دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٥٥٥٤
چمران ، مصطفى، از شخصیتهاى مبارز انقلاب اسلامى، وزیر دفاع دولت موقت جمهورى اسلامى و فرمانده ستاد جنگهاى نامنظم در جنگ عراق با ایران*. وى در ١٣١٠ش در قم بهدنیا آمد و از یك سالگى در تهران بزرگ شد (رجوع کنید به چمران، ١٣٥٨ش، ص ١٦؛ كیهان، ش١٨٠٥٠، ٣١ شهریور ١٣٨٣، ص ١٠).
چمران تحصیلات ابتداییاش را در دبستان انتصاریه، نزدیك منطقه پامنار، گذراند و در دبیرستان دارالفنون و البرز دوره متوسطه را به پایان رساند. طى تحصیل از شاگردان ممتاز بهشمار میآمد. از پانزده سالگى در جلسات دینى، از جمله درس تفسیر قرآن آیتاللّه طالقانى* در مسجد هدایت شركت كرد. وى در ١٣٣٢ش در رشته الكترومكانیك دانشكده فنى دانشگاه تهران پذیرفته شد (چمران، همانجا؛ یادنامه، ص ١١) و در دوران تحصیل، دانشجویى ممتاز، و بهویژه مورد توجه و عنایت استادش، مهدى بازرگان*، بود (رجوع کنید به مهدى بازرگان، ج ١، ص ٢٥١).
پس از كودتاى ٢٨ مرداد ١٣٣٢ و سقوط دولت دكتر مصدق، چمران به كمیته نهضت مقاومت ملى دانشكده فنى پیوست. در واقعه ١٦ آذر ١٣٣٢، در اعتراض دانشجویان به دیدار ریچارد نیكسون (معاون رئیسجمهورى وقت امریكا) از ایران، چمران مصدوم شد. وى در دهمین سالگرد واقعه، مقاله مفصّلى در این باره نوشت كه در نشریه >كنفرانس بینالمللى دانشجویان< در امریكا بهچاپ رسید (چمران، همانجا؛ یزدى، ص ٢٣ـ٢٤؛ شهید سرافراز دكتر مصطفى چمران، ص ٥). چمران پس از فارغالتحصیلى، در ١٣٣٧ش با استفاده از بورس تحصیلى شاگردان ممتاز براى ادامه تحصیل راهى امریكا شد. درجه كارشناسیارشد مهندسى برق را از دانشگاه تگزاس گرفت و براى ادامه تحصیل به دانشگاه بركلى رفت و دوره دكترى در رشته الكترونیك و فیزیك پلاسما (مهندسى گرافت هستهاى) را با درجه ممتاز به پایان رساند. وى در طى تحصیل به مبارزه سیاسى ـ اعتقادى خود ادامه داد و بهسبب این فعالیتها بورس تحصیلیاش قطع شد (چمران، همانجا؛ یزدى، ص ٢٧؛ نیز رجوع کنید به شهید سرافراز دكتر مصطفى چمران، ص ٦؛ یادنامه، ص ١١ـ١٢).
در دوران تحصیل در امریكا، وى و چند تن از دانشجویان، شاخهاى از جبهه ملى را با عنوان «جبهه ملى ایران در امریكا» تأسیس كردند و او به عضویت شوراى مركزى و هیئت اجرایى آن انتخاب شد (بازرگان، ج ٢، ص ١٥٩ـ١٦٠؛ یزدى، ص ٢٩). وى، همچنین به سبب تلاش فراوان در راه پیشبرد جنبش دانشجویى، در نهمین مجمع عمومى سازمان دانشجویان ایرانى در امریكا، كه در دانشگاه بركلى در خرداد ١٣٤١/ ژوئن ١٩٦٢ برگزار گردید، به عنوان نخستین عضو افتخارى و دائم سازمان برگزیده شد (شوكت، ص ١٤٥ـ١٤٦). در اوایل دهه ١٣٤٠ش/ ١٩٦٠، چمران به همراه دانشجویان ایرانى و نیز دانشجویان مسلمان سایر كشورهاى اسلامى، «انجمن اسلامى دانشجویان در امریكا و كانادا» را پایهگذارى كرد كه به یكى از فعالترین سازمانهاى اسلامى در امریكا تبدیل شد. از درون این انجمن، «گروه فارسیزبان» انجمن اسلامى دانشجویان شكل گرفت (چمران، همانجا؛ یزدى، ص ٣٧).
پس از قیام پانزدهم خرداد*، چمران و دیگر اعضاى اصلى شاخه نهضت آزادى ایران در خارج از كشور، مبارزه مسلحانه را راهحل مناسبى براى مبارزه با حكومت شاه دانستند و تصمیم گرفتند با تشكیل پایگاهى در كشورهاى عربى (الجزایر و مصر)، گروهى از اعضا را براى آموزش مبارزه مسلحانه به این كشورها اعزام كنند. در پى این تصمیم، چمران و ابراهیم یزدى در ملاقاتى با سركنسول مصر در واشنگتن، از دعوت وى براى سفر به مصر استقبال نمودند و با سفیر مصر در سوئیس نیز مذاكراتى كردند. در ١٣٤٣ش/١٩٦٤ نخستین هیئت اعزامى با عنوان «سازمان مخصوص اتحاد و عمل» (سماع) براى آموزش راهى مصر شد (بازرگان، ج ٢، ص ١٧٥ـ١٧٨؛ یزدى، ص ٣٩ـ٤٠؛ متین، ص ١٩٩ـ٢٠٠).
برنامههاى آموزشى در مصر تا ١٣٤٥ش ادامه یافت ولى به دلیل جنگِ تبلیغاتى مصر علیه تمامیت ارضى ایران، روابط «سماع» با دولت مصر تیره شد و ستاد عملیات به لبنان منتقل گشت. استقرار در لبنان نیز طولى نكشید، زیرا جنگ شش روزه عرب و اسرائیل (١٩٦٧) اوضاع لبنان را آشفته كرد و افزون بر آن تیرگى روابط ایران و لبنان در ١٣٤٦ش، كه به قطع رابطه دو كشور انجامید، ادامه فعالیت اعضاى نهضت را غیرممكن ساخت و درنتیجه فشارِ دولت لبنان، آنان مجبور به ترك این كشور شدند. چمران به امریكا بازگشت، ولى در اواخر ١٣٤٩ش بار دیگر براى ادامه مبارزه سیاسى و به دعوت امام موسى صدر*، رهبر شیعیان لبنان، راهى لبنان شد و در جنوب آن اقامت گزید و از همانجا با فلسطینیها در ارتباط بود. او با همكارى امامموسیصدر «حركة المحرومین» و شاخه نظامى آن، اَمَل*، را پایهریزى كرد و مدیریت مدرسه صنعتى جبلعامل را در صور به عهده گرفت. پس از ربوده شدن امامموسى صدر، چمران بهعنوان یكى از اعضاى اصلى رهبرى حركةالمحرومین برگزیده شد (چمران، ١٣٧٦ش، ص ٨٤، ٩١؛ همو، ١٣٥٨ش، ص ٣، ١٦؛ بازرگان، ج ٢، ص١٨٠ـ١٨٢؛ یادنامه، ص ١٣).
او در اقامت هشت سالهاش در لبنان، بیشتر وقایع سیاسى و انقلابى آنجا را زیر نظر داشت. وى در مركز سازمان امل در جنوبشرقى بیروت در منطقه شِیاح، از مناطق فقیرنشین شیعیان، مجدّانه فعالیت میكرد و براى تربیت جوانان مسلمانِ شیعه و ارائه درسهاى اسلامى، سازمانهاى اسلامى دانشجویان را در بیروت و شهرهاى جنوبى لبنان، به شیوه انجمنهاى اسلامى دانشجویان، تأسیس كرد كه بعدها جوانانِ این مراكز هسته اولیه حركة المحرومین را بهوجود آوردند (چمران، ١٣٧٦ش، ص٢٠، ٥٧، ٨٤؛ همو، ١٣٨٣ش، ص ٢٩٩). چمران در كمك به مردم فقیر لبنان نیز نقش مؤثرى داشت، از جمله در صور براى شیعیان فقیر كارگاه قالیبافى دایر كرد (هاشمى رفسنجانى، ج١، ص ٢٧٩).
پس از پیروزى انقلاب اسلامى (بهمن ١٣٥٧)، چمران پس از ٢٣ سال دورى از وطن به ایران بازگشت نخستین اقدام او راهاندازى اولین دوره آموزش سپاه پاسداران بود كه خود تربیت اعضا را بهعهده گرفت و پس از انتصاب به سمت معاونت نخستوزیر، به حل و فصل مسائل مناطق بحرانى كشور پرداخت (شهید سرافراز دكتر مصطفى چمران، ص ١٨). با گذشت هشت روز از پیروزى انقلاب اسلامى، آشوب و جنگ مسلحانه در كردستان آغاز شد و چمران به همراه سرتیپ فلاحى، فرمانده نیروى زمینى، مأموریت یافت تا با شیوههاى مسالمتآمیز بحران را رفع نماید. او پس از حلوفصل قضیه مریوان، مأمور آرامسازى پاوه و دیگر شهرهاى كردستان شد. غائله كردستان سرانجام با ورود ارتش به منطقه و استقامت چمران و نیروهاى محلى فروكش كرد (براى چگونگى بحران در كردستان رجوع کنید به چمران، ١٣٨١ش، ص ٣٠ به بعد).
چمران پس از بازگشت به تهران به پیشنهاد شوراى انقلاب و به فرمان امام خمینى در آبان ١٣٥٨ به وزارت دفاع منصوب شد. او برنامههایى را براى دگرگونى و اصلاح در ارتش پیریزى كرد كه یكى از مهمترین آنها توجه به صنایع و تحقیقات دفاعى بود (شهید سرافراز دكتر مصطفى چمران، ص ٢٥). وى همچنین یكى از سه عضو هیئتى بود كه پس از برقرارى آرامش نسبى در كردستان، براى اصلاحات و سازندگى و مذاكرات سیاسى با گروهها و مردم كردستان راهى منطقه شدند (بازرگان، ج ٢، ص١٣٠).
چمران، در نخستین دور انتخابات مجلس شوراى اسلامى، با بیش از یك میلیون رأى به نمایندگى مردم تهران انتخاب شد و براساس حكم امام خمینى در اردیبهشت ١٣٥٩، نماینده و مشاور رهبر انقلاب در شوراى عالى دفاع شد (شهید سرافراز دكتر مصطفى چمران، ص ٢٥ـ٢٦). چمران براساس تجارب نظامیاش پیش از شروع جنگِ عراق با ایران، با توجه به ناامنى مرزها بهویژه مرزهاى غربى، پیشنهاد تشكیل لشكرهایى ده هزار نفرى از نیروهاى مردمى را داد كه به تصویب شوراى انقلاب رسید و ارتش نیز موظف به همكارى شد، ولى بهسبب موافق نبودن رئیس ستاد مشترك وقت، این طرح به تعویق افتاد (همان، ص ٢٨).
با شروع جنگ، چمران به همراه شمارى از رزمندگانى كه در كردستان جنگیده بودند، براى ساماندهى نیروهاى مردمى در برابر حملات عراق راهى اهواز شد و در نخستین شب ورود، اولین حمله چریكى را به تانكهاى دشمن، كه اهواز را محاصره كرده بودند، آغاز كرد. یكى از اقدامات مهم وى، تشكیل ستاد جنگهاى نامنظم در اهواز بود تا در جبهههاى غرب و جنوب اهواز خط دفاعى بهوجود آورد. این ستاد با سازماندهى گروهى از رزمندگان داوطلب، واحد مهندسى فعالى را راهاندازى كرد كه یكى از برنامههاى آن احداث جادههاى نظامى در مناطق مختلف و ایجاد آبراههاى براى تغییر مسیر رود كارون به سوى دشمن براى محافظت از اهواز بود (چمران،١٣٨٠ش، مقدمه مهدى چمران، ص ٩ـ١٠؛ یادنامه، ص ١٦). همچنین به ایجاد هماهنگى بین ارتش و سپاه و نیروهاى داوطلب مردمى پرداخت كه در روند مقاومت اهواز نتایج ثمربخشى داشت (رجوع کنید به یادنامه، همانجا).
چمران در آزادسازى سوسنگرد و تپههاى اللّهاكبر (در اردیبهشت ١٣٦٠) شركت داشت (چمران، ١٣٨٠ش، همان مقدمه، ص ١٢ـ١٣). پس از فتح ارتفاعات اللّهاكبر، چمران طرح تسخیر دِهْلاویه را به كمك رزمندگان ستاد جنگهاى نامنظم به مرحله اجرا درآورد و در ٣١ خرداد ١٣٦٠ براثر اصابت تركش خمپاره دشمن به شهادت رسید («چگونگى شهادت دكتر مصطفى چمران»، ص ٢؛ یادنامه، ص ٢٠ـ٢٢).
چمران دو بار ازدواج كرد. همسر اولش امریكایى بود كه از او صاحب سه پسر و یك دختر گشت. خانوادهاش هنگام اقامت چمران در لبنان، به سبب ناسازگارى با محیط، به امریكا بازگشتند و او خود در لبنان ماند و این امر موجب جدایى همسرش از او شد. پس از جدایى، وى با زنى لبنانى ازدواج كرد ولى از او صاحب فرزندى نشد.
چمران مردى وارسته، با عواطف عمیق انسانى بود كه در برابر مصائب بشرى به شدت منقلب میشد. راز و نیازهاى عارفانهاش، در دستنوشتههایى كه از او به جا مانده، حاكى از عشق و علاقه خالصانه او به خدا و اوج محبت و دوستیاش نسبت به همنوعانش است، چنانكه دوستانش لقب «خداى عشق» را به او داده بودند (شهید سرافراز دكتر مصطفى چمران، ص ٨). او فردى وحدتگرا و از گرایش به هر جریانِ منهاى اسلام به شدت گریزان بود (براى نمونه رجوع کنید به چمران، ١٣٥٨ش، ص ١٦؛ یادنامه، ص ١٢).
دستنوشتههاى چمران بهتدریج از سوى بنیاد چمران بهچاپ رسیده كه از آن جمله است: خدا بود و دیگر هیچ نبود؛ على زیباترین سرودهى هستى؛ مجموعه بینش و نیایش و چهارگفتار پیرامون شناخت انسان و خدا. همچنین، دو كتاب لبنان و كردستان حاوى خاطرات او از لبنان و كردستان است.
منابع :
(١) اسناد لانه جاسوسى، ج :٣١ كردستان (١)، (تهران) : دانشجویان مسلمان پیرو خط امام، (بیتا.)؛
(٢) مهدى بازرگان، خاطرات بازرگان: شصت سال خدمت و مقاومت، گفتگو با غلامرضا نجاتى، تهران ١٣٧٥ـ١٣٧٧ش؛
(٣) «چگونگى شهادت دكتر مصطفى چمران»، كیهان، ش ١١٣١٤، ١ تیر ١٣٦٠؛
(٤) مصطفى چمران، رقصى چنین میانه میدانم آرزوست، تهران ١٣٨٠ش؛
(٥) همو، كردستان، تهران ١٣٨١ش؛
(٦) همو، «گزارشى از لبنان در نامه به مهندس بازرگان»، در یادنامه شهید بزرگوار دكتر مصطفى چمران، بهكوشش ابراهیم یزدى، تهران: قلم، ١٣٨٣ش؛
(٧) همو، لبنان: گزیدهاى از مجموعه سخنرانیها و دستنوشتههاى... شهید دكتر مصطفى چمران درباره لبنان، تهران ١٣٧٦ش؛
(٨) همو، «من جنگهاى چریكى را باتفاق یزدى و قطبزاده در مصر فراگرفتم»، كیهان، ش ١٠٧٨٤، ٢٧ مرداد ١٣٥٨؛
(٩) حمید شوكت، كنفدراسیون جهانى محصلین و دانشجویان ایرانى (اتحادیه ملى) از آغاز تا انشعاب، تهران ١٣٧٨ش؛
(١٠) شهید سرافراز دكتر مصطفى چمران، تهران: وزارت اطلاعات، مركز بررسى اسناد تاریخى، ١٣٧٨ش؛
(١١) افشین متین، كنفدراسیون: تاریخ جنبش دانشجویان ایرانى در خارج از كشور ٥٧ـ ١٣٣٢، ترجمه ارسطو آذرى، تهران ١٣٧٨ش؛
(١٢) اكبر هاشمى رفسنجانى، هاشمى رفسنجانى: دوران مبارزه، زیرنظر محسن هاشمى، تهران ١٣٧٦ش؛
(١٣) یادنامه اولین سالگرد شهادت سردار پرافتخار اسلام شهید دكتر مصطفى چمران، (تهران): بنیاد شهید چمران، ١٣٦١ش؛
(١٤) ابراهیم یزدى، «چمران عشق بود و صفا و وفا و صدق و وارستگى»، در یادنامه شهید بزرگوار دكتر مصطفى چمران، همان.
/ مهدى چمران /