دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٦٤٤٤
سابقون ، تعبیری قرآنی به معنای پیشگامان در کارهای خیر و طاعت الهی. سابقون صیغۀ جمع مذکر اسم فاعل از مصدر سَبْق، به معنای پیشی گیرندگان، است. به اسب پیشرو در مسابقه، سابق و سَبوق گفته می شود (ازهری؛ ابن¬منظور، ذیل «سبق»). سَبق در مقابل لُحوق ، در اصل، به معنای پیش افتادن در راه است و مجازاً دربارۀ هر پیشی گرفتن و تقدم یافتنی به کار می¬رود، مانند تعبیر «ما سبقونا الیه» (در پذیرش اسلام بر ما پیشی نمی¬گرفتند) در آیۀ ١١ سورۀ احقاف . به طور مستعار، برای کسب فضائل و برتری بر دیگران نیز به کار رفته است ، مانند «والسابقون السابقون» در آیۀ ١٠ سورۀ واقعه (رجوع کنید به فراهیدی؛ راغب اصفهانی؛ ابن منظور؛ مصطفوی، ذیل «سبق»). اِستباق نیز به معنای مسابقه دادن و پیشی گرفتن بر یکدیگر است، مانند «انّا ذهبنا نستبق» (ما رفتیم که مسابقه بدهیم؛ یوسف:١٧ ؛ رجوع کنید به راغب اصفهانی، ذیل «سبق»).
از ٣٧ مرتبه ای که سَبق و مشتقات آن در قرآن کریم به کار رفته، هشت مورد اسم فاعل «سابق» است که در تمامی این موارد معنای پیشی گرفتن وجود دارد. از این هشت مورد، دو آیه توصیه به امت مسلمان برای پیشی گرفتن در خیرات است (بقره:١٤٨؛ مائده:٤٨)، یک آیه توصیه به انسانها برای پیشی گرفتن به سوی بخشایش پروردگار و بهشت (حدید:٢١) و پنج آیه وصفهایی دربارۀ برخی از «سابقون» است، مانند برادرانی که در ایمان مقدّم بوده اند (حشر:١٠)، نخستین مسلمانان از مهاجران و انصار (توبه:١٠٠)، وارثان کتابهای آسمانی (فاطر:٣٢) و برخی از مؤمنان و مقربان (مؤمنون:٥٧ـ٦١؛ واقعه:١٠). بنابراین، به نظر می¬رسد واژۀ سابقون در قرآن به طور کلی برای وصف کسانی به کار رفته که در نیکیها (خیرات) جلودار هستند، از جمله در ایمان یا در عمل به دستورهای کتابهای آسمانی. بر اساس آیه¬های قرآن، ویژگیهای این افراد با ویژگیهای مؤمنان حقیقی مشابه است ، چنانکه مطابق آیۀ ٥٧ تا ٦١ سورۀ مؤمنون، افرادی که در کارهای نیک شتاب می کنند و درآن سبقت می گیرند، کسانی هستند که از خشیت پروردگار می¬ترسند، به نشانه های او ایمان دارند، به او شرک نمی ورزند، از آنچه خدا به ایشان داده انفاق می کنند و همواره در اندیشه بازگشت به سوی پروردگارند.
آیاتی که دربارۀ معنای سابقون مباحث فراوانی برانگیخته، آیات١٠ و ١١ سورۀ واقعه است که سابقون را، پس از دو دستۀ «اصحاب میمنة» و «اصحاب مشئمة» (رجوع کنید به جنة*؛ جحیم*)،در دسته بندی سه گانه انسانها ذکر کرده است: «والسابقون السابقون. اولئک المقربون». برخی از مفسران معتقدند که در دو واژۀ مکرر سابقون در این آیه، متعلَّق سبقت در هر مورد متفاوت است و این دو کلمه را مبتدا و خبر می¬دانند (رجوع کنید به سمرقندی؛ زمخشری؛ فخررازی، ذیل آیه). برخی مفسران (رجوع کنید به طبرسی؛ ابوحیان اندلسی؛ طباطبایی، ذیل آیه) این وجه را نیز جایز دانسته¬اند که السابقون دوم تأکید اولی باشد و جملۀ «اولئک المقربون» خبر آن. در این صورت، معنای عبارت چنین خواهد بود که سابقون به درجه ای از برتری و فضیلت رسیده اند که گویا مقام آنان به وصف در نمی آید و بر همین اساس تعبیری که دربارۀ ایشان به کار رفته از تعبیر مربوط به اصحاب میمنه بالاتر است که با «ما»ی تعجبیه در «ما أصحاب الميمنة» (واقعه: ٨) آمده است (رجوع کنید به ابن عاشور؛ سید قطب، ذیل آیه). فارغ از این نظریه، مسلّم است که السابقون در این آیه درجاتی بالاتر از دو دستۀ قبل، یعنی اصحاب میمنه و اصحاب مشئمه، دارند. بنا بر آیات بعدی (١٢ـ١٤)، جایگاه این افراد در بهشت است، گروهی از آنان از پیشینیان و اندکی ازآنان از متأخران هستند. گرچه اغلب مفسران (رجوع کنید به مقاتلبن سلیمان؛ طبری؛ طبرسی؛ زمخشری؛ بیضاوی؛ آلوسی؛ طباطبایی، ذیل آیه) پیشینیان (الاولین) را امتهای پیش از اسلام و متأخران را امت اسلام معنا کرده¬اند، اما در جمع بین این دیدگاه و بین روایتی که از ابوهریره نقل شده است، اختلاف وجود دارد. از ابوهریره نقل شده وقتی آیۀ ١٣ و ١٤ سورۀ واقعه نازل شد، بر مسلمانان گران آمد که سابقون از امتهای پیشین بسیار باشند و از امت اسلام اندک. پس آیۀ ٣٩ و ٤٠ نازل شد (گروهی از پیشینیان و گروهی از متأخران) و پیامبر صلی¬الله عليه وآله وسلم به صحابه فرمود شما دو سوم، بلکه نیمی ،از بهشتیان هستید و در نیم دیگر نیز با پیشینیان شریک خواهید بود (رجوع کنید به احمدبن حنبل، ج٢، ص٣٩١؛ ابنابی حاتم رازی، ج١٠، ص٣٣٣٠). برخی گفته اند شاید مراد از پیشینیان، مردم صدر اسلام و مراد از متأخران مسلمانان دوره های بعدی اند (رجوع کنید به طبرسی؛ قرطبی، ذیل آیه). زمخشری (ذیل آیه) روایت ابوهریره را نپذیرفته و آن را به دو دلیل نادرست شمرده است: ١)آیۀ ١٣ و ١٤ دربارۀ السابقون است و آیۀ ٣٩ و ٤٠ در مورد اصحاب یمین، ٢) نسخ در اخبار جایز نیست (نیزرجوع کنید به فخر رازی؛ طباطبایی، ذیل آیات). آلوسی (ذیل آیات) به زمخشری چنین پاسخ گفته است که شاید وقتی صحابه آیۀ اول را شنیدند گمان کردند تعداد اصحاب یمین در امت اسلام اندک است، پس آیۀ دوم نازل شد تا این نگرانی آنها دربارۀ اصحاب یمین برطرف شود و این مورد از موارد نسخ اخبار نیست. به نظر می¬رسد بهترین وجه در رفع این اشکال از فخررازی (ذیل آیه) است که گفته گرچه سابقون از امت اسلام اندک-اند و از امتهای پیشین زیاد، اما خدا بر امت اسلام رحمتی نازل کرده و چیزهایی را بر آنان بخشیده که بر دیگران نبخشیده و به پیامبر آنها مقام شفاعت داده است که در نتیجه تعداد نجات-یافتگان آنها که از اصحاب یمین هستند بسیار است (برای دیگر وجوه جمع این تعارض رجوع کنید به بیضاوی؛ آلوسی؛ ابن عاشور، ذیل آیات).
یکی دیگر از موارد بحث در این باره، تعبیر «السابقون الاولون» (توبه: ١٠٠) در مورد نخستین پیشگامان از مهاجرین و انصار است که خدا به آنها و کسانی که از ایشان به نیکی پیروی کنند، وعدۀ خشنودی خود و بهشت و رضایت آنها از خود را داده¬است. دربارۀ اینکه نخستین سابقون چه کسانی هستند آرای گوناگونی بیان شده، که از آن جمله است: کسانی که به دو قبله نماز خواندند، مسلمانانی که در جنگ بدر حضور داشتند، کسانی که بیعت رضوان را درک کردند، کسانی که پیش از هجرت اسلام آوردند و پیش از بدر مهاجرت کردند، آنان که در شهادت پیشی گرفتند، کسانی که در هجرت به حبشه یا مدینه پیشگام بودند (رجوع کنید به طبری؛ طوسی، تبیان؛ ماوردی؛ طبرسی؛ ابوحیان اندلسی؛ طباطبایی، ذیل توبه: ١٠٠). به نظر میرسد آیاتی مانند آیۀ ١٠ سورۀ حدید – که در آن گفته شده است کسانی که پیش از فتح (مکه یا حدیبیه) انفاق کردند و جنگیدند، از کسانی که پس از آن، انفاق و کارزار کردند، برترند – به نوعی، بیان برخی مصادیق «السابقون الاولون» است (دربارۀ فتح رجوع کنید به طبری؛ طبرسی، ذیل آیه). سید قطب (ذیل توبه: ١٠٠) سابقون را کسانی می¬داند که پیش از غزوۀ بدر هجرت کردند و «الذين اتبعوهم بإحسان» را کسانی که تا غزوۀ تبوک ایمان آوردند و از طریقۀ مسلمانان قبل پیروی کردند و در راه ایمان سختی بسیار کشیدند (نیز رجوع کنید به طباطبایی، ذیل آیه). گرچه آیه، عام است و سَبق و اتّباع از امور نسبی اند و سابقون شامل همۀ کسانی است که از آغاز اسلام تا قیامت در ایمان آوردن سبقت بگیرند (طباطبایی، ذیل آیه). «سابقه» در اسلام ویژگی بسیار مهمی بوده که در مجادلات کلامی پس از رحلت پیامبراکرم، برای تعیین جانشین ایشان، تاثیر بسیاری داشته است (رجوع کنید به افسرالدین، ذیل «سابقه»).
بر اساس تفاسیر، برخی اموری که سابقون در آن پیشگام هستند عبارت اند از: ایمان، اسلام، اطاعت از خدا و انجام دادن اموری که خدا به آن دعوت نموده و رضای الهی در آن است، تصدیق و پیروی از انبیا، یاری کردن پیامبر اسلام ، جهاد، انجام دادن امور خیر، برپاداشتن نمازهای پنج-گانه، توبه، صدقه و انفال اموال، فضائل اخلاقی و صفات پسندیده، و رفتن به مسجد (رجوع کنید به طبری؛ ثعلبی؛ میبدی؛ طبرسی؛ سورآبادی؛ قرطبی، ذیل واقعه:١٠). همچنین، برخی اوصاف سابقون در قرآن و تفاسیر عبارت اند از: توکل به خدا، مداومت در عمل خیر، فانی شدن از صفات نفسانی، انس با قرآن، بهتر بودن باطن از ظاهر، برپا داشتن نوافل و مستحبات علاوه بر انجام دادن واجبات، اخلاص در کارها، الگو بودن برای دیگران، دارا بودن بلند مرتبه ترین درجات اهل سعادت، رسیدن به مقام قرب الهی، متنعم شدن از انواع نعمتهای بهشتی، نوشیدن از تسنیم که گواراترین شراب بهشتیان است، ورود به بهشت بدون حساب، و داشتن مقام شفاعت (رجوع کنید به قمی؛ ثعلبی؛ زمخشری؛ طبرسی، ذیل واقعه: ١٠؛ سمرقندی؛ آلوسی، ذیل فاطر: ٣٢). علاوه بر اینها، در منابع روایی شیعه آمده است که سابقون، پیامبران و اولیای خدا هستند و خدا پنج روح در آنها قرار داده که عبارت است از: روح القُدُس، که اشیا را با آن شناختند ؛
روح ايمان، که با آن از خدا خوف دارند؛
روح قوّت، که با آن قادر به اطاعت از خدا هستند ؛
روح شهوت، که با آن خواستار اطاعت خدا و بیزار از عصیان او شدند؛
و روحِ در جریانی که به وسیلۀ آن در میان مردم رفت و آمد میکنند (محمدبن حسن صفار، ص ٤٦٦؛
كلينی، ج ١ ،ص ٢٧١ – ٢٧٢).
در روایات دیگری، به مصادیق السابقون به طور خاص اشاره شده، از جمله در روایتی از ابن عباس آمده که از پیامبراکرم راجع به معنای «السابقون السابقون» پرسش کرده و آن حضرت فرموده که جبرئیل گفته است آنها علی عليه السلام و شیعیان او هستند که به بهشت سبقت می¬گیرند (مفید، ص٢٩٨؛
طوسی، امالی، ص٧٢؛
حاکم حسکانی، ج٢، ص٢٩٥). ابن مردویه اصفهانی (ص٣٣٠) در تفسیر آیۀ ١٠ سورۀ واقعه از ابن عباس نقل می¬کند که آیۀ «السابقون السابقون» دربارۀ حزقیل (مؤمن آل فرعون) و حبیب نجار* (که داستانش در سورۀ یس آمده) و علی¬بن ابی طالب نازل شده است، که هر یک در میان امت خویش پیشگام هستند و علی عليه السلام افضل آنهاست (نیز رجوع کنید به سیوطی؛
شوکانی؛
آلوسی، ذیل آیه). در روایات شیعه، علاوه بر انبیا و امام علی وامام حسن و امام حسین عليهم السلام، برخی صحابۀ بزرگ( مانند خدیجه، سمیه و پسرش عمار یاسر، سلمان فارسی، مقداد، ابوذر و بلال) و برخی از اصحاب ائمه عليهم¬السلام (همچون زرارة بن اعین، ابوبصیر مرادی، محمدبن مسلم و بریدبن معاویه عجلی) از مصادیق سابقون دانسته شده اند (رجوع کنید به طبرسی، ذیل فاطر: ٣٢؛
حویزی، ذیل توبه: ١٠٠، واقعه: ١٠). در روایتی نیز، به نقل از محمدبن سنان از داود بن كثير رقی از امام صادق عليه السلام، آیۀ ١٠ سورۀ واقعه به خلقت ازلی مخلوقات تفسیر، و گفته شده است که پیامبر و ائمه نخستین کسانی بودند که وارد آتشی شدند که برای آزمایش بندگی خدا مهیا شده بود و سپس شیعیان آنان وارد آتش شدند و از این رو آنان سابقون¬اند (نعمانی، ص ٩١؛
حسن بن سليمان حلّی، ص ١٧٥ - ١٧٦؛
قس د. اسلام، ذیل مدخل، که تمامی مقالۀ خود را بر این اساس سامان داده و آن را با عقاید صوفیان و فرقۀ بابیه مقایسه کرده است).
منابع:
١- شهاب الدین محمودبن عبدالله آلوسی بغدادی، تفسیر روح المعانی، بیروت، دار احیاء التراث العربی؛
٢- عبدالرحمن بن محمدبن أبی حاتم رازی، تفسیر القرآن ، چاپ أسعد محمد الطیب، صیدا، المكتبۀ العصریۀ؛
٣- احمدبن موسى ابن مردویه اصفهانی، مناقب علی بن أبی طالب (ع) وما نزل من القرآن فی علی (ع)، چاپ عبدالرزاق محمد حسین حرزالدین، قم ١٤٢٤ - ١٣٨٢ش؛
٤- محمدطاهر بن محمد شاذلی معروف به ابن عاشور، تفسیر التحریر والتنویر، تونس ، دار سحنون ١٩٩٧/ ١٣٧٦؛
٥- ابن منظور؛
(٦) ابوحیان محمدبن یوسف اندلسی، البحر المحیط، چاپ عادل أحمد عبدالموجود/ علی محمد معوض، بیروت ١٤٢٢/ ٢٠٠١؛
٧- احمدبن حنبل بغدادی، مسند احمد، بیروت، دار صادر،[ بی تا.]؛
٨- ابومنصور محمدبن احمد ازهری، تهذیب اللغۀ، چاپ عبدالسلام محمد هارون، مصر ١٣٨٤/ ١٩٦٤؛
٩- عبدالله بن عمر بیضاوی شيرازى، انوار التنزیل واسرار التأویل معروف به تفسیر بیضاوی، بیروت ١٣٣٠؛
١٠- ابواسحاق احمدبن محمد ثعلبی نیشابوری، الکشف و البیان المعروف تفسیر الثعلبی، چاپ أبی محمدبن عاشور، بیروت ١٤٢٢/٢٠٠٢؛
١١- عبیدالله بن احمد معروف به حاکم حسکانی، شواهد التنزيل، چاپ محمد باقر محمودی، تهران ١٤١١/ ١٩٩٠؛
١٢- عزالدین حسن بن سليمان حلّی، مختصر بصائر الدرجات، نجف ١٣٧٠/ ١٩٥٠؛
١٣- عبدعلی بن جمعه عروسی حويزی، تفسير نور الثقلين، چاپ هاشم رسولی محلاتی، قم ١٤١٢/ ١٣٧٠ ش؛
١٤- ابوالقاسم حسین بن محمد معروف به راغب اصفهانى، المفردات فی غریب القرآن، قم ١٤٠٤؛
١٥- زمخشری ؛
١٦- ابوالليث نصربن محمد سمرقندی،تفسير السمرقندي، چاپ محمود مطرجي، بيروت، دارالفكر؛
١٧- ابوبکر عتیق بن محمد سورآبادی، تفسیر سورآبادی، چاپ علی اکبر سعیدی سیرجانی، تهران ١٣٨٠ش؛
١٨- سیوطی؛
١٩- محمدبن علی بن محمد شوکانی، فتح القدیر، چاپ سید ابراهیم، قاهره ٢٠٠٧؛
٢٠- محمدبن حسن صفار، بصائر الدرجات، چاپ حسن کوچه¬باغی، تهران ١٣٦٢ش؛
٢١- طباطبایی ؛
٢٢- طبرسی ؛
٢٣- طبری، جامع ؛
٢٤- محمدبن حسن طوسی، الأمالی، چاپ الدراسات الإسلامیۀ، قم ١٤١٤؛
(٢٥) همو، التبیان؛
٢٦- محمدفؤاد عبدالباقی، المعجم المفهرس لالفاظ القرآن الکریم، قاهره ١٣٦٤؛
٢٧- خلیل بن احمد فراهیدی، کتاب العین، قم ١٤١٠؛
٢٨- محمد بن عمر فخررازی، التفسیر الکبیر أو مفاتیح الغیب، بیروت ١٤٢١/٢٠٠٠؛
٢٩- محمدبن احمد انصاری قرطبی، الجامع لاحکام القرآن، چاپ ابراهیم اطفیش، بیروت ١٤٠٥/ ١٩٨٥؛
٣٠- سید قطب، فی ظلال القرآن، بیروت ١٣٨٦/ ١٩٦٧؛
٣١- علی بن ابراهیم قمی، تفسیر القمی، چاپ طیب موسوی جزائری، قم ١٤٠٤؛
٣٢- کلینی؛
٣٣- علی بن محمد ماوردی، النکت والعیون، چاپ عبدالمقصود بن عبدالرحیم، بیروت ١٩٩٢/ ١٣٧١؛
٣٤- سید حسن مصطفوی، التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، تهران ١٣٦٠؛
٣٥- محمدبن محمدبن نعمان معروف به شیخ مفید، الامالی، چاپ حسین استاد ولی/ علی اکبر غفاری، بیروت ١٤١٤/ ١٩٩٣؛
٣٦- مقاتل بن سلیمان، التفسیر، چاپ احمد فريد، بیروت ١٤٢٤/ ٢٠٠٣؛
٣٧- احمدبن محمد میبدی، کشف الاسرار وعدۀ الابرار معروف به تفسیر خواجه عبدالله انصاری، چاپ علی اصغر حکمت، تهران ١٣٦١ش؛
٣٨- محمدبن ابراهیم نعمانی، كتاب الغیبۀ، چاپ فارس حسون كریم، قم ١٤٢٢؛
(٣٩) The Quran: an Encyclopedia. Edited by Oliver Leaman. New York ٢٠٠٦;
٤٠- Routledge. SABIQA (by Asma Afsaruddin);
EI٢. AL-SABIĶŪN (by D. MACEOIN./
ثريا قطبی/
تاریخ انتشار اینترنتی: ٢٥/٠٨/١٣٨٩