دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٤٥٩٧
جَرْبه ، نام جزیرهای در مدیترانه مركزی، واقع در جنوب خلیج قابِس، در تونس. این جزیره بهشكل ششگوشه نامنظمی به مساحت ٥١٠ كیلومترمربع است كه دو تنگه آن را از خاك تونس جدا میكند. طول آن از شمال به جنوب حدود ١٢٠ كیلومتر و عرض آن از مشرق به مغرب حدود ٩٠ كیلومتر است. جربه بیشتر شبیه فلاتی است كه تپههای آن از ٨ ر٤٨ متر تجاوز نمیكند و دارای دو شبهجزیره بهنامهای اِبنالوُدیان و تَرْبِلَّه است ( د. اسلام ، چاپ اول، ذیل مادّه).
جربه، به سبب واقع شدن در دریای مدیترانه، آب و هوای معتدل و مرطوب دارد. كمترین دمای آن ْ٥ ر٢٤ در زمستان، بیشترین آن ْ٥ ر٣٠ در بهار، و میزان باران سالانه آن ٢٠٠ میلیمتر است (دپوا، ص ١٤٤؛ د. اسلام، همانجا).
اهالی جربه برای آبیاری زمینها از آبهای فراوان زیرزمینی استفاده میكنند، ولی چون این آبها برای آشامیدن شور است، بیشتر مردم در منازل خود مخازنی برای جمعآوری آب باران دارند. خاك جزیره نسبتاً حاصلخیز است. جزیره ٠٠٠،٤٠٠ نخل زیتون و ٠٠٠،٥٧٠ نخل خرما دارد (دپوا، ص ١٤٥ـ١٤٦).
فرآوردههای باغی آن، سیب، گلابی، انجیر، هلو، زردآلو، انار و مركّبات است و انگور هم دارد كه كشمش خوبی از آن تهیه میكنند. اهالی جربه به ماهیگیری نیز اشتغال دارند. دامداری در جزیره نسبتاً از بین رفته است. صنایعدستی، از جمله كاشیسازی و سوزندوزی و تهیه زیورآلات، در آنجا رواج دارد (همان، ص ١٤٥؛ الموسوعة العربیة العالمیة، ج ٧، ص ٣٤٨). پارچه و انواع سفال و سرامیك نیز در آنجا تولید میشود. یكی از صادرات جربه روغن است (عبدری، ص ٤٨٥؛ مقدیش، ج ١، ص١٤٢؛ دپوا، ص١٤٦). از مهمترین شهرهای آنجا، حومة السوق با ٠٠٠،٢٥ تن جمعیت، اَلمای با ٠٠٠،١٥ تن، و اَجِم با ٠٠٠،٥ تن جمعیت است (< دایرة المعارف شرق> ، ذیل "Jerba" ).
اكثر اهالی جربه از قبایل بربرند و به لهجه قدیم بربری سخن میگویند (مقدیش، ج ١، ص ١٤١).
از آثار تاریخی این جزیره، ویرانههای قلعه قَشتیل، متعلق به ٦٨٨، است كه در كنار شهر قدیمی جربه قرار دارد (حیلاتی، ص ٤٥، پانویس ١١٩ أ؛ نیز رجوع کنید به ادامه مقاله). به نوشته تجانی (ص ١٢٨)، قلعه بهصورت چهارگوش بوده و در هر گوشه آن برجی قرار داشته كه دو برج آن چهارگوش و دو برج آن هشت گوشه بوده و بین هر دو برج نیز برج كوچك چهارگوشی وجود داشته است.
جربه دارای مساجد بسیاری است كه برخی از آنها قدیمیاند، از جمله مسجد لاكین/ تَلاكین در حومه غیزِن، كه در ٦٠١ بنا شده است؛ مسجد اولاد ابیزَكَریا، معروف به مسجد سیدی زَكری، كه در ٦٦٣ در مزار سیدیزكری بنا گردیده؛ مسجدجامع شیخ در حومه السوق، كه در ١٠٢٨ بنا شده؛ و مسجد بزرگ والَغ، كه سعیدبن عمربن جَلود در ١٠٣٤ آن را بنا كرده است. این مساجد معماری خاصی دارند؛ منارههای آنها اغلب كوتاه و چهارگوش و سرمنارهها نیز مخروطی است (حیلاتی، ص ٢٤ و پانویس ٦٩، ص ٢٥، ٤٧، پانویس، ص ٤٨، نیز رجوع کنید به ص ١١١؛ د. اسلام، همانجا).
پیشینه. نام باستانی جزیره، منینكس بوده است. جربه تاریخ اولیه چندان روشنی ندارد. گویا پیش از میلاد، زمانی متعلق به كارتاژها و سپس متعلق به رومیان بوده است. فنیقیها نیز در آنجا محلههایی برای بازرگانی داشتند. در عهد رومیان جمعیت نسبتاً زیادی داشته است و اهالی آن ظاهراً از رفاه نسبی برخوردار بودهاند ( د. اسلام ، همانجا).
در اوایل فتوحات اسلامی، هنگام فتح طرابلس در سال ٢٢، جربه هنوز فتح نشده بود (رجوع کنید به بلاذری، ص ٣١٦)؛ اما، در سال ٤٧ حَنَشبن عبداللّه صَنعانی (سردار عرب) و رویفَعبن ثابت انصاری (از صحابه پیامبر) آنجا را فتح كردند. حنشبن عبداللّه گفته است روستایی را فتح كردیم كه به آن جربه میگفتند و رویفع خطبهای را كه پیامبر اكرم در روز جنگ خیبر ایراد كرده بود، به مناسبت این پیروزی در آنجا خواند (بكری، ج ٢، ص ٦٦٨؛ ابنابیدینار، ص٤٠).
در ١٣٦، بههنگام خلافت منصور (١٣٦ـ ١٥٨)، اهالی جربه فرمانبردار وی بودند (مقریزی، ج ١، ص ٨٩ ٩٠). در ٤٣١، فردی از فرقه نُكّار *، كه علیه مُعِزبن بادِیس برخاسته بود، پس از فتح جربه افراد بسیاری را كشت و اسیر كرد و افسر آنان، ابنكلدین، را پس از كشتن به دار آویخت. معزبن بادیس نیز از وی و یارانش انتقام گرفت و اهالی جربه را به اطاعت خود در آورد؛ اما، پس از فوت وی، اهالی جربه شرارت و فساد پیشه كردند و به راهزنی و دزدی پرداختند (تجانی، ص ١٢٥). ظاهراً به همین سبب در اكثر منابع تاریخی، اهالی جربه را افرادی تبهكار و شرور و دزد دریایی معرفی كردهاند (برای نمونه رجوع کنید به بكری، ج ٢، ص٧٦٠؛
ادریسی، ج ١، ص ٣٠٥؛
حمیری، ص ١٥٨).
در اواخر ٥٠٩، علیبن یحییبن تمیم، پس از فوت پدرش (یحییبن تمیمبن معز، حاكم افریقیه)، به ولایت رسید و با ناوگانی به جزیره جربه حمله كرد و با خاتمه دادن به فساد آنان، امنیت را برقرار ساخت (ابناثیر، ج١٠، ص ٥١٢ـ٥١٤؛
ابنابی دینار، ص ١١١).
در ٥٢٩، روژه دوم (رُجار)، شاه نورمان صقلیه، جربه را تصرف كرد و طی جنگ شدیدی، بسیاری از اهالی آنجا را كشت. لشكریان رجار شهر را غارت كردند و زنان و كودكان را به اسارت گرفتند؛
مردم از وی امان گرفتند و اسرا و زنان و كودكانشان را آزاد ساختند (ادریسی، همانجا؛
ابناثیر، ج ١١، ص ٣٢). در ٥٤٨، اهالی جربه از اطاعت رجار سر باز زدند و در همان سال نورمانها مجدداً جزیره را تصرف كردند و بسیاری را كشتند و اسیران بسیاری را به صقلیه بردند (ادریسی، همانجا). گروهی از عربهای جزیره در ٥٨٨ جربه را تصرف كردند (حیلاتی، ص ٤٤).
در قرن هفتم نیز وقایع مهمی در آنجا روی داد، كه از آن جمله است: قحطی و گرسنگی و گرانی در ٦٠٥؛
جنگ شدید میان دو فرقه رقیب وَهْبیه و نُكّار (یا مِستاوِه)، از خوارج اباضی، در ٦١٦ و تكرار آن در ٦٤٢؛
شیوع وبا در ٦٥٠، ٦٦٦ و ٦٩٦؛
محاصره مسیحیان در قلعه قشتیل در ٦٩٩ و اخراج آنان از جزیره در همان سال (همان، ص ٤٢، پانویس ١١١، ص ٤٤ـ٤٧، ٤٥، پانویس ١١٩ أ).
تجانی در اوایل قرن هشتم (٧٠٦ـ ٧٠٨)، پس از دیدن جزیره جربه، در باره شهری به نام جربه، كه قصبه جزیره محسوب میشده، نوشته است كه شهر خالی از سكنه است و در میانه ویرانههای آن آثار مسجدجامع زیبایی دیده میشود كه تصاویر هنرمندانهای روی دیوارهای آن كشیده شده است. در انتهای شهر، كه محل سكونت نگهبان شهر بوده، جز ویرانه آن چیزی مشاهده نمیشود و جای این مكان را درخت بزرگ سدری گرفته كه به سدر مصری معروف است. این نوع درخت در همه جای شهر هست. ویرانه حمام كوچكی نیز در كنار آن دیده میشود. وی همچنین در شرح آداب و رسوم آنان نوشته است كه تمام مردم شهر هر روز صبح علاوه بر وضو، غسل و تیمم میكنند و شرط وضو نیز شستن دستها از كتف است. آنها به دو فرقه بهنامهای وهبیه كه در مغرب و شمال آن و فرقه نكاره كه در مشرق و جنوب آن مقیماند تقسیم شدهاند و هر دو فرقه از خوارج محسوب میشوند. همچنین وی به وصف سیبهای خوشمزه و معطر جربه، كه بوی آن از چند میلی به مشام میرسیده، پرداخته و نوشته است كه چون نصارا این میوه را بهصورت تحفه برای ملوك و بزرگان خود میفرستادند و در مقابل، چیزی به مالكان آن نمیدادند، اهالی جربه همه این درختها را قطع كردند (ص ١٢٢ـ١٢٤، ١٢٧؛
نیز رجوع کنید به دمشقی، ص ٣٠٩).
رقابت میان فرقههای رقیب در ٧١٠، كه ناآرامیهایی را در جربه به دنبال داشت، موجب گردید كه سپاهیان صقلیه به آنجا وارد شوند و تا ٧١٤ در جربه بمانند ( د. اسلام ، همانجا).
جربه در ٧١٧ و ٧١٨ جزو متصرفات مغرب (مراكش) (تازی، ج ٧، ص ١٧٤) و در ٧٤٩ جزو مناطقی بود كه به اطاعت سلطان ابوالحسن، حاكم فاس در مغرب، در آمد (سلاوی، ج ٣، ص١٧٠).
ابوالفداء (متوفی ٧٣٢؛
ص ١٩٢ـ١٩٣) جزیره جربه را از اقلیم سوم و طول آن را یك مرحله ضبط كرده و گفته است كه در آنجا روغن [ زیتون] زیاد و سیب و كشمش وجود دارد.
در ٨٣٥ شاه صقلیه، ملك ارغون (آراگون)، به جزیره جربه حمله كرد (زركشی، ص ١٢٩) و در ٩١٦ پدرو ناوارو، فرمانده مسیحیان، با دوازده هزار جنگجو از طرابلس و سه هزار جنگجو از بِجایه *، پس از تصرف طرابلس، به جربه حمله كرد؛
ولی، ٥٠٠،١ تن از نیروهای خود را از دست داد و شكست خورد و به طرابلس بازگشت (لئوی آفریقایی، ج ٢، ص ٩٥، پانویس).
در ٩٢١، خیرالدین، حاكم الجزایر، كه دست نشانده عثمانیها بود، جیجل/ جیجلی * را پایگاه دریایی و جربه را پایگاه و مركز داوطلبانی قرار داد كه از آناطولی میآمدند. وی در آن سال بر چندین كشتی گندم دست یافت و گندمها را برای توزیع بین اهالی جربه، بدان جزیره فرستاد (ایلتر، ص ٨١ـ٨٢). جربه در ٩٣٨/ ١٥٣٢ به تصرف اسپانیاییها در آمد. در ٩٥٨، طورغود علیپاشا * (طُرغوت/ درغوث)، حاكم عثمانی، آنجا را تصرف كرد؛
اما، اسپانیاییها دوباره آن را در ٩٦٧ باز پس گرفتند. زمانیكه این خبر به استانبول رسید، پیالهپاشا، دریاسالار دولت عثمانی، عازم جنگ با نیروهای اسپانیا شد و پس از شكست دادن آنان، از سر دشمنان هرمی در جربه درست كرد كه تا ١٢٦٤/١٨٤٨ باقی بود و سرانجام، به دستور حاكم تونس این استخوانها را به مقبره مسیحیان در حومة السوق انتقال دادند. ارتفاع این هرم ٧ متر (یا ١٥ر٩ متر) و ضلع قاعده آن ٦ ر٣٩ متر بود و به آن برجالرئوس یا برجالجماجم میگفتند (همان، ص ٩٤، ٢٠٩ـ٢١٠ و پانویس).
مالیات سنگین والی طرابلس و نیز قحطی و گرسنگی، موجب مهاجرت بسیاری از اهالی جربه در ٩٧٨ شد، ولی نیروهای عثماندای، حاكم تونس، نیروهای طرابلس را از جربه اخراج كردند و در ١٠١٤ جربه تابع حكومت تونس گردید (حیلاتی، ص ٥٤، ١٠٨، ١١٠).
نخستین نماز جمعه جربه در اولین جمعه صفر ١٠٧٩، به دستور موسیبن جلود، در جامعشیخ واقع در حومة السوق برگزار گردید (همان، ص٦٠).
در سده یازدهم در جربه بلایا و سوانح طبیعی بسیاری رخ داد، از جمله: شیوع وبا، بارش بارانهای سیلآسا كه موجب ویرانی و خسارات بسیاری شد، و قحطی و گرسنگی و گرانی (همان، ص١٠، ٢٦).
در ١٠٨٥، مراد دوم، پسر حمودهپاشا سلطان عثمانی، مدرسهای در جربه احداث نمود. ابراهیم جَمِنی، یكی از علما و شیوخ جربه، این مدرسه را مركز ترویج مذهب مالكی در جزیره كرد ( الدولة العثمانیة : تاریخ و حضاره، ج ٢، ص ٣٢٦).
از قرن دوازدهم به بعد، مذهب مالكی بهتدریج جایگزین اباضی شد ( د. اسلام ، چاپ دوم، ذیل مادّه).
در ١٢٠٧، دزدان دریایی علیبُلْگُر ــ كه علی قَرَه مانِلیپاشا آنان را از طرابلس بیرون رانده بود جربه را تصرف كردند. فرمانده دزدان دریایی، قرهمحمد، وارد جزیره شد و حمیده، والی تونسی جزیره، را مجبور به ترك جزیره كرد؛
اما، زمانیكه مطّلع شد حموده، بای تونس، عازم جزیره است، پس از ٥٨ روز اقامت در جزیره، مجبور به ترك جزیره گردید (همانجا؛
نیز رجوع کنید به مؤنس، ج ٢، جزء ٣، ص ٣٧١).
در قرن سیزدهم نیز در جربه حوادث بسیاری رخ داد. شیوع وبا در ١٢٢٤ و ١٢٨١ مشكلات فراوانی به وجود آورد و چون كاروانهای تجاری برای نزدیك شدن به جزیره رغبتی نداشتند، جزیره از نظر اقتصادی دچار بحران شد؛
اما، در همان سال، آنچه بیشتر از همه آرامش جزیره را برهم زد، سركوب شورشهای برخاسته از خطابههای فردی بود كه ادعای مهدویت داشت. پس از آنكه فرانسویان تونس را اشغال كردند، جربه را نیز در اول رمضان ١٢٩٨/٢٨ ژوئیه ١٨٨١، بدون مقاومت مردم، تصرف كردند (رجوع کنید به د .اسلام ، چاپ اول، همانجا). در حدود ١٣٧٥/١٩٥٦،٧٠٠ ،٢ اسرائیلی در این جزیره سكونت داشتند (دپوا، ص ١٤٤).
علمای اباضی بسیاری به این جزیره منسوباند، از جمله: ابومِسِّوَر (متوفی قرن چهارم)، اسماعیل جیطالی * (متوفی قرن هشتم)، سلیمان جَبلاتی (قرن یازدهم)، ابراهیم تُلاتی كه بهدستور طورغود كشته شد، احمدبن ابیسِتَّه (متوفی ١٠٦١)، و ابراهیم جَمِنی (متوفی ١١٣٤). برخی از شیوخ معاصر جربه عبارتاند از: شیخسالمبن یعقوب (متوفی ١٣٨١)، مورخ؛
شیخقاسمبن عمر قوجه (متوفی ١٤١٣)، شیخ اباضیه و خطیب ماهر و امام جمعه مسجدجامع شیخ در حومة السوق؛
و شیخیوسف بارونی (متوفی ١٤١٧)، مورخ و نویسنده تراجم و سِیر بسیاری در باره ادبای جربه (حیلاتی، مقدمه، ص III ، پانویس ١ و ٢، ص IV ، پانویس ١؛
د. اسلام ، چاپ اول، همانجا).
جربه اكنون از مناطق جهانگردی تونس به شمار میآید و علاوه بر راههای آبی، كه وصول به جزیره را تسهیل میكند، از طریق جادهای كه در تنگه شرقی احداث شده به سرزمین اصلی تونس متصل میشود. امروزه هتلهای مدرن در طول سواحل جزیره جربه بنا شده است و دارای فرودگاه بینالمللی نیز میباشد (الموسوعة العربیة العالمیة، ج ٧، ص ٣٥٠؛
خوند، ج ٧، ص ١١٨). طبق آمار ١٤٢٤/٢٠٠٣، جمعیت آن حدود ٠٠٠ ،١١٠ تن بوده است (< دایرة المعارف شرق >، ذیل "Jerba" ).
منابع:
(١) ابنابیدینار، المؤنس فی اخبار افریقیة و تونس، بیروت ١٩٩٣؛
(٢) ابناثیر؛
(٣) اسماعیلبن علی ابوالفداء، كتاب تقویمالبلدان، چاپ رنو و دسلان، پاریس ٨٤٠؛
(٤) محمدبن محمد ادریسی، كتاب نزهة المشتاق فی اختراق الا´فاق، قاهره: مكتبة الثقافة الدینیة، [ بیتا.]؛
(٥) عزیز سامح ایلتر، الاتراك العثمانیون فی افریقیا الشمالیة، ترجمه محمودعلی عامر، بیروت ١٤٠٩/١٩٨٩؛
(٦) عبداللّهبن عبدالعزیز بكری، كتاب المسالك و الممالك، چاپ ادریان فانلیوفن و اندریفری، تونس ١٩٩٢؛
(٧) بلاذری (بیروت)؛
(٨) عبدالهادی تازی، التاریخ الدبلوماسی للمغرب من اقدم العصور الی الیوم، مغرب ١٤٠٦ـ١٤١٤/ ١٩٨٦ـ١٩٩٤؛
(٩) عبداللّهبن محمد تجانی، رحلة التجانی، چاپ حسن حسنی عبدالوهاب، تونس ١٣٧٧/١٩٥٨؛
(١٠) محمدبن عبداللّه حمیری، الروضالمعطار فی خبرالاقطار، چاپ احسان عباس، بیروت ١٩٨٤؛
(١١) سلیمانبن احمد حیلاتی، علماء جربة، المسمی رسائل الشیخ سلیمانبن احمد الحیلاتی الجربی، چاپ محمد قوجه، بیروت ١٩٩٨؛
(١٢) مسعود خوند، الموسوعة التاریخیة الجغرافیة، بیروت ١٩٩٤ـ٢٠٠٤؛
(١٣) ژ. دپوا، تونس، تعریب الصادق مازیغ، تونس ١٩٦٩؛
(١٤) محمدبن ابیطالب دمشقی، كتاب نخبه الدهر فی عجائب البر و البحر، بیروت ١٤٠٨/١٩٨٨؛
(١٥) الدولة العثمانیة: تاریخ و حضاره، نقله الی العربیة صالح سعداوی، استانبول: مركز الابحاث للتاریخ و الفنون و الثقافة الاسلامیة، ١٩٩٩؛
(١٦) محمدبن ابراهیم زركشی، تاریخ الدّولتین الموحدیة الحفصیة، چاپ محمد ماضور، تونس ١٩٦٦؛
(١٧) احمد سلاوی، كتاب الاستقصا لاخبار دول المغرب الاقصی، چاپ جعفر ناصری و محمد ناصری، دارالبیضاء ١٩٥٤ـ ١٩٥٦؛
(١٨) محمدبن محمد عبدری، رحلة العبدری، چاپ علی ابراهیم كردی، دمشق ١٤١٩/١٩٩٩؛
(١٩) لئوی آفریقایی، وصف افریقیا، ترجمه عن الفرنسیه محمد حجی و محمد اخضر، بیروت ١٩٨٣؛
(٢٠) محمود مقدیش، نزهة الانظار فی عجائب التواریخ و الاخبار، چاپ علی زواری و محمد محفوظ، بیروت ١٩٨٨؛
(٢١) احمدبن علی مقریزی، اتعاظ الحنفا، ج ١، چاپ جمالالدین شیال، قاهره ١٣٨٧/١٩٦٧؛
(٢٢) الموسوعة العربیة العالمیة، ریاض: مؤسسه اعمال الموسوعة للنشر و التوزیع،١٤١٩/١٩٩٩؛
(٢٣) حسین مؤنس، تاریخ المغرب و حضارته، بیروت ١٤١٢/١٩٩٢؛
(٢٤) EI ١ , s.v. "Djerba" (by G. Yver);
(٢٥) EI٢ , s.v. "Djarba" (by J. Despois);
(٢٦) Encyclopedia of the Orient , in Lexic Orient ٢٠٠٥(.Online). Available: http://www.lexicorient.com [١٧ Aug. ٢٠٠٥;
٢٧- [ Tunisia( map], scale: ١:١,٠٠٠,٠٠٠,)London]: New Holland,١٩٩٩.
/ بهزاد لاهوتی /
تصاویر این مدخل:
مسجد جامع المای منبع: http://www.community.webshots.com/album/٥٤٩١٠٣
مسجد جامع فضلون منبع: http://www.virtualtourist.com/vt/٢٢٤e٧٠/٤