دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٢٥١٥
بَیْلان (یا بِلِن ) ، دهکده ای در کوهستانهای اَلْما داغ * بر سر راه اصلی اسکندرون ـ سوریه . ظاهراً این دهکده در نخستین قرنهای هجری اهمیتی نداشته ، چه شهر عمدة ناحیه در آن روزگار، بَغراس * بوده است . تنگه ای که در جوار بَیلان واقع است ، یعنی همان l a i ¨ r i a i P u ¨ S u یا l a i ¨u d e z P ¨ m a n i A ' باستانی ، نخست جزئی از عواصم * شمال سوریه بود. از این دهکده طی دوران درازی که تحت تسلط مسلمانان بود، با نامهای عَقَبة النساء (بلاذری ، ص ١٦٧)، مَضِیق بَغراس ، باب اسکندرون (قس د.ا.ترک ، ذیل «بلن ») و بغراس بِلی (حاجی خلیفه ، ص ٥٩٧) یاد شده است . برحسب سالنامه ای متعلق به ولایت حلب ، به تاریخ ١٣٢٠، سلیمان قانونی ، سلطان عثمانی در ٩٦٠ در این منطقه روستایی بنا کرد و در آن ، یک مسجد، یک «خان » ( = کاروانسرا ) و چند حمّام ساخت و مردم آنجا را از مالیاتهای حکومت («تکالیف عرفیه ») معاف کرد (حاجی خلیفه ، همانجا). این تغییرات موجب ترقی بیلان نسبت به بغراس شد. براساس همین سالنامه ، در ١١٨٣ عبدالرحمان پاشا، حکمرانِ وقتِ سنجق ادنه ، عده ای را در آنجا اسکان داد و بدین ترتیب جمعیت بیلان افزایش یافت . در ربیع الاول ١٢٤٨ سپاه عثمانی از سپاه مصر به فرماندهی ابراهیم پاشا در تنگة بیلان ، شکست خورد، و دلیل این که گاهی دره را «توپ یولو» (راهِ توپ )، یا «توپ بغازی » (تنگة توپ ) خوانده اند نیز همین حادثه پنداشته شده است (قس د.اسلام ، چاپ اول ، ذیل مادّه ؛ د.ا.ترک ، همانجا).
چندگونه وجه اشتقاق برای کلمة بیلان ـ بِلِن ذکر کرده اند؛ مثلاً گویند از l a i ¨ P m یونانی ، یا از بِل ، بَیل یا بَیل (فرورفتگی در ستیغ کوه ) ترکی ، یا از بَیل ، بیل (گذرگاه مرتفع میان دو تپه ) اخذ شده که با «انِ» عربی به صورت مثنّی درآمده است . اولیاچلبی هنگام بحث از این دهکده اشاره می کند که بلن در زبان ترکمنها، به معنای سربالایی پرشیب است (ج ٣، ص ٤٨). بیلان که در زمان عثمانیان مرکز «قضا»یی در «ولایت » حلب بود، بعدها «ناحیه »ای وابسته به «قضا»ی اسکندرون در ولایت ختای شد. جمعیت بیلان در ١٣٦٩ ش /١٩٩٠، ٦٤٢ ، ٣تن بوده است . حبوبات و میوه و ابریشم و شراب از مشهورترین فرآورده های آن ناحیه است .
منابع :
(١) ابن شحنه ، الدرّالمنتخب فی تاریخ مملکة حلب ، چاپ یوسف بن الیان سرکیس ، بیروت ١٩٠٩، ص ٢١٢؛
(٢) محمدظلی بن درویش اولیاچلبی ، اولیاچلبی سیاحتنامه سی ، ج ٣، چاپ احمد جودت ، استانبول ١٣١٤؛
(٣) ( احمدبن یحیی بلاذری ، کتاب فتوح البلدان ، چاپ دخویه ، در الجغرافیا الاسلامیة ، ج ٤٢، فرانکفورت ١٤١٣/١٩٩٢ ) ؛
(٤) مصطفی بن عبدالله حاجی خلیفه ، جهان نما ، استانبول ١١٤٥/١٧٣٢؛
(٥) یاقوت حموی ، معجم البلدان ، چاپ فردیناند ووستنفلد، لایپزیگ ١٨٦٦ـ١٨٧٣؛
(٦) Cl. Cahen, La Syrie du Nord ب l'إpoque des Croisades, Paris ١٩٤٠, ١٤٠ ff.;
(٧) M. Canard, Histoire de la dynastie des Hamdanides de Jaz i ªra et de Syrie, I, Paris ١٩٥٣, ٢٢٩;
(٨) V.Cuinet, La Turquie d'Asie, II, Paris ١٨٩١, ٢٢١-٢٢٣;
(٩) R.Dussaud, Topographie historique de la Syrie antique et mediإvale , Paris ١٩٢٧, ٤٣٣, ٤٣٦, ٤٤١, ٤٤٣-٤٤٦;
(١٠) EI ١ , s.v. "Beila ¦n" (by M.Streck);
(١١) M. Hartmann, "Das Liwa Haleb" Zeitschrift der Gesellschaft fدr Erdkunde in Berlin , XXIX (١٨٩٤), ٧, ١٠-١١, ٢٦, ٣٢-٣٧, ٨٧-٨٨;
(١٢) E. Honigmann, "Historische Topographie von Nord-Syrien im Altertum", ZDPV , vol.٤٧ (١٩٢٤), ٥٩ (index);
(١٣) I A , s.v. "Belen" (by Besim Darkot);
(١٤) Ch. Ledit, "Al-A ـ lak ¤al-Khat ¦â¤ra, un manuscrit d'Ibn Chadda ªd", Al-Mashrik ¤, XXXIII/٢ (١٩٣٥), ٢٠٣-٢٠٤;
(١٥) G. Le Strange, Palestine under the Moslems , London ١٨٩٠, ٣٧;
(١٦) August Friedrich von Pauly, Paulys Real-Encyclopجdie der classischen Altertumswissenchaft, ed. G. Wissowa, W. Kroll, and K. Mittelhaus, Stuttgart ١٨٩٤-١٩٧٠, Munich ١٩٧٣-١٩٧٤, s.vv." u S ¨ i a i r u P ¨ i a l " and " A i n a m ¨ P s d u ¨ i a l ";
(١٧) R. Pococke, A description of the East and some other countries , II, London ١٧٤٥, Pt.I, ١٧٣ff.
(١٨) نیز رجوع کنید بهEI ٢ , s.vv. "Baghra ¦s" and "Elma - Da ¦gh.
دربارة نبرد تنگة بیلان (١٨٣٢) رجوع کنید به منابع مندرج در
(١٩) EI ٢ and I A , s.v."Ibra ¦h ¦âm Pasha".
(٢٠) / و. ج . پری ( د.اسلام ) ؛
با اضافاتی از ( د.ا.د.ترک ) /