دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٢٩٢٣
پیربوداق قراقوینلو(١) ، امیر ترکمان حاکم فارس و بغداد (حک :٨٦٦ ـ٨٧١). عضدالدولة والدین ابوالفتح میرزا پیربوداق فرزند جهانشاه قراقوینلو بود. از سال تولد او اطلاعی در دست نیست . ورود وی به عرصة تاخت و تازهای سیاسی ایران با قدرت گرفتن پدرش در ٨٤١، از سوی شاهرخ ، آغاز شد. آنگاه در ٨٥٢ از جانب پدر حاکم بغداد شد (غیاثی ، ص ٣٠٥). پیربوداق در ربیع الاول ٨٥٦ بغداد را به قصد تصرف عراق عجم و فارس ترک کرد و در همین سال قم و گلپایگان (جرباذقان ) و اصفهان و کاشان و شیراز را گرفت (همان ، ص ٣٠٦ـ٣٠٧؛ طهرانی ، ص ٣٢٦؛ کاتب یزدی ، ص ١٢ـ١٣؛ هینتس ، ص ١٧٣). از سوی دیگر، در پی پراکندگی سپاه عراق عجم بابر میرزا، حاکم شیراز، یزد را به خلیل میرزا، نوة شاهرخ ، سپرد و به خراسان رفت . پس از آنکه جهانشاه پسران خود، پیربوداق و محمدی میرزا، را از شیراز و اصفهان فراخواند و این دو شهر از ترکمانان تخلیه شد، بابرمیرزا سنجرمیرزا را از سوی خود حاکم شیراز کرد. در اواخر شعبان ٨٥٨ میان سنجر و پیربوداق جنگی درگرفت که به پیروزی پیربوداق انجامید و شیراز در دست او باقی ماند (غیاثی ، ص ٣٠٧؛ طهرانی ، ص ٣٣١، ٣٣٣؛ کاتب یزدی ، ص ٢٦٥ـ٢٦٦؛ میرخواند، ج ٦، ص ٧٥٦، ٧٨٢ـ٧٨٥). پس از فرار سنجر به خراسان ، در همان سال پیربوداق قلمرو خود را گسترش داد و از فارس تا خوزستان و بغداد و لار و جِرون (بندرعباس ) را تصرف کرد (طهرانی ، ص ٣٣٤ـ٣٣٥؛ میرخواند، ج ٦، ص ٨٥٣)، سپس از سوی پدر مأمور دفع مخالفان در کرمان شد و در جنگهای متعدد با سنجر، کرمان را تصرف کرد. پیربوداق پس از خرابی بسیار در کرمان ، حکومت آنجا را به درخواست مادرش به برادر خود، ابویوسف میرزا، واگذارد و عازم شیراز شد (طهرانی ، ص ٣٣٦ـ ٣٣٨، ٣٤٠؛ کاتب یزدی ، ص ٢٧٤ـ٢٧٥).
در ٨٦١ جهانشاه تصمیم به تصرف خراسان گرفت . پس از آنکه وی هرات را تصرف کرد، سلطان ابوسعید، فرمانروای سمرقند و ماوراءالنهر، برای تسخیر هرات به راه افتاد. پیربوداق از شیراز به پدرش پیوست و داوطلب جنگ با ابوسعید شد، اما پس از اسارت تعدادی از ترکمانان ، ناچار به اردوی پدر گریخت (طهرانی ، ص ٣٥٤ـ ٣٥٥؛ غیاثی ، ص ٣١٤؛ خواندمیر، ج ٤، ص ٧٤ـ ٧٥؛ عبدالرزاق سمرقندی ، ج ٢، جزء ٣، ص ١١٨٠ـ ١١٨١، دو منبع اخیر تاریخ تصرف خراسان را ٨٦٣ ذکر کرده اند). جهانشاه ، که خبر ناخوشایند شورش پسرش ، حسن علی ، در آذربایجان به گوشش رسیده بود، تصمیم به مصالحه گرفت و به آذربایجان بازگشت . پیربوداق نیز رهسپار یزد شد و در آنجا دست به ویرانی و آشوب زد. سپس به شیراز رفت و بر پدر عصیان کرد و به مال و ملک عراق عجم دست اندازی کرد (غیاثی ، ص ٣١٥ـ٣١٦؛ طهرانی ، ص ٣٥٥ـ٣٥٧، ٣٦١؛ قس عبدالرزاق سمرقندی ، ج ٢، جزء٣، ص ١١٨٢، ١٣٠٧ـ ١٣٠٨؛ خواندمیر، ج ٤، ص ٧٥؛ میرخواند، همانجا؛ هینتس ، ص ١٧٣ـ ١٧٤). جهانشاه به سوی شیراز لشکر کشید. پیربوداق نیز از نیریز تا شولستان را که حدود پنجاه فرسخ بود سد کشید و هر جا که مناسب دید برج و بارو ساخت . با در گرفتن جنگ ، کار بر پیربوداق سخت گردید و با وساطت مادرش قرار شد پیربوداق به شوشتر برود و به عصیان خود خاتمه دهد. اما جهانشاه او را از شوشتر به بغداد راند. پیربوداق همچنان در خیال تصرف شیراز و مخالفت با پدرش بود و به قلمرو پدرش دست اندازی می کرد (غیاثی ، ص ٣١٧؛ طهرانی ، ص ٣٦٠ـ٣٦٦؛ خواندمیر، ج ٤، ص ٨٥). پس از مدتی جهانشاه به بغداد حمله کرد و یک یا دو سال بغداد را در محاصره داشت تا آنکه شهر دچار قحطی شد و تعدادی از یاران پیربوداق به اردوی جهانشاه پناه بردند. گروهی از امیران پیربوداق نیز قصد داشتند شهر را به جهانشاه تسلیم کنند که پیربوداق آنان را کشت . سرانجام پیربوداق واسطة صلح فرستاد و قرار شد که شهر و خزاین را تسلیم پدر کند و از شهر خارج شود. اما محمدی میرزا، برادر پیربوداق ، به دستور پدر او را در اول ذیقعدة ٨٧٠ (قس عبدالرزاق سمرقندی ، ج ٢، جزء ٣، ص ١٣١٠؛ دولتشاه سمرقندی ، ص ٣٤٥) به قتل رساند. مرگ او سرآغاز زوال این خاندان شد، زیرا مردم از این رفتار جهانشاه متنفر شدند (غیاثی ، ص ٣٢٢ـ ٣٢٥؛ طهرانی ، ص ٢٨٩، ٣٧١ـ ٣٧٣).
پیربوداق بی اندازه خشن و در شهرهای فتح شده دست به غارت و کشتار می زد. از او اشعاری باقی مانده است که از مکاتبات منظوم او و پدرش حکایت دارد. احمدبن حسین بن علی کاتب ، تاریخ جدید یزد را به نام پیربوداق نوشته است (طهرانی ، ص ٣٣٧ـ٣٤٠، ٣٥٦؛ دولتشاه سمرقندی ، ص ٣٤٤ـ ٣٤٥؛ میرخواند، همانجا).
منابع :
(١) غیاث الدین بن همام الدین خواندمیر، تاریخ حبیب السیر ، چاپ محمد دبیرسیاقی ، تهران ١٣٦٢ش ؛
(٢) دولتشاه سمرقندی ، تذکرة الشعراء ، چاپ محمدرمضانی ، تهران ١٣٣٨ش ؛
(٣) ابوبکر طهرانی ، کتاب دیار بکریه ، چاپ نجاتی لوغال و فاروق سومر، تهران ١٣٥٦ش ؛
(٤) عبدالرزاق سمرقندی ، مطلع سعدین و مجمع بحرین ، ج ٢، چاپ محمد شفیع ، لاهور ١٣٦٥ـ ١٣٦٨؛
(٥) عبدالله بن فتح الله غیاثی ، التاریخ الغیاثی : الفصل الخامس من سنة ٦٥٦ـ٨٩١ه / ١٢٥٨ـ١٤٨٦م ، چاپ طارق نافع حمدانی ، بغداد ١٩٧٥؛
(٦) احمدبن حسین کاتب یزدی ، تاریخ جدیدیزد ، چاپ ایرج افشار، تهران ١٣٥٧ش ؛
(٧) محمدبن خاوند شاه میرخواند، تاریخ روضة الصفا ، تهران ١٣٣٨ـ١٣٣٩ش ؛
(٨) والتر هینتس ، تشکیل دولت ملّی در ایران : حکومت آق قوینلو و ظهور دولت صفوی ، ترجمة کیکاوس جهانداری ، تهران ١٣٤٦ش .
/ منیژه ربیعی /