص ٩٩، پانویس ١، كه در آنجا نام وی علیبن طاحی درج شده كه احتمالاً تصحیف طاحن است).
جعفر در سال ٢٧١ درگذشت و در سامرا به خاك سپرده شد (عمری، ص ١٣٤ـ١٣٥؛ حبیبآبادی، همانجا؛ قس مدرسی طباطبائی، ص ١١٨ـ١١٩، پانویس ١٧٤). برخی پیروان وی به فرزندش، ابوالحسن علی، نقیب ارشد سادات بغداد، رجوع كردند ( رجوع کنید به فخررازی، ١٤٠٩، ص ٧٩ـ٨٠؛ مدرسی طباطبائی، ص ١١٨ـ١١٩). برخی دیگر معتقد بودند كه امامت میان ابوالحسن و خواهرش فاطمه تقسیم شده و پس از آن دو به دیگر بازماندگان جعفر رسیده است ( رجوع کنید به ابوحاتم رازی، قسم ٣، ص ٢٩٢؛ شهرستانی، همانجا؛ نیز رجوع کنید به مدرسی طباطبائی، ص ١١٩ـ١٢٢).
مشخص نیست كه طرفداران جعفر تا چه زمانی به صورت فرقهای مستقل در جامعه شیعه باقی ماندند. شیخمفید ( الفصول العشرة فیالغیبة، ص ٦٥؛ همو، الفصول المختارة، ص ٣١٢) و شیخطوسی (ص ٢١٨) بیان داشتهاند كه در زمان تألیف آثارشان هیچ یك از فرزندان جعفر را نیافتهاند كه به طریقه درست شیعه دوازده امامی نپیوسته باشد (قس مدرسی طباطبائی، ص١٢٠ـ١٢٢).
سعدبن عبداللّه اشعری، در رد آرای این فرقه، كتابی با عنوان كِتابُ الضِّیاءِ فی الردِّ علی المُحَمَّدیةِ وَ الْجَعفَریة نگاشته است ( رجوع کنید به نجاشی، ص١٧٧؛ آقابزرگ طهرانی، ١٤٠٣، ج٢٤، ص٢٣١).
منابع:
(١) محمدمحسن آقابزرگ طهرانی، الذریعة الی تصانیف الشیعة، چاپ علینقی منزوی و احمد منزوی، بیروت ١٤٠٣/١٩٨٣؛
(٢) همو، طبقات اعلام الشیعة: الكرام البررة، مشهد ١٤٠٤؛
(٣) ابنبابویه (علیبن حسین)، الامامة و التبصرة من الحیرة، قم ١٣٦٣ ش؛
(٤) ابنبابویه (محمدبن علی)، كمالالدین و تمام النعمة، چاپ علیاكبر غفاری، قم ١٣٦٣ ش؛
(٥) همو، معانی الاخبار ، چاپ علیاكبر غفاری، قم ١٣٦١ ش؛
(٦) ابنحمزه، الثاقب فیالمناقب ، چاپ نبیل رضا علوان، قم ١٤١٢؛
(٧) ابنشهر آشوب، مناقب آل ابیطالب، چاپ هاشم رسولی محلاتی، قم [ بیتا. ؟(؛
(٨) ابنعنبه، عمدة الطالب فی انساب آل ابیطالب، چاپ محمدحسن آل طالقانی، نجف ١٣٨٠/١٩٦١؛
(٩) ابنقبه رازی، النقض علی أبی الحسن علیبن احمدبن بشار فیالغیبة، در حسین مدرسی طباطبائی، مكتب در فرآیند تكامل: نظری بر تطور مبانی فكری تشیع در سه قرن نخستین ، ترجمه هاشم ایزدپناه، نیوجرسی ١٣٧٥ ش؛
(١٠) ابوحاتم رازی، كتاب الزینة فی الكلمات الاسلامیة العربیة، قسم ٣، چاپ عبداللّه سلوم سامرائی، در عبداللّه سلوم سامرائی، الغلو و الفرق الغالیة فی الحضارة الاسلامیة، بغداد ١٣٩٢/١٩٧٢؛
(١١) علیبن عیسی اربلی، كشف الغمة فی معرفة الائمة، چاپ هاشم رسولی محلاتی، بیروت ١٤٠١/ ١٩٨١؛
(١٢) سعدبن عبداللّه اشعری، كتاب المقالات و الفرق ، چاپ محمدجواد مشكور، تهران ١٣٦١ ش؛
(١٣) عباس اقبال آشتیانی، خاندان نوبختی ، تهران ١٣٥٧ ش؛
(١٤) امین؛
(١٥) محمدعلی حبیبآبادی، مكارمالا´ثار در احوال رجال دو قرن ١٣ و ١٤ هجری، ج ٣، اصفهان ١٣٥١ ش؛
(١٦) حسینبن حمدان خصیبی، الهدایة الكبری ، بیروت ١٤٠٦/١٩٨٦؛
(١٧) ذهبی؛
(١٨) حسنبن علی شدقمی، المستطابة فی نسب سادات طابة، در الرسائل الثلاث، چاپ مهدی رجایی، قم: كتابخانه آیة اللّه مرعشی نجفی، ١٣٨١ ش؛
(١٩) علیبن حسن شدقمی، زهرة المقول فی نسب ثانی فرعی الرسول ( ص )، در همان؛
(٢٠) محمدبن عبدالكریم شهرستانی، كتاب الملل و النحل، چاپ محمدبن فتحاللّه بدران، قاهره ) ? ١٣٧٥/١٩٥٦ (، چاپ افست قم ١٣٦٧ ش؛
(٢١) فضلبن حسن طبرسی، اعلام الوری بأعلام الهدی، چاپ علیاكبر غفاری، بیروت ١٣٩٩/١٩٧٩؛
(٢٢) محمدبن حسن طوسی، كتاب الغیبة، چاپ عباداللّه طهرانی و علی احمد ناصح، قم ١٤١١؛
(٢٣) حسینبن احمد عرشی، كتاب بلوغ المرام، فی شرح مسك الختام فی من تولّی ملك الیمن من ملك و امام ، چاپ انستاس ماری كرملی، ) قاهره ? ١٩٣٩ (، چاپ افست بیروت ) بیتا. (؛
(٢٤) علیبن محمد عمری، المجدی فی انسابالطالبیین، چاپ احمد مهدوی دامغانی، قم ١٤٠٩؛
(٢٥) محمدبن عمر فخررازی، اعتقادات فرق المسلمین و المشركین، چاپ محمد معتصم باللّه بغدادی، بیروت ١٤٠٧/١٩٨٦؛
(٢٦) همو، الشجرة المباركة فی انساب الطالبیة، چاپ مهدی رجائی، قم ١٤٠٩؛
(٢٧) قاضی عبدالجباربن احمد، المغنی فی ابواب التوحید و العدل، ج٢٠، چاپ عبدالحلیم محمود و سلیمان دنیا، ) قاهره، بیتا.(؛
(٢٨) حسنبن محمد قمی، كتاب تاریخ قم ، ترجمه حسنبن علی قمی، چاپ جلالالدین طهرانی، تهران ١٣٦١ ش؛
(٢٩) محمدبن عمركشی، اختیار معرفه الرجال، المعروف برجال الكشی، ) تلخیص ( محمدبن حسن طوسی، تصحیح و تعلیق محمدباقربن محمد میرداماد، چاپ مهدی رجائی، قم ١٤٠٤؛
(٣٠) كلینی؛
(٣١) مجلسی؛
(٣٢) حسین مدرسی طباطبائی، مكتب در فرآیند تكامل: نظری بر تطور مبانی فكری تشیع در سه قرن نخستین، ترجمه هاشم ایزدپناه، نیوجرسی ١٣٧٥ ش؛
(٣٣) مسعودی، مروج (بیروت)؛
(٣٤) محمدبن محمد مفید، الارشاد، قم: مكتبه بصیرتی، )بیتا. (؛
(٣٥) همو، الفصول العشره فی الغیبه، چاپ فارس حسون، ) قم ( ١٤١٣؛
(٣٦) همو، الفصول المختاره ، چاپ علی میرشریفی، بیروت ١٤١٤/١٩٩٣؛
(٣٧) یحییبن حسین، ناطق بالحق، نصره مذاهب الزیدیه ) عنوان صحیح: الدعامه فی تثبیت الامامه ]، چاپ ناجی حسن، بیروت ١٩٨١؛
(٣٨) احمدبن علی نجاشی، فهرست اسماء مصنفی الشیعه المشتهر ب رجال النجاشی ، چاپ موسی شبیری زنجانی، قم ١٤٠٧؛
(٣٩) حسنبن موسی نوبختی، فرق الشیعه، چاپ محمدصادق آل بحرالعلوم، نجف ١٣٥٥/١٩٣٦.
/ فریده سعیدی /