دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٢٤٣٧
بیرجند ، شهرستان و شهری در استان خراسان .
١) شهرستان بیرجند (جمعیت طبق سرشماری ١٣٧٥ ش ، ٨١٣ ، ٢٧٦ تن ) در جنوب استان خراسان به صورت قوسی بین افغانستان و استان کرمان واقع است . بیرجند با وسعت ٢٧٧ ، ٣٤ کیلومتر مربع ، ششمین شهرستان وسیع کشور است . این شهرستان از شمال به شهرستانهای قائنات و فردوس ، از مغرب به شهرستان طبس ، از جنوب به شهرستان نهبندان و شهرستانهای کرمان و راور (در استان کرمان ) و از مشرق
به خاک افغانستان محدود و مشتمل است بر چهار بخشِ مرکزی ، خوسف ، دُرمیان و سربیشه ؛ چهار شهر بیرجند، خوسف ، اسدیه (اسدآباد) و سربیشه ، و نوزده دهستان (ایران . وزارت کشور. معاونت سیاسی و اجتماعی ، ص ١٨ـ١٩، ٢٢؛ احمدیان ، ص ٢١، ٢٢؛ مرکز آمار ایران ، ١٣٧٦ ش الف ، ص یازده ؛ نیز رجوع کنید به نقشة تقسیمات کشوری ایران ، ١٣٧٧ ش ).
رشته کوههای موازی باقران و مؤمن آباد (میناباد) با جهت شمال غربی ـ جنوب شرقی و رشته کوه آهنگران مهمترین ارتفاعات شهرستان است (احمدیان ، ص ٢٦ـ٢٧). در شهرستان بیرجند رود دایمی وجود ندارد (رزم آرا، ج ٩، ص ٧٠) و فقط در سالهای پرباران در برخی دره ها مانند دُرمیان ، گشَک ، فخرود و بعضی دره های باقران ، نهرهای دایمی جریان دارد. برای استفاده از این آبِ اندک ، در بیابانها بندهای موقت خاکی فراوان و در کوهسارها بندهای دایمی مانند بندهای دره و عمرشاه ساخته اند ( رجوع کنید به احمدیان ، ص ٤٦، ٤٧). در این شهرستان ، دشتهای متعددی (به وسعتی بالغ بر ٥٢ هزار هکتار) گسترده است . مناسبترین خاک منطقه در دره ها و دشتهای میانکوهی مانند دشت بیرجند و سربیشه و سرچاه انباری است (ایران . وزارت دفاع ، ج ٧٦، ص ٣٦؛ احمدیان ، ص ٢٧،٤٠؛ نیز رجوع کنید به سازمان برنامه و بودجة استان خراسان ، ص ٣٣٢). در این شهرستان گسلهای متعددی در جهت شمال غربی ـ جنوب شرقی امتداد دارد که بسیاری از آنها فعال است ، از جمله گسل چاهک که تا یازده کیلومتری شمال غربی شهر بیرجند ممتد است و شهر را از نظر زلزله تهدید می کند (احمدیان ، ص ٢٤).
شهرستان بیرجند از نواحی خشک ایران است ؛ به سبب موقعیت جغرافیایی آن ، نیمة غربی و جنوبی آن خشک ، و نیمة شمال شرقی آن نیمه خشک یا نیمه بیابانی است . از دیگر ویژگیهای اقلیمی آن ، بادهای منظم در تمام طول سال است ؛ بادهای سرد و پرفشار سیبری در زمستان و بادهای شمالی و شمال شرقی ـ که بخشی از بادهای موسمی و ١٢٠ روزة سیستان اند ـ در تابستان .
در منطقة بیابانی و کویری آن ، گونه های گیاهی مقاوم به صورت پراکنده و انواع گیاهان طبی ، در منطقة نیمه بیابانی و کوهپایه ای گیاهان مرتعی و درختان جنگلی تاغ ، قیچ ، کُما، اسکنبیل ، اسپند، درمنه و بومادران می روید (احمدیان ، ص ٥٢ ـ ٥٣، ٥٦). در منطقة کوهستانی ، بنه و بادام و بادامشک ، و در بخشهای پایین تر کوهستانها انواع گزنه می روید. از جانوران و پرندگان آهو، بز، میش و قوچ کوهی ، گرگ ، کفتار، شغال ، روباه ، راسو، خرگوش ، انواع لاشخور، عقاب ، جغد، تیهو و باقرقره در آن یافت می شود. در بیابانهای آن ، سوسمارهای بزرگ (بزمجه ) و کوچک (به زبان محلی : لَخابُرگ ) و انواع مار و سنگ پشت می زیند ( رجوع کنید به احمدیان ، ص ٥٦ـ٥٧). در دشتهای شهرستان قناتهایی با طول زیاد و در روستاهای مرتفعتر قناتهایی با طول کمتر ایجاد کرده اند. از ١٣٤٠ش حفر چاههای عمیق و نیمه عمیق متداول شده است . در بیرجند حدود ١٠٠ ، ٢ رشته قنات ، بیش از ٨٥٠ حلقه چاه عمیق و نیمه عمیق و حدود ٢٨٥ چشمه وجود داشته است (سازمان برنامه و بودجة استان خراسان ، ص ٣٢٩، ٣٣٢). محصولات شهرستان گندم ، جو، زعفران ، ارزن ، حبوبات و فراورده های باغی است . بافت قالی و قالیچه در اقتصاد آن اهمیت دارد (رزم آرا؛ ایران . وزارت دفاع ، همانجاها).
از صنایع جدید، یخچال سازی و تولید ادوات کشاورزی و کارخانه های تولید مواد غذایی دارد (احمدیان ، ص ٢١٢). راه اصلی مشهد ـ زاهدان از این شهرستان می گذرد.
تا اوایل سدة چهاردهم ، شهرستان بیرجند به انضمام شهرستانهای کنونی قائنات و نهبندان ، ولایت قائن * یا قائنات * را تشکیل می داد (احمدیان ، ص ٢١). به موجب قانون تقسیمات کشوری ایران در ١٣١٦ش ، شهرستان بیرجند یکی از هفت شهرستان استان نهم (خراسان ) شد که با وسعت ٤٢٥ ، ٨٣ کیلومتر مربع مساحت ، وسیعترین شهرستان کشور بود ( رجوع کنید بهقائنات * ؛ ایران . وزارت کشور، ص ١٦). در اولین سرشماری رسمی کشور در ١٣٣٥ش ، جمعیت شهرستان ١١٢ ، ١٤٤ تن بوده است (ایران . وزارت کشور. ادارة کل آمار عمومی ، ص ٨). در ٢٧ بهمن ١٣٥٨، به موجب تصویبنامة هیئت وزیران ،
بخش قائن از بیرجند جدا شد و به صورت شهرستان مستقلی درآمد. همچنین به سبب تغییر وسعت شهرستان و آمد و شد مهاجران افغانی در دهة ١٣٦٠ش ، جمعیت شهرستان تغییرات بسیاری کرده است . در ١٣٦٨ش بخش نهبندان نیز از آن جدا شد (ایران . وزارت کشور. معاونت سیاسی و اجتماعی ، ص ٢١؛ احمدیان ، ص ٢١). طبق سرشماری ١٣٧٥ش ، ٥ر٤٧% جمعیت آن شهرنشین اند و بقیه در روستاها زندگی می کنند (مرکز
آمار ایران ، ١٣٧٦ ش الف ، ص یازده ). کمتر از یک درصد جمعیت شهرستان زرتشتی اند و اغلب اهالی روستاهای بخشهای شرقی سربیشه و درمیان سنی اند (احمدیان ، ص ١١٣). گویش متداول ، بیرجندی است ( رجوع کنید به ادامة مقاله ، گویش بیرجندی ) و اهالی چند روستا در ناحیة عربخانه ، به لهجة مخصوصی از زبان عربی تکلم می کنند (ایران . وزارت دفاع ، همانجا؛ نیز رجوع کنید بهرزم آرا، ج ٩، ص ٢٦٦).
٢) شهر بیرجند . در ارتفاع ٤٨٠ ، ١ متری از سطح دریا، در حدود ٥٠٥ کیلومتری جنوب شهر مشهد (مرکز استان ) قرار دارد (جعفری ، ص ٧، ٢٠؛ ایران . وزارت دفاع ، ج ٧٦، ص ٣٦ـ٣٧). از نظر اقتصادی و اجتماعی ، مهمترین شهر نیمة جنوبی استان خراسان است . حداکثر دمای آن در تابستانها ْ٤٠، حداقل آن در زمستان ْ١٠ ـ و میانگین بارش سالانة شهر حدود ٢٢٠ میلیمتر است (ایران . وزارت دفاع ، همانجا).
احتمالاً یاقوت حموی (متوفی ٦٢٦)، اولین جغرافیدانی است که از «پیرچند» به عنوان یکی از مناطق قهستان * یاد کرده است (ج ١، ص ٧٨٣). حمدالله مستوفی (متوفی ٧٤٠) «برجند» را از شانزده ولایت قهستان و مرکز ولایتی با توابعی چند دانسته که در آن مقدار فراوانی زعفران ، انگور، میوه و اندکی غلّه
به دست می آمده است (ص ١٤٤). زین العابدین شیروانی (ص ١٤٣)، برجند را قصبه ای شهرمانند از توابع خراسان و دارالملک قهستان معرفی کرده و افزوده است که قریب به چهار هزار خانه دارد، آبش از کاریز تأمین می شود و مردمش همگی شیعه اند. اعتمادالسلطنه (ج ١، ص ٥٢٠) نیز آن را از قرای قهستان دانسته است . برخی بیرجند را به علت کوچکی آن «بَرکَنْد» ثبت کرده اند؛ بَر به معنای «نصف » و کند به معنای «شهر»، در مجموع به مفهوم قصبه (آیتی ، ص ١٣). این قصبه از عهد صفویه که خانوادة امیریه در آنجا امارت یافتند، رو به اعتبار گذاشته است (همانجا). بیرجند در قدیم چند بار به علت زلزله ویران شده است (همانجا؛ نیز رجوع کنید به امبرسز و ملویل ، ص ٢٤٨، ٣٩٧ـ٣٩٨). در فرهنگ عامة بیرجند، داستانهای بسیار دربارة ویرانی بیرجند در یک زلزلة عظیم و سکونت دسته ای از کولیهای چادرنشین در آن موجود است .
در اواخر دورة صفوی و پس از قتل نادرشاه (١١٦٠)، با استقرار خاندان خُزیمه ، بیرجند مرکز قهستان شد. با زوال دولت صفوی و رسوخ کشورهای اروپای غربی به هند و آسیای شرقی از راههای دریایی و زمینی ، بیرجند که در مسیر عمده ترین راه زمینی این ارتباط قرار داشت ، محل عبور اغلب سیاحان ، جهانگردان یا مأمورانی شد که در نوشته های خود اطلاعات فراوانی دربارة شهر و منطقه به جا گذاشته اند، از جمله مک گرگور، ادوارد ییت و سر پرسی سایکس . در ١٢٩٢/١٨٧٥، مک گرگور دربارة شهر، دروازه ها، ارگ ، برجها و خانه های آن مطالبی نوشته و شمار خانه های شهر را سه هزار باب ذکر کرده است ( رجوع کنید به ج ١، ص ١٥٩ـ ١٦٠). در ١٣١٢/١٨٩٤، ادوارد ییت دربارة تجارت بیرجند از طریق بندرعباس و نیز حدود ٠٠٠ ، ٢٥ سکنة شهر گزارش داده است (ص ٦٧). سایکس در سفر خود به منطقه ، از کوههای
معین آباد (ظاهراً همان میناباد)، امرای ناحیة قائنات ، محصولات زراعی بویژه زعفران و زرشک و ابریشم ، قالی بافی ، ساکنان منطقه و مذهب آنها و نیز شهر بیرجند ـ که آن را متفاوت با سایر شهرهای ایران دانسته ـ مطالبی آورده است ( رجوع کنید بهص ٣٩٤ـ٤٠٢). لمتون نیز در سالهای قبل از ١٣٢٩ش / ١٩٥٠ به وضع مالکیت اراضی و قناتهای قائنات و نیز نظامهای آبیاری در آبادیهای پیرامون بیرجند اشاره کرده است (ص ٣٩٥، ٣٩٩، ٤٦٩، ٤٨٦، ٤٩٥).
ظاهراً بنای اولیة بیرجند قلعة اسماعیلیان در محل قلعة پایین بیرجند بوده که بتدریج در اطراف آن آبادی به وجود آمده است و مردم برای ایمنی از سیل و خرابی همواره در ارتفاعات سکونت گزیده اند، در نتیجه بیشتر مساکن بیرجند قدیم روی تپه ها بنا شده است . این تپه ها بین دو مسیل قرار داشته است : «رود پل باغ » که آبهای دامنه های جنوبی باقران در آن جمع می شده ، و «رود بیرجند» که آبهای درة وسیع بیرجند را به کویر لوت هدایت می کرده است .
در حدود دویست سال قبل ، امرا و حکام قائنات در پیرامون مظهر تنها قنات شهر، قلعة وسیع دیگری ساختند. قلعة قدیمی به «پایین ده » و قلعة جدید به «سرده » شهرت یافت . در دورة قاجاریه به سبب کمبود آبِ شهر، بیرجند به کندی توسعه می یافت ولی همچنان مرکز ناحیه بود.
در سالهای نخستین سدة چهاردهم ، در دوران پهلوی ، شهر به مرکز عمدة نظامی تبدیل شد. لوله کشی آب در ١٣٠٢ ش و تغییر مسیر رود بیرجند، دو عامل مهم در تحول شهر بود. در ١٣١٠ش ، به نوشتة کیهان ، به سبب فراوانی آب قنات در شهر، بر جمعیت آن هنگام کم آبی افزوده می شد (ج ٢، ص ٢٠٦). در سالهای پس از ١٣٢٠ش توسعة شهر سرعت یافت و در جنگ جهانی دوم ، اشغالگران اروپایی شاهراه مشهد ـ زاهدان را ساختند که به صورت یکی از شاهرگهای ارتباطی متفقین ـ که با راه آهن ایران رقابت می کرد ـ درآمد.
مدارس جدید در شهرستان بیرجند زودتر از سایر نقاط کشور تأسیس شد. مدرسة شوکتیه ، اولین مدرسة جدید بیرجند، در ١٣٢٦ به همت امیر شوکت الملک علم ، حکمران وقت ، تأسیس شد (منصف ، ص ٥١، ١٢٦).
در ١٣٥٤ ش ، در مجموعة موقوفات علم ، مجتمع آموزش عالی امیر شوکت الملک علم تأسیس شد و در ١٣٥٦ ش کار خود را آغاز کرد، و اکنون با چهار دانشکده به نام رسمی دانشگاه بیرجند شناخته می شود (احمدیان ، ص ١٢٥).
توسعة بیرجند پس از انقلاب اسلامی به سبب مهاجرت افغانها و مهاجرت روستاییان به شهر ادامه یافت و بیرجند پنجمین شهر استان خراسان شد (سازمان برنامه و بودجة استان خراسان ، ص ٣٦ـ ٣٨).
اکنون بخش شمالی شهر کارگرنشین ، با خانه های ارزان قیمت است ؛ بخش مرکزی بافت قدیمی دارد و تقریباً تمام بیرجند قبل از قرن چهاردهم را در بر می گیرد و اماکن تاریخی شهر مانند قلعه ، حسینیه ها، مساجد تاریخی و آب انبارها در آنجا واقع اند؛ بخش جنوبی نیز بیش از نیمی از مساحت شهر را شامل می شود و قسمت جدید شهر است (احمدیان ، ص ١٤٦ـ١٥٧).
مسجد چهار درخت ، مسجد عاشورا، جامع پایین ده و مصلای خیرآباد از مساجد قدیمی شهر هستند. قدیمترین مدرسة بیرجند، مدرسة معصومیه ، معروف به مدرسة طلاب است که در دهة اول قرن سیزدهم با وقف ملکی از سوی امیر معصوم خزیمه ، برای طلاب ساخته شده است (آیتی ، ص ١١٠). مسجد جامع با قدمت هفتصد ساله ، آب انبار قدیمی ، زیارتگاهی به نام مزار درة شیخان و ساختمان نوانخانه از دیگر آثار مهم شهر است (ایران . وزارت دفاع ، ج ٧٦، ص ٣٧، ٣٨؛ منصف ، ص ١٥٧).
منابع :
(١) محمدحسین آیتی ، بهارستان : در تاریخ و تراجم رجال قاینات و قهستان ، مشهد ١٣٧١ش ؛
(٢) محمدعلی احمدیان ، جغرافیای شهرستان بیرجند: با اشاراتی به تاریخ و فرهنگ این شهرستان ، مشهد ١٣٧٤ش ؛
(٣) محمدحسن بن علی اعتمادالسلطنه ، مرآة البلدان ، چاپ عبدالحسین نوائی و میرهاشم محدث ، تهران ١٣٦٧ـ ١٣٦٨ش ؛
(٤) نیکلاس امبرسز و چارلز ملویل ، تاریخ زمین لرزه های ایران ، ترجمة ابوالحسن رده ، تهران ١٣٧٠ش ؛
(٥) ایران . وزارت دفاع . ادارة جغرافیائی ارتش ، فرهنگ جغرافیائی آبادیهای کشور جمهوری اسلامی ایران ، ج ٧٦ : بیرجند ، تهران ١٣٦٣ش ؛
(٦) ایران . وزارت کشور، قانون تقسیمات کشور و وظایف فرمانداران و بخشداران ، مصوب ١٦ آبانماه ١٣١٦ش ، تهران ( بی تا. ) ؛
(٧) ایران . وزارت کشور. ادارة کل آمار عمومی ، گزارش خلاصة سرشماری عمومی کشور ایران در سال ١٣٣٥ ، ج ١: تعداد و توزیع ساکنین کشور ، تهران ١٣٣٩ش ؛
(٨) ایران . وزارت کشور. معاونت سیاسی و اجتماعی . دفتر تقسیمات کشوری ، نشریة تاریخ تأسیس دار: ( تقسیمات کشوری ١٣٧٨ ) ، تهران ١٣٧٨ش ؛
(٩) عباس جعفری ، شناسنامة جغرافیای طبیعی ایران ، تهران : گیتاشناسی ، ١٣٦٣ش ؛
(١٠) حمدالله بن ابی بکر حمدالله مستوفی ، کتاب نزهة القلوب ، چاپ گی لسترنج ، لیدن ١٩١٥، چاپ افست تهران ١٣٦٢ش ؛
(١١) حسینعلی رزم آرا، فرهنگ جغرافیائی ایران ( آبادیها )، ج ٩: استان نهم ( خراسان )، تهران ١٣٥٥ش ؛
(١٢) سازمان برنامه و بودجة استان خراسان . معاونت هماهنگی و برنامه ریزی ، آمارنامة استان خراسان ١٣٧٦ ، مشهد ١٣٧٧ش ؛
(١٣) سر پرسی مولزورث سایکس ، سفرنامة ژنرال سرپرسی سایکس ، ترجمة حسین سعادت نوری ، تهران ١٣٣٦ش ؛
(١٤) زین العابدین بن اسکندر شیروانی ، بستان السیاحه ، یا، سیاحت نامه ، چاپ سنگی تهران ١٣١٥؛
(١٥) مسعود کیهان ، جغرافیای مفصّل ایران ، تهران ١٣١٠ـ١٣١١ش ؛
(١٦) آن کاترین سواین فورد لمتون ، مالک و زارع در ایران ، ترجمة منوچهر امیری ، تهران ١٣٦٢ش ؛
(١٧) مرکز آمار ایران ، آمارنامة استان خراسان ١٣٧٦ ، تهران ١٣٧٧ش ؛
(١٨) همو، سرشماری عمومی نفوس و مسکن ١٣٧٥: شناسنامة آبادیهای کشور، استان خراسان ، شهرستان بیرجند ، تهران ١٣٧٦ش الف ؛
(١٩) همو، سرشماری عمومی نفوس و مسکن ١٣٧٥: نتایج تفصیلی کل کشور ، تهران ١٣٧٦ش ب ؛
(٢٠) چارلز متکاف مک گرگور، شرح سفری به ایالت خراسان و شمال غربی افغانستان ، ج ١، ترجمة مجید مهدی زاده ، مشهد ١٣٦٦ش ؛
(٢١) محمدعلی منصف ، امیرشوکت الملک علم « امیرقاین »، تهران ١٣٥٥ش ؛
(٢٢) نقشة تقسیمات کشوری ایران ، تهران : گیتاشناسی ، ١٣٧٧ش ؛
(٢٣) یاقوت حموی ، معجم البلدان ، چاپ فردیناند ووستنفلد، لایپزیک ١٨٦٦ـ١٨٧٣، چاپ افست تهران ١٩٦٥؛
(٢٤) چارلز ادوارد ییت ، خراسان و سیستان ، ترجمة قدرت الله روشنی زعفرانلو و مهرداد رهبری ، تهران ١٣٦٥ش .
/ محمدحسن گنجی /
گویش بیرجندی . از گویشهای فارسی نو است که مانند گویشهای دیگر به نسبت زبان رسمی کمتر تحول پذیرفته و ازینرو بسیاری از ویژگیهای فارسی کهن را نگه داشته است . اثر مدون و مستقل و قدیمی از این گویش بر جای نیست . کهنترین صورت آن را در دو بیت از حکیم نزاری قهستانی * ، شاعر سدة هفتم و هشتم (بایبوردی ، ص ٢٥٠) می یابیم : «چه باژم ژایون که در امر خوی / مخان دی خُمنکی ژ زل وانبشت // کس را مجال قربت او نیست جز تو را/ ای ماژند لوچمتکی مشو بیور.» این بیتها امروزه مفهوم نیست . اما در محدودة اصطلاحات و واژگان شعری حکیم نزاری کاربردهایی می توان دید که احتمالاً گویشی است و در متنهای سده های نخستین فارسی دری نیز به کار رفته است ( رجوع کنید بهراشد محصل ، ١٣٧٣ ش ، ص ١٠١ـ ١١٥). از این موارد که بگذریم تنها نوشتة گویشی ، نصاب ملاّ علی اشرف صبوحی است که خود آن را فرهنگ نامیده و منظومه ای است دویست بیتی در بحر رمل مثمن مقصور که ظاهراً در ١٢١٠ یا ١٢١١ سروده شده و حدود پانصد واژة بیرجندی و معادل فارسی رسمی آن را دربردارد (صبوحی ، مقدمة رضائی ، ص ٢ـ٣، ٥ـ٦). به طور کلّی در گویش بیرجندی واژه های کهنة فارسی فراوانی وجود دارد که شماری از آنها در واژه نامة گویش بیرجند ضبط شده است (نیز رجوع کنید بهراشد محصل ، ١٣٦٩ ش ، ص ١٢٠ـ١٣٣). در زمینة آواشناسی ، این گویش ده واکة (= مصوّت ) ساده و دو سایواک (نیم واکه ) دارد (رضائی ، ص ٥٩ ـ٦٩) که در قیاس با فارسی رسمی ، دوواکة و ¦a در فارسی نو اصلاً وجود ندارد و دوواکة ¦e (یای مجهول ) و ¦o (واو مجهول ) نیز در فارسی میانه و سده های نخستین فارسی نو رواج داشته اما ظاهراً از سدة ششم به بعد از میان رفته است (راشدمحصل ، ١٣٧٧ ش ، ص ٢٠). گویش بیرجندی ٢٢ همخوان دارد (رضائی ، ص ٣٨ـ٥٦) و از این نظر با فارسی رسمی اختلاف آشکاری ندارد.
تکیه در این گویش بیشتر از زیر و بم برمی خیزد و فشار آن نسبتاً کم است و ازینرو گویش را مانند فارسی باید «گویش نرم » گفت . تکیه روی آخرین واکة هجای پایانی است . واژه های مرکّب نیز مانند فارسی نو یک تکیه روی آخرین واکة هجای پایانی دارند. محل تکیه در فعل برحسب نوع و ساختمان آن متفاوت است . آهنگ ، افتان و خیزان است و از زیر و بم سرچشمه می گیرد (همان ، ص ٧١ـ٧٤).
حذف ، قلب و ابدال نیز تابع قواعد و شرایط خاص این گویش است ( رجوع کنید به همان ، ص ٧٥ـ١٢٩). ساخت واژه از راه اشتقاق (افزایش «وَند» به واژه ها و بُنهای فعل ) و ترکیب واژه هاست که در غالب موارد مانند فارسی نو به راههای مختلف امکان دارد ( رجوع کنید بههمان ، ص ١٣٤ـ ١٨٨) و در مواردی متفاوت با فارسی رسمی است ( رجوع کنید به راشد محصل ، ١٣٧٧ ش ، همانجا).
گویش بیرجندی در کاربرد فعل به نسبت فارسی تنوع و گستردگی بیشتری دارد و گونه های صرفی و صورتهای تازه ای از استعمال فعل در آن وجود دارد که در فارسی و در گویشهای دیگر شبیه آن را نمی یابیم ؛
صورتهایی چون گذشتة نقلی مستمر، گذشتة بعید مستمر، گذشتة ابعد التزامی ، آیندة استمراری ، آیندة دور، آیندة دور استمراری و آیندة دورتر. برخی از این صورتها، دارای دو یا سه گونة مختلف است ( رجوع کنید بهرضائی ، ص ٢٥٠ـ٢٩٠).
صرف فعل ماضی متعدّی به شیوه ای که در دورة میانه وجود داشته است ( رجوع کنید به آموزگار یگانه و تفضلی ، ص ٧٦ـ ٧٨) نیز در این گویش دوگونه دارد: مُ گف [ ت( t ) mo gof ؛
تُ گف [ت( t ) to gof و...؛
یا اُمْ گُف ( ت ]) t [ om gof ؛
اِت گف ( ت )
( t ) et gof و... . این نوع صرف فعل که در فارسی میانه فقط در ماضی متعدّی معمول بوده ، در این گویش به فعل مضارع و ماضی لازم نیز تعمیم داده شده است ( رجوع کنید به رضائی ، ص ٢٥٤ـ ٢٥٥).
نحو گویش بیرجندی تابع اصولِ جمله بندی زبان فارسی است و تفاوت اساسی گویش بیرجندی با فارسی رسمی در آواشناسی و صرف است (همان ، ص ٣٠٧). این توصیف دربرگیرندة گویش شهر بیرجند (تقریباً تا شعاع پانزده کیلومتری ) است و روستاها و بخشهای منطقة بیرجند را در برنمی گیرد. طبیعی است که میان گویشهای مناطق مختلف تفاوت آوایی و واژگانی موجود باشد، اما با قطع نظر از اقلیتی بسیار کوچک که اصالتاً عرب یا بلوچ اند و گویشی خاص دارند ( رجوع کنید بهآرانسکی ، ص ٢٩٤، ٣١٣)، دیگر نقاط منطقة بیرجند، همانطور که گفته شد، به گونه ای از فارسی سخن می گویند.
دربارة گویش بیرجندی نخستین پژوهش را ایوانف ، خاورشناس روسی ، حدود هفتاد سال پیش انجام داده است . پس از او برخی از پژوهشهای دیگر دربارة مثلها و واژه های گویش انتشار یافته است ( رجوع کنید بهرضائی ، ص ٣٠ـ٣١). پژوهش علمی و گسترده را دکتر جمال رضائی به انجام رسانیده است که با نشر سه کتاب نصاب صبوحی ( مجلة دانشکدة ادبیات دانشگاه تهران ، سال ١٣، ش ٣، فروردین ١٣٤٥)، واژه نامة گویش بیرجند (تهران ، ١٣٧٧ ش ) و بررسی گویش بیرجند (تهران ، ١٣٧٧ ش ) پانزده هزار واژة این گویش را گردآورده و تجزیه و تحلیل دقیقی از دستور آن نیز به دست داده است .
منابع :
(٢٥) یوسیف میخائیلوویچ اورانسکی ، مقدمة فقه اللغه ایرانی ، ترجمة کریم کشاورز، تهران ١٣٥٨ش ؛
(٢٦) ژاله آموزگاریگانه و احمد تفضّلی ، زبان پهلوی : ادبیات و دستور آن ، تهران ١٣٧٥ش ؛
(٢٧) چنگیز بایبوردی ، زندگی و آثار نزاری ، ترجمة مهناز صدری ، تهران ١٣٧٠ش ؛
(٢٨) محمدتقی راشد محصل ، «گویش بیرجندی »، جهان کتاب ، سال ٣، ش ١٩ و ٢٠ (آبان ١٣٧٧)؛
(٢٩) همو، «واژه ها و ترکیبهای گویشی در دیوان حکیم نزاری »، کتاب پاژ ١٥ (١٣٧٣ش )؛
(٣٠) همو، «واژه های کهن و گویشی در البلغه »، فرهنگ ، کتاب ششم (بهار ١٣٦٩)؛
(٣١) جمال رضائی ، بررسی گویش بیرجند: واجشناسی ـ دستور ، چاپ محمود رفیعی ، تهران ١٣٧٧ش ؛
(٣٢) علی اشرف صبوحی ، «فرهنگ ملاّ علی اشرف صبوحی به لغت اهل بیرجند»، چاپ جمال رضائی ، مجلة دانشکدة ادبیات دانشگاه تهران ، سال ١٣، ش ٣ (فروردین ١٣٤٥).
/ محمدتقی راشد محصّل /