دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٦٥٣٢
حَمزاوى، محمودبن محمد نَسيب ، حَمزاوى، محمودبن محمد نَسيب، فقيه، مفسر و عالم حنفى قرن سيزدهم. بنىحمزه از خاندانهاى علمى حنفىمذهب در سرزمين شاماند كه عالمان برجستهاى از ميان آنها برخاستهاند. اسلاف اين خاندان ساكن حرّان* بودند كه به دمشق مهاجرت كردند و در آن ديار منصب «نقابةالاشراف» (رجوع کنید به رفيعى، ص ١٣ـ٥٠) را برعهده گرفتند كه تا چند نسل تداوم يافت. نسب آنان به اسماعيل اعرج، فرزند امام جعفر صادق عليهالسلام، مىرسد (رجوع کنید به محبّى، ج ٢، ص ١٠٥؛ بستانى، ذيل «حمزة ـ بنوحمزة»؛ تيمور، ص ٢٤٩ـ٢٥٠؛ نيز رجوع کنید به د. اسلام، چاپ دوم، ذيل "Hamza al-Harrani").
محمود حمزاوى در ١٢٣٤ يا ١٢٣٦ در دمشق به دنيا آمد. مقدمات علوم را نزد پدرش آموخت، سپس فقه و اصول و تفسير و حديث و علوم ديگر را از كسانى چون سعيد حلبى، عبدالرحمان كزبرى*، حامد عطار، حسن شَطّى و عمرآمدى فراگرفت (بيطار، ج ٣، ص ١٤٦٨، ١٤٧٥؛ بغدادى، ج ٢، ستون ٤٢٠؛ تيمور، ص ٢٤٩؛ شطى، ص ٣٢٠).
حمزاوى در ٢٤ سالگى به مناصب قضايى رسيد و در ١٢٦٦ به عضويت مجلس بزرگ ايالتى دمشق (المجلسالكبير) برگزيده شد. وى مديريت اوقاف شام و رياست امور املاك و اراضى عمومى را نيز برعهده داشت. او در ١٢٨٤ مفتى شام شد و تا آخر عمر در اين سمت باقىماند. در حادثه سال ١٢٧٦/ ١٨٦٠ ــكه بر اثر اختلافات مذهبى، بسيارى از محلههاى مسيحىنشين و كليساها در دمشق تخريب شدندــ حمزاوى به حمايت از آسيبديدگان و رفع نيازهاى آنان پرداخت و از اينرو، ناپلئون سوم، امپراتور فرانسه، از او قدردانى كرد (بيطار، ج ٣، ص ١٤٦٨ـ ١٤٧٣؛ كردعلى، ج ٣، ص ٧٣ـ٩٣).
حمزاوى را فقيهى متبحر، مفسرى آگاه، اديبى توانا، خوشنويسى چيره، و متواضع و پركار وصف كردهاند. او در ١٣٠٥ در دمشق درگذشت و در مقبره دَحْداح دفن شد (رجوع کنید به بيطار، ج ٣، ص ١٤٧٦؛ تيمور، ص ٢٤٨ـ٢٤٩).
حمزاوى كتابهاى بسيارى در فقه و اصول و تفسير نگاشت. مهمترين كتابهاى او عبارتاند از: تفسير دُرّالاسرار، كه آن را به سلطان عبدالمجيد عثمانى تقديم كرد؛ دليل الكُمَّل الى الكلام المهمل، در علم لغت؛ آثار متعدد فقهى، مانند الطريقةالواضحة الىالبيّنةالراجحة، الفرائدالبهيّة فى القواعدالفقهيّة، قواعدالاوقاف، كتاب فتوايىِ الفتاوىالمحمودية، فقه منظوم با نام غريبالفتاوى و رسالههاى فقهى متعدد، كه همه اين آثار فقهى چاپ شدهاند؛ الكواكب الزاهرة فىالاحاديث المتواترة، در حديث؛ دو اثر كلامى العقيدةالاسلامية و بغيةالطالب؛ و ديوان شعر. وى همچنين شمارى از آثار فقهى و اصولى را به نظم درآورده است، كه از آن جملهاند: الجامعالصغير* شيبانى و مِرْقاةالاصول ملاخسرو (براى اين آثار و آثار ديگر رجوع کنید به بيطار، ج ٣، ص ١٤٧٣ـ١٤٧٤؛ بغدادى، ج ١، ستون ٣٠٠، ٣٢٤؛ تيمور، ص ٢٤٨؛ زركلى، ج ٧، ص ١٨٥).
منابع:
(١) بطرس بستانى، كتاب دائرةالمعارف: قاموس عام لكل فن و مطلب، بيروت ١٨٧٦ـ١٩٠٠، چاپ افست (بىتا.)؛
(٢) اسماعيل بغدادى، هديةالعارفين، ج ١ـ٢، در حاجىخليفه، ج ٥ـ٦؛
(٣) عبدالرزاقبن حسن بيطار، حليةالبشر فى تاريخ القرن الثالث عشر، چاپ محمد بهجة بيطار، بيروت ١٤١٣/ ١٩٩٣؛
(٤) احمد تيمور، اعلام الفكر الاسلامى فى العصر الحديث: تراجم نخبة من رجالات العلم و الادب و الدّين و الاصلاح فى مصر و الشام و العراق و الحجاز و تونس و الجزائر و المغرب، قاهره ١٣٨٧/١٩٦٧؛
(٥) على رفيعى، «پيدايش نقابةالاشراف در تاريخ اسلام»، در گنجينه شهاب: مجموعه رسالهها و مقالههاى علمى در پاسداشت حضرت آيتاللّه العظمى مرعشى نجفى ره، زيرنظر محمود مرعشىنجفى، دفتر٢، قم: كتابخانه آيتاللّه العظمى مرعشى نجفى، ١٣٨٠ش؛
(٦) خيرالدين زركلى، الاعلام، بيروت ١٩٨٦؛
(٧) محمد جميل شطى، اعيان دمشق فى القرن الثالث عشر و نصف القرن الرابع عشر: ١٢٠١ـ١٣٥٠ه ، (دمشق) ١٩٧٢؛
(٨) محمد كردعلى، خطط الشام، بيروت ١٣٨٩ـ١٣٩٢/ ١٩٦٩ـ١٩٧٢؛
(٩) محمدامينبن فضلاللّه محبّى، خلاصةالاثر فى اعيان القرن الحادى عشر، بيروت: دارصادر، (بىتا.)؛
(١٠) EI٢, s.v. "Hamza al-Harrani" (by N. Elisseeff).
/ ليلا خاناحمدى /