دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٥٦٩٠
حارثبن مسكین ، كنیهاش ابوعمرو، محدّث، قاضى و فقیه مالكى قرن دوم و سوم. وى در ١٥٤ در مصر متولد شد (خطیب بغدادى، ج ٩، ص ١١٣؛ براى اقوال دیگر رجوع کنید به قاضى عیاض، ج ٤، ص ٣٦؛ ابنحجر عسقلانى، قسم ١، ص ١٨٢). از موالى زَبّانبن عبدالعزیزبن مروان بود و از اینرو او را اموى خواندهاند (رجوع کنید به قاضى عیاض، ج ٤، ص ٢٦؛ ذهبى، ١٤٢٤، ج ٥، ص ١١٠٧).
در بزرگسالى به طلب علم روى آورد (ذهبى، ١٤٠١ـ١٤٠٩، ج ١٢، ص ٥٤؛ ابنحجر عسقلانى، قسم ١، ص ١٦٧). از سفیانبن عُیینه هلالى، عبدالرحمانبن قاسم عتقى، عبداللّهبن وهْبفهرى و اشهببن عبدالعزیز قیسى حدیث شنید و فقه آموخت (خطیب بغدادى، ج ٩، ص ١١١؛ قاضى عیاض، ج ٤، ص ٢٦). وى مالكبن انس را در حج دید ولى از او سماع نكرد (مغلطایبن قلیج، ج ٣، ص ٣١٩؛ ابنحجر عسقلانى، قسم ١، ص ١٦٧). لیثبن سعد* را نیز ملاقات كرد و از او فقط یك مسئله فقهى پرسید (خطیب بغدادى، همانجا؛ مغلطایبن قلیج، ج ٣، ص ٣١٨؛ براى آگاهى از مسئله رجوع کنید به ابنحجر عسقلانى، همانجا). بسیارى او را توثیق كردهاند، از جمله احمدبن حنبل، یحییبن مَعین، نَسائى، و ابنوضاح (خطیب بغدادى، ج ٩، ص ١١١ـ١١٢؛ قاضى عیاض، ج ٤، ص ٢٧).
حارث از بزرگان فقهاى مالكى بود و او را از اصبغبن فرج، كه داناترینِ مردم به آراى مالك بود، و نیز عبداللّهبن صالح جُهَنى (كاتب لیثبن سعد) برتر دانستهاند (رجوع کنید به خطیب بغدادى، ج ٩، ص ١١٢؛ قاضى عیاض، همانجا؛ مِزّى، ج ٥، ص ٢٨٣). او را به زهد، ورع، راستگویى و سیرت نیكو ستودهاند (رجوع کنید به قاضى عیاض، همانجا؛ ذهبى، ١٤٢٤؛ مغلطایبن قلیج، همانجاها).
حارثبن مسكین در ٢١٧، در ماجراى محنت*، به دستور مأمون به بغداد تبعید و در آنجا زندانى شد. درباره سبب این امر دو قول آمده است: نخست اینكه حارث معتقد به خلق قرآن نبود (رجوع کنید به خطیب بغدادى، ج ٩، ص ١١١)، دیگر آنكه در جلسه دادخواهى دو كارگزار مأمون در مصر، شهادت حارث برضد آندو، خشم مأمون را برانگیخت (رجوع کنید به قاضى عیاض، ج ٤، ص ٣٣ـ٣٥). حارث شانزده سال در عراق بود و در اواخر ایام خلافت واثق، به سبب كهولت و با شفاعت احمدبن ابیدؤاد، آزاد شد و در ٢٣٢ به مصر بازگشت (قاضى عیاض، ج ٤، ص ٢٨، ٣٥؛ قس خطیب بغدادى، همانجا، كه نوشته متوكل او و دیگر زندانیان را آزاد كرد).
وى در بغداد و مصر حدیث روایت كرد. برخى از شاگردانش عبارت بودند از: عبداللّهبن احمدبن حنبل (خطیب بغدادى، همانجا)، ابنوضاح، ابوداود، نسائى و پسرش احمدبن حارث، ابوحاتم رازى (قاضى عیاض، ج ٤، ص ٢٧؛ ابن فرحون، ص ١٧٧)، ابوزرعه رازى (ابنحبّان، ج ٨، ص ١٨٢) و ابویعلى موصلى (مزّى، ج ٥، ص ٢٨٢).
در جمادیالاولى ٢٣٧ حارث از جانب متوكل به امر قضا منصوب شد (وكیع، ص ٦٤٢؛ كندى، ص ٤٦٨؛ خشنى، ص ٩٣). وى ابتدا از قبول آن سر باز زد ولى با اصرار دوستانش پذیرفت (كندى، همانجا). كندى (ص ٤٦٨ـ٤٧٠) كارهاى او را در دوران قضا برشمرده است.
حارث در ٢٤٥، پس از قریب به دوازده سال، از منصب قضا استعفا كرد. او در ربیعالاول ٢٥٠ از دنیا رفت (بخارى، ج ٢، ص ٣٦١؛ ابنحبّان، همانجا؛ قس خطیب بغدادى، ج ٩، ص ١١٣؛ مغلطایبن قلیج، ج ٣، ص ٣١٩). یزیدبن عبداللّه، والى مصر، بر جنازه وى نماز گزارد (خطیب بغدادى، همانجا).
به حارث آثارى نسبت داده شده است، از جمله كتابى بزرگ در مذهب مالكى در هشت سِفر، اختلاف الرواة عن اصحاب مالك (ابنحجر عسقلانى، قسم ١، ص ١٧١)، كتابى مشتمل بر روایات مسموع وى از ابنقاسم، ابنوهب و أشهب، و كتابى در متفقات این سه در فقه (ابواسحاق شیرازى، ص ١٥٤؛ قاضى عیاض، همانجا)، كه ظاهرآ از هیچ یك اثرى در دست نیست.
منابع :
(١) ابنحبّان، كتاب الثقات، حیدرآباد دكن ١٣٩٣ـ١٤٠٣/ ١٩٧٣ـ١٩٨٣؛
(٢) چاپ افست بیروت (بیتا.)؛
(٣) ابنحجر عسقلانى، رفع الاصر عن قضاة مصر، چاپ حامد عبدالمجید، محمدمهدى ابوسنه، و محمداسماعیل صاوى، (بیجا ? ١٣٧٦/ ١٩٥٦)؛
(٤) ابنفرحون، الدیباج المُذهَب فى معرفة اعیان علماء المَذهَب، چاپ مأمونبن محییالدین جنان، بیروت ١٤١٧/١٩٩٦؛
(٥) ابراهیمبن على ابواسحاق شیرازى، طبقات الفقهاء، چاپ احسان عباس، بیروت ١٤٠١/١٩٨١؛
(٦) محمدبن اسماعیل بخارى، التاریخ الصغیر، چاپ محمود ابراهیم زاید، بیروت ١٤٠٦/١٩٨٦؛
(٧) محمدبن حارث خُشَنى، قضاة قرطبة و علماء افریقیة، چاپ عزت عطار حسینى، قاهره ١٣٧٢؛
(٨) خطیب بغدادى؛
(٩) محمدبن احمد ذهبى، تاریخ الاسلام و وفیات المشاهیر و الأعلام، چاپ بشّار عوّاد معروف، بیروت ١٤٢٤/٢٠٠٣؛
(١٠) همو، سیراعلام النبلاء، چاپ شعیب أرنؤوط و دیگران، بیروت ١٤٠١ـ١٤٠٩/ ١٩٨١ـ١٩٨٨؛
(١١) عیاضبن موسى قاضى عیاض، ترتیب المدارك و تقریب المسالك لمعرفة اعلام مذهب مالك، ج ٤، چاپ عبدالقادر صحراوى، مغرب ١٤٠٣/١٩٨٣؛
(١٢) محمدبن یوسف كندى، كتاب الولاة و كتاب القضاة، چاپ رفنگست، بیروت ١٩٠٨، چاپ افست بغداد (بیتا.)؛
(١٣) یوسفبن عبدالرحمان مِزّى، تهذیب الكمال فى أسماء الرجال، چاپ بشّارعوّاد معروف، بیروت ١٤٢٢/٢٠٠٢؛
(١٤) مغلطایبن قلیج، اكمال تهذیب الكمال فى اسماء الرجال، چاپ عادلبن محمد و اسامهبن ابراهیم، قاهره ١٤٢٢/٢٠٠١؛
(١٥) محمدبن خلف وكیع، اخبارالقضاة، چاپ سعید محمد لحّام، بیروت ١٤٢٢/٢٠٠١.
/ سیدعلى آقایى /