دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٤٠٨١
تونس (کشور) ، کوچکترین کشور شمال افریقا. از شمال و مشرق به دریای مدیترانه ، از جنوب شرقی به لیبی و از مغرب به الجزایر محدود می شود. مساحت آن ١٥٠ ، ١٦٤ کیلومتر مربع و پایتخت آن شهر تونس * است . تونس ، با توجه به تأثیر رطوبت دریای مدیترانه و ارتفاع کوههای شمالی ، دارای آب و هوای معتدل دریایی است و خوش آب و هواترین کشور شمال افریقا به شمار می آید. در سواحل آن لنگرگاهها و خلیجهای کوچک متعددی هست ، از جمله تونس و حمَّامات و قابِس (تونس ، ص ١٠، ١٥؛ تونس خریطة الطرقات ، ص ١ـ ٢؛ شریف ، ص ٨ ـ٩؛ > کتاب سال جهان اروپا ٢٠٠٣ < ، ج ٢، ص ٤١١٩).
تونس ، نواحی طبیعی متنوعی دارد، از جمله ١٣٠٠ کیلومتر ساحل دریایی و رشته کوههای دورسیل ( الظهر التونسی ) یا تَلِّ شمالی با جهت جنوب غربی ـ شمال شرقی ، امتداد کوههای اطلس در الجزایر است ( شریف ، همانجا؛ شهریور، ص ٢٠٦). بلندترین کوه تونس ، الشعنبی (ارتفاع : ٥٤٤ ، ١ متر)، در نزدیکی مرز الجزایر واقع است . در بین ارتفاعات مرکزی دورسیل ، درة مُجَرده قرار دارد. این دره تا امروز غنیترین منطقة تولید غلات در تونس باقی مانده است . در جنوب کوههای دورسیل ، منطقه ای جلگه ای معروف به «اقلیم المُنْبَسَطَات » دارای جلگه های مرتفع (السباسب العلیا) در غرب و جلگه های پست (السباسب السفلی ) در شرق می باشد. در قسمتهای جنوبیتر تعدادی دریاچة نمک وجود دارد که مهمترین آنها «شط الجرید» است . جنوبیترین بخشهای این سرزمین را صحرا تشکیل می دهد. رود عمدة تونس ، مجرده است که از غرب به شرق جاری است و به خلیج تونس می ریزد. سطح آب آن در تابستان پایین ، و در فاصلة ماههای فروردین و آذر/ آوریل و نوامبر، سیلابی و گل آلود است . تونس در منطقة مدیترانه ای واقع شده و در قسمتهای شمالی و ساحلی آب وهوای مدیترانه ای دارد، در قسمتهای جنوبی نیمه خشک و در قسمتهای جنوبیتر گرم و خشک بیابانی است . میزان بارندگی از مناطق شمالی تا جنوبی بسیار متفاوت است . در مناطق کوهستانی در شمال غربی ــ که پر بارانترین ناحیة شمال افریقاست ــ میانگین بارندگی سالانه ٦١٠ میلیمتر، اما در جنوب غربی کمتر از دویست میلیمتر است . میزان بارندگی از سالی به سال دیگر نیز متفاوت است ( د. اسلام ، چاپ دوم ، ج ١٠، ص ٦٤١؛ معطیات سیاسیة ، ص ١٥؛ ثامر، ص ٣٠؛ حمزه ، ص ٥٣).
تونس به چهار منطقة مسکون تقسیم می شود: منطقة شمالی که نسبتاً حاصلخیز است ؛ مناطق مرکزی که نیمه خشک است ؛ الساحل در منطقة ساحلی شرقی و مرکزی که در آنجا عمدتاً زیتون کشت می شود؛ منطقة جنوبی که تقریباً فاقد گیاه است ، اما نخلستانهای وسیعی دارد. در مناطق مرکزی و جنوبی هنوز قبایلی نیمه بدوی به سر می برند. در شمال و شرق ، مخصوصاً در نواحی ساحلی ، جمعیت کاملاً از نظر نژادی مختلط است و تراکم بیشتری دارد، روستاها پرجمعیت تر و شهرها بزرگترند. توسعة همه جانبة مناطق ساحل شرقی عامل افزایش جمعیت در آن مناطق و همچنین رشد شهرهای مهم تونس می باشد. با توسعة شهرها، تا اوایل قرن پانزدهم / اواخر قرن بیستم حدود ٧٠% جمعیت در شهرها اقامت گزیدند. در ١٣٨١ ش / ٢٠٠٢ جمعیت تونس حدود ٠٠٠ ، ٧٧٩ ، ٩ تن بود. تونس ، صفاقس * ، قیروان * ، سوسه ، قابس ، بنزرت * ، مُنَستیر * ، و قَفصه * از شهرهای مهم کشور تونس اند ( رجوع کنید بهمعطیات سیاسیة ، ص ٨١؛ دپوا، ص ١٤٠ـ١٤٤؛ کوک ، ص ٧٠؛ ثامر، ص ٢٩ـ٣٢).
در ١٣٧٩ش / ٢٠٠٠ جمعیت تونس حدود ٠٠٠ ، ٥٦٠ ، ٩ تن بود. با اجرای برنامة تنظیم خانواده از ١٣٥٤ ش / ١٩٧٥ رشد جمعیت از ٥ر٢% به ٤٥ر١% و ٢٠ر١% در ١٣٧٩ ش / ٢٠٠٠ کاهش یافته است . تراکم جمعیت در نقاط شمالی و ساحلی بیش از دشتهای مرکزی و جنوبی است . توسعة همه جانبة مناطق ساحلی شرقی عامل افزایش جمعیت در آن مناطق و همچنین رشد شهرهای مهم تونس می باشد. در ١٣٧٣ ش / ١٩٩٤ جمعیت شهرنشین ٦١% و جمعیت روستانشین ٣٩% از کل جمعیت تونس را تشکیل داد. در ١٣٧٨ ش / ١٩٩٩، ٣٧% از جمعیت تونس کمتر از شانزده سال بوده و جمعیت کمتر از پانزده سال تونس که در حال کاهش بوده ، به ٩ر٣٠% رسیده است (طعم اللّه ، ص ٣٠٨، ٣١٢، ٣٥٠، ٣٨٤؛ تونس خریطة الطرقات ، ص ٤؛ معطّیات السیاسیة تونس ، ص ١٨؛ > تونس آن لاین < ، ٢٠٠٢).
مردم تونس ، اصالتاً بربر هستند. تونس گروههای قومی متنوعی از مهاجران را پذیرفته است ، از جمله فنیقیها، سیاهپوستان افریقایی ، آسیاییها، یهودیان ، رومیها، واندالها (نژاد ژرمن )، اعراب ، پناهندگان مسلمان اهل سیسیل (صقلیّه ) و اسپانیا (اندلس ) و همچنین ترکهای عثمانی ، و فرانسویها. آوارگان مسلمان سیسیلی بعد از اینکه سرزمینشان در ٤٨٤/ ١٠٩١ به تصرف پادشاهان نورمن در آمد، در قسمت الساحل تونس اقامت گزیدند. عمده ترین مهاجرت در دورة اسلامی به تونس ، مهاجرت مسلمانان اسپانیایی بود که بعد از سقوط اِشْبیلیه (سویل ) در اسپانیا در ٦٤٦/١٢٤٨ آغاز گردید و در اوایل قرن دهم / شانزدهم تبدیل به مهاجرتی چشمگیر شد. در طول این مدت قریب به دویست هزار مسلمان اسپانیایی در منطقة کنونی تونس ، در درة مجرده و شبه جزیرة الوطن القبلی در شمال تونس ساکن شدند و آداب و رسوم شهری و فنون پیشرفتة کشاورزی و آبیاری را به این سرزمین وارد کردند. این تنوع قومی هنوز در تنوع اسامی خانوادگی در تونس نمایان است .
در پایان قرن ششم / دوازدهم به تکمیل جریان عربی کردن فرهنگ تونس توجه جدّی شد. تا کنون نیز زبان رسمی تونس ، عربی باقی مانده است . کمتر از ١% جمعیت تونس در جنوب جزیرة جربه * ، مطماطه ، الدویرات و شننی هنوز به زبان بربری صحبت می کنند و فرانسه دومین زبان اصلی و زبان مطبوعات و آموزش و مکاتبات اداری است . اگر چه رسانه های تونس از عربی استفاده می کنند، اکثر تونسیها به زبان محاوره ای خود سخن می گویند که سه گویش دارد: گویش شهرها، گویش روستاها و شهرکها، گویش بادیه نشینان . تعداد مهاجران تونسی در ١٣٧٨ ش /١٩٩٩ بالغ بر ٢٥٩ ، ٦٦٠ تن بوده است که ٨٥% از آنها مقیم اروپا (سه چهارم آنها مقیم کشور فرانسه ) بوده اند. اسلام دین رسمی تونس است و بیش از ٩٩% جمعیت مسلمان اند. بیشتر مسلمانان مالکی مذهب و اندکی نیز حنفی مذهب اند. چندهزار اباضی مذهب در جزیرة جربه ساکن هستند. اقلیتهای یهودی و مسیحی نیز در تونس وجود دارد که شمار آنها، بر اساس آمار ١٣٧٣ ش /١٩٩٤، بالغ به ٢٥١ ، ١١ تن بوده است (طعم اللّه ، ص ٣١٠ـ ٣٦٥؛ هاروی ، ص ٣٢١؛ عبدالوهاب ، ١٩٧٢، قسم ٣، ص ٢٦٣؛ بورقو، ص ٦٥؛ حقی ، ص ١٥ـ١٦؛ کوک ، ص ٧٨).
اقتصاد تونس شامل بخشهای کشاورزی ، صنعت و گردشگری است که در حال متنوعتر شدن است . در اواخر ١٣٥٩ ش / ١٩٨٠ سیاست آزادسازی تدریجی اقتصاد تونس دنبال شد. اصول اقتصادی تونس مرکّب از نوعی سوسیالیسم قابل تغییر به سرمایه داری است (ادریس ، ص ١٨٢؛ محجوب ، ص ٢٤٤؛ > خاورمیانه و شمال افریقا ١٩٨٤ـ ١٩٨٥ < ، ص ٦٩٣).
٨٠% خاک تونس برای کشاورزی مناسب است . یک چهارم جمعیت شاغل (حدود نیم میلیون نفر)، در بخش کشاورزی کار می کنند. کمبود محصولات کشاورزی از مسائل عمدة این کشور است . این کمبود عمدتاً ناشی از خشکسالیهای مکرر، نبودن منابع وسیع آب ، تقسیم اراضی کشاورزی به قطعات خیلی کوچک و غالب بودن شیوه های سنتّی کشاورزی است . در حال حاضر تولید گندم و جو کافی نیست و تونس برای مصرف داخلی غلات وارد می کند و این در حالی است که این سرزمین روزگاری «انبار غلة روم » (مَطْمُورة رومة ) خوانده می شد. محصولات صادراتی عمده ، مرکّبات و روغن زیتون و انگور و گوجه فرنگی و لیمو و انجیر و خرماست . تونس از لحاظ تولید زیتون ، بعد از اسپانیا و ایتالیا و یونان ، در رتبة چهارم قرار دارد و از نظر صادرات روغن زیتون ، مقام سوم را داراست . تقریباً نیمی از زمینهای حاصلخیز این کشور، چراگاه دام است ، ولی پرورش دام کافی نیست و تونس به طور مرتب گوشت و لبنیات وارد می کند. صنعت ماهی گیری در شهر صفاقس متمرکز است . به طور کلی میزان صادرات کشاورزی تونس ، دو سوم واردات مواد غذایی است . بعلاوه در حال حاضر پیوسته از جمعیت روستایی کاسته می شود. در ١٣١٥ ش / ١٩٣٦، ٧٠% از کل جمعیت تونس در روستاها سکونت داشتند، در حالی که در ١٣٧٣ ش / ١٩٩٤ فقط ٣٩% از جمعیت ساکن روستاها بودند (شهریور، ص ٢٠٧؛
> «شاخصهای اجتماعی و اقتصادی کلیدی » < ،
٢٠٠٣؛
معطیات سیاسیة ، ص ١٩؛
ثامر، ص ٣٥؛
> «تونس : داده های پایه » < ، ٢٠٠٣).
در ١٣٧٣ ش / ١٩٩٤، ٤ر٣٦% از نیروی کار تونس در بخش صنعت مشغول به کار بودند. از ١٣٦٩ تا ١٣٧٥ ش / ١٩٩٠ـ ١٩٩٦ سهم صنعت در تولید ناخالص ملی هر سال ٣ر٤% افزایش یافته است . صنایع تونس شامل غذاسازی ، پارچه بافی ، تولید مصالح ساختمانی و لوازم منزل و کود شیمیایی است و بیش از نیمی از صنایع تونس در پایتخت این کشور متمرکز است . تا زمان کشف نفت در تونس ، فسفات ، مهمترین منبع معدنی بود. تونس با تولید سالانه شش میلیون تن فسفات در میان کشورهای عربی بعداز مغرب و اردن مقام سوم و در سطح جهانی رتبة پنجم را به خود اختصاص داده است . در حال حاضر یک سوم کل فسفات تولیدی آن صادر می شود. سایر منابع معدنی تونس ، آهن و سرب و روی و جیوه است . نفت نیز که در ١٣٤٣ ش / ١٩٦٤ در مناطق جنوبی در ناحیة البورمه کشف شد، نقش مهمی در اقتصاد این کشور دارد ( > دایرة المعارف اینکارتا < ، ذیل مادّه ؛
شهریور، همانجا؛
> کتاب سال جهان اروپا ٢٠٠٣ < ؛
ج ٢، ص ٤١١٨).
صنعت گردشگری تونس ، به سبب وجود سواحل زیبا و آثار باستانی و آب و هوای مناسب و نزدیکی به اروپا، از اوایل دهة ١٣٤٠ ش / ١٩٦٠ بدین سو بسیار پیشرفت کرده است . گردشگران عمدتاً از اروپای غربی و الجزایر و لیبی به آنجا می روند. در ١٣٧٦ ش /١٩٩٧، ٥ر٤ میلیون جهانگرد از تونس دیدن کردند. صادرات عمدة تونس ، پارچه ، نفت خام ، محصولات نفتی ، ماشین آلات ، فسفات ، کود و روغن زیتون و واردات عمدة آن ماشین آلات ، منسوجات ، مواد غذایی و وسایل حمل و نقل می باشد. فرانسه مهمترین طرف تجاری تونس است که قریب به ٢٥% کل واردات و صادرات تونس را به خود اختصاص داده است . ایتالیا، آلمان ، بلژیک و کشورهای مغرب عربی در ردیف بعدی تجارت خارجی تونس قرار دارند. به طور کلی تولید ناخالص ملی و شاخصهای اجتماعی در تونس از زمان استقلال در ١٣٣٥ ش / ١٩٥٦ پیوسته رو به افزایش بوده است . از ١٣٦٦ ش / ١٩٨٧ تونس سالانه حدود ٥% رشد اقتصادی داشته و در ١٣٧١ ش / ١٩٩٢ رشد آن به ٦ر٨ % رسیده و متوسط رشد اقتصادی آن در دهة ١٩٩٠ حدود ٦٢ر٤% بوده است . مجامع بین المللی ، تونس را الگوی مناسبی برای توسعة اقتصادی در کشورهای رو به توسعه اعلام کرده اند (شریف ، ص ٨؛
شهریور، ص ٢٠٦؛
محجوب ، ص ٢٤٤؛
دپوا، ص ٣٥٨ـ٣٦٢؛
> «تونس » < ، ٢٠٠٢).
اوضاع فرهنگی ـ اجتماعی . اوضاع فرهنگی تونس ، فراز و نشیبهای زیادی داشته است . اقوام بربر، ساکنان اولیة تونس ، دارای فرهنگی بدوی بودند و علاوه بر بهره مند شدن از تمدن مصر، به دنبال نفوذ فنیقیها و لشکرکشی روم و حضور تمدن بیزانس در منطقه ، از نظر فرهنگی شکوفا شدند که آثار آن در بناهای تاریخی تونس ، بخصوص در کارتاژ (قَرطاجِنه )، مشهود است . بعد از فروپاشی امپراتوری روم شرقی (بیزانس ) و تسلط مسلمانان بر متصرفات این امپراتوری در شمال افریقا، فرهنگ اسلامی و زبان عربی به همراه اعراب مهاجر، به تونس وارد شد و در آنجا حضور و قوام یافت . فرهنگ استعماری فرانسه نیز بر فرهنگ اسلامی ـ عربی مردم تونس تأثیر نهاده است ، ولی فرهنگ اسلامی همچنان در توده های مردم نفوذ دارد. در تونس دو طریقه اهمیت بسیار دارد: شاذلیه * که زاویة سیدابوالحسن شاذلی * در نزدیکی گورستان جلاز در شهر تونس را در اختیار دارد، و تجانیه * که بویژه در منطقة جنوب گسترش فراوان دارد. طریقة تجانیه را سیدابراهیم ریاحی (١١٨٠ـ١٢٦٦/١٧٦٦ـ١٨٥٠) تأسیس کرد. این طریقه زنان را نیز به عضویت می پذیرد. مقبرة سیدابراهیم ریاحی به صورت زاویة طریقة تجانیه در آمده است . طریقة قادریه را نیز یک حاجی در ١١٨٨/١٧٨٤ به وجود آورد. طریقه های عیساویه ، علویه ، حشّانیه ، طِیبیه (شاخه ای از شاذلیه )، رحمانیه و طریقة عَزّوزیه اهمیت کمتری دارند ( الحرکة الاسلامیة فی تونس ، ص ٨١؛
امیرشاهی ، ٢٩ـ٣٠؛
کوک ، ص ٨٣ ـ ٨٤). نام علما و اندیشمندان بزرگ در تاریخ تونس باقی مانده ، که از آن جمله اند: ماگون ، اگوستین ، قسطنطین ، عبدالسلام بن سحنون ، ابن الجزار، ابن رشیق ، ابن عرفه ، ابن خلدون ، خیرالدین پاشا تونسی ، محمد بِیْرَم تونسی ، ابوالقاسم شابی و محمدطاهربن عاشور. فرهنگ ایران نیز در تونس نفوذ داشته است . نفوذ کامل ایران از دورة اغلبیان آغاز شد که هارون الرشید حکومت افریقیه را به ابراهیم بن اغلب سپرد. وی همراه با لشکریانی ، عمدتاً خراسانی ، در افریقیه ساکن شدند و فرهنگ و آداب و رسوم ایرانی را در این مناطق رایج ساختند. از جمله اندیشمندان ایرانی این دوران این اشخاص بودند: عبداللّه بن فرّوخ فارسی (متوفی ١٧٦)، خالدبن یزید فارسی ، و اسدبن فرات نیشابوری (متوفی ٢١٤) که از اعاظم فقهای مالکی بود. دومین مقطع تأثیرگذاری ایرانیان بر فرهنگ تونس ، هنگام ضعف امرای صنهاجی در اوایل قرن ششم در افریقیه بود. در این دوره امرای مستقلی فرمانروایی می کردند، از جمله بنوخراسان که ایرانی تبار بودند و شهر تونس را مرکز اداری و سیاسی خویش قرار دادند. در مدرسة زیتونه و مدرسة صادقیة این شهر تا قرن هفتم / سیزدهم و قبل از تحت الحمایه شدن تونس ، زبان فارسی تدریس می شد.
امروزه نام چندین خیابان اصلی شهر تونس ، نام شعرا و فیلسوفان بزرگ ایرانی همچون خیام ، حافظ ، مولوی ، ابن سینا، فارابی و رازی است (شریف ، ص ٢٤؛
احمدبن عامر، ص ١٦١ـ١٦٢؛
تونس و ایران قرون من التلاقح الحضاری ، ص ٨ ـ٩، ١١).
آموزش در تونس رایگان ، و تحصیل در دبستان اجباری است . از ابتدای دهة ١٣٦٠ ش / ١٩٨٠، زبان عربی در مدارس ، به عنوان زبان اول ، و فرانسه به عنوان زبان دوم ، و از ١٣٨١ ش /٢٠٠٢ زبان انگلیسی در کنار زبان فرانسه به صورت اجباری از سال پنجم ابتدایی تعلیم داده می شود. دانشگاه تونس (تأسیس در ١٣٣٩ ش / ١٩٦٠) اولین مؤسسة آموزش عالی در این کشور می باشد. در ١٣٦٥ ش / ١٩٨٦ نیز دانشگاه الوسط (جامعة الوسط ) در شهر مُنَستیر در نزدیکی سوسه و دانشگاه الجنوب (جامعة الجنوب ) در شهر صفاقس تأسیس شد. طبق آمار سازمان آمار کشور تونس ، میزان باسوادی در ١٣٧٨ ش / ١٩٩٩ بالغ بر ٧٣% بود (شهریور، ص ٢١٠، معطیات سیاسیة ، ص ٤١ـ٤٢؛
> کتاب سال جهان اروپا ٢٠٠٣ < ، ج ٢، ص ٤١١٩؛
«الجمهوریة التونسیة »، ص ٩٢ـ ٩٥؛
> «ادونت » < ؛
٢٠٠٣).
برخی مؤسسات فرهنگی تونس عبارت انداز: مؤسسة ادبیات عرب که در ١٣٠٩ش / ١٩٣٠ تأسیس شده و مطالعات گوناگونی در بارة تونس و اعراب و اسلام کرده است ؛
مؤسسة ملی باستان شناسی که در ١٣٣٦ش / ١٩٥٧ برای شناخت آثار تاریخی و باستانی تونس تأسیس شده است ؛
فرهنگستان علوم و ادبیات و هنر تونس که به «بیت الحکمه » نیز مشهور است ، در ١٣٧١ش / ١٩٩٢ تأسیس شده و هدف از تأسیس آن رشد و گسترش همکاریهای علمی و فرهنگی بین تونس و سایر کشورهاست ؛
و کتابخانة ملی تونس که در ١٣٠٢/ ١٨٨٥ تأسیس شده است («بررسی وضعیت فرهنگی در تونس »، سند ش ٨٩٥٦ مرکز اطلاع رسانی و خدمات رایانه ای سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی ؛
دجیلی ، ص ٢٩٦ـ٢٩٩؛
> جهان دانش ٢٠٠٢ < ، ص ١٥٨٥).
مهمترین روزنامه های تونس عبارت اند از: الصحافه ، الصّباح ، الحریه ، الشروق ، انباء تونس به انگلیسی و فرانسه ، و الانوار به زبان فرانسه ( معطیات سیاسیة ، ص ٦٣ـ٦٤).
رادیوهای دولتی تونس که برنامه هایش به زبانهای عربی و فرانسه و ایتالیایی است ، در شهرهای تونس و قفصه ، سفاقس و مُنَستیر ایستگاه دارند. تلویزیون این کشور در ١٣٧٥ ش /١٩٩٦ تأسیس شد و دو شبکة عربی ، شبکة هفت (قناة سبعة ) و شبکة جوانان (قناة الشباب )، دارد. تونس یک خبرگزاری دارد که در ١٣٤٠ ش / ١٩٦١ تأسیس شده و مرکز آن در پایتخت است و نمایندگیهایی در داخل و خارج از تونس دارد. اکثر خبرگزاریهای بین المللی ، از جمله آسوشیتدپرس ، یونایتدپرس و بی بی سی ، نیز به علت اهمیت تونس به عنوان پل ارتباطی ، در این کشور نمایندگی دارند (همان ، ص ٦٣ـ٦٦، ٩٩؛
امیرشاهی ، ص ٣٥؛
> خاورمیانه و شمال افریقا ١٩٨٤ـ١٩٨٥ < ، ص ٧٠٥).
پیشینه . تونس فعلی تقریباً معادل منطقة افریقیه است که در دورة حکومت رومیها به آن افریقیه (افریکا) می گفتند. در دورة اسلامی جزو مغرب الادنی (شامل طرابلس ، افریقیة قدیم و زاب ) گردید (مؤنس ، ج ١، جزء ١، ص ٣٦ـ٣٧؛
ناصری طاهری ، ص ١٩٥). از قدیمترین اعصار، قبایل بدوی ، شامل لوبیها و نومیدیها که بعداً به بربر معروف شدند، در این نواحی ساکن بودند. در ابتدای قرن دوازدهم پیش از میلاد، فنیقیها اولین قومی بودند که به سواحل تونس دسترسی یافتند و با ایجاد بندرهایی در سواحل آن ، به تجارت پرداختند. در ٨١٤ ق م گروهی از تجار فنیقی ، به ریاست زنی به نام «علیسّه » ، به تونس رفتند و با برقراری رابطة حسنه با ساکنان محلی ، قطعه زمینی را برای فعالیت تجاری از آنها خریدند و شهر کارتاژ را بنا نمودند (ابن ابی دینار، ص ٢٢ـ٢٣؛
فصول فی تاریخ تونس ، ص ٦؛
ثعالبی ، ١٤٠٧، ص ٦٧). در قرن ششم پیش از میلاد کارتاژها امپراتوری عظیمی در نواحی ساحلی تشکیل دادند و با برخورداری از بزرگترین ناوگان دریایی ، از راه دریا تسلط خود را بر مدیترانة غربی استحکام بخشیدند و بر بخشهایی از غرب افریقا و شمال دریای مدیترانه نفوذ کردند. بعد از گذشت ٦٤٨ سال از حکومت فنیقیها در تونس و بعد از سه جنگ مهم که یک قرن (٢٦٤ـ١٤٦ ق م ) طول کشید، در ١٤٦ ق م رومیها به طور کامل بر کارتاژ تسلط یافتند. در این تاریخ ، شهر کارتاژ را رومیها و بربرهای ناراضی با شعار «کارتاژ باید محو شود» ، کاملاً تخریب کرده بودند (ابن عذاری ، ج ١، ص ٣٥؛
شریف ، ص ٢١ـ٢٣، ١٤٣ـ١٤٤؛
فصول فی تاریخ تونس ، ص ٧، ١٢ـ١٣؛
عبدالوهاب ، ١٩٨٣، ص ١٦ـ ١٨). رومیها از همین شهر حدود ٦٣٢ سال بر افریقای شمالی حکومت نمودند و این نواحی تا ٤٣٩ میلادی ، که به تصرف نهایی واندالها در آمد، یکی از ایالتهای روم باستان بود. واندالها که از نژاد ژرمن بودند، بعد از تصرف اسپانیا، متصرفات رومیها در شمال افریقا را گرفتند و حکومت آنها ٩٥ سال طول کشید. در ٥٣٤ میلادی رومیها حدود ١١٣ سال بر سراسر تونس مسلط شدند و تا فتوحات اسلامی در آغاز سال ٢٧/ ٦٤٧ میلادی ، بر این مناطق حکومت کردند (شریف ، ص ٣٣ـ ٣٥؛
غنیمی ، ج ١، جزء ١، ص ٣١، ٥٥؛
ثعالبی ، ١٤٠٧، ص ٢٩؛
زیدان ، ج ٥، ص ١٩؛
نلسون ، ص ١٣ـ ٢٨).
دورة اسلامی . حدود ٥٢ سال (از ٢٧ تا ٧٩/ ٦٤٧ـ٦٩٩) طول کشید تا مغرب ، تماماً جزو قلمرو اسلامی شد. در زمان خلافت عثمان (٢٣ـ ٣٥)، عبداللّه بن سعدبن ابی سَرْح * از جانب وی والی مصر گردید. او در سال ٢٧، در نبردی با پاتریارک گریگوریوس ، حاکم رومی افریقیه (یا جرجیر در منابع عربی )، او را کشت و افریقیه را تصرف نمود. در این دوران جز چند عملیات کوچک نظامی در جنوب مصر، تحرکات جدّی در مغرب صورت نگرفت ، زیرا عثمان با بحرانهای شدید داخلی روبرو بود. این بحران تا زمان شهادت امام علی علیه السلام ادامه داشت و باعث توقف فتوحات به سمت مغرب شد. در سال ٤٥ معاویة بن حُدیج * فتوحات مسلمانان را در این نواحی گسترش داد و با حضور عُقْبة بن نافع * در مغرب در سال ٥٠ /٦٧٠ حملات منظم مسلمانان آغاز شد. در این زمان شهر قَیْروان در ١٦٠ کیلومتری جنوب کارتاژ بنا گردید و مسجدی نیز به نام عُقْبة احداث شد. قیروان تا مدتها مرکز افریقیه و حکومتهای این نواحی شناخته می شد. در سال ٧٩/ ٦٩٩، حَسّان بن نعمان * این منطقه را به طور کامل فتح کرد. وی بعد از غلبه بر کارتاژ نفوذ رومیها را در سواحل شمال افریقا برای همیشه از بین برد، شورش بربرها را آرام کرد، و بخش بسیاری از زمینهای زراعی را میان کشاورزان تقسیم نمود و اولین کارخانة کشتی سازی (دارالصناعه ) را در آنجا تأسیس نمود (ابن عذاری ، ج ١، ص ١٠ـ٢١، ٣٤ـ٣٥؛
فصول فی تاریخ تونس ، ص ١٩، ٢١؛
کعبی ، ص ٣٥؛
تونس خریطة الطرقات ، ص ٢؛
کرو، قسم ١، ص ١٦ـ ١٥) و با تثبیت وضع نظامی ـ سیاسی در مغرب ، دیوانها را تنظیم کرد و خراج را سامان داد. همچنین با اعزام فقیهان به نقاط مختلف افریقیه ، به نشر اسلام و گسترش زبان عربی پرداخت (ابن رقیق ، ص ٢٣ـ ٣٤؛
ابن عذاری ، ج ١، ص ٣٤ـ ٣٥).
ابراهیم بن اغلب ، مؤسس سلسلة اغلبی (حک : ١٨٤ـ٢٩٦)، نظر مساعد هارون الرشید را در تأسیس امارت مستقل در این منطقه جلب کرد و در ١٨٤ به امارت افریقیه رسید. وی دولت اغالبه را تأسیس نمود که ١١٠ سال به صورت موروثی حکومت کردند (طالبی ، ص ١٥١ـ١٥٩؛
ابن عذاری ، ج ١، ص ٩٢ـ٩٣؛
ثعالبی ، ١٤٠٧، ص ٢٠٤؛
ابن خلدون ، ج ٣، ص ٢٨٦).
در ٢٨٠/٨٩٣ ابوعبداللّه شیعی ، داعی فاطمیان در مغرب ، با نفود در سرزمین کتامه ، بربرهای مجاور را به حمایت از عُبیداللّه مهدی وا داشت و با حمایت آنان ، زیادة اللّه سوم ، آخرین امیراغلبی ، را سرنگون کرد و رَقّاده * ، پایتخت وی ، را گرفت و در ٢٩٧/٩١٠ عبیداللّه مهدی را خلیفه کرد ( د. اسلام ، چاپ دوم ، ج ١٠، ص ٦٤٥؛
عبداللّه محمد جمال الدین ، ص ٤١ـ٤٩؛
ثامر، ص ٤٥). عبیداللّه شهر مهدیه * را در کنار ساحل در ٣٠٨/٩٢١ بنا کرد و پایتخت کشور را از شهر قیروان به مهدیه منتقل نمود (غنیمی ، ج ٢، جزء ٣، ص ٧٣ـ٧٤؛
ثامر، ص ٤٦؛
شریف ، ص ٤٦؛
عروی ، ج ٢، ص ٦٥).
المُعزّ فاطمی بعد از فتح مصر و تأسیس شهر قاهره ، بُلُقّین بن زیری * را در ٣٦٢/٩٧٣ نمایندة خود در افریقیه و مغرب (به استثنای صقلیّه / سیسیل ) کرد و به مصر رفت . بدین ترتیب ، بربرهای آل زیری که در تثبیت حکومت فاطمیان در شمال افریقا نقش داشتند و شورشهای ضدفاطمی را سرکوب کردند، خود به فرمانروایی این منطقه رسیدند و دولت صَنهاجه را در ٣٦٢ تأسیس نمودند و از ٣٦٢ تا ٥٥٥ حکومت کردند (ابن خلدون ، ج ٤، ص ٥٨ـ٦٠؛
ادریس ، ص ١٤١؛
فصول فی تاریخ تونس ، ص ٢٨، ٣٠؛
شریف ، ص ٥٢ ـ٧٤).
از ٥٥٥ تا ٦٢٥/١١٦٠ـ١٢٣٦ موحدین بر افریقیه حکومت کردند. در ٦٢٥/١٢٣٦ ابوزکریا یحیی بن ابی حفص ، از نزدیکان موحدین و در پی زوال آنان ، حکومت افریقیه را به دست گرفت و تشکیل حکومت حفصیان را اعلام کرد و شهر تونس را پایتخت خود نمود (برونشویگ ، ج ١، ص ٢٩ـ ٦٨؛
شریف ، ص ٥٩؛
فصول فی تاریخ تونس ، ص ٤٠؛
غنیمی ، ج ٣، جزء ٥، ص ٣٠ـ٣٩؛
عبدالوهاب ، ١٩٨٣، ص ١٠٢، ١٠٨) حکمرانی حفصیان در تونس بیشتر از سه قرن طول کشید ولی در سدة پایانی زمامداری حفصیان ، منطقة تونس با شورشهای داخلی فراوانی روبرو شد. رقابت میان ترکها و اسپانیاییها برای سلطه بر سواحل مدیترانه ، دولت حفصیان را تحت تأثیر قرار داد. در ٩٣٥/١٥٢٩، خیرالدین بارباروس * شهر تونس را اشغال کرد ولی در ٩٤٢/١٥٣٥ حفصیان با پشتیبانی اسپانیاییها توانستند تونس را دوباره به دست گیرند. جنگ میان ترکها و اسپانیاییها در شهرهای مختلف تونس ٣٩ سال به طول انجامید تا سرانجام سِنان پاشا، سردار ترک ، در ٩٨١/١٥٧٣ بر تونس مسلط شد. از آن پس تا ١٣١ سال ، حکمرانان تونس از طرف حکومت عثمانی (باب عالی ) منصوب می شدند (ثامر، ص ٥١ ـ٥٣؛
عبدالوهاب ، ١٩٨٣، ص ١٢٦؛
شریف ، ص ٥٢، ٥٧ ـ٦٦؛
زیاده ، ص ١٨٥؛
بل ، ص ٤٢٩؛
کتاب التاریخ ، ص ١٣١).
از ١٠٤١/١٦٣١ نفوذ بای * ها با حکومت مرادبای در تونس شروع و سلسلة مرادی (مرادیان ) تشکیل شد که تا زمان مرادبای سوم (بوباله ) ادامه یافت . ابراهیم الشریف در ١١١٤/١٧٠٢ و در درگیریهای داخلی ، مرادبای سوم را به قتل رساند و سه سال ، قدرت را به دست گرفت . ولی در ١١١٧/ ١٧٠٥ حسین بن علی ترکی ، از یاران ابراهیم الشریف ، خود را بای تونس نامید و به طور مستقل بر تونس حکومت کرد، با آغاز حکومت حسین بن علی ترکی ، سلسلة * حسینیان در تونس بنیاد نهاده شد (عبدالوهاب ، ١٩٨٣، ص ١٣٩؛
شریف ، ص ١٦١؛
کتاب التاریخ ، ص ١٤٠؛
فصول فی تاریخ تونس ، ص ٥١).
در ١١٢٢/ ١٧٠٠ سلطان عثمانی ، سلطنت حسین و خاندانش را به رسمیت شناخت . سلسلة حسینیان تا ١٢٩٨/ ١٨٨١ که تونس تحت الحمایة فرانسه شد، در تونس سلطنت کردند و از آن پس تا ١٣٣٦ ش /١٩٥٧، نزدیک به هشتاد سال ، تحت الحمایة فرانسه باقی ماندند.
احمدبای * که از ١٢٥٣ تا ١٢٧١/ ١٨٣٧ـ ١٨٥٥ حکومت کرد، مصرّانه خواستار ایجاد اصلاحات و تحول در همة زمینه ها بود. وی مشاوران غربی ، عمدتاً فرانسوی ، را به تونس آورد تا با کمک آنان ارتش و نیروی دریایی مدرن و صنایع مربوط به آنها را به وجود آورد. همچنین مدرسة جنگ (المدرسة الحربیة )، کارخانة اسلحه سازی و کارخانة کشتی سازی را تأسیس نمود و نظامِ سربازگیری را ایجاد کرد و به اجرا در آورد که موجب ناراحتی شدید کشاورزان گردید. مهمترین اقدام وی تلاش برای وارد کردن تونسیهای عرب زبان در دستگاه حکومت بود که از مدتها قبل در دست ترکها و مملوکها قرار داشت . وی در مکاتبات رسمی با دربار عثمانی از عربی استفاده می کرد. او بردگی را لغو کرد و اقدامات دیگری برای نزدیکتر کردن تونس
به شیوة زندگی اروپایی انجام داد. این اقدامات باعث کاهش ذخایر مالی دولت و استقراض از خارج شد که گسترش سلطة سیاسی و اقتصادی اروپا را در تونس در پی داشت (محمدبن خوجه ، ص ٢٨؛
فصول فی تاریخ تونس ، ص ٦٢؛
ثامر، ص ٥٣، ٥٦ ـ٥٧؛
تیمومی ، ٢٠٠٢، ص ٥٣، ٥٩). حاکم بعدی ، محمدپاشا (حک : ١٢٧١ـ ١٢٧٦/ ١٨٥٥ـ١٨٥٩)، سعی کرد اروپا را نادیده بگیرد ولی در پی اعدام یک یهودی تونسی به اتهام کُفرگویی ، دولت انگلیس و فرانسه سریعاً حاکم تونس را وا داشتند تا در ٢٠ محرّم ١٢٧٤/ ١٠ سپتامبر ١٨٥٧ عهدنامه ای به نام «عهدالامان » صادر نماید. این اولین منشور رسمی در دفاع از حقوق بشر در جهان اسلام بود که تصویب می شد ( د. جودائیکا ، ج ١٥، ستون ١٤٤٦؛
ثامر، ص ٥٧).
دورة استعمار فرانسه . نفوذ اروپا در تونس در اواخر قرن سیزدهم / اواسط قرن نوزدهم بیشتر شد. اروپاییان ابتدا از نظر مالی و تجاری و سپس از نظر سیاسی و نظامی و فرهنگی و دینی در تونس نفوذ کردند. از موارد نفوذ تجاری اروپاییان در تونس ، معاهدات نابرابری بود که دولت انگلیس در ١٢٨٠ و ١٢٩٢/ ١٨٦٣ و ١٨٧٥ و ایتالیا در ١٢٨٥/ ١٨٦٨ بر تونس تحمیل کردند. به موجب این معاهدات ، دولت تونس حق نداشت واردات کالاهای انگلیسی و ایتالیایی را منع یا محدود نماید و انگلیسیها و ایتالیاییها فقط می بایست برای واردات خود ٨% مالیات می پرداختند. در ١٢٨٦/ ١٨٦٩ تونس به علت نپرداختن بدهیهای خود ورشکسته شد و کشورهای اروپایی ، امور مالی تونس را در اختیار گرفتند. در ١٢٨٦/ ١٨٦٩ حاکم تونس ، محمد سوم معروف به محمدالصادق بای (حک : ١٢٧٥ـ١٢٩٩/ ١٨٥٩ـ١٨٨٢)، زیر فشار اروپاییان ، یک هیئت مالی بین المللی مرکّب از تونسیها و اروپاییان تشکیل داد که تا ١٣٠١/١٨٨٤ به عنوان وزارت دارایی تونس عمل می کرد. این سلطة اقتصادی در دهة ١٢٩٠/١٨٧٠ بسیار افزایش یافت . در زمان وزارت اصلاح طلبانة خیرالدین پاشا * (١٢٩٠ـ ١٢٩٤/ ١٨٧٣ـ١٨٧٧) که از پرنفوذترین دولتمردان تونس بود، آخرین تلاش جدّی جهت تقویت تونس از داخل و اجتناب از سلطة اروپاییها صورت گرفت (کلیولند ، ص ٣٣ـ٦١؛
لاپیدوس ، ص ٦٩٧؛
شملی ، قسم ٢، ص ٩٩ـ١٠١؛
زمرلی ، ١٩٨٦، ص ١٠٣؛
تیمومی ، ٢٠٠٢، ص ٤٩ـ٥٠). فرانسه برای سلطه بر تونس صرفاً به رضایت رقیب اصلی خود، انگلیس ، نیاز داشت و در ١٢٩٥/١٨٧٨ در کنگرة برلین رضایت انگلیس و نیز آلمان را به دست آورد. بدین ترتیب در ٢٤ جمادی الاولی ١٢٩٨/ ٢٤ آوریل ١٨٨١ ارتش فرانسه ، تونس را اشغال کرد. محمدالصادق مجبور شد که در ١٢ جمادی الا´خرة ١٢٩٨/ ١٢ مه ١٨٨١ پیمان باردو (منطقه ای در حومة شهر تونس ) یا القصرالسعید را امضا کند. به موجب این پیمان ، حاکم تونس از آزادی عملکرد خارجی محروم شد و امور مالی به فرانسویان منتقل گردید. بعد از وفات محمدالصادق ، جانشین وی علی بای (١٢٩٩ـ١٣٢٠/ ١٨٨٢ـ ١٩٠٢) تحت فشار، قراردادی امضا کرد که به موجب آن دولت تونس می بایست بر طبق نظر و در جهت تأمین منافع دولت فرانسه در دستگاههای اداری و قضایی و مالی تونس تغییراتی ایجاد می کرد. این قرارداد که به کنوانسیون المرسی (منطقة نزدیک شهر تونس ) معروف بود، در ١٣٠٠/١٨٨٣ امضا شد و باعث کامل شدن سلطة فرانسویان بر تونس گردید. بر اساس پیمان باردو، مسائل سیاسی و روابط خارجی تونس به دولت فرانسه محول گردید و به واسطة همین قرارداد، اختیارات داخلی حاکم تونس نیز محدود شد (ثامر، ص ٦٠، ٦٤؛
معطیات سیاسیة ، ص ١٧؛
فصول فی تاریخ تونس ، ص ٦٧).
در دهة ١٣١٠/١٨٩٠، گروهی از نوگرایان مسلمان که تحصیلکردة غرب بودند با عنوان «تونسیهای جوان » (الشباب التونسی ) ظهور کردند. اینان متأثر از ترکهای جوان * و ملی گرایی عرب و حزب ملی مصر بودند. از برنامه نوسازی و غربی سازی جامعة تونس ، شامل اقدامات سیاسی و اجتماعی در چارچوبی ملی گرایانه و بر مبنای تجددگرایی دفاع می کردند. این برنامه در زمینة اقتصادی عمدتاً شامل نوسازی کشاورزی و صنایع محلی از طریق آموزش حرفه ای و اصلاحات مالی بود. از جهت سیاسی ، تونسیهای جوان خواستار استقلال تونس نبودند، بلکه صرفاً خواهان سهمی در حکومت بودند. آنان با راه اندازی نشریة التونسی در ١٣٢٥/١٩٠٧ ابتدا به مدیریت علی باش حانبه و به زبان فرانسه ، سپس از ١٣٢٧/١٩٠٩ به مدیریت عبدالعزیز ثعالبی و به عربی خواستار آموزش جدید برای هموطنان خود و نیز ترغیب فرانسویهای آزادیخواه برای کمک به تونسیها برای نوسازی بودند. در جنگ جهانی اول ، فعالیتهای ملی گرایانه در تونس کمتر بود، ولی در دورة بعد از جنگ ، اولین اقدام جهت سامان دهی نیروهای ملی گرا و مذهبی با ایجاد حزب آزادیخواه قانون اساسی تونس (الحزب الحرّ الدستوری التونسی یا اختصاراً حزب دستور) صورت گرفت . این حزب در جمادی الا´خرة ١٣٣٨/ مارس ١٩١٩ به رهبری عبدالعزیز ثعالبی پایه گذاری شد. هدف کوتاه مدت حزب دستور، ایجاد حکومتی مبتنی بر قانون اساسی بود که به موجب آن مردم تونس بتوانند بر سرنوشت خود حاکم ، و از حقوق مساوی با اروپاییان بهره مند شوند. هدف بلندمدت آن نیز استقلال تونس بود (لاپیدوس ، ص ٧٠٠؛
ثامر، ص ١٣٨، ١٤٣؛
شریف ، ص ١١٥ـ١٢٣؛
بالتا، ص ٦١؛
ژولین ، ص ١٢١ـ١٢٥؛
ثعالبی ، ١٩٩٥، ص ٦٥).
ثعالبی برای معرفی مظلومیت تونس و کسب مشروعیت بین المللی به خارج مهاجرت کرد که چهارده سال (١٩٢٣ـ١٩٣٧) طول کشید. دوری او از حزب ، عامل توقف روند رشد و فعالیت آن شد. در بین سالهای ١٩٢٤ و ١٩٢٥ و با تأیید حزب دستور، انجمن کارگران تونس (جامعة العَمَلة التونسیین ) به طور مستقل از انجمنهای کارگران فرانسه تأسیس شد (شریف ، ص ١١٧؛
عبدالسلام بن حمیده ، ص ٦٠ـ٦١؛
ایوانوف ، ص ٢٦٧؛
تیمومی ، ٢٠٠٢، ص ١١٣؛
ثعالبی ، ١٩٨٥، مقدمة حمادی ساحلی ، ص ٥).
در ١٠ آبان ١٣١١/ اول نوامبر ١٩٣٢، حبیب بورقیبه * و محمود ماطری از حزب دستور تونس بیرون آمده و روزنامة العمل التونسی به زبان فرانسه را منتشر کردند. رهبران جدید را مهاجران روستاها و شهرهای کوچک و جمعیت گسترش یافتة جدید شهری پشتیبانی می کردند. این گروه خواستار مشارکت گسترده تر در حزب آزادی پارلمانی و اقداماتی اساسیتر برای استقلال تونس بودند. حزب در ٢٢و ٢٣ اردیبهشت ١٣١٢/ ١٢ و ١٣ مه ١٩٣٣ اجلاسی بر گزار کرد و موافقت خود را با ورود هیئت تحریریة روزنامة العمل التونسی در کمیتة اجرایی حزب ، اعلام نمود. بورقیبه در کنگرة ١٣١١ش / ١٩٣٢ حزب دستور، خواهان استقلال تونس شد و طی پیمانی با فرانسه منافع فرانسه را تضمین کرد. از این تاریخ به بعد نقطة عطفی در تاریخ حزب به وجود آمد زیرا میان گروه قدیمی حزب و گروه جدید روزنامة العمل التونسی اختلاف افتاد و باعث شد کنگره ، اجلاسی برای حل اختلاف در ١١ اسفند ١٣١٢/ ٢ مارس ١٩٣٤ بر گزار کند. اعضای قدیمی حزب در این کنگره ، معروف به کنگرة «قصر هلال »، شرکت نکردند و اعضای جدید، از حزب دستور جدا شدند و حزب آزادیخواه دستور جدید (الحزب الحرّالدستوری الجدید یا اختصاراً حزب دستور جدید) را به ریاست ماطری و دبیرکلی بورقیبه به وجود آوردند (ساره ، ١٩٨٦، ص ١٦ـ١٧؛
ثامر، ص ١٤٨ـ١٥١؛
زمرلی ، ١٩٨٦، ص ٣٥٧ـ ٣٥٨؛
ایوانوف ، ص ٢٧٢؛
تراب زمزمی ، قسم ٢، ص ١٤٩).
گسترش فعالیت حزب جدید در میان مردم عامل دستگیری حبیب بورقیبه و چند عضو دیگر در ١٢ شهریور ١٣١٢/ ٣ سپتامبر ١٩٣٤ و تبعید او شد. همچنین در پی تحرکات و قیامهای مردم علیه سلطة فرانسه ، در فروردین ١٣١٧/ آوریل ١٩٣٨ فرانسویان مردم را بشدت سرکوب کردند که منجر به وقوع حوادث خونین گردید (شریف ، ص ١٢٢، ١٢٤؛
ایوانوف ، ص ٢٧٦؛
ثامر، ص ١٥٢، ١٥٦). در پی این حادثه ، دولت ، احزاب سیاسی را منحل ، و بورقیبه را دوباره دستگیر کرد. با این حال ، حزب فشار سیاسی بر فرانسه را متوقف نکرد و در حالی که بورقیبه در زندانهای فرانسه بود، محمد منصف بای ، رئیس دولت تونس (حک : ١٣٢١ـ١٣٢٢ ش / ١٩٤٢ـ١٩٤٣)، برای کسب خودمختاری بیشتر تلاش نمود. وی خواستهای تونسیها را در شانزده بند مبنی بر تشکیل مجلسی جدید، عربی بودن زبان آموزشی و تصاحب درآمدهای کلان و سرمایه گذاریهای بخش حمل ونقل ، به اطلاع امیرال استوا ، فرمانده فرانسوی مقیم تونس رساند (زمرلی ، ١٩٨٩، ص ١٠؛
بالتا، ص ٦٢) اما مقامات فرانسوی در ٢٣ اردیبهشت ١٣٢٣/ ١٤ مه ١٩٤٣ وی را به اتهام همدستی با آلمانها از حکومت بر کنار کردند و به صحرای الجزایر و سپس به شهر پو در فرانسه تبعید کردند و به این ترتیب وی قهرمان ملی شد (زمرلی ، ١٩٨٩، ص ١١٠ـ١١١؛
ثامر، ص ١٦٦ـ١٧١؛
عبدالوهاب ، ١٩٨٣، ص ١٨٧).
بورقیبه که پس از بازگشت به تونس ، مدتی از خانة خود ممنوع الخروج شده بود، در ١٣٢٤ ش / ١٩٤٥ بعد از چند روز از اعلان تأسیس اتحادیة عرب در مصر در همان سال ، مخفیانه به آن کشور گریخت و در آنجا برای استقلال تونس تبلیغات گسترده ای کرد (شریف ، ص ١٣٢؛
ثامر، ص ١٦٧ـ ١٦٨). در ٢٠ ژانویة ١٩٤٦، نورالدین حَشادبن فرحات حَشاد، اتحادیة عمومی تونسی برای کار (الاتحاد العام التونسی للشغل ) را پایه گذاری کرد، که سهم بسزایی در استقلال تونس و دفاع از حقوق کارگران داشت (عبدالسلام بن حمیده ، ص ٨١؛
تیمومی ، ٢٠٠١، ص ١١٣؛
تراب زمزمی ، قسم ١، ص ٢١؛
ثامر، ص ١٧٢). در مرداد ١٣٢٦/ اوت ١٩٤٧ اصلاحات در فرانسه اعلام شد، و در همان سال در تونس به اجرا در آمد و تا حدودی به تونس خودمختاری داده شد، اما همچنان سلطة سیاسی در دست فرانسویها بود. در ١٣٢٨ ش / سپتامبر ١٩٤٩ بورقیبه از تبعید بازگشت و مبارزه برای استقلال تونس را از سرگرفت .
در ١٣٢٩ ش /١٩٥٠ محمد شَنیق به نخست وزیری رسید و در ١٣٣٠ ش / ١٩٥١ فرانسه در پاسخ به احساسات ملی گرایانه ، به تعداد بیشتری از تونسیها در دولت شنیق سمتهای اداری و دولتی اعطا نمود و دبیرکل حزب دستور جدید، صالح بن یوسف ، نیز به عضویت آن دولت در آمد. اما اعتراضها و تظاهرات سیاسی ضدفرانسوی بخصوص بعد از سقوط دولت شنیق ، دستگیری اعضای دولت ، و همچنین ترور نورالدین حشاد در ١٣٣١ ش / ١٩٥٢ شدت می یافت . با اوج گیری تظاهرات ، در ٩ مرداد ١٣٣٣/ ٣١ ژوئیة ١٩٥٤ نخست وزیر فرانسه ، پیرمندس فرانس ، برای بررسی اوضاع تونس و با مأموریت ایجاد آشتی و سازش به تونس رفت . وی با انتشار بیانیه ای ، که در ١٢ خرداد ١٣٣٤/ ٣ ژوئن ١٩٥٥ دو دولت رسماً امضا کردند، استقلال داخلی تونس را اعلام نمود (عبدالوهاب ، ١٩٨٣، ص ٢٣١ـ٢٣٢؛
زمرلی ، ١٩٨٩، ص ٢٧ـ ٢٨؛
معطیات سیاسیة ، ص ١٦؛
ساره ، ١٩٨٦، ص ٢٠ـ٢١؛
ایوانوف ، ص ٢٨٠، ٢٨٣، ٢٨٦؛
شریف ، ص ١٣٥، ١٣٧).
دورة استقلال . بر اساس مقاوله نامه ای که در ٢٩ اسفند ١٣٣٥/٢٠ مارس ١٩٥٦ در پاریس به امضا رسید، تونس ، کشوری مستقل شناخته شد. پنج روز پس از استقلال ، انتخابات مجلس ملی مؤسسان (المجلس القومی التأسیسی ) بر گزار شد و حزب دستور جدید با ٩ر٩٨% آرا به پیروزی رسید و رهبر حزب ، حبیب بورقیبه ، نخست وزیر نظام سلطنتی شد و اولین حکومت بعد از استقلال شکل گرفت ( > دستینة سیاسی جهان : ١٩٩٨ < ، ص ٩٢٥؛
هزبون ، ص ٩٩ـ١٠٠؛
ایوانوف ، ص ٢٨٧ـ ٢٨٨؛
شریف ، ص ١٣٨؛
معطیات سیاسیة ، همانجا؛
نلسون ، ص ٣١).
بورقیبه که تحصیلات دانشگاهی را در فرانسه گذرانده بود، ابتدا تحولات وسیعی در نظام اداری ایجاد کرد و سازمانهای قدیمی را به نحوی دگرگون ساخت ؛
تقریباً دو سوم از کارمندان دولت را که از پروردگان استعمار و نظام سلطنت بودند، برکنار کرد، تونس را به چهارده استان تقسیم نمود و برای هر کدام استانداری بر گزید که زیرنظر مستقیم دولت مرکزی بود. وی با انجام دادن اصلاحاتی در دورة نخست وزیری ، به تحکیم پایه های قدرت خویش پرداخت . در تابستان ١٣٣٦ ش / ١٩٥٧ رهبران حزب خواستار لغو سلطنت و استقرار نظام جمهوری گردیدند. مجلس ملی نیز که در حال تدوین قانون اساسی بود، در نشستی فوق العاده در ٣ مرداد ١٣٣٦/ ٢٥ ژوئیة ١٩٥٧ قانونی در این باره تصویب کرد و به این ترتیب نظام سلطنتی تونس لغو شد و با اعلام جمهوری ، پایه های قدرت حزب دستور جدید قوام بیشتری یافت . مجلس ملی ، که در واقع نمایندگان حزب دستور جدید بودند، قدرت فوق العاده ای به رئیس جمهور دادند. ریاست حکومت ، ریاست قوة مجریه و ریاست حزب به او واگذار شد و از اختیارات گسترده ای ، از جمله حق نقض قوانین مصوب مجلس ملی ، برخوردار گردید. با اعلام نظام جمهوری ، مجلس ملی ، حبیب بورقیبه را رئیس جمهور کرد. به موازات افزایش قدرت بورقیبه ، محبوبیت او نزد مردم افزایش یافت ؛
به طوری که به عنوان رهبر و پدر استقلال و قائد اعظم و مجاهد اکبر شهرت یافت (احمدبن عامر، ص ٥٢٦؛
کوک ،ص ٧٩؛
ایوانوف ، ص ٢٨٩).
در خرداد ١٣٣٨/ اول ژوئن ١٩٥٩ قانون اساسی جدید تدوین گردید که به موجب آن نظام سیاسی بر پایة تفکیک قوا و مساوات در برابر قانون و تضمین آزادی عقیده و آزادی اجتماعات ، شکل گرفت ولی آزادی عقیده و اجتماعات فقط در حد سخن باقی ماند، از طرفی اختلافات میان حبیب بورقیبه و صالح بن یوسف شدت گرفت . محمد فرحات دادستان کل کشور شد. او ربع قرن در این مقام باقی ماند و تمام سرکوبهای مخالفان بورقیبه را برنامه ریزی کرد. محمد فرحات تمام پرونده های قضایی را به خواست حبیب بورقیبه رسیدگی می کرد. بعد از استقلال از همان آغاز تشکیل دولت ، چندین دادگاه ــ از جمله دادگاه عالی کشور که در ١٣٣٥ ش /١٩٥٦ بیشتر برای سرکوب مخالفان بورقیبه برپا شده بود ــ پیروان صالح بن یوسف را به اعدام محکوم کردند. بورقیبه کمیتة غیرنظامی مختص ترور افراد را با هدایت البشیر زُرْق عُیون و محجوب بن علی ، شکل داد و این کمیته در شهریور ١٣٤٠/ اوت ١٩٦١ رهبری ترور صالح بن یوسف را در آلمان به دست عبداللّه الوردانی به عهده گرفت و بورقیبه به او نشان افتخار ملی داد (درویش ، ص ٦١، ١٠٨؛
ساره ، ١٩٨٦، ص ٢٥؛
طوبال ، ص ٤٨ـ٤٩؛
تراب زمزمی ، قسم ٢، ص ٢١١).
در ١٣٤٢ ش /١٩٦٣ جمعی از شخصیتهای ملی گرای نزدیک به صالح بن یوسف و تعدادی از روحانیون زیتونه ، کودتایی را برضد بورقیبه رهبری کردند که به شکست انجامید و برخی از این افراد در دادگاه نظامی به مرگ و برخی دیگر به زندان محکوم شدند. همچنین در اوایل بهمن ١٣٤١/ ژانویة ١٩٦٣ فعالیت حزب کمونیست تونس (الحزب الشیوعی التونسی )، ممنوع اعلام شد (هرماسی ، ص ٢٠؛
ساره ، ١٩٨٦، ص ٢٥ـ٢٦). به طور کلی در ١٣٤٢ ش / ١٩٦٣ آزادیهای عمومی در تونس کاملاً از بین رفت .
در ١٧ آبان ١٣٤٢/ ٨ نوامبر ١٩٦٣، اولین انتخابات ریاست جمهوری بر طبق قانون اساسی انجام شد و بورقیبه به ریاست جمهوری انتخاب گردید. گرچه نظام تک حزبی به طور رسمی در تونس اعلام نشد، در ١٣٤٣ ش / ١٩٦٤ در انتخابات مجلس ملی ، حزب دستور جدید، که تنها حزب سیاسی و قانونی بود، همة نود کرسی مجلس را به خود اختصاص داد. در آبان / نوامبر همان سال ، نام این حزب به حزب سوسیالیست قانون اساسی (الحزب الاءشتراکی الدستوری ) تبدیل گردید و یک برنامة اقتصادی سوسیالیستی میانه رو اعلام شد که آغاز آن سلب مالکیت ارضی خارجیان و تیولداران بود. از ١٣٤٣ تا ١٣٤٨ ش / ١٩٦٤ـ١٩٦٩ برای سوسیالیستی کردن مزارع کشاورزی ، تحت نظارت وزیر دارایی و برنامه ریزی ، أحمدبن صالح ، تلاشهایی
,Paris١٩٧٧,p.٤٢٥ L'Architecture Sacreإ De L'Islam Y.Korbendau, کی ، ١٣٣٤ش ، ص ١٢٨ـ١٢٩) و پیشخدمتها زیرن صورت گرفت که در شهریور ١٣٤٨/ سپتامبر ١٩٦٩ به علت مقاومت روستاییان و نتایج ضعیف حاصل از آن ، متوقف گردید (لاپیدوس ، ص ٧٠٢؛
> کتاب سال جهان اروپا ٢٠٠٣ < ، ج ٢، ص ٤١١٤؛
هرماسی ، ص ٣٥) و احمدبن صالح و تعدادی از پیروان و دوستان وی به اتهام خیانت زندانی شدند.
در دهة ١٩٧٠ سیاست خصوصی سازی با الهادی نُوَیْره ، نخست وزیر و دبیرکل حزب ، شروع شد. در ١٣٥٤ ش / ١٩٧٥ مجلس ملی نمایندگان تونس به اتفاق آرا قانون اساسی تونس را تغییر داد و بورقیبه را رئیس جمهور مادام العمر تونس کرد که نخست وزیر نیز جانشین او به شمار می آمد. در ١٣٥٦/٢٦ ژانویة ١٩٧٨ جنبش کارگری و اعتصاب ، سراسر کشور را فرا گرفت . نشستها و جلسات سرمایه داران و کارفرمایان با رهبران اتحادیة عمومی تونسی برای کار برای بهبود وضع کارگران به شکست منجر شد ( الحرکة الاسلامیة فی تونس ، ص ١٥؛
هرماسی ، ص ٤٢، ١٤٤ـ١٤٥؛
طوبال ، ص ٩، ١٢٩؛
«وانطلقت الثورة من قفصة »، ص ٢٧؛
ساره ، ١٩٨٦، ص ٣٤). در ٧ بهمن ١٣٥٨/ ٢٧ ژانویة ١٩٨٠ جنبش مسلحانة شهر قَفصه در مرکز تونس با رهبری جنبشِ انقلابیِ آزادیبخش تونس (الحرکة الثوریة لتحریر تونس ) به وقوع پیوست و حاکمیت تک حزبی بورقیبه را به چالش فرا خواند. در ١٣٥٩ ش / آوریل ١٩٨٠ نویره استعفا کرد و محمد مزالی ، نخست وزیر و دبیرکل حزب سوسیالیست قانون اساسی گردید.
در زمان حکومت مزالی ، نشانه های افزایش تحمل سیاسی نمایان گردید و بسیاری از اشخاصی که قبلاً به سبب شورش دستگیر شده بودند، عفو شدند. همچنین در ١٣٦٠ ش / ١٩٨١ حزب کمونیست تونس قانونی اعلام شد و بدین ترتیب نظام تک حزبی در تونس پایان یافت . دولت اعلام کرد که هر گروه سیاسی که بیش از ٥% آرا را در انتخابات بعدی مجلس به دست بیاورد، نیز به رسمیت شناخته خواهد شد. در انتخابات مجلس ملی در آبان ١٣٦٠/ نوامبر ١٩٨١ حزب سوسیالیست قانون اساسی و اتحادیه های اصناف ، کشاورزان ، کارفرمایان و زنان ، ائتلافی به نام جبهة ملی تشکیل دادند که بیش از ٦ر٩٤% آرا و همة ١٢٦ کرسی مجلس را به دست آورد. گروههای مخالف ، از جمله حزب کمونیست و جنبش دموکراتهای سوسیالیست (حرکة الدیمقراطیین الاءشتراکیین )، اظهار داشتند که در انتخابات تقلب شده است . این گروهها چون نتوانستند ٥% آرا را به دست آورند، به رسمیت شناخته نشدند ( > کتاب سال جهان اروپا ٢٠٠٣ < ، همانجا؛
وندوال ، ص ٦٠٢ـ٦٠٣، ٦١٠؛
ساره ، ١٩٨٦، ص ٣٦، ٣٨، ١١٤؛
الحرکة الاسلامیة فی تونس ، ص ١٦٣).
در ١٣٦١ ش / ١٩٨٢ تونس به یاسر عرفات ، رهبر سازمان آزادی بخش فلسطین ، و صدها تن از یاران وی که از لبنان اخراج شده بودند، پناهندگی داد. از سویی ، دولت تونس با مخالفت روزافزون حزب جنبش گرایش اسلامی (حرکة الاءتّجاه الاءسلامی ، بعدها «النهضة »)، که غیرقانونی اعلام شده بود، مواجه گردید ( رجوع کنید بهالنهضة * ، حزب ). این حزب ، که از نیرومندترین گروههای اسلامی و سیاسی بود، در ١٣٥٨ ش / ١٩٧٩ به رهبری راشد الغنوشی (تحصیلکردة سوریه ) و عبدالفتاح مورو اولین نشستهای مخفیانة خود را انجام داد. در ١٧ فروردین ١٣٦٠/ ٦ آوریل ١٩٨١، در کنفرانسی خبری ، غنوشی موجودیت و مشروعیت علنی جنبش خود را اعلام کرد و خواستار کسب مجوز فعالیت سیاسی از دولت شد (ساره ، ١٩٨٦، ص ٢٠٣؛
همو، ١٩٩٥، ص ٣٧؛
همو، ١٩٩٤، ص ٣٢؛
بلحاج ، ص ٥٦). درخواست این جنبش مبنی بر رسمیت یافتن به عنوان حزب سیاسی ، رد شد و اکثر اعضا و رهبران آن دستگیر شدند.
در ١٤ دی ١٣٦٢/ ٤ ژانویة ١٩٨٤ نارضایتیهای گسترده از سلطة سیاسی حزب سوسیالیست قانون اساسی و ادامة مشکلات اقتصادی ، منجر به قیام معروف به انقلاب نان («ثورة الخبز») در تیر ١٣٦٣/ ژوئیة ١٩٨٤ گردید. عامل اولیة این اعتراضات ، افزایش ٥ر١١٢ درصدیِ بهای موادغذایی و بخصوص قطع یارانة نان بود. دولت تونس وضع اضطراری اعلام کرد و در درگیریهای تظاهرکنندگان و نیروهای دولتی ، حدود یکصدتن کشته شدند (دکمجیان ، ص ٢٠٣؛
درویش ، ص ١٦٩؛
سیدعبدالمجید، ص ١٣٧). در ١٦ آبان ١٣٦٦/ ٧ نوامبر ١٩٨٧ ژنرال زین العابدین بن علی به استناد یک گواهی پزشکی ، بورقیبه را به علت اختلال روانی و بیماری ، فاقد توانایی لازم برای ادامة حکومت دانست (بورقیبه در فروردین ١٣٧٩/ آوریل ٢٠٠٠ درگذشت ). طبق قانون اساسی ، بن علی که در مهر ١٣٦٦/ اکتبر ١٩٨٧ نخست وزیر شده بود، به عنوان رئیس جمهور سوگند یاد کرد. هادی بَکّوش یار دیرینة بن علی ، که قبلاً وزیر امور اجتماعی بود، نخست وزیر، و حبیب عمار، فرمانده گارد ملی و نفر دوم کودتا، وزیر کشور شد. بن علی دولت جدیدی تشکیل داد و چندین تن از دوستان نزدیک بورقیبه ، از جمله محمد الصیاح و منصور السخیری ، را بر کنار کرد. وی در اولین نطق رادیویی خود بر حق مردم در دخالت در امور سیاسی و اقتصادی ، و لزوم تجدیدنظر در قانون اساسی و بر گزاری انتخابات آزاد با شرکت تمام گروههای سیاسی و نیز عفو عمومی تأکید کرد ( > دستینة سیاسی جهان : ١٩٩٨ < ، ص ٩٢٥؛
معطیات سیاسیة ، ص ٧ـ ٨؛
امیرشاهی ، ص ٧٩؛
وندوال ، ص ٦١٣). در بهمن ١٣٦٧/ فوریة ١٩٨٨ نام حزب سوسیالیست قانون اساسی ، به حزب تجمع قانون اساسی دموکراتیک (التجمع الدستوری الدیمقراطی ) تغییر یافت تا تعهد دولت جدید نسبت به اصلاحات دموکراتیک را منعکس نماید. البته تغییر نام حزب ، موجب شد تا تعدادی از چپ گراهای مارکسیست و کمونیست ، که با هویت اسلامی مردم ضدیت داشتند، وارد حزب شوند. با قانونی شدن احزاب ، مجلس ملی طرحهایی برای اصلاح قانون اساسی تصویب کرد که به موجب آن ، مادام العمر بودن ریاست جمهوری لغو گردید و مقرر شد که رئیس جمهور هر پنج سال یک بار، و حداکثر دو دورة متوالی ، با آرای مردم انتخاب شود. در اواخر ١٣٦٧ ش / ١٩٨٨، بن علی ، «منشور ملی » (المیثاق الوطنی ) را با احزاب سیاسی و اجتماعی از جمله «النهضة » به اجرا در آورد. گرچه احزاب متعددی در اولین انتخابات آزاد تونس (فروردین ١٣٦٨/ آوریل ١٩٨٩) شرکت کردند، حزب حاکم همة ١٤١ کرسی مجلس را به دست آورد و بن علی با کسب ٢٧ر٩٩% از آرا، رئیس جمهور شد. بن علی در سپتامبر همان سال ، بکّوش را به علت اختلاف بر سر خط مشی اقتصادی برکنار کرد و حامد قروی ، وزیر سابق دادگستری ، را نخست وزیر نمود. در ١٣٦٨ ش / اواخر ١٩٨٩ دولت بن علی ، درخواستِ رسمیت یافتن جنبش النهضة را رد کرد( > دستینة سیاسی جهان : ١٩٩٨ < ، ص ٩٢٥؛
بالتا، ص ٨٠ ـ٨١؛
تراب زمزمی ، قسم ٢، ص ٢٣٢ـ٢٣٣، ٣١٢؛
محمدبن نصر، ص ١٥٨) که این امر موجب بروز ناآرامیهایی بر ضد دولت در چندین دانشگاه گردید. حملة دولت بن علی به هواداران النهضة در ١٩٩٠ و ١٩٩١، حدود سی هزار زندانی و صدها تبعیدی و دهها کشته برجا گذاشت (عبدالغنی ، ١٩٩١، ص ٢١؛
همو، ١٩٩٢، ص ٢٨؛
محمدبن نصر، ص ١٦٥ـ١٧٥). در انتخابات ریاست جمهوری و انتخابات مجلس در اسفند ١٣٧٣/مارس ١٩٩٤، بن علی و حزب او با اکثریت آرا سمتهای خود را مجدداً به دست آوردند. هرچند احزاب مخالف نیز برای اولین مرتبه ، در مجلس این کشور کرسیهایی کسب کردند. حزب تجمع قانون اساسی دموکراتیک در انتخابات محلی اردیبهشت ١٣٧٤/ مه ١٩٩٥، پیروز شد و زمام امور تمامی شوراهای شهرها را به دست گرفت ، در حالی که احزاب مخالف تنها شش کرسی به دست آوردند. با اصلاحیه ای در قانون اساسی در ١٣٧٧ ش / ١٩٩٨، انتخاب مجدد یک فرد به ریاست جمهوری تا سه دورة پنج سالة متوالی ، بلامانع اعلام شد. تونس ، به رغم قبول نظام چند حزبی در انتخابات این سال ، همچنان تحت سلطة نظام تک حزبی بود و بن علی با کسب ٤ر٩٩% آرا برای سومین بار تا ٢٠٠٤ رئیس جمهور تونس شد (وندوال ، ص ٦١٤ـ٦١٥؛
کاسارینو ، ص ٦٩ـ٧٢).
در دهة ١٩٩٠ و اوایل قرن بیست و یکم دولت بن علی به سبب تعدی به حقوق فردی و سیاسی مردم مورد انتقاد سازمانهای مختلف بین المللی قرار گرفت . همچنین تعدادی سازمان دفاع از حقوق بشر در تونس تأسیس شد، از جمله شورای ملی برای آزادیها «المجلس الوطنی للحریات »، کمیسیون پشتیبانی و حمایت از مقاومت مدنی و سیاسی در تونس «لجنة دعم المقاومة المدنیة و السیاسیة فی تونس » و کمیسیون حمایت از آزادیها و حقوق بشر در تونس «لجنة دعم الحریات و حقوق الاءنسان فی تونس » و جمعیت تونس آزاد «جمعیت تونس الحرة » ( > «زیتونه » < ، ٢٠٠٣؛
سعید، ص ١٤ـ ١٥). در ٢٦ مه ٢٠٠٢ دولت بن علی ، تغییر قانون اساسی کشور مصوب خرداد ١٣٣٨ ش / ژوئن ١٩٥٩ را برای همه پرسی عمومی مطرح کرد. هدف این همه پرسی تعدیلِ تمام فصلهای قانون اساسی کشور و نیمی از بندهای آن بود. بیشتر احزاب مخالف در این همه پرسی شرکت نکردند ولی دولت اعلام کرد که ٥٢ر٩٩% از مردم با تغییر قانون اساسی کشور موافقت کرده اند. در این تغییرات ، محدودیت تعداد دوره های ریاست جمهوری حذف شد و سن رئیس جمهور از هفتاد سالگی به ٧٥ سالگی افزایش یافت . به این ترتیب بن علی می توانست دو دوره انتخابی دیگر شرکت کند و تا ٢٠١٤ در حکومت باقی بماند (خشانه ، ٢٠٠٢ الف ، ص ١٨؛
همو، ٢٠٠٢ ب ، ص ٢٨).
ساختار سیاسی و قضایی . بر اساس اصل اول قانون اساسی تونس ، مصوب خرداد ١٣٣٨/ ژوئن ١٩٥٩، نظام حکومتی تونس ، جمهوری پارلمانی است . طبق اصل هجدهم قانون اساسی ، امور قوة مقننه به مجلس شورای ملی واگذار شده است . این نمایندگان برای دوره های پنج ساله و با آرای عمومی انتخاب می شوند. قوة مجریه در دست رئیس جمهور است که باید مسلمان باشد و هم زمان با انتخابات مجلس نمایندگان ، از طریق آرای عمومی انتخاب شود. رئیس جمهور اعضای حکومت را انتخاب می کند و آنان فقط در برابر وی مسئول اند. با وجود این ، مجلس می تواند از دولت انتقاد کند. رئیس جمهور دارای قدرت فراوانی ، از جمله حق نقض قوانین مجلس ملی ، است و فرماندهی کل قوا و عزل و نصب تمام مقامات کشوری و لشکری را به عهده دارد. قوة قضائیه نیز طبق قانون اساسی مستقل است . قضات با پیشنهاد شورای عالی قضایی و با فرمان ریاست جمهوری تعیین می گردند.
احزاب و گروهها. به موجب قانون ، آزادی بیان و مطبوعات و اجتماعات و ایجاد انجمنها و جمعیتها و اتحادیه های رسمی ، تضمین شده است ولی در واقع ، تونس نظام تک حزبی دارد. احزاب مجاز تونس عبارت اند از: جنبش دموکراتهای سوسیالیست (حرکة الدیمقراطیین الاءشتراکیین ) به ریاست اسماعیل بولحیه ؛
جنبش تجددخواه (حرکة التجدید) به ریاست محمد حرمل که وارث حزب کمونیست تونس است ؛
حزب اتحاد مردمی (حزب الوحدة الشعبیة ) به ریاست احمد بلحاج عمر؛
حزب آزادی خواه اجتماعی (الحزب الاجتماعی التحریری ) به ریاست منیر الباجی ؛
حزب ترقی خواه سوسیالیست (التجمع الاشتراکی التقدمی ) به ریاست أحمد نجیب الشابی ؛
حزب اتحاد دموکراتیک برای وحدت (الاءتحاد الدیمقراطی الوحدوی ) به ریاست عبدالرحمان التلیلی (جمعیة النساء الدیمقراطیات ؛
معطیات سیاسیة ، ص ١٣ـ١٤؛
> دستینة سیاسی جهان : ١٩٩٨ < ، ص ٩٢٧).
سیاست خارجی . سیاست خارجی تونس بر اساس حفظ استقلال و تمامیت ارضی و حسن همجواری و توسعة روابط سیاسی و اجتماعی و فرهنگی با دیگر کشورهاست که شامل تلاش جهت ایجاد همبستگی در منطقة مغرب و ایجاد توافق و همکاری در میان اعراب و کشورهای اروپایی و کشورهای مدیترانه می باشد. به علت گرایش سران تونس ، بخصوص بورقیبه ، به غرب ، این کشور در جرگة کشورهای وابسته به غرب قرار می گیرد. اولویت سیاست خارجی تونس در وهلة نخست کشورهای افریقایی ، بویژه مغرب افریقا، می باشد و در فصل اول قانون اساسی ، تونس از کشورهای مغرب عربی اعلام شده است (امیرشاهی ، ص ٩٣؛
معطیات سیاسیة ، ص ١٠٠).
تونس از زمان استقلال چندین دوره با الجزایر و لیبی اختلاف داشته است . طی سالهای ١٣٤٢ و ١٣٤٣ ش / ١٩٦٣ و ١٩٦٤ اختلافات مرزی تونس با الجزایر حل و فصل شد و طرحهایی برای همکاری فنی تهیه گردید. در همین سالها روابط تونس با مراکش نیز بهبود یافت . تونس روابط خود را با کشورهای عربی و بخصوص مصر، به رغم حمایت دولت عبدالناصر از صالح بن یوسف ، تقویت کرد اما در فروردین ١٣٤٤/ آوریل ١٩٦٥ با پیشنهاد غیرمنتظرة بورقیبه مبنی بر سازش اعراب با اسرائیل طبق مفاد قطعنامة ١٣٢٦ ش / ١٩٤٧ سازمان ملل ، روابط این کشور با مصر تنزل یافت ، تا اینکه طی درگیریهای اعراب و اسرائیل در اردیبهشت ١٣٤٦/ مه ١٩٦٧، تونس کاملاً از اعراب حمایت کرد. روابط تونس با لیبی فراز و نشیبهای بسیاری داشته است . اختلاف میان دو کشور و دخالت لیبی در مسائل داخلی کشور، از جمله انتفاضة مسلحانة قفصه و اختلافات مرزی ، روابط دو کشور را سرد کرد.
در بهمن ١٣٦٨/ فوریة ١٩٨٩، در گردهمایی سران کشورهای افریقای شمالی در مراکش ، با عقد معاهده ای «اتحادیة مغرب عربی » شامل الجزایر و لیبی و موریتانی و مغرب و تونس تشکیل شد. در آن معاهده ، تشکیل شورایی مرکّب از سران کشورها، تشکیل منظم نشستهای وزرای امور خارجه و آزادی انتقال کالا و خدمات و سرمایه و نیروی انسانی در سراسر کشورهای منطقه قید گردید ( > دستینة سیاسی جهان : ١٩٩٨ < ، ص ٩٢٦؛
تراب زمزمی ، قسم ٢، ص ٢٢٦؛
ساره ، ١٩٨٦، ص ٣٦).
تونس متمایل به اقتصاد بازار آزاد و خصوصی سازی است و اولین کشور از کشورهای جنوب است که به عنوان عضو مشورتی در نشستهای اتحادیة اروپا شرکت می کند.در ١٣٧٨ ش / ١٩٩١ بن علی پیشنهادی مبنی بر تشکیل صندوق همبستگی جهانی مطرح کرد. تونس همچنین عضو سازمان ملل متحد، سازمان وحدت افریقا، سازمان کنفرانس اسلامی ، اتحادیة عرب و جنبش عدم تعهد است ( معطیات سیاسیة ؛
> دستینة سیاسی جهان : ١٩٩٨ < ، همانجاها؛
ادریس ، ص ١٦٥).
پس از استقلال تونس ، در ١٣٣٥ ش / ١٩٥٦ دولت ایران برای تحکیم روابط تونس و ایران ، نماینده ای به تونس فرستاد و در ١٣٣٦ ش / ١٩٥٧ سفارت ایران در تونس تأسیس شد. در ١٣٤٣ ش / ١٩٦٤، در پی سفر بورقیبه به ایران ، اعلامیه ای مشترک به منظور گسترش همه جانبة روابط دو کشور امضا شد و در ١٣٤٨ ش / ١٩٦٩ شاه ایران متقابلاً به تونس سفر کرد. تا ١٣٥١ ش / ١٩٧٢، دولت تونس در ایران سفیر آکْردیته داشت که مقیم آنکارا بود، ولی در این سال اقدام به افتتاح سفارت در تهران نمود. در ١٣٦١ ش / ١٩٨٢، دولت تونس به بهانة صرفه جویی در امور مالی و مخالفت با جنگ عراق و ایران ، نمایندگی خود را در تهران تعطیل کرد. دولت تونس در جنگ تحمیلی آشکارا از عراق حمایت می کرد و در مجامع بین المللی ، بخصوص در مورد مسائل حقوق بشر، علیه ایران رأی می داد. در ١٣٦٦ ش / ١٩٨٧، کاردار ایران از تونس اخراج گردید و روابط دو جانبه به طور کامل قطع شد. در ١٣٦٩ ش / ١٩٩٠، روابط سیاسی از سرگرفته شد و در ١٣٧٢ ش / ١٩٩٣ به سطح سفیر ارتقا یافت و روابط تجاری و اقتصادی به میزانی چشمگیر رشد کرد (کعاک ، ص ٦٣؛
امیرشاهی ، ص ١٠١ـ١٠٢).
منابع :
(١) ابن ابی دینار، المؤنس فی اخبار افریقیا و تونس ، چاپ محمد شمام ، تونس ١٣٨٧؛
(٢) ابن خلدون ؛
(٣) ابن رقیق ، قطعة من تاریخ افریقیة و المغرب ، چاپ عبداللّه علی زیدان و عزالدین عمر موسی ، بیروت ١٩٩٠؛
(٤) ابن عذاری ، البیان المغرب فی اخبار الاندلس و المغرب ، ج ١، چاپ کولن و لوی ـ پرووانسال ، بیروت ١٩٨٣؛
(٥) احمدبن عامر، تونس عبرالتاریخ منذاقدم العصور الی اعلان الجمهوریة ، تونس ١٣٧٩/١٩٦٠؛
(٦) رشید ادریس ، «بناءالدولة التونسیة الحدیثة الواقع و الا´فاق »، در تونس الامس و تونس الغد ، تونس : المجمع التونسی للعلوم و الا´داب و الفنون ، ٢٠٠٢؛
(٧) ذوالفقار امیرشاهی ، تونس ، تهران : دفتر مطالعات سیاسی و بین المللی ، ١٣٧٣ ش ؛
(٨) ن .ا. ایوانوف ، « تونس »، در تاریخ الاقطار العربیة المعاصر: ١٩١٧ـ١٩٧٠ ، ج ٢، مسکو: دارالتقدم ، ١٩٧٦؛
(٩) پل بالتا، مغرب بزرگ : از استقلالها تا سال ٢٠٠٠ ، ترجمة عباس آگاهی ، تهران ١٣٧٠ ش ؛
(١٠) روبر برونشویگ ، تاریخ افریقیة فی العهد الحفصی ، نقله الی العربیة حمادی ساحلی ، بیروت ١٩٨٨؛
(١١) آلفرد بل ، الفرق الاسلامیّة فی الشمال الافریقی من الفتح العربی حتی الیوم ، ترجمه عن الفرنسیة عبدالرحمان بدوی ، بیروت ١٩٨٧؛
(١٢) عبدالعزیز بلحاج ، الحرکة الاسلامیة فی تونس نقدالخطاب الدینی ، بیروت ١٩٩٤؛
(١٣) منجی بورقو، «عوامل التکون المور فولوجی و تغیرات المحیط فی الحوض السفحی لوادالکبیرملیان خلال الهلوسینی »، المجلة الجغرافیة التونسیة ، ش ١٩ و ٢٠ (١٩٩١)؛
(١٤) حبیب ثامر، هذه تونس ، چاپ حمادی ساحلی ، بیروت ١٤٠٨/١٩٨٨؛
(١٥) عبدالمجید تراب زمزمی ، تونس ... فی مواجهة التضلیل ، بیروت ١٤١٠/١٩٨٩؛
(١٦) تونس ، تونس : الدیوان القومی للسیاحة التونسیه ، ٢٠٠٠؛
(١٧) تونس : خریطة الطرقات ، تونس : الدیوان القومی للسیاحة التونسیه ، ٢٠٠١؛
(١٨) تونس و ایران قرون من التلاقح الحضاری ، تألیف علی الشای و دیگران ، تونس : الدارالتونسیة للنشر، ١٩٧١؛
(١٩) هادی تیمومی ، تاریخ تونس الاجتماعی : ١٨٨١ـ١٩٥٦ ، صفاقس ٢٠٠١؛
(٢٠) همو، «خصوصیات مسیرة تونس نحو الحداثة (١٨٤٦ـ١٩٦٤)»، در تونس الامس و تونس الغد ، تونس : المجمع التونسی للعلوم و الا´داب و الفنون ، ٢٠٠٢؛
(٢١) عبدالعزیز ثعالبی ، تاریخ شمال افریقیا من الفتح الاسلامی الی نهایة الدولة الاغلبیة ، چاپ احمدبن میلاد و محمد ادریس ، بیروت ١٤٠٧/١٩٨٧؛
همو، عبدالعزیز الثعالبی : من آثاره و اخباره
(٢٢) فی المشرق و المغرب ، چاپ صالح خرفی ، بیروت ١٩٩٥؛
(٢٣) همو، محاضرات فی تاریخ المذاهب و الادیان ، چاپ حمادی ساحلی ، بیروت ١٩٨٥؛
(٢٤) «الجمهوریة التونسیة »، الاسلام الیوم ، ش ٣ (رجب ١٤٠٥)؛
(٢٥) الحرکة الاسلامیة فی تونس ، ( بیروت ) : مرکز دراسات العالم العربی ، ( بی تا. ) ؛
(٢٦) احسان حقی ، المغرب العربی ، بیروت : دارالیقظة العربیه ، ( بی تا. ) ؛
(٢٧) علی حمزه ، «دراسة اولیة لتطور الانجراف فی السباسب العلیا التونسیة منذالهولوسین »، المجلة الجغرافیة التونسیة ، ش ١٥ (١٩٨٧)؛
(٢٨) رشید خشانه ، «بن علی ضمن ولایتین رئاسیتین بعد موافقة ٥٢/٩٩ فی المائة علی تعدیل الدستور»، الحیاة ، ش ١٤٣١٣، ٢٨ مه ٢٠٠٢ الف ؛
(٢٩) همو، «مشروع التعدیل یطاول نصف بنودالدستور»، الحیاة ، ش ١٤٢٢٥، ا مارس ٢٠٠٢ ب ؛
(٣٠) ژ. دپوا، تونس ، تعریب الصادق مازیغ ، تونس ١٩٦٩؛
(٣١) عبدالکریم دجیلی ، «ملاحظات حول الخزائن المخطوطة فی تونس و الجزایر و المغرب »، المورد ، ج ٣، ش ٤ (١٣٩٤)؛
(٣٢) قصی صالح درویش ، یحدث فی تونس ، مونتروی ١٩٨٧؛
(٣٣) صادق زمرلی ، اعلام تونسیّون ، تقدیم و تعریب حمادی ساحلی ، بیروت ١٩٨٦؛
(٣٤) همو، تونس فی عهدالمنصف بای : ١٩٤٢ـ١٩٤٣ ، تقدیم و تعریب حمادی ساحلی ، بیروت ١٩٨٩؛
(٣٥) نیکلا زیاده ، افریقیات ، لندن ١٩٩١؛
(٣٦) جرجی زیدان ، تاریخ التمدن الاسلامی ، چاپ حسین مؤنس ، قاهره ( بی تا. ) ؛
(٣٧) شارل آندره ژولین ، المعمِّرون الفرنسیون و حرکة الشباب التونسی ، تعریب محمد مزالی و بشیربن سلامه ، تونس ١٩٨٥؛
(٣٨) فایز ساره ، الاحزاب و الحرکات السیاسیة فی تونس : ١٩٣٢ـ١٩٨٤ ، دمشق ١٩٨٦؛
(٣٩) همو، الحرکة الاسلامیة فی المغرب العربی : نشأتها، تطورها، برامجها ، بیروت ١٩٩٥؛
(٤٠) همو، دراسات فی الاسلام السیاسی ، دمشق ١٩٩٤؛
(٤١) صافی سعید، بورقیبة : سیرة شبه محرّمة ، بیروت ٢٠٠٠؛
(٤٢) سیدعبدالمجید، «اضطرابات الخبز فی تونس و دیمقراطیة النخبة »، السیاسة الدولیة ، ش ٧٦ (آوریل ١٩٨٤)؛
(٤٣) محمدهادی شریف ، تاریخ تونس ، تونس ٢٠٠١؛
(٤٤) منجی شملی ، فی الثقافة التونسیة ، بیروت ١٤٠٥/١٩٨٥؛
(٤٥) رضا شهریور، «شناخت تونس »، نامة فرهنگ ، سال ٩، دورة ٣، ش ٤ (١٣٧٨)؛
(٤٦) محمد طالبی ، الدولة الاغلبیة : التاریخ السیاسی ، تعریب منجی صیادی ، بیروت ١٤١٥/١٩٩٥؛
(٤٧) خمیس طعم اللّه ، «الدیمغرافیة التونسیة فی القرن العشرین »، در تونس الامس و تونس الغد ، همان ؛
(٤٨) ابراهیم طوبال ، البدیل الثوری فی تونس ، بیروت ١٩٧٩؛
(٤٩) عبدالسلام بن حمیده ، الحرکة النقابیة الوطنیة للشغلیة بتونس : ١٩٢٤ـ١٩٥٦ ، ترجمة رضا بسباس و دیگران ، صفاقس ١٩٨٤؛
(٥٠) جمال عبدالغنی ، «تونس : حفل افتتاح سجون جدیدة ...»، البلاد ، ش ٦٣ (دسامبر ١٩٩١)؛
(٥١) همو، «٣٠ الف الاسلامی تحت مقصلة النظام »، البلاد ، ش ٨٨ (اوت ١٩٩٢)؛
(٥٢) عبداللّه محمد جمال الدین ، الدولة الفاطمیة : قیامها ببلادالمغرب و انتقالها الی مصر الی نهایة القرن الرابع الهجری مع عنایة خاصة بالجیش ، قاهره ١٤١١/١٩٩١؛
(٥٣) حسن حسنی عبدالوهاب ، خلاصة تاریخ تونس ، تونس ١٩٨٣؛
(٥٤) همو، ورقات عن الحضارة العربیة بافریقیة التونسیة ، قسم ٣، تونس ١٩٧٢؛
(٥٥) عبداللّه عروی ، مجمل تاریخ المغرب ، ج ٢، بیروت ١٩٩٤؛
(٥٦) عبدالفتاح مقلد غنیمی ، موسوعة تاریخ المغرب العربی ، قاهره ١٤١٤/١٩٩٤؛
(٥٧) فصول فی تاریخ تونس ، ( تألیف ) محمد هاشمی زرین عابدین و دیگران ، تونس : الشرکة التونسیة للتوزیع ، ١٩٨٣؛
(٥٨) کتاب التاریخ ، تألیف رشید تومی و دیگران ، ( تونس ) : المرکز القومی البیداغوجی ، ١٩٨٦؛
(٥٩) ابوالقاسم محمد کرو، عصرالقیروان ، دمشق ١٩٨٩؛
(٦٠) عثمان کعاک ، العلاقات بین تونس و ایران عبرالتاریخ ، تونس ١٩٧٢؛
(٦١) منجی کعبی ، القیروان ، بیروت ١٩٩٠؛
(٦٢) ژوزف کوک ، مسلمانان افریقا ، ترجمة اسداللّه علوی ، مشهد ١٣٧٣ ش ؛
(٦٣) عزام محجوب ، «تطور تونس الدیمغرافی و الاقتصادی فی القرن العشرین »، در تونس الامس و تونس الغد ، همان ؛
(٦٤) محمدبن خوجه ، «وزراء تونس قبل الحمایة و بعدها»، المجلة الزیتونیة ، ج ٣، جزء ١ (ذیقعدة ١٣٥٧)؛
(٦٥) محمدبن نصر، «حرکة النهضة و الحکم التونسی : من التطبیع الی القطیعة ، قراءات سیاسیة ، ش ٢ و ٣ (ربیع و صیف ١٩٩١)؛
(٦٦) معطیات سیاسیة ، تونس : الوکالة التونسیة لاتصال الخارجیة ، ١٩٩٨؛
(٦٧) حسین مؤنس ، تاریخ المغرب و حضارته ، بیروت ١٤١٢/ ١٩٩٢؛
(٦٨) عبداللّه ناصری طاهری ، مقدمه ای بر تاریخ سیاسی اجتماعی شمال آفریقا: از آغاز تا ظهور عثمانیها ، تهران ١٣٧٥ ش ؛
(٦٩) وانطلقت الثورة من قفصة ، ( تونس ) : الحرکة الثوریة لتحریر تونس ، ( بی تا. ) ؛
(٧٠) لئونارد پاتریک هاروی ، «تاریخ المور یسکیین السیاسی و الاجتماعی و الثقافی »، ترجمة عبدالواحد لؤلؤه ، در الحضارة العربیة الاسلامیة فی الاندلس ، تحریر سلمی خضراء جیوسی ، ج ١، بیروت : مرکز دراسات الوحدة العربیه ، ١٩٩٩؛
(٧١) محمدصالح هرماسی ، تونس ... الحرکة العمالیّة فی نظام التبعیّة و الحزب الواحد: ١٩٥٦ـ١٩٨٦ ، بیروت ١٩٩٠؛
(٧٢) Jean-Pierre Cassarino, "The Eu-Tunisian Association Agreement and Tunisia's structural reform program", MEJ , vol. ٥٣, no. ١ (Winter ١٩٩٩);
(٧٣) William L. Cleveland, "The Municipal Council of Tunis, ١٨٥٨-١٨٧٠: a study in urban institutional change" IJMES , vol. ٩, no.١ (Feb. ١٩٧٨);
(٧٤) R. Hrair Dekmejian, Islam in revolution: fundamentalism in the Arab world , ٢nd ed. Syracuse, N. Y. ١٩٩٥;
(٧٥) "Edunet", Edunet. [Online(. Available: http://www.edunet.tn. )٢ June ٢٠٠٣(;
(٧٦) Encarta encyclopedia, ١٩٩٩, )CD-Rom(, Microsoft Co.;
(٧٧) Encyclopaedia Judaica , Jerusalem ١٩٧٨-١٩٨٢, s.v. "Tunis, Tunisia" (by David Corcos);
(٧٨) EI ٢ , s.vv. "Tunisia. I(a): Geography (by R. Brunschwig), II(b): "The Islamic period up to ca. ١٥٠٠" (by Mounira Chapoutot-Remadi and Radhi Daghfous);
(٧٩) The Europa world yearbook ٢٠٠٣ , London: Europa Publications, ٢٠٠٣;
(٨٠) Waleed Hazbun, "Rethinking anti-colonial movements and the political economy of decolonization: the case of Tunisia", Arab studies quarterly , vol. ١٦, no.١ (Winter ١٩٩٤);
"Key economic and social indicators", Tunisieinfo. )Online(.Available:http: //www.tunisieinfo.com/indicators/ indicators-en. pdf. )٢ June ٢٠٠٣(;
Ira M. Lapidus, A history of Islamic societies , Cambridge ١٩٩١;
The Middle East and North Africa ١٩٨٤-٨٥ , ٣١st ed. London: Europa Publications, s.v. "Tunisia: physical and social geography" (by D. R. Harris);
Nina Nelson, Tunisia , London ١٩٧٤;
Political handbook of the world: ١٩٩٨ , ed. Arthur S.Banks and Thomas C. Muller, New York: CSA Pubs., ١٩٩٨;
The Times atlas of the world , London ١٩٩٢;
"Tunisia", Tourismtunisia. )Online(. Available: http://www. tourismtunisia.com )١١Des.٢٠٠٢(;
"Tunisie: donnإes de base", Tunisie. )Online(. Available: http://www.tunisie. com/basicfr./ html. )٢ June ٢٠٠٣];
Dirk Vandewalle,
"From the new state to the new era: toward a second republic in Tunisia", MEJ , vol.٤٢, no. ٤ (Autumn ١٩٨٨);
The World of learning ٢٠٠٢ , ٥٢nd ed. London: Europa Publications, ٢٠٠١;
"Zeitouna", Zeitounatv. [Online(. Available: http://www.zeitounatv. com. )٢ June ٢٠٠٣].
/ عباس میرزایی اصل و توفیق نبیل حموده /