دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٧٢٨٩
غازاننامه، ، غازاننامه، کتابيی منظوم در تاريیخ ايیلخانان، به فارسيی، اثر سرودۀ نورالدین محمد نوريی اژدريی، در سدةۀ هشتم. نام کامل این کتاب غازاننامۀ منظوم است. تاريخ دقيق به گفتۀ خود نوری اژدری(ص ٢٥، ٣٧٩)، سرودن نگارش ايین اثر به گفتة مؤلف آن در سال ٧٥٨ آغاز شده و تا سال ٧٦٣ ادامه يیافته است. (نوري اژدري، ص٢٥، ٣٧٩). نام کامل اين کتاب غازاننامة منظوم است سرودة نورالدين محمد نوري اژدري است. خواندميیر (←رجوع کنید به ج٣، ص١٩١) از شمسالديین کاشيی رابا عنوان صاحب تاریخ غازانخان يخواناد کرده و افزوده که وی که در زمان سلطان ابوسعيید ايیلخانيی درگذشته است. صفا (ج٣، بخش اول، ص٣٢٧) نوريی اژدريی را پسر شمسالديین کاشيی دانسته وگفته که وی که اثر پدرش را به نام خود درآورده است. و مصحح غازاننامه (نوريی اژدريی، مقدمةۀ مدبّريی، ص١) اثري منظوم از شمسالديین کاشيی را اثريی مستقل از غازان نامۀ منظوم دانسته نام برده است.
بيیشتر اشعار غازاننامه دربارةۀ غازانخان، ايیلخان مغول، است و به هميین سبب این کتاب، غازاننامه ناميیده شده است (همان، مقدمةۀه مدبّری، ص٥، ٢٥). دربارةۀ سرایندۀ مؤلف ايین اثر اطلاع چندانيی در دست نيیست. او تنها در خلال اشعارش به دربارۀ خود اطلاعات مختصريی از خودداده و بهنيز تخلص خود، که «نوريی،» است اشاره کرده استميکند (همان، ص٢٢، ٣٧٩). در مقدمهاي که به نثر در ابتداي ايین اثر مقدمۀ منثوری دارد وجود دارد که احتمالاً کاتب غازاننامه، آن را يیک قرن پس از سراینده، آن راوي نوگاشته است (همان، مقدمةۀ مدبريی، ص٢). اطلاعاتي دربارة مؤلف وجود دارد. بنا برايین مقدمه، نوريی اژدريی که با لقبهاي بلندمرتبهاي از او ياد شده، پسر خواجه شمسالديین محمد اژدريی است که در ايیام حکومت غازانخان مقام وزارت داشته است (←رجوع کنید به همان، ص١٣). اما در صحبت ايین مطلب مورد ترديید هستاست، زيیرا در هيیچیک از آثارچجا در دورةۀ غازانخان و در همچنين کتابهایی ب که در یاد کرد مخصوص ذکر وزیران زراست،ء ذکري از ويی نامی نیامده است يست تا بتوان اين موضوع را به اثبات رساند (همان، مقدمةۀ مدبريی، ص٢). نوری، بنابه نوشتةۀه خودشمؤلف، هنگام که وي در زمان آغاز سرودن کتاب نگارش (٧٥٨)، پنجاه سال داشته و بنا براین، است، احتمالاً تاریخ تولد وي در ٧٠٨ به دنیا آمده بوده ¬است (←رجوع کنید به همان، ص٢٤). بنا بربرپایةه اطلاعات مقدمةۀ منثور کتاب، نوريی در چهارده سالگيی به تحصيیل در علم طب و، نجوم و ريیاضيی مشغول بوده است و در همان زمان به درمانمداواي سلطان اويیس (ﺣﻜ : ٧٥٧ـ٧٧٦) که بيمار بود پرداخته و به همین سبب،ب مبلغ صد هزار ديینار غازانيی دریافت کرده ورا که مقرري پدرش بود دريافت کرده بود. پس از آن تصميیم گرفته برای تا به نشانة تشکر اشعاريی بسرايید (همان، ص١٣). اما براساس تاریخسال احتمالی تولد وی، سلطان اويیس در آن هنگام هنوز به حکومت نرسيیده بوده است. همچنین در مقدمةه اين اثر آمده است که نوريی اژدريی منظومةه ای ده هزار بيیتيی سروده است، اما اما اين امر با شماررش ابيیات منطبق نيیست (همان، مقدمةۀه مدبّیری، ص٤، ١٣). نوريی اژدري اثرش را به نام سلطان اويیس سروده است و در چنديین جايی کتاب، او وي را مدح کرنموده است (نوريی اژدريی، ص١٩، ٢٦، ٨٢). دربارة مذهب ويی نيز ميتوان گفت که تمايیلات شيیعيی داشته و آقابزرگ طهرانی (ج١٩، ص٢٥١) او را در زمرۀ مؤلفان شیعه است. آورده ¬، هرچند که وي در آغاز منظومهاش، به رسم سخنوران اهلسنّت، خلفاي راشدين را نیزنيز مدح کرده است (نوريی اژدريی، ص١٨، مقدمةۀ مدبريی، ص٤). آقابزرگ طهراني (ج١٩، ص٢٥١) وي را در زمرة مؤلفان شيعه آورده ¬است. سال درگذشت نوريی اژدريی مشخص نيیست. اوانگيزة مؤلف براي نگارش اين منظومه، به تصريیح خودش، به سببدلیل رسیدن به پیری و برایه جهت آنکه نامش از روزگار محو نشود، دست به سرودن غازاننامه پرداخته زد (نوريی اژدريی، ص٢٤ـ٢٥) و. وي در تدويین اثرش از شاهنامه فردوسيی پيیرويی کرده ¬ است (همان، ص٢٥).
غازاننامه با اشعاريی در ستايیش خداوند، در مراتب خرد و آفريینش عالم و ستايیش حضرت محمد صليی الله عليیه و آله وسلم آغاز شده ¬ است (همان، ص١٤ـ١٩) و با مدح سلطان اويیس جلايیريی (همان، ص١٩ـ٢١) ادامه یافته ومييابد. ازاو اشعارش را با ذکر پادشاهيی چنگيیزخان، اوگتايی، هولاکو، اباقاخان، احمد تگودار*، ارغون، نبرد امرايیيی چون اميیرنوروز، و پادشاهيی گيیخاتو و بايیدو یاد شده ادامه مي¬دهد (همان، ص٢٧ـ٣١، ٣٨ـ٥١، ٥٧ـ٦٣، ٦٩ـ٧٠، ٩٤ـ٩٥) . ضمن آنکه وي در خلال ايین اشعار، اخبار راجع و وقايعي که مربوط به غازانخان نیز بوده است را ذکر گردیدهکرده است (←رجوع کنید به همان، ص٨٢، ٨٧، ١١٢ـ١١٥، ١٣٤ـ١٣٧) و سپس. محتواي اين اثر بيشتر دربارة پادشاهي غازانخان است و از اين پس به به حکومت حکومت رسيدن غازانخان به صورت و وقایع آن جزئي پرداخته شده است، وقايیعيی چون جنگهاي مختلف اميیرنوروز، چون جنگ با ترکان (همان، ص١٣٧ـ١٤٤)؛، رفتن غازانخان به بغداد (همان، ص١٧٤ـ١٧٩)؛، نامهنگاريیهايی امیرنوروز باه پادشاه مصر و شام (همان، ص١٨٧ـ١٨٨)؛،. وزارت رشيیدالديین فضلالله (ص٢٢٤ـ٢٢٩)؛، ازدواج غازان با كرامون¬خاتون (همان، ص٢٥٨ـ٢٦١)؛، جنگ غازانخان با مصر و شام (همان، ص٢٨٤ـ٢٨٥)؛، بازگشت غازان به آذربايیجان و مهمان شدن توسط خواجهنصيیرالديین طوسيی شدن (همان، ص٣٠٦ـ٣١٠)، که . البته اين مطلب نيز صحت تاريیخيی ندارد،. زيیرا خواجه نصيیرالديین طوسيی (متوفيی ٦٧٢) معاصر با هولاکوخان بودهاست و در اين زمان مذکور، در قید حیات در قيد حيات نبوده است؛. در ادامة دورة دوم جنگ غازانخان با مصر و شام (همان، ص٣١٠ـ٣١٢)؛. خطبه خواندن غازان (همان، ص٣٣٥ـ٣٣٨)؛. از ميیان بردن آيیيینهايی بد و بنيیان نهادن آيیيینهايی خوب، همچون از ميیان بردن رسم قمار و شراب (همان، ص٣٣٩)؛، اندرز دادن کردن غازانخان به رعايیا را و وليیعهد گرداندن اولجايیتو (همان، ص٣٦٥ـ٣٦٨)؛، و بنا کردن قبّه و، مسجد و مدرسهارس و ابواب البّر و موقوفات آن و شروطيی که برايی رعايیایشيش مقرر کرده ¬بود (همان، ص٣٦٨ـ٣٧٠). آخرین مطلب کتاب، ، و سرانجام وفات غازانخان است (رجوع کنید به همان، ص٣٧٣ـ٣٧٦) آخرين مطلب اين کتاب است. در پايیان ذکر شده است که کتاب را تاريخ کتابت اين اثر توسط خطوطيی شروانيی در سال ٨٧٣ در تبريیز کتابت کرده ذکر شده است (همان، ص٣٨٠).
از خصوصيات ايین منظومه که در قالب مثنويی و در بحر متقارب سروده شده و در آن استفاده از لغات کهن زبان فارسيی است (نوريی اژدريی، ص٣٢، ١١٥، ١٩٣؛ مقدمةۀ مدبّريی، ص٦ـ٧؛ براون، ج٣، ص١٤٧ـ١٤٨) و. حکايیت و، لطيیفه و، داستان (←رجوع کنید به نوريی اژدريی، ص٢٢٩ـ٢٣٣، ٣١٦ـ٣١٧، ٣٥٠ـ٣٥١، ٣٥٤ـ٣٥٥) به کار رفته است و ابیاتی نیز، اشعاري در وصف بهار و (همان، ص٢٢٠ـ٢٢٤) و شکار کردن غازانخان نيز آورده دارداست (همان، ص١٦٠ـ١٦٨).
غازاننامه در مقایسه با آثاری ميان تأليفاتي نظيیر خودش، چون چنگيیزنامه اثر احمد تبريیزيی و ظفرنامه* اثر حمدالله مستوفيی، يک منظومةه ای متوسط است سنجيده ميشود و با اشکالات وجود ايراداتي که از لحاظ ادبيی، اما بر آن وارد است از نظر تاريیخيی درخورقابل تأمل است و موضوع آن از رويی کتاب جامعالتواريیخ، اثر رشيیدالديین فضلالله، به نظم درآمدهورده است (همان، مقدمةۀ مدبّريی، ص٧). هرچند براون( ج٣، ص١٠٤) غازاننامه را از نظر تاريیخيی و ادبيی دارايی امتيیاز خاصيی ندانسته است.نميداند (براون ، ج٣، ص١٠٤٨).
از ايین اثر تنها يک فقط یک نسخه خطی وجود دارد که در کتابخانۀ کیمبریج محفوظ است. این نسخه نسخة منحصر به فرد به خط نستعليیق است و موجود است که ناسخ آن در تبريیز آن را برايی اوزونحسن نوشته است گاشته که در کتابخانة کيمبريج وجود دارد (نوريی اژدريی، مقدمةۀ مدبّريی، همانجا؛ منزويی، ج٤، ص٣٠٠٨ـ ٣٠٠٩؛ صفا، ج٣، بخش اول، ص٣٢٦). ايین منظومه در ١٣٨١ش، بها تصحيیح محمود مدبّريی، در تهران به چاپ رسيیده است.
منابع :
(١) محمدمحسن آقابزرگ طهرانی؛
(٢) خواندمیر؛
(٣) ذبیحالله صفا، تاریخ ادبیات در ایران، تهران ١٣٦٣ش؛
(٤) منزوی؛
(٥)، نوری اژدری، غازاننامةۀ منظوم، چاپ محمود مدبّری، تهران ١٣٨١ش؛
(٦) Edward G. Browne, A Lliterary History of Persia, Cambridge ١٩٥٦.
/ مريم ارجح /
تاریخ انتشار اینترنتی:
١٣٩٢/٠٣/٠٥