دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٦٠٢١
حَرَشى ، سعیدبن عمروبن اَسْوَد، از سرداران مشهور اموى. سعید معروف به حَرَشى (ابنكلبى، ج ١، ص ٣٥٥ـ٣٥٧)، به قبیله بنیحریشبن كعببن ربیعه منتسب است. بیشتر افراد این قبیله در بصره ساكن بودند و سپس در شهرهاى دیگر پراكنده شدند (سمعانى، ج ٢، ص ٢٠٢).
تاریخ تولد حرشى معلوم نیست. او اهل شام بود و گفته شده است كه نخست بر در خانهها گدایى میكرد، سپس به سقّایى پرداخت و بعد در زمره سپاه اموى درآمد (ابنعساكر، ج ٢١، ص ٢٤٥). سعید حرشى در سال ٨٣، همراه حجّاجبن یوسف ثقفى*، در جنگ دَیر الجَماجم* برضد عبدالرحمانبن اشعث شركت كرد (رجوع کنید به طبرى، ج ٦، ص ٣٦١ـ٣٦٣). در سال ١٠١، شورش شَوْذَبِ خارجى* را سركوب كرد (همان، ج ٦، ص ٥٧٧). حرشى در جنگ عَقْر (سال ١٠٢) مَسْلَمة بن عبدالملك والى عراق را در نبرد با یزیدبن مهلّب و سركوب وى یارى نمود (رجوع کنید به همان، ج ٦، ص٥٩٠ـ٥٩١؛ مسعودى، ص٣٢٠ـ ٣٢١؛ ابناثیر، ج ٥، ص ١٠٣٠). چون یزیدبن عبدالملك در سال ١٠٣، عمربن هُبَیرَه را والى عراق كرد، ابنهبیره نیز حرشى را به حكومت بصره گمارد (خلیفة بن خیاط، ص ٢١٤). در همین سال یزیدبن عبدالملك به ابنهبیره دستور داد كه حرشى را به حكومت خراسان منصوب كند (رجوع کنید به همان، ص٢٦٠؛ طبرى، ج ٦، ص ٦١٩ـ٦٢١؛ قس گردیزى، ص ٢٥٥؛ بلاذرى، ص ٤٢٧ و یعقوبى، البلدان، ص ٣٠١).
سعید حرشى در ابتداى ورود به خراسان، سپاه مسلمانان را ساماندهى كرده و در سال ١٠٤ به جنگ با سُغدیان رفت، زیرا آنان تركان را برضد مسلمانان یارى كرده بودند. حرشى شهر خجند را محاصره كرد. چون سغدیان ١٥٠ اسیر مسلمان را كشتند، حرشى دستور داد سغدیان بیدفاع را قتلعام و اموال آنان را تصاحب و زنان و كودكانشان را اسیر كنند. تعداد كشتهشدگان سغدى را سه تا هفت هزار نفر نوشتهاند (رجوع کنید به طبرى، ج ٦، ص٦٢٠ـ٦٢٢، ج ٧، ص ٧ـ١٠؛ قس ابناعثم كوفى، ج ٨، ص ٢٣٣). حرشى دژهاى ناحیه سغد را گشود (بلاذرى، ص ٤٢٧) و شهر كَش را بدون جنگ فتح كرد (رجوع کنید به طبرى، ج ٧، ص ١١). وى، برخلاف اخلاق و قوانین جنگى اسلامى، سُبُغرى/ سبقرى، شاه خُزار (ناحیهاى در ماوراءالنهر، نزدیك نَسَف) را كه تسلیم حرشى شد و از وى اماننامه گرفت، در مرو به دار آویخت (رجوع کنید به همان، ج ٧، ص ١١ـ١٢؛ قس ابناثیر، ج ٥، ص ١٠٩ـ١١٠).
در سال ١٠٤، ابنهبیره او را از حكومت خراسان عزل كرد زیرا وى بعد از غلبه بر سغدیان، خبر پیروزى خود را مستقیماً به یزیدبن عبدالملك نوشت و به ابنهبیره اعتنایى نكرد. به علاوه، حرشى براى ابنهبیره احترام قائل نبود و بهجاى عنوان امیر، او را با كنیهاش، ابوالمُثَنّى، یاد میكرد. ابنهبیره پس از عزل حرشى، وى را زندانى و شكنجه كرد و حتى تصمیم گرفت او را به قتل برساند، ولى بعد منصرف شد (رجوع کنید به طبرى، ج ٧، ص١٠، ١٥ـ١٦؛ ابناثیر، ج ٥، ص ١٠٩، ١١٥ـ ١١٦؛ قس ابناعثم كوفى، ج ٨، ص ٢٣٤، كه نوشته است یزیدبن عبدالملك، حرشى را از امارت خراسان عزل كرد). چون خالدبن عبداللّه قَسْرى در ١٠٥ والى خراسان شد، حرشى را از زندان آزاد كرد و حرشى به شام نزد هشامبن عبدالملك، خلیفه وقت، رفت (ابنعساكر، ج ٢١، ص ٢٤٥؛ صفدى، ج ١٥، ص ٢٤٨).
به نوشته یعقوبى (تاریخ، ج ٢، ص ٣١٧)، در سال ١٠٧ هشامبن عبدالملك حرشى را به عنوان مقدمه سپاه مسلمةبن عبدالملك به نبرد با خزرها فرستاد و حرشى بعد از چندین بار پیروزى بر خزرها*، بدون مشورت با مسلمه، سرِ پسر پادشاه خزرها را براى هشام فرستاد. به همین دلیل، مسلمه بر او خشم گرفت و او را عزل و زندانى كرد، اما بعدآ حرشى به دستور هشام آزاد و روانه دمشق شد (قس بلاذرى، ص ٢٠٦ـ٢٠٧).
در سال ١١٢، هشامبن عبدالملك، سعید حرشى را كه در شام اقامت داشت، والى ارمنستان كرد و در رأس سپاهى به جنگ خزرها فرستاد كه بر آذربایجان غلبه یافته و تا نزدیك موصل پیش رفته بودند (خلیفةبن خیاط، ص٢٢١، ٢٣٤؛ صفدى، همانجا؛ قس ابناعثم كوفى، ج٨، ص ٢٤٣ـ٢٤٤). حرشى به شهر اَرْزَن رفت و سپس شهر خِلاط و دیگر شهرها را یكى پس از دیگرى گشود تا به بَرْدَعه* رسید. آنگاه شهر وَرْثان را از محاصره خزرها آزاد ساخت و سپس به دنبال خزرها به سوى اردبیل حركت كرد. خزرها آنجا را ترك كردند و حرشى در باجَروان* مستقر شد و در چند مرحله و با شیوههاى مختلف آنها را شكست داد و اسراى مسلمان را آزاد كرد. سختترین جنگ حرشى با خزرها در سرزمین بَرْزَند* بود كه به شكست آنان انجامید. نبرد بعدى در كنار رود بَیلَقان در ارمینیه اتفاق افتاد كه بار دیگر خزرها شكست خوردند (طبرى، ج ٧، ص٧٠؛ ابناعثم كوفى، ج ٨، ص ٢٤٥ـ٢٥٢؛ ابناثیر، ج ٥، ص ١٥٩ـ ١٦٢).
حرشى در ١١٣ از حكومت ارمنستان بركنار شد (خلیفةبن خیاط، ص ٢٣٤؛ قس بلاذرى، ص ٢٠٧، كه حكومت حرشى را در ارمنستان پس از مسلمه و به مدت دو سال نوشته است)، اما برخى فرزندانش در ارمنستان اقامت گزیدند (رجوع کنید به ابنكلبى، ج ١، ص ٣٥٨). هشام به حرشى خلعت و پاداش و به وى و خاندانش اِقطاع داد (ابناعثم كوفى، ج ٨، ص ٢٥٤).
گزارشهایى در دست است كه حرشى در روزگار عباسیان نیز عهدهدار برخى مشاغل حكومتى و لشكرى بوده و در ١٨٩ هنوز میزیسته است (رجوع کنید به یعقوبى، تاریخ، ج ٢، ص ٣٩٩؛ همو، البلدان، ص ٣٠٤؛ طبرى، ج ٨، ص ١٣٥، ١٤٤، ١٦٧، ٣١٦؛ نسفى، ص ١٨٦ـ١٨٧)، اما به نظر میرسد گزارشهاى دوره عباسیان راجع به سعید حرشىِ دیگرى است، زیرا بعید است كه وى تا این زمان در قید حیات بوده باشد.
منابع :
(١) ابناثیر؛
(٢) ابناعثم كوفى، كتاب الفتوح، چاپ على شیرى، بیروت ١٤١١/ ١٩٩١؛
(٣) ابنعساكر، تاریخ مدینة دمشق، چاپ على شیرى، بیروت ١٤١٥ـ١٤٢١/ ١٩٩٥ـ٢٠٠١؛
(٤) ابنكلبى، جمهرة النسب، ج ١، چاپ ناجى حسن، بیروت ١٤٠٧/١٩٨٦؛
(٥) بلاذرى (لیدن)؛
(٦) خلیفةبن خیاط، تاریخ خلیفةبن خیاط، چاپ مصطفى نجیب فوّاز و حكمت كشلى فوّاز، بیروت ١٤١٥/١٩٩٥؛
(٧) سمعانى؛
(٨) صفدى؛
(٩) طبرى، تاریخ (بیروت)؛
(١٠) عبدالحیبن ضحاك گردیزى، تاریخ گردیزى، چاپ عبدالحى حبیبى، تهران ١٣٦٣ش؛
(١١) مسعودى، تنبیه؛
(١٢) عمربن محمد نسفى، القند فى ذكر علماء سمرقند، چاپ یوسف الهادى، تهران ١٣٧٨ش؛
(١٣) یعقوبى، البلدان؛
(١٤) همو، تاریخ.
/ محترم وكیلیسحر /