دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٦٥٩٧
حَنّانه ، حَنّانه، نام ستونى در مسجدالنبى، در محل درخت نخلى كه بنا بر گزارشهاى تاريخى از هجر پيامبر ناليد. بنابر روايات تاريخى، پيامبر اكرم صلىاللّهعليهوآلهوسلم در مسجد به ستونى از نخل خرما تكيه مىدادند و خطبه مىخواندند. روزى يكى از صحابه از پيامبر خواست كه براى حضرت منبرى بسازد تا روى آن قرار گيرند و مردم ايشان را ببينند و سخنشان را بهتر بشنوند. پيامبر موافقت فرمودند اما با منتقل شدن ايشان از كنار ستون به روى منبر، ستون به سوى پيامبر خم شد. ايشان از ستون خواستند برجاى خود باشد و سپس اصحاب را از ناليدن آن ستون آگاه كردند. در برخى از روايات صداى ناله اين ستون مانند صداى شتر دانسته شده و گفته شده است كه صحابه نيز اين صوت را شنيدهاند. پس از آن پيامبر از منبر فرود آمده دست نوازش بر آن ستون كشيدند (رجوع کنید به صنعانى، ج ٣، ص ١٨٥ـ١٨٦؛ دارمى، ج ١، ص ١٦؛ بخارى، ج ٤، ص ١٧٣ـ١٧٤؛ ابونعيم اصفهانى، ص ٣٤٠ـ٣٤٥). برخى گفتهاند اين ستون را بنىاميه پس از تجديد بناى مسجد قطع كردند و از بين بردند (رجوع کنید به قطب راوندى، ج ١، ص ١٦٦؛ ابنحجر عسقلانى، ج ٦، ص ٤٤٤) و آنچه بعد از بازسازى مسجد با نام ستون حنانه در منابع ياد شده و نماز خواندن كنار آن مستحب است (رجوع کنید به نورى، ج ٣، ص ٤٢٦، ج ١٠، ص ١٩٥)، ظاهرآ جاى آن است نه خود ستون. شايد هم قطعهاى از آن در دورانى از تاريخ وجود داشته است (براى نمونهاى از ذكر قطعهاى از آن رجوع کنید به ابنجبير، ص ١٥٢؛
ابنبطوطه، ج ١، ص ١٣٣). بنابر روايتى، پس از تخريب مسجد، اُبَىّ بن كَعب اين ستون را به خانه خود برد و از آن نگهدارى كرد (رجوع کنید به ابنماجه، ج ١، ص ٤٥٤).
اين ستون به جهت ناليدن و آمدن تعبير «حنّ الىّ» در حديث نبوى (رجوع کنید به صنعانى، همانجا)، به «حنّانه» شهرت يافته است (قطب راوندى، ج ١، ص ١٦٥). برخى از مفسران در ذيل آيه ٧٤ سوره بقره درباره اعطاى فهم به جمادات، به اين قضيه اشاره كردهاند (رجوع کنید به طبرى؛
ميبدى؛
قرطبى، ذيل آيه). برخى همچون باقلانى (ص ١٥٨)، غزالى (ج ٢، ص ٤١٦)، طبرسى (ج ١، ص ٧٦) و بهاءالدين اربلى (ج ١، ص ٢٤) ناليدن اين ستون را از معجزات پيامبر دانستهاند. شافعى اين معجزه را برتر از زنده كردن مردگان توسط حضرت عيسى عليهالسلام دانسته است (رجوع کنید به بيهقى، ص ٢٧١ـ٢٧٢). به نوشته قاضى عبدالجباربناحمد (ج١٥، ص ٢٠٤)،برخى ناله اين ستون و تسبيح سنگ ريزه در دست پيامبر و اين قبيل امور را از معجزات پيامبر نمىدانستهاند، زيرا ظهور جنس آن از انسانهاى ديگر محال نيست؛
اما در جاى ديگر (ج ١٦، ص ٤١٦ـ٤١٧) بهتفصيل اين قضيه را نقل كرده و آن را از معجزات پيامبر و اصل خبر را متواتر دانسته است (نيز رجوع کنید به قاضىعياض، ج ١، ص ٣٠٣).
در شعر عربى و فارسى نيز ناليدن اين ستون از معجزات پيامبر و از موارد شعور نباتات دانسته شده است. براى نمونه، شرفالدين بوصيرى (متوفى ٦٩٦؛
ص ١٧٦) و صفىالدين حلّى (متوفى ٧٥٢؛
ج ١، ص ١٤٨) در قصايد خود در مدح پيامبر به اين قضيه اشاره كردهاند (براى ديگر اشعار رجوع کنید به مقدسى، ج ٥، ص ٣٧؛
ابنشهرآشوب، ج ١، ص ٨٠؛
مَقَّرى، ج ٣، ص ٢٥١). جلالالدين مولوى بلخى نيز اين داستان را در مثنوى (ج ١، دفتر١، بيت ٢١١٣ـ٢١٢٢) آورده و چندين بار نيز در غزليات خود (براى نمونه رجوع کنید به ج ١، ص ١٦١، ١٦٣، ٢٤٨، ج ٢، ص ٣، ١٥٢، ج ٥، ص ١١، ١٢٠) به آن اشاره كرده است.
در مسير كوفه به نجف نيز ستونى قرار داشته است كه وقتى پيكر اميرالمؤمنين عليهالسلام را از كنار آن عبور دادهاند از حزن و تأسف خم شده است (طوسى، ص ٦٨٢). ظاهراً مسجد معروف به حنّانه در نزديكى نجف، در جايگاه همان ستون بنا شده است (مجلسى، ج ٩٧، ص ٤٥٥).
منابع:
(١) ابنبطوطه، رحلة ابنبطوطة، چاپ على منتصر كتانى، بيروت ١٣٩٥/١٩٧٥؛
(٢) ابنجبير، رحلة ابنجبير، بيروت ١٩٨٦؛
(٣) ابنحجر عسقلانى، فتحالبارى: شرح صحيح البخارى، بولاق ١٣٠٠ـ١٣٠١، چاپ افست بيروت (بىتا.)؛
(٤) ابنشهر آشوب، مناقب آل ابىطالب، نجف ١٩٥٦؛
(٥) ابنماجه، سنن ابنماجة، چاپ محمدفؤاد عبدالباقى، (قاهره ١٣٧٣/ ١٩٥٤)، چاپ افست (بيروت، بىتا.)؛
(٦) ابونعيم اصفهانى، دلائل النبوة، حيدرآباد، دكن ١٣٦٩/ ١٩٥٠؛
(٧) محمدبن طيب باقلانى، كتاب تمهيدالاوائل و تلخيص الدلائل، چاپ عمادالدين احمد حيدر، بيروت ١٤١٤/١٩٩٣؛
(٨) محمدبن اسماعيل بخارى، صحيحالبخارى، (چاپ محمد ذهنى افندى)، استانبول ١٤٠١/١٩٨١، چاپ افست بيروت (بىتا.)؛
(٩) محمدبن سعيد بوصيرى، ديوان، چاپ محمد سيدكيلانى، مصر ١٣٧٤/١٩٥٥؛
(١٠) علىبن عيسى بهاءالدين اربلى، كشف الغمة فى معرفةالائمة، بيروت ١٤٠٥/١٩٨٥؛
(١١) احمدبن حسين بيهقى، الاعتقاد و الهداية الى سبيلالرشاد على مذهب السلف و اصحاب الحديث، چاپ احمد عصام كاتب، بيروت ١٤٠١/ ١٩٨١؛
(١٢) عبداللّهبن عبدالرحمان دارمى، سنن الدارمى، چاپ محمد احمد دهمان، دمشق: مكتبةالاعتدال، (بىتا.)؛
(١٣) عبدالعزيزبن سرايا صفىالدين حلّى، ديوان، چاپ محمد حور، عَمّان ٢٠٠٠؛
(١٤) عبدالرزاقبن همام صنعانى، المصنَّف، چاپ حبيبالرحمان اعظمى، بيروت ١٤٠٣/١٩٨٣؛
(١٥) فضلبن حسن طبرسى، اعلامالورى باعلام الهدى، قم ١٤١٧؛
(١٦) طبرى، جامع؛
(١٧) محمدبن حسن طوسى، الامالى، قم ١٤١٤؛
(١٨) محمدبن محمد غزالى، احياء علومالدين، بيروت ١٤٠٦/ ١٩٨٦؛
(١٩) قاضى عبدالجباربن احمد، المغنى فى ابواب التوحيد و العدل، ج ١٥، چاپ محمود خضيرى و محمود محمد قاسم، قاهره ١٣٨٥/١٩٦٥، ج ١٦، چاپ امين خولى، قاهره ١٣٨٠/١٩٦٠؛
(٢٠) عياضبن موسى قاضى عياض، الشفا بتعريف حقوق المصطفى، بيروت ١٤٠٩؛
(٢١) محمدبن احمد قرطبى، الجامع لاحكام القرآن، بيروت ١٤٠٥/١٩٨٥؛
(٢٢) سعيدبن هبةاللّه قطب راوندى، الخرائج و الجرائح، قم ١٤٠٩؛
(٢٣) مجلسى؛
(٢٤) مطهربن طاهر مقدسى، كتاب البدء و التاريخ، چاپ كلمان هوار، پاريس ١٨٩٩ـ١٩١٩، چاپ افست تهران ١٩٦٢؛
(٢٥) احمدبن محمد مَقَّرى، ازهار الرياض فى اخبار عياض، چاپ مصطفى سقا، ابراهيم ابيارى، و عبدالحفيظ شلبى، ج ٣، قاهره ١٣٦١/١٩٤٢؛
(٢٦) جلالالدين محمدبن محمد مولوى، كليات شمس، يا، ديوانكبير، چاپ بديعالزمان فروزانفر، تهران ١٣٥٥ش؛
(٢٧) همو، مثنوى معنوى، تصحيح رينولد آلن نيكلسون، چاپ نصراللّه پورجوادى، تهران ١٣٦٣ش؛
(٢٨) احمدبن محمد ميبدى، كشفالاسرار و عدة الابرار، چاپ علىاصغر حكمت، تهران ١٣٦١ش؛
(٢٩) حسينبن محمدتقى نورى، مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل، قم ١٤٠٧ـ ١٤٠٨.
/ محسن معينى /