دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٥٤٤٠
چشتی ، معینالدین حسن سجزی، از عرفای قرن ششم و مروّج سلسله چشتیه *در هند. او در ٥٣٧ به دنیا آمد (داراشكوه بابری، ص ٩٣). گفتهاند كه نسل وی از سادات سیستان بودند و به احتمال بسیار خود او در قصبه سجز به دنیا آمد؛ از اینرو، وی را معینالدین حسینی سجزی (سیستانی) نیز میخوانند (رجوع کنید به لعلی بدخشی،ص ١٤٧ و پانویس ٤؛ قس چشتی عثمانی، ص ١٠٠ـ١٠١، كه سنجری ضبط كرده است). همچنین به دلیل سكونت و وفات معینالدین در اِجمیری به او اِجمیر نیز گفتهاند (رجوع کنید به غلام سرور لاهوری، ج ١، ص ٢٥٦).
معینالدین در نوجوانی پدر خود، غیاثالدین، را از دست داد و از او باغ و آسیابی به ارث برد (جمالی دهلوی، ص ٥). علت ورود او را به سلك صوفیان، مواجههاش با مجذوبی به نام ابراهیم قُندوزی دانستهاند (رجوع کنید به جمالی دهلوی، همانجا؛ لعلی بدخشی، ص ١٤٧ـ ١٤٨؛ قس غلام سرور لاهوری، ج ١، ص ٢٥٧، كه نام او را ابراهیم قلندر ضبط كرده است). گفته شده است غارت سیستان به دست تركان غُز او را به مراقبه و تأمل در خود و سرانجام به عرفان كشاند (رجوع کنید به د. اردو، ذیل مادّه).
پس از این تحول روحی، معینالدین اموال خود را بین مستمندان تقسیم كرد و برای تحصیل علوم دینی به عراق رفت و در مدت كوتاهی از علمای دین محسوب گردید (لعلی بدخشی، ص ١٤٨). وی در یكی از سفرهایش به هاروَن، از توابع نیشابور، با خواجه عثمان هاروَنی (متوفی ٦١٧)، از خلفای چشتیه، دیدار كرد و به حلقه مریدانش پیوست (جمالی دهلوی؛ لعلی بدخشی؛ داراشكوه بابری، همانجاها).
معینالدین بیست سال، در سفر و حضر، ملازم خواجه عثمان هاروَنی بود (داراشكوه بابری، همانجا؛ قس جمالی دهلوی، همانجا، كه گفته است او دو نیم سال در خدمت خواجه عثمان بود). خواجه عثمان به مریدی او مباهات میكرد و به وی لقب محبوباللّه داد و همچنین معینالدین را خلیفه خود كرد (داراشكوه بابری، همانجا).
معینالدین در سفرهای خود با مشایخ بزرگی چون نجمالدین كبری *، عبدالقادر گیلانی *، ابوالنجیب عبدالقاهر سهروردی *و ابوسعید تبریزی (مرشد جلالالدینِ تبریزی*) دیدار كرد (جمالی دهلوی، ص ٥ ـ٦). او همچنین آرامگاه مشایخی چون ابوالحسن خرقانی در خرقان، خواجه عبداللّه انصاری در هرات و احمد خضْرَویه را در بلخ زیارت كرد (فرشته، ج ٢، ص ٣٧٦؛ غلام سرور لاهوری، ج ١، ص ٢٥٨ـ٢٥٩). در مسیر خود به هند، مدتی در شهر لاهور و در جوار مقبره هجویری *(متوفی ح ٤٥٦) اقامت گزید و به تفكر و عبادت مشغول شد. پس از آن، مدتی در دهلی ساكن شد (جمالی دهلوی، ص ١٢؛ غلام سرور لاهوری، ج ١، ص ٢٥٩). از آنجا به اجمیر رفت و بسیاری از هندوها را مسلمان كرد (داراشكوه بابری، ص ٩٣؛ غلام سرور لاهوری، همانجا).
معینالدین در اجمیر ازدواج كرد و حاصل دو ازدواج وی، سه پسر (ابوسعید، فخرالدین، حسامالدین) و یك دختر (بیبیحافظه جمال) بود. ابوسعید دو فرزند داشت و پنجاه سال عمر كرد، فخرالدین (متوفی ٦٦١) از علما و عرفا بود و حسامالدین نیز در ٤٥ سالگی به سلك عرفا پیوست و سپس به طرز اسرارآمیزی ناپدید شد. بیبیحافظه نیز از دست پدر خرقه خلافت گرفت و زنان را ارشاد میكرد. مقبره وی، در كنار قبر پدرش، در اجمیر است (لعلی بدخشی، ص ١٦٥؛ غلام سرور لاهوری، ج ١، ص ٣٦٣ـ٣٦٤).
معینالدین در ٦٣٣ وفات یافت. سلاطین و امرا در قرون متمادی بر تربت وی كه زیارتگاه است، گنبد و بارگاه بنا كردند. هر سال مردم در ششم رجب، به مناسبت عُرس * وی، مراسمی برگزار میكنند (داراشكوه بابری، ص ٩٣ـ٩٤؛ عبدالحق دهلوی، ص ٤٤).
به خواجه معینالدین كرامات بسیاری نسبت دادهاند. وی در گسترش اسلام و ترویج تصوف در شبهقاره سهم عمدهای داشت (رجوع کنید به داراشكوه بابری، ص ٩٣؛ غلام سرور لاهوری، ج ١، ص ٢٥٩ـ٢٦٠). معینالدین خلفا و شاگردان بسیاری تربیت كرد (غلام سرور لاهوری، ج ١،ص٢٦٤)كه معروفترین آنها قطبالدین بختیار كاكی*و حمیدالدین صوفی سعیدی ناگوری*، ملقب به سلطانالتاركین، هستند (داراشكوه بابری، ص ٩٤؛ غلام سرور لاهوری، همانجا).
از معینالدین آثاری به جامانده است، كه برخی در صحت انتساب آنها به او تردید دارند (آریا، ص ٩٩ـ١٠٠). بعضی از آثار منسوب به او عبارتاند از: ١) انیسالارواح یا انیس دولت، كه ملفوظات خواجه عثمان هاروَنی است (منزوی، ١٣٥٧ـ ١٣٦١ ش، ج ٢، ص ٥٦٢ ـ ٥٦٣). ٢) گنج اسرار، كه مجموعه دیگری از ملفوظات عثمان هارونی است؛ بخشی از این ملفوظات راجع به شرح مناجات خواجه عبداللّه انصاری است (همان، ج ٢، ص ٧٧٠). ٣) دلیلالعارفین، مشهورترین اثر او، كه مجموعه ملفوظات وی است و قطبالدین بختیار كاكی آنها را گردآورده است (لاهور ١٣١١). این كتاب در باره مسائلی از قبیل طهارت، نماز، ذكر، محبت، وحدت و آداب سالكان است (همو،١٣٦٢ـ١٣٧٠ ش، ج ٣، ص ١٤٥٨).٤) بحرالحقایق، ملفوظات معینالدین خطاب به قطبالدین بختیار است كه در آن سیر و سفر عرفانی خود، از جمله معراجش، را برای قطبالدین شرح داده و از رسیدن خود به مقام وحدت سخن گفته است (همان، ج ٣، ص ١٣١٤). ٥) اسرارالواصلین، شامل هشت نامه به قطبالدین بختیار (همان، ج ٣، ص ١٢٦١ـ ١٢٦٢). ٦) رساله وجودیه، در باره نیروهایی كه به سبب ریاضت و چلهنشینی به وجود میآید و نیز كیفیت دَم (نَفَس). این رساله آداب دَمزدن و سرمایه جوگ نیز نامیده شده است (همان، ج ٣، ص ٢١٠١ـ٢١٠٢؛ همو، ١٣٥٧ـ١٣٦١ ش، ج ٢، ص ٧٠١). ٧) كلمات معینالدین سَجزی ، در باره وحدت وجود، نفی و اثبات، ناسوت، لاهوت و ملكوت (همو، ١٣٥٧ـ ١٣٦١ ش، ج ٢، ص ٧٦٣). ٨) دیوان مُعین ، كه شامل غزلیات او به زبان فارسی است.در صحت انتساب این اثر به معینالدین تردید جدّی وجود دارد. برخی پژوهشگران آن را متعلق به معین فراهی (متوفی قرن دهم) دانستهاند(رجوع کنید به همو، ١٣٦٢ـ١٣٧٠ ش، ج ٧، ص ٦٣١؛ آریا، ص ١٠٢ـ١٠٣).
در اقوال معینالدین، آرای وحدت وجودی آشكار است (رجوع کنید به چشتی، ص ٤٠؛ میرخورد، ج ١، ص ٥٥ ـ ٥٦). وی علامت شناخت خدا را خاموشی در معرفت و گریختن از خلق دانسته است (میرخورد، ج ١، ص ٥٥)، البته خدمت به خلق، كمك به درماندگان و روا كردن حاجات بیچارگان و گرسنگان نیز در تعالیم وی جایگاه مهمی دارد (رجوع کنید به چشتی، ص ٤٤، ٤٩؛ میرخورد، ج ١، ص ٥٦). برخی از سخنان معینالدین در باره خوف و رجا شبیه به سخنان واعظان و زاهدان است (رجوع کنید به میرخورد، ج ١، ص ٥٥). با این حال، عشق و محبت نیز در تعالیم عرفانی وی جایگاه بلندی دارد (رجوع کنید به چشتی، ص ٤١ـ٤٤، ٤٨)؛ بنابراین، از نظر او دوستان حق تعالی، متصف به خوف و رجا و محبتاند (رجوع کنید به لعلی بدخشی، ص ١٦٢).
معینالدین در ملفوظات خود بر شریعت و رعایت جزئیات و دقایق آن تأكید كرده است (رجوع کنید به چشتی، ص ٢ـ١٣). به نظر او (همان، ص ٧ـ ٨) عارف باید در وهله اول در شریعت ثابت قدم باشد، آنگاه به پایههای طریقت، معرفت و حقیقت نایل شود.
منابع:
(١) غلامعلی آریا، طریقه چشتیه در هند و پاكستان، تهران ١٣٦٥ ش؛
(٢) اردو دائره معارف اسلامیه، لاهور ١٣٨٤ـ١٤١٠/ ١٩٦٤ـ١٩٨٩، ذیل «چشتی» (از خلیق احمد نظامی)؛
(٣) حامدبن فضلاللّه جمالی دهلوی، سیرالعارفین، چاپ سنگی دهلی ١٣١١؛
(٤) معینالدین چشتی، دلیلالعارفین، ترتیب و تبویب خواجه قطبالدین بختیار كاكی اوشی، چاپ حافظ محمد عبدالاحد، چاپ سنگی دهلی ١٣١١؛
(٥) هدیهبن عبدالرحیم چشتی عثمانی، سیرالاقطاب، لكهنو ١٣٣١/١٩١٣؛
(٦) داراشكوه بابری، سفینه الاولیا،كانپور ١٣١٨؛
(٧) عبدالحق دهلوی، اخبار الاخیار فی اسرارالابرار، چاپ علیم اشرفخان، تهران ١٣٨٣ ش؛
(٨) غلام سرور لاهوری، خزینه الاصفیا، كانپور ١٣٣٢/ ١٩١٤؛
(٩) محمدقاسمبن غلامعلی فرشته، تاریخ فرشته( گلشن ابراهیمی )، [لكهنو(، مطبع منشی نولكشور، )بیتا.]؛
(١٠) لعل بیگبن شاه قلی سلطان لعلی بدخشی، ثمراتالقدس من شجرات الانس، چاپ كمال حاج سیدجوادی، تهران ١٣٧٦ ش؛
(١١) احمدمنزوی، فهرست مشترك نسخههای خطی فارسی پاكستان، اسلامآباد ١٣٦٢ـ١٣٧٠ ش؛
(١٢) همو، فهرست نسخههای خطی كتابخانه گنجبخش، اسلامآباد ١٣٥٧ـ ١٣٦١ ش؛
(١٣) محمدبن مبارك میرخورد، سیرالاولیاء در احوال و ملفوظات مشایخ چشت، لاهور ١٣٥٧ ش.
/ محمد مشهدی نوشآبادی /