دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٧١٣٩
خطيب تبريزى، ابو زكريا يحيى بن على ، خطيب تبريزى، ابوزكريا يحيى بن على، اديب و لغوى قرن پنجم. برخى منابع او را فقط شيبانى تبريزى معرفى كردهاند (رجوع کنید به سمعانى، ج ١، ص ٤٤٦؛ ابن جوزى، ج ١٧، ص ١١٤) و برخى ديگر لقب خطيب را نيز به او داده اند (رجوع کنید به ابن عساكر، ج ٦٤، ص ٣٤٧؛ ابن انبارى، ص ٣٧٢)، اما ياقوت حموى (ج ٢٠، ص ٢٥) او را ابنالخطيب خوانده و خطيب بودن وى را اشتباه دانسته است. قفطى (ج ٤، ص ٢٢) نيز بر اين نكته تأكيد نموده و بروكلمان (ج ٥، ص ١٦٢) علاوه بر ابوزكريا به كنيه ابوبكر هم اشاره كرده است.
ابوزكريا در ٤٢١ متولد شد (ياقوت حموى، ج٢٠، ص ٢٧). منابع متقدم اشارهاى به محل تولد او نكرده اند، اما بروكلمان (همانجا) او را زاده تبريز مىداند. در هر حال به نظر مىرسد وى مدتى را در تبريز گذرانده باشد.
ابوزكريا در طلب علم جديت داشت (قفطى، ج ٤، ص ٢٣). هنگامى كه نسخه اى از كتاب التهذيب ازهرى به دست او رسيد براى فراگيرى آن نزد ابوالعلاء معرى* پياده عازم شام شد. منابعِ متعدد شرح سفر او را كه نشانه تلاش و جديت وى در علمآموزى است، آوردهاند (براى نمونه رجوع کنید به سمعانى، همانجا؛ ياقوت حموى، ج ٢٠، ص ٢٦؛ قفطى، ج ٤، ص ٢٢ـ ٢٣). وى حدود سال ٤٥٠ وارد دمشق شد و در آنجا از محضر خطيبِ بغدادى* بهره برد (ابن عساكر، همانجا). او در شام و شهرهاى آن نزد شمارى از بزرگان وقت استماع حديث كرد (قفطى، همانجا؛ نيز رجوع کنید به سمعانى؛ ابن عساكر، همانجاها؛ ابنانبارى، ص ٣٧٢ـ٣٧٤؛ ياقوت حموى، ج ٢٠، ص ٢٥ـ٢٦) و از محضر عبدالقاهر جرجانى* نيز استفاده نمود (ياقوت حموى، ج ٢٠، ص ٢٦).
ابوزكريا در جوانى به مصر سفر كرد. در آنجا ابوالحسن ابن بابشاذ* (متوفى ٤٦٩) نزد او علم لغت را فراگرفت. وى سپس به بغداد رفت و در مدرسه نظاميه بغداد به تدريس ادبيات پرداخت و كتابدارى آنجا را نيز به عهده گرفت و تا پايان عمر در بغداد بود (سمعانى؛ ابن عساكر، همانجاها؛ ياقوت حموى، ج ٢٠، ص ٢٦ـ٢٧).
خطيب تبريزى در لغت و آنچه روايت مى كرد مورد اعتماد بود (ابن انبارى، همانجا، به نقل از سمعانى) و خطيب بغدادى، به همين اعتبار از او نقل مىكرد (رجوع کنید به خطيب بغدادى، ج ١٣، ص ٢٠٥؛ نيز رجوع کنید به ابن عساكر، ج ٦٤، ص ٣٤٧، ٣٤٩). در عين حال گفته اند كه ابوزكريا رفتار مناسبى نداشت و به شريعت مقيد نبود (رجوع کنید به ابن انبارى، ص ٣٧٣؛ ياقوت حموى، همانجا).
ابوزكريا در بغداد شاگردان بسيارى داشت. جواليقى* و ابنعساكر* نيز از وى روايت كردند (قفطى، همانجا؛ نيز رجوع کنید به سمعانى؛ ابن عساكر، همانجاها؛ ياقوت حموى، ج ٢٠، ص ٢٦).
خطيب تبريزى به سال ٥٠٢ در بغداد درگذشت و در باب ابرز به خاك سپرده شد (سمعانى، ج ١، ص ٤٤٧؛ ابنجوزى، ج ١٧، ص ١١٤ـ١١٥).
وى تأليفات بسيارى دارد از جمله : شرح الحماسة (سه شرح بزرگ، متوسط و كوچك بر كتاب الحماسة*). شرح شعر متنبّى*؛ شرح المعلّقات السبع/ العشر؛ شرح مُفَضّليات؛ شرح سَقْط الزند معرّى؛ شرح السبع الطوال؛ شرح مقصوره ابندُرَيد؛ شرح اللُّمَع ابن جنّى*؛ الكافى فى علم/ علمَىِ العروض والقوافى؛ مقاتلالفرسان؛ مقدمة فى النحو كه به لحاظ فنى داراى نكات باارزش و مفيدى است؛ تفسيرالقرآن؛ الملخّص فى اعراب القرآن؛ تهذيب غريب الحديث؛ غريب القرآن؛ و تهذيب اصلاح المنطق ابن سكّيت (ابن عساكر، ج ٦٤، ص ٣٤٩ـ ٣٥٠؛ ابن انبارى، ص ٣٧٢؛ ياقوت حموى، ج ٢٠، ص ٢٧؛ قفطى، ج ٤، ص ٢٣ـ٢٤؛ براى اطلاع از نسخه هاى خطى و چاپى آثار وى رجوع کنید به بروكلمان، ج١، ص ٧١، ج ٢، ص ٧٥ـ٧٦، ج٥، ص١٦٢ـ ١٦٣). لويس شيخو كتاب كنزالحفاظ فى كتاب تهذيب الالفاظ ابن سكّيت را با شرح خطيب تبريزى در ١٣١٥/ ١٨٩٧ در بيروت چاپ كرده است. مجيد طراد نيز كتاب ديگرى از خطيب تبريزى را با عنوان شرح ديوان عنترة در ١٣٧٧ش/١٩٩٨ در بيروت به چاپ رسانده است.
از خطيب تبريزى ابياتى نيز به جا مانده (رجوع کنید به باخرزى، ج ١، ص ٢٦١ـ٢٧١؛ ابنانبارى، ص٣٧٤؛ ابنجوزى، ج ١٧، ص١١٦) كه ابن اثير (ج ١٠، ص ٤٧٣) آنها را ضعيف دانسته است.
منابع :
(١) ابن اثير؛
(٢) ابن انبارى، نزهةالالباء فى طبقات الادباء، چاپ محمد ابوالفضل ابراهيم، قاهره ?]١٣٨٦/ ١٩٦٧[؛
(٣) ابن جوزى، المنتظم فى تاريخالملوك و الامم، چاپ محمد عبدالقادر عطا و مصطفى عبدالقادر عطا، بيروت ١٤١٢/١٩٩٢؛
(٤) ابن عساكر، تاريخ مدينة دمشق، چاپ على شيرى، بيروت ١٤١٥ـ١٤٢١/١٩٩٥ـ٢٠٠١؛
(٥) علىبن حسن باخرزى، دميةالقصر و عصرة اهل العصر، چاپ محمد تونجى، ج ١، دمشق ?]١٣٩١/ ١٩٧١[؛
(٦) كارل بروكلمان، تاريخ الادب العربى، ج ١ـ٢، نقله الى العربية عبدالحليم نجار، قاهره ] ١٩٧٤[، ج ٥، نقله الى العربية رمضان عبدالتواب، قاهره ١٩٧٥؛
(٧) خطيب بغدادى؛
(٨) سمعانى؛
(٩) علىبن يوسف قفطى، اِنباه الرواة على اَنباه النحّاة، چاپ محمد ابوالفضل ابراهيم، ج ٤، قاهره ١٩٧٣؛
(١٠) ياقوت حموى، معجم الادباء، بيروت ١٤٠٠/ ١٩٨٠.
/ يداللّه نصراللهى/