دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٤٧١٨
جعفری ، محمدتقی، متفكر و عالم دینی معاصر. او در مرداد ١٣٠٤ در تبریز زاده شد. تحصیلات را در دبستان اعتماد آغاز كرد و در ایام تحصیل دانشآموز برجستهای بود، اما به سبب مشكلات مالی خانواده ناگزیر شد مدرسه را رها كند و به كار بپردازد. مدتی تمام روز را كار میكرد، اما بعد نیمی از روز را به كار و نیم دیگر را به تحصیل علوم حوزوی در مدرسه طالبیه پرداخت و مقدمات و ادبیات عرب را نزد استادان آن مدرسه آموخت (جعفری، ١٣٨٠ ش، ص ١١ـ١٦؛ چراغ فروزان ، ص یازده ـ دوازده؛ نصری، ص ٣). وی در حدود ١٣١٩ ش، برای ادامه تحصیلات عازم تهران شد و به مدرسه مروی رفت. در تهران دو سال نزد شیخ محمدرضا تنكابنی فقه و اصول آموخت و بخش حكمت منظومه ملاهادی سبزواری و بخشی از امور عامه اسفار را نزد میرزا مهدی آشتیانی فرا گرفت (جعفری، ١٣٨٠ ش، ص ١٧؛ نصری، همانجا). در حدود ١٣٢٣ ش به قم رفت و در آنجا در حلقه درس استادان حوزه، از جمله امامخمینی و سیدمحمد حجت كوهكمری، شركت نمود و در سلك اهل علم در آمد. اقامت وی در قم بیش از یك سال طول نكشید و او به سبب بیماری مادرش، كه به فوت او انجامید، به تبریز بازگشت (جعفری، ١٣٨٠ ش، ص ١٩؛ نصری، ص ٤).
جعفری در ١٣٢٥ ش، به توصیه آیتاللّه میرزا فتاح شهیدی و كمكهای مالی او، برای ادامه تحصیل به نجف رفت و حدود یازده سال در آنجا ماند. مدت كوتاهی در مدرسه بادكوبهایها و سپس در مدرسه صدر اقامت داشت. در حوزه نجف، در دروس خارج فقه و اصول شركت كرد و مباحثی از فقه را نزد شیخ محمدكاظم شیرازی، حدود دو دوره اصول فقه و نیز ابوابی از فقه (مانند مكاسب محرمه) را نزد سیدابوالقاسم خویی و كتاب صید و ذباحه را نزد سید محمود شاهرودی خواند. همچنین حدود یك سال و نیم در مجالس درس آیتاللّه حكیم و هفت سال در دوره درسهای سیدعبدالهادی شیرازی شركت كرد. قاعده فَراغ و تجاوز را نیز نزد آیتاللّه سیدجمالالدین گلپایگانی آموخت. همچنین در درسهای فقه و اصول آیتاللّه میلانی شركت كرد و نزد شیخ صدرا قفقازی و شیخمرتضی طالقانی فلسفه و عرفان و اخلاق خواند (جعفری، ١٣٨٠ ش، ص ٢٠ـ ٢١؛ نصری، ص ٤ـ ٥). پس از تحصیل نزد این استادان، جعفری به تدریس فقه و اصول، خصوصاً كتابهای مكاسب و كفایه ، پرداخت. در همین ایام نیز دست به قلم برد و قسمتی از تقریرات درس اصول آیتاللّه خویی را با عنوان امربینالامرین فی الجبروالتفویض (نجف ١٣٧١) و نیز رساله فقهی الرضاع (نجف ١٣٧١) را بر مبنای درسهای آیتاللّه سید عبدالهادی شیرازی تحریر كرد. همچنین جلد اول از مجموعه سه جلدی ارتباط انسان و جهان را در همین ایام، و دو جلد بعدی را در مشهد تألیف كرد. او در ایام اقامتش در نجف ــ كه كم و بیش با مضایق مالی توأم بود به تدریس فلسفه نیز پرداخت. شهید آیتاللّه محمدباقر صدر یكی از شاگردان جعفری در این دوره بود (نصری، همانجا؛ نیز رجوع کنید به جعفری، ١٣٨٠ ش، ص ٢٠ـ٢٩).
جعفری، به توصیه استادانش، به ایران بازگشت و نخست به قم و سپس به مشهد رفت. در مشهد از آیتاللّه میلانی گواهی اجتهاد گرفت ( چراغ فروزان ، ص شانزده)، سپس مشهد را ترك كرد و تهران را برای اقامت دائم برگزید. وی عمر خود را صرف تحقیق و سخنرانی و تدریس و تألیف كرد. او علاوه بر علوم حوزوی، همواره میكوشید از علوم و معارف غربی و جدید نیز مطّلع باشد و بر همین اساس، مناسباتش با اهل علم محدود به علمای دین نبود، بلكه با دانشمندانی مانند محمود حسابی و فضلاللّه رضا نیز جلسات منظم داشت ( رجوع کنید به جعفری، ١٣٨٠ ش، ص ٣٢ـ ٣٨؛ نصری، ص ٧ـ ٨).
جعفری از حدود ١٣٤٣ ش مخاطبان دانشگاهی پیدا كرد و با سخنرانی در دانشگاهها یا برگزاری جلسات درس در منزل برای دانشجویان، با آنها ارتباط برقرار كرد. علاوه بر دانشجویان، عامه مردم نیز به وی علاقهمند بودند و او گاه در مساجد و جلسات دینی نیز سخنرانی میكرد. مدتی نیز عضو هیئت مدیره حسینیه ارشاد بود و در آنجا هم سخنرانی میكرد، اما از این مسئولیت كناره گرفت ( رجوع کنید به گواهی،ص٤٤٠؛ چراغ فروزان ، ص ٥٣ ٥٧). از دهه ١٣٥٠ ش، مخاطبان جعفری بهتدریج افزایش یافت و منزل او محل رفت و آمد گروههای گوناگون، بهویژه دانشجویان و دانشگاهیان، شد ( رجوع کنید به چراغ فروزان ، ص ٧٠ـ ٧١، ١٤٧ـ١٥٦). همین اقبال، حساسیت بیشتر ساواك را ــ كه او را از حدود ١٣٤٢ ش زیر نظر داشت و در ١٣٤٤ و ١٣٤٦ ش احضارش كرده بود ( رجوع کنید به همان، ص ٣٤) برانگیخت ( رجوع کنید به همان، ص ٢٣، ٧٣، ١٥٣، ١٩٤). جعفری با امامخمینی و شركت فقها در امور سیاسی و اجتماعی همدل و موافق بود ( رجوع کنید به همان، ص ٢١٣ـ ٢١٤)، اما پس از پیروزی انقلاب مسئولیت اجرایی نپذیرفت، زیرا وظیفه و مسئولیت خود را منحصر به فعالیت علمی و فرهنگی میدانست و در این دوران، بر حجم فعالیتهای علمی خود افزود. او در ٢٥ آبان ١٣٧٧، بر اثر بیماری، درگذشت و در مشهد به خاك سپرده شد.
از محمدتقی جعفری آثار فراوانی به جامانده است كه از یكسو حاكی از پشتكار و اشتغال دائم علمی او و از سوی دیگر حاكی از وسعت مشرب، خردگرایی و پرهیز از تقلید، تعلقات دینی عمیق و علاقه او به علوم و معارف بشری به معنای عام كلمه است، چنانكه او از سویی به فلسفه (بیشتر فلسفه مشائی) علاقه داشت و از سوی دیگر اهل ذوق و شعر بود ( رجوع کنید به حكیمی، ص ٩٨)، از سویی به عرفان دلبستگی داشت و از سوی دیگر متوجه علوم نو و حقوق و اجتماعیات و فلسفه جدید بود. رویكرد او مجموعاً رویكردی استدلالی و منطق باور بود و لذا چه در فلسفه اسلامی چه در فلسفه جدید و چه در پرداختن به دیگر علوم و معارف، میكوشید از مسیربحث استدلالی خارج نشود. همین علاقه به منطق و استدلال مبنای داوری او در باره آثار و آرای اشخاص بود ( رجوع کنید به نصری، ص ١٣ـ١٦، ٦٩؛ غیاثی كرمانی، ص ٨٩ ٩٠).
آثار جعفری حوزههای گوناگونی را در بر میگیرد كه برخی از آنها عبارتاند از: اخلاق (وجدان ، تهران ١٣٤٢ ش؛ اخلاق و مذهب ، تهران ١٣٥٤ ش)، فلسفه و كلام ( جبر و اختیار ، تهران١٣٣٤ ش؛ سخنی كوتاه در علم امام ، تهران ١٣٥١ ش)، فقه ( رسائل فقهی ، تهران ١٣٧٧ ش، كه تكمیل شده منابع فقه ، تهران ١٣٤٩ ش است)، انسانشناسی ( آفرینش و انسان ، تهران ١٣٥١ ش؛
انسان در افق قرآن از نظر فردی و اجتماعی ، اصفهان ١٣٤٩ ش؛
ارتباط انسان و جهان و انعكاس تحول مادّه فلسفی و جرم فیزیكی در ادراك بشر از قدیمترین ازمنه فلسفه تا قرن حاضر ، تهران ١٣٣٧ ش)، فلسفه علم ( تحقیقی در فلسفه علم ، تهران ١٣٧٢ ش)، فلسفه دین ( فلسفه دین ، تهران ١٣٧٥ ش، ٢ ج)، فلسفه هنر ( فلسفه زیبایی و هنر از دیدگاه اسلام ، تهران ١٣٦٩ ش)، فلسفه حقوق ( اعلامیه جهانی حقوق بشر از دیدگاه اسلام و غرب ، تهران ١٣٧٠ ش)، علم و دین ( رابطه علم و حقیقت ، تبریز ١٣٤٥ ش؛
علم از دیدگاه اسلام ، تهران ١٣٦٠ ش؛
تعاونالدین و العلم ، تهران ١٣٧٨ ش؛
علم در خدمت انسان ، تهران ١٣٤٤ ش؛
علم و دین در حیات معقول، تهران ١٣٦٩ ش)، قرآن پژوهی ( حركت و تحول از دیدگاه قرآن ، تهران ١٣٦٠ ش؛
شناخت از دیدگاه علمی و از دیدگاه قرآن ، تهران ١٣٦٠ ش؛
انسان در افق قرآن ، اصفهان ١٣٤٩ ش)، عرفان ( عرفان اسلامی ، تهران ١٣٧٣ ش)، ادبیات ( حكمت، عرفان و اخلاق در شعر نظامی گنجوی ، تهران ١٣٧٠ ش؛
تحلیل شخصیت خیام، تهران ١٣٦٨ ش)، و نقد و بررسی و تحشیه آثار متفكران غربی ( توضیح و بررسی مصاحبهی برتراند راسل ـ وایت ، تهران ١٣٤٢ ش؛
بررسی و نقد افكار راسل ، تهران ١٣٦٤ ش؛
بررسی و نقد نظریات هیوم در چهار مسأله فلسفی ، تهران ١٣٧٤ ش؛
حاشیه بر برگزیده افكار راسل ، تهران ١٣٥٠ ش؛
حاشیه بر سرگذشت اندیشهها ، اثر آلفرد نورث وایتهد ، تهران ١٣٧٠ـ١٣٧١ ش؛
حاشیه بر ادیان زنده جهان ، اثر رابرت ا. هیوم، تهران ١٣٦٩ ش).
وی همچنین در باره ائمه علیهمالسلام نیز به تحقیق و تألیف پرداخته است ( رجوع کنید به نیایش حسین در عرفات ، تهران ١٣٤٧ ش؛
و امام حسین: شهید فرهنگ پیشرو انسانیت، تهران ١٣٨٠ ش). اما عمدهترین آثار جعفری در وهله اول در باره امام علی علیهالسلام و نهجالبلاغه ( رجوع کنید به ترجمه و تفسیر نهجالبلاغه، تهران ١٣٥٧ـ ١٣٧٨ ش، ٢٧ جلد؛
خدا و جهان و انسان از دیدگاه علیبن ابیطالب ( ع ) و نهجالبلاغه، تهران ١٣٥٩ ش؛
و علی و مسأله مرگ، تهران ١٣٥٢ ش) و در مرتبه بعد در باره مولوی است ( رجوع کنید به تفسیر و نقد و تحلیل مثنوی، تهران ١٣٤٩ـ١٣٥٧ ش، ١٥ ج؛
از دریا به دریا ( كشفالابیات مثنوی)، تهران ١٣٦٤ ش، ٤١ ج ؛
عقلوعاقل و معقول ،تهران١٣٥٩ش؛
و عواملجذابیت در سخنان جلالالدین محمد مولوی ، تبریز ١٣٧٦ ش). گفتنی است كه شرح و تفسیر و نقد و تحلیل مثنوی و هم ترجمه و تفسیر نهجالبلاغه در میان آثار جعفری، بیش از دیگر تألیفات او اهمیت دارد. رویكرد اثر اول، كه جعفری آن را در طول شش سال تلاش بیوقفه (١٣٤٨ـ١٣٥٣ ش) به سامان رساند، تبیین اصول جهانبینی جلالالدین مولوی در مثنوی است. جعفری با اعتقاد و تصریح به اینكه مثنوی یكی از درخشانترین تجلیگاههای فرهنگ اسلامی است، این ویژگی را در شرح خود باز نموده و درعینحال، از نقد اظهارات و آرای مولوی غفلت نورزیده است (نصری، ص٧٧ـ٧٩). اما اثر دوم، كه جعفری پس از شرح مثنوی بدان پرداخت، قرار بود در مجموعهای ٣٥ جلدی تدوین یابد ( شریعهی خرد ، دیباچه رشاد، ص ح) ولی فقط تا مجلد ٢٧ (تا خطبه ١٨٥) منتشر شد (١٣٧٨ ش). وی در مقدمه یك جلدی كتاب، پس از بحثی تفصیلی در باره رسالت انسانی و ویژگیهای آن، به این موضوع پرداخته كه امام علی علیهالسلام نماینده كامل رسالتهای كلی انسانی است و سخنان او «به جهت وابستگی تمام به قرآن... عالیترین مفسر قرآن و روشنگر واقعیات انسان و جهان است» (١٣٥٧، ج١، ص٣٠٤). در واقع، جعفری از این منظر كه نهجالبلاغه معرّف جنبههای گوناگون رسالت انسانی است، به تفسیر این كتاب پرداخته است.
مجموعهای از مصاحبهها ( تكاپوی اندیشهها ، تهران ١٣٧٣ش، ٢ ج) و مقالهها و سخنرانیها ( پیام خرد ، تهران ١٣٧٧ ش) نیز از جعفری به چاپ رسیده است. علاوه بر بُعد علمی، حسن سلوك و مكارم اخلاقی وی نیز سبب شده است كه آثاری در باره شخصیت او منتشر شود (برای نمونه رجوع کنید به غیاثی كرمانی، ١٣٨٠ ش).
منابع:
(١) محمدتقی جعفری، آفاق مرزبانی: گفت و گوهایی با علامه محمدتقی جعفری، [ گفتگو از ] عبداللّه نصری، تهران ١٣٨٠ ش؛
(٢) همو، ترجمه و تفسیر نهجالبلاغه، تهران ١٣٥٧ـ ١٣٧٨ ش؛
(٣) چراغ فروزان: استاد علامه آیتاللّه محمدتقی جعفری تبریزی، تهران: وزارت اطلاعات، مركز بررسی اسناد تاریخی، ١٣٧٧ ش؛
(٤) محمدرضا حكیمی، «سیمای جامعیت»، در شریعهی خرد: یادنگار كنگرهی نكوداشت منزلت علمی استاد علامهمحمدتقی جعفری، زیرنظر علیاكبر رشاد، تهران: پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، ١٣٧٦ ش؛
(٥) محمدرضا غیاثی كرمانی، ابنسینای زمان: علامه جعفری، زندگینامه و خاطرات ، قم ١٣٨٠ ش؛
(٦) عبدالرحیم گواهی، «جهانی كه بنشسته در گوشهیی»، در شریعهی خرد، همان؛
(٧) عبداللّه نصری، تكاپوگر اندیشهها: زندگی، آثار و اندیشههای استاد محمدتقی جعفری، تهران ١٣٧٦ ش.
/ غلامرضا جلالی /
تصاویر این مدخل:
محمد تقی جعفری منبع: مجموعه باقر عاقلی