دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٥٦٣٦
حاتِم اَصَمّ ، زاهد، محدّث حنفیمذهب و صوفى مشهور قرن سوم در خراسان. كنیه او در بیشتر منابع ابوعبدالرحمان ذكر شده است (رجوع کنید به سلمى، ص ٩١؛
ابونعیم اصفهانى، ج ٨، ص ٧٣). گفتهاند كه او ناشنوا نبود، ولى به سبب حادثهاى تظاهر به كربودن كرد و به همین دلیل به اصمّ معروف گردید (رجوع کنید به قشیرى، ص ٣٩٣؛
ابنخلّكان، ج ٢، ص ٢٨).
تاریخ ولادت حاتم مشخص نیست. وى در بلخ زاده شد (ابنخلّكان، ج ٢، ص ٢٦). حاتم احادیثى را از قول شقیق بلخى، شدادبن حكیم، عبداللّهبن مقدام، رجاءبن مقدام، سعیدبن عبداللّه ماهیانى (سمعانى، ج ١، ص ١٨١؛
ابنجوزى، ١٤١٢، ج ١١، ص ٢٥٣؛
ذهبى، ١٤١١، حوادث و وفیات ٢٣١ـ٢٤٠ه ، ص ١١٨؛
صفدى، ج ١١، ص ٢٣٣)، سعیدبن عباس، ابوعلى سقاء و ابوعثمان صوفى (ابنابیحاتم، ج ٣، ص٢٦٠) روایت میكرده است. افرادى نیز از او حدیث شنیده و روایت كردهاند، از جمله ابوعبداللّه خوّاص، ابوجعفر هروى (سمعانى، همانجا)، عبداللّهبن سهل رازى، احمدبن خضرویه، محمدبن فارِس (ذهبى، ١٤١١، حوادث و وفیات ٢٣١ـ٢٤٠ه ، ص ١١٩)، و محمدبن حسین اَزدى (مُناوى، ج ٢، ص٢٠٠). حاتم شاگرد شقیق بلخى* بود (انصارى، ص ٨٦؛
عطار، ص ٢٩٥). احمدبن خَضرَویه* بلخى (قشیرى، همانجا؛
هجویرى، ص ١٧٥) و سعدبن محمد رازى (عطار، ص ٢٩٦) از شاگردان او بودند. ابوتراب نخشبى* و سعیدبن عباس صیرفى و حسنبن سقاء نیز با او مصاحبت داشتند و درباره او حكایاتى نقل كردهاند (صفدى، همانجا). ابوبكر ورّاق* او را لقمان امت خوانده (رجوع کنید به خطیب بغدادى، ج ٩، ص ١٥٣؛
ذهبى، ١٣٦٤ـ ١٣٦٥، ج ١، ص ١٠٤) و جنید بغدادى* او را، به سبب صدق و اخلاص بینظیرش، صِدّیق زمانه لقب داده است (رجوع کنید به هجویرى، همانجا؛
عطار، ص ٢٩٥). حاتم اصم در برخى از جنگهاى خلفاى عباسى، از جمله جنگ با تركان، شركت داشته است. او در این جنگها با ابوتراب نخشبى و شقیق بلخى همراه بود (عزالدین كاشانى، ص ٣٩٨؛
ذهبى، ١٤٠١ـ١٤٠٩، ج ٩، ص ٣١٤). گفتهاند كه وى در بغداد با احمدبن حنبل دیدار كرد و در مباحثات و مجادلاتى كه باهم داشتند، احمدبن حنبل از قدرت حاتماصم در اسكات خصم و از عقل و درایت وى متعجب شد و او را مدح و تمجید نمود (رجوع کنید به ابونعیم اصفهانى، ج ٨، ص ٨٢؛
ابنجوزى، ١٤١٢، ج ١١، ص ٢٥٤).
محور اصلى اقوال او توكل و اخلاص و معرفت، زهد و ریاضت و كنارهگیرى از خلق است (رجوع کنید به ابونعیم اصفهانى، ج ٨، ص ٧٧؛
ذهبى، ١٤١١، همانجا؛
ابنمُلَقَّن، ص ١٧٨). داستانهاى بسیارى در شرححال وى نقل شده كه همه حاكى از نوعى توكل افراطى و مخالفت با هرگونه خواست و اراده انسانى در برآوردن حوایج طبیعى است (رجوع کنید به قشیرى، ص ٢٦٢؛
عطار، ص ٢٩٦). از آن جمله است داستان توكل او در خصوص نفقه و روزى (رجوع کنید به ابونعیم اصفهانى، ج ٨، ص ٧٩؛
ابنجوزى، ١٣٨٩ـ١٣٩٣، ج ٤، ص ١٦٢) كه سنایى (ص ١١٧) نیز آن را به نظم درآورده است.
اولین بار حاتم اصطلاح «موتات اربع» را بهكار برد، كه بر اندیشه صوفیان بعدى تأثیر بسیار برجا نهاد (حكیم، ص١٠٣٠). به عقیده حاتم، شرط ورود به مذهب تصوف، اختیار كردن چهار نوع مرگ است: موت اَبیض كه گرسنگى است، موت اَسوَد كه تحمل آزار و اذیت خلق است، موت احمر كه مخالفت با هواهاى نفسانى است و موت اَخضَر كه جامه مرقع پوشیدن است (رجوع کنید به سلمى، ص ٩٣؛
قشیرى، ص ٣٩٤).
هجویرى (ص٤٢٠) در تبیین مسئله ایمان و اختلاف میان مشایخ صوفیه در این باب، حاتم اصم را جزو گروهى قرار داده است كه ایمان را عبارت از قول و تصدیق میدانستند.
حاتم اصم در ٢٣٧، در عصر متوكل عباسى (ذهبى، ١٤٠٥، ج ١، ص ٣٣٣؛
ابنكثیر، ج١٠، ص ٣١٥ـ٣١٧) در حومه واشَجَرْد، از قراى ماوراءالنهر و اطراف ترمذ* (یاقوت حموى، ذیل «واشَجَرْد») درگذشت (ابنجوزى، ١٤١٢، ج ١١، ص ٢٥٥؛
ابنعماد، ج ٢، ص ٨٧). از وى دو اثر باقى مانده است: ثمانى مسائل (موجود در كتابخانه فاتح تركیه، به شماره ٢/٤٤٩٤) و الفوائد و الحكایات و الاخبار (موجود در كتابخانه ظاهریه دمشق، مجموعه شماره ١٣/٩٤؛
سزگین، ج ١، ص ٦٣٩).
منابع :
(١) ابن ابیحاتم، كتابالجرح و التعدیل، حیدرآباد، دكن ١٣٧١ـ١٣٧٣/ ١٩٥٢ـ١٩٥٣، چاپ افست بیروت (بیتا.)؛
(٢) ابنجوزى، صفةالصفوة، چاپ محمود فاخورى و محمد رواس قلعهجى، حلب ١٣٨٩ـ١٣٩٣/١٩٦٩ـ١٩٧٣؛
(٣) همو، المنتظم فى تاریخالملوك و الامم، چاپ محمد عبدالقادر عطا و مصطفى عبدالقادر عطا، بیروت ١٤١٢/ ١٩٩٢؛
(٤) ابنخلّكان؛
(٥) ابنعماد؛
(٦) ابنكثیر، البدایة و النهایة فى التاریخ، (قاهره) ١٣٥١ـ١٣٥٨؛
(٧) ابنمُلَقَّن، طبقات الاولیاء، چاپ نورالدین شریبه، بیروت ١٤٠٦/١٩٨٤؛
(٨) ابونعیم اصفهانى، حلیةالاولیاء و طبقات الأصفیاء، چاپ محمدامین خانجى، بیروت ١٣٨٧/١٩٦٧؛
(٩) عبداللّهبن محمد انصارى، طبقات الصوفیه، چاپ محمدسرور مولائى، تهران ١٣٦٢ش؛
(١٠) سعاد حكیم، المعجمالصوفى، بیروت ١٤٠١/١٩٨١؛
(١١) خطیب بغدادى؛
(١٢) محمدبن احمد ذهبى، تاریخ الاسلام و وفیات المشاهیر و الاعلام، چاپ عمر عبدالسلام تدمرى، حوادث و وفیات ٢٣١ـ٢٤٠ه .، بیروت ١٤١١/١٩٩١؛
(١٣) همو، سیراعلامالنبلاء، چاپ شعیب أرنؤوط و دیگران، بیروت ١٤٠١ـ١٤٠٩/١٩٨١ـ١٩٨٨؛
(١٤) همو، العبر فى خبر من غبر، چاپ محمدسعیدبن بسیونى زغلول، بیروت ١٤٠٥/١٩٨٥؛
(١٥) همو، كتاب دولالاسلام، حیدرآباد، دكن ١٣٦٤ـ١٣٦٥؛
(١٦) محمدبن حسین سلمى، طبقاتالصوفیة، چاپ نورالدین شریبه، حلب ١٤٠٦/١٩٨٦؛
(١٧) سمعانى؛
(١٨) مجدودبن آدم سنایى، كتاب حدیقة الحقیقه و شریعة الطریقه، چاپ محمدتقى مدرس رضوى، (تهران ?١٣٢٩ش)؛
(١٩) صفدى؛
(٢٠) محمودبن على عزالدین كاشانى، مصباحالهدایه و مفتاحالكفایه، چاپ جلالالدین همایى، تهران ١٣٦٧ش؛
(٢١) محمدبن ابراهیم عطار، تذكرة الاولیاء، چاپ محمد استعلامى، تهران ١٣٧٨ش؛
(٢٢) عبدالكریمبن هوازن قشیرى، الرسالةالقشیریة، چاپ معروف زریق و على عبدالحمید بلطهجى، بیروت ١٤٠٨/ ١٩٨٨؛
(٢٣) محمد عبدالرووفبن تاج العارفین مُناوى، طبقات الصوفیة: الكواكبالدُّرّیة فى تراجم السادةالصوفیة، چاپ محمد ادیب جادر، بیروت ١٩٩٩؛
(٢٤) علیبن عثمان هجویرى، كشف المحجوب، چاپ محمود عابدى، تهران ١٣٨٣ش؛
(٢٥) یاقوت حموى؛
(٢٦) Fuat Sezgin, Geschichte des arabischen Schrifttums, Leiden ١٩٦٧- .
/ اكرم مشهدى /